سه شنبه, 03 بهمن 1396  

لربلاگها و کانالهای تلگرام

  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
  کانال تلگرامی صدای ازنا / رامین دربندی ، هنرمند نامدار و با استعدادی...
  آتنا همت‌پور کودک روشندل خرم‌آبادی، عنوان ویژه جشنواره رضوی را کسب کرد....
  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
زه آسُن اَل گُدشتین شیرپیایل(از افق ها گذشتین شیرمردان مرد)وه افتوهم تنا...

مطالب اتفاقی

وضعیت-بحرانی-خودکشی-طی-سه-دهه-گذشته-در-غرب-کشور
   اردشیر بهرامی / خودکشی در ایران، در سطح ملی، یک بحران اجتماعی تلقی...
بازخوانی-عوامل-مؤثر-در-ضعف-و-زوال-زبان-های-مردم-لُر
   بهروز تاری / از بین رفتن زبان محلی می تواند پایه های تعهد و تعلق خاطر...
باباطاهر-همدانی-و-شعر-آمیخته-فارسی-لری-فارسلری
  ابراهیم خدایی / با در نظر گرفتن پراکندگی ابیات فارسلُری در دیوان کسانی...
نقدی-بر-مهر-تأیید-نماینده-خرم‌آباد-بر-فیلم-ایران-برگر
  الهام حاجی‌وند / آقاي دكتر! چگونه چشم خود را بر اعتراض موکلان‌تان...
 

از نورمحمد پاپی تا لنج و پلیسک؛ درباره واژه ها بیرون از متن قضاوت نکنیم

 

ابراهیم خدایی /

هر کسی از پیر و جوان در هر زمان و فرهنگی ممکن است کلمه ای را غلط تلفظ کند، اما معیار غلط و صحت آن از فرهنگ و زمان دیگری نمی آید، وقتی تمام کهنسالان لر از "لنج" و "صفت" و "همبرگرد" می گویند یعنی این ها در لری صحیح هستند گیرم در فرهنگ و زمان رایج ما حتی مورد تمسخر هم باشند.

 

 

ابراهیم خدایی - نشریه فرهنگی و اجتماعی لور: آقای دکتر رضوی پور مطلبی با عنوان "نقش نور محمد پاپی در خدمت به زبان و فرهنگ لر و ایران" در لور منتشر کرده و کوشیده است یک بار دیگر از کسی نام ببرد که تقریبا از یاد بسیاری از ما رفته بود و بر زخمی نمک پاشیده است که بالشخصه قبلا از نالیده ام (لینک) و آن این که فرهنگ لریاتی به کدام سمت رفته که چنین شکافی میان نسل من و نسل نورمحمد پاپی افتاده است.

در همین روزها خودم نیز یادداشتی با عنوان "نمونه های افزایش واج در واژگان لری مینجایی؛ لری کوتاه شده فارسی است یا برعکس؟" منتشر کردم و از "صفت"، "لنج"، "جلیزقه" و.. به عنوان تلفظ اصیل و صحیح برخی واژگان زبان لری سخن گفتم.

اما برخی از کامنت های زیر هر دو مطلب مذکور سخت منتقد شدند، انگیزه نگارش این یادداشت این باور من است که انتقادات زیر هر دو مطلب یک سرچشمه دارند و آن هم قضاوت کردن درباره عناصری از یک فرهنگ بدون در نظر گرفتن کلیت آن است.

آری نورمحمد پاپی هم به راستی یک تلفظ اصیل از فرهنگ ماست که همچون واژگان زبان مان چوب اتهام می خورد، درباره ی او با معیارهایی که در "فارسی اول دبستان" خوانده اند قضاوت می کنند، کتابی که او نخوانده است و معیارهایی که هرگز مجبور به مراعات آن ها نبوده است، او اول دبستان خودش و معیارهای خودش را داشته است.

قضاوت درباره زنده یاد نیرممه و واژگان هم عصرش مثل لنج و صفت و خارنج با معیارهای امروزی، پارسی و مدرسه ای رویه ی نابودگری است که سال هاست ما را از بازشناسی جایگاه حقیقی و شایسته فرهنگ خودمان دور کرده است.

نورمحمد و واژگانش یک فرهنگ بودند، دارای ساختار ها و معیارهای خاص خود بودند. برای فهم جایگاه ایشان باید درباره شان در همان بستر فرهنگی خودشان قضاوت کنیم.

در ذیل مطلب من گفته اند که کلمه "لنج" لری که در فارسی "لج" است، از ریشه عربی لجّ یلجّ آمده است و بنابراین حق با فارسی است و این تلفظ لری مینجایی غلط است! احتمالا این ها از هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز هم سخت دل آزرده اند که چرا به تیم خودشان، به زبان خودشان "تیراختور" می گویند چرا که مردم تهران تلفظ "تراکتور" را بیشتر می پسندند و مردم ما هم مصرف کنندگان چشم و گوش بسته تهران هستند!

اینک می پرسم  آیا کلمه ی "لنجو" (به معنی لج باز و لجوج) در لری غلط است؟ کارشناس پاسخگویی به این پرسش من هیچ زبان شناس یا عربی و فارسی دانی نخواهد بود، کارشناسی حق دارد بدان پاسخ بدهد که یا در آن فرهنگ زیسته باشد (مثل نسل های کهنتر لر زبان) و یا در شناخت آن فرهنگ  سال ها کوشیده و تبحر یافته باشد.

آری لر همچون یک زبان و فرهنگ ساختارمند و قدرتمند ریشه ی "لجّ یلجّ" عربی را گرفته اما در درون ساختار خود به خدمت خویش درآورده است تا از آن صیغه مبالغه "لنجو" را بسازد، زیرا نمی توانست بگوید "لجو"!

 آن هایی که لری سخن گفته اند خود استاد و علامه زندگی و سخنوری خویش بوده اند و لزومی ندیده اند از علمای صرف و نحو فارسی و عربی بپرسند یا به "فارسی اول دبستان" مراجعه کنند. اگر آن ها به واژه ی "لج" یک واج "ن" افزوده اند به خاطر ساختمان زبان و فرهنگ خودشان بوده است.

من نمی خواهم بگویم هرچه پیرمردی لُر تلفظ کرده صحیح است، هر کسی از پیر و جوان در هر زمان و فرهنگی ممکن است کلمه ای را غلط تلفظ کند، اما معیار غلط و صحت آن از فرهنگ و زمان دیگری نمی آید، وقتی تمام کهنسالان لر از "لنج" و "صفت" و "همبرگرد" می گویند یعنی این ها در لری صحیح هستند گیرم در فرهنگ و زمان رایج ما حتی مورد تمسخر هم باشند.

به همین شکل خوانش و قضاوت درباره اشعار و ترانه های نورمحمد در بستر فرهنگ زمان ما ظلم و اجحاف در حق وی و فرهنگش است. نورمحمد قطعا معصوم و بیگناه و بی اشتباه نبوده است، اما جایگاه وی را باید در بستر فرهنگی و زمانی خودش بسنجیم، در غیر این صورت بلایی بر سر سرمایه های فرهنگ و هویت ما خواهد آمد که در روزگار کنونی جز دست خالی ثروتی نخواهیم داشت.

همین قضاوت های بی رحمانه و بی محابای ما بود که صدای علی راس کمالوند، رقیب نورمحمد را سال ها پیش خاموش کرد. او را متهم به همین ابتذال ها و خلاف دین بودن کردند و وی هم مثل نورمحمد مقاومت نکرد و ترجیح داد نخواند. در مقاله ای مفصل که در مجله ی انسان شناسی (شماره 16، بهار و تابستان 1391) منتشر شده است به فرایند جهانی شدن در قالب "کردی شدن" و ملی شدن" و "فارسی شدن" موسیقی لرستان اشاره کرده ام.

درست در همان سال ها که صدای علی راس خاموش شد و نورمحمد ها از سوی نسل های جدید درس خوانده و شهر رفته لر تحقیر و محکوم شدند، در همجوار ما برادران کُردمان به واسطه ظهور پدیده ماهواره، بازار جدیدی برای موسیقی خویش یافته بودند و به شدت فعال شدند تا جایی که سرریز تولیدات کُردی به لرستان رسید و با توجه به خلأ ایجاد شده به آسانی و با کمترین هزینه جای خود را باز کرد (در این وبلاگ  از شباهت حسن زیرک و علی راس بخوانید و برخورد مردم کرد و لر با این دو را مقایسه کنید).

در آن مقاله ام گزارش های مردم نگارانه داده ام که چگونه جوانان ریش و قیچی را در عروسی های جدید لرستان به دست گرفتند و پیران و میان سالان سرچوپی گری را از دست دادند و ترجیح دادند فقط در مجلس بنشینند و از آزار دهنده بودن صدای ارگ و مسخره بودن نوع رقص های جدید گلایه کنند.

در آن مقاله سه عروسی به فاصله بیست سال مقایسه شدند، در اولی پیران و جوانان، زنان و مردان همه مشارکت داشتند و بسیار طبیعی بود که در میدان رقص تعداد پیران بیشتر از جوانان باشد، اما در عروسی سوم به ندرت پیرمرد یا میان سالی هست که در شادی های عروسی مجال مشارکت بیابد مگر برای نوعی طنازی و شوخ طبعی پیرانه.

 اینک ما باید ممنون کُردها باشیم که نگذاشتند عروسی های ما به مسیرهای دیگری برود، اگر کُردها که با ما فرهنگ مشترکی دارند، نبودند مشخص نبود امروزه چه انواع رقص و آوازی در عروسی های ما مد می شد و جوانان ما به جای جوشش و کوشش بومی خودشان ادای چه مردمی را در می آوردند.

ما باید نورمحمد ها را درست بازخوانی کنیم و تلفظ ها و قرائت های صحیح از فرهنگ خودمان را پاس بداریم تا بستر مناسب برای بازپروری دوباره چنان هنرمندان بومی در نسل جوان مان ایجاد شود. نشناختن آن فرهنگ و فضای مخصوص ما را به قضاوت نابخردانه و تحقیر ناجوانمردانه ایشان می کشاند و نهایتا همین چارچوب کمرنگ و کم جان فرهنگ لر نیز از هم می پاشد و توانمندی بازتولید خود را بیش از پیش از دست می دهد و کماکان مصرف کننده تولیدات دیگران خواهیم ماند.

:: در همین زمینه

یچیدگی و چندسویگی جریان فرهنگ در عصر جهانی شدن: نمونه موردی موسیقی مناسک عروسی در لرستان http://anthropology.ir/node/13521

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 پسر کوهستان 1392-08-17 17:21
[...غیر قابل انتشار...]
سال ها این اشعار ورد زبان عشایر ما بوده به نظر شما این اشعار ترویج فساد و فحشا نیست. خدا وکیلی انسانی که یک درصد ایمان و عقل داشته باشد از این اشعار می گوید. من خواهش می کنم این کامنت را نمایش دهید.
--------------------
ابراهیم خدایی: جناب پسر کوهستان، لطفا بیشتر درباره منظور بنده بیاندیشید. اشعاری که شما نوشته اید در کلاس اول دبستان و همچنین در سایت لور و فرهنگ امروز ما قابل انتشار نیستند. حرف من این است که باید نیرممه را در ظرف زمانی و فرهنگی خودش قضاوت کنیم.
مثال دیگری می زنم، به فرهنگ هالیوود نگاه کنید، کسانی در هالیوود جایزه های هنری می گیرند که همین اشعاری که شما نوشته اید را نه در حد زبان بلکه در عمل اجرا می کنند، برادرم آیا درست است که ما قوانین جامعه امروز خودمان را معیار قضاوت قرار دهیم و گله گله مردم هالیوود را از دم تیغ بگذارنیم؟
البته نیرممه با هالیوود زمین تا آسمان است، آن چند بیتی که شما مثال زدید در دیوان سعدی و مولوی هم وجود دارند، نمی خواهم ساحت خواننده مینجایی را با ادبای پارسی قیاس کنم اما به هر حال ما باید کلیت نیرممه را در کلیت فرهنگ لر بررسی کنیم نه اینکه یک یا چند بیت وی را خارج از متن با معیارهای امروزی خودمان نقد کنیم و حکم به فاجر و فاسد بودنش بکنیم. شما فکر کرده اید جوان های امروز ما به چه گوش می دهند؟ اشعار ساسی مانکن را شنیده اید؟
یک کلمه که در یک زبان و فرهنگ تابوست و غیر قابل انتشار است ممکن است در زبان و فرهنگ دیگری حتی مقدس باشد.
لطفا آنچه در پاسخ کدخدایی نوشته ام هم بخوانید.
سربلند باشید
 
 
#2 لرستان 1392-08-17 18:45
این جناب خدایی نمیدانم چی خوانده و زمینه تحصیلی شان چیست اما هرچه هست نگاهی بسیار واقع بینانه و علمی به مسایل فرهنگی دارند. متین می فرمایند که ما نیاید صحت یا اشتباه بودن آداب و رسوم خود را با معیار فارسی، عربی، تهرانی و غیره بسنجیم. آری: پیاله وارونه در فرهنگ لری به معنای این است که صاحب پیاله تمایلی دیگر تمایلی به خوردن چای ندارد اما همین عمل در فرهنگ عربی توهینی ناخشودنی قلمداد می شود. کدام یک درست است؟ هردو درستند. هرکدام در چارچوب فرهنگی خودشان.
 
 
#3 قلعه لور 1392-08-17 18:56
وقت آن رسیده است که ما لرها دست از تخطیه و تحقیر فرهنگ و آداب اصیل خود برداریم. به جای دست کم گرفتن و تلاش برای شبیه دیگران شدن اصل خود را جدی بگیریم. البته که هرجا سنتی مانع پیشرفتمان می شود، ناگزیر باید به جرح و تعدیل آن بپردازیم اما به آداب و سنن مفید خود بنازیم و ببالیم و بکوشیم مرعوب و مسحور دیگران نشویم.
 
 
#4 KADKHODAEE 1392-08-17 19:01
برادرچرا مغلطه میکنید شعر زیرک کجا شعر نیرممه وعلی راس کجا؛رتم و... دیم بتی ،،،به خدا ابتذال است شما استاد رحمانپور را مقایسه کن تا درشان هم باشند. در واقع آن آقایان محترم در این حد وقواره نبوده اند،ودرست مانند فیلمفارسی های زشت فقط دروصف ... زنان بوده اند وبه هیچ وجهه نماینده موسیقی بالاگریوه نیستند وراستش نظرتان یک توهین به مردم لر بالاگریوه است
------------
ابراهیم خدایی: جناب کدخدایی از نظر شما متشکرم. پاسخی که به پسرکوهستان دادم را هم بخوان. من هیچگاه ساحت ایرج و نیرممه را با هم مقایسه نکرده ام، فقط در وبلاگی از شباهت زیرک و علی راس گفته شده که می توانی از نویسنده آن توضیح بخواهی. ما بزرگانی با فعالیت های فرهنگی متفاوت داریم که اجر و قرب هر کدام جداست، قطعا برای من و شما ایرج مدرسه دیگری است اما نیرممه هم برای بخشی از فرهنگ و مردم ما جایگاه خودش را دارد.
بخش وسیعی از مردم منطقه بالاگریوه از خرم آباد و اندیمشک تا پلدختر و دورود و دیگر مناطق همجوار هنر این شخص را ستوده و پذیرفته اند، من و شما هم می توانیم نظر خودمان را داشته باشیم و محترم است اما نباید فرهنگ یک نسل را با معیارهای خودمان متهم کنیم.
ما در تاریخ مردم شناسی و انسان شناسی می خوانیم که با همین افکار بود که کشیشان اروپایی حکم به انسان نبودن!!!! سرخپوستان صادر کردند تا بهانه ای بشود برای فاتحان و کشورگشایان اسپانیایی و ...
آفریقاییان بی لباس را وحشی و میمون خواندند و سوارشان شدند.
یک کلمه که در یک زبان و فرهنگ تابوست ممکن است در زبان و فرهنگ دیگری حتی مقدس باشد.
 
 
#5 سامان فرجی 1392-08-17 20:22
ددر مورد اینکه چرا وقتی کلمه ای به لری وارد می شود تغییر شکل می دهد ، مثلا تلفن مویشود تلیفن اما در فارسی همان تلفظ بیگانه اش عینا بکار گرفته می شود قبلا چجایی ذکری کرده ام بتفصیل و مختصرش را هم در اینجا به تایید حرف خدایی (البته درباب تلفظ لغات بیگانه)می اورم و آن این است که چون پیرمردهای قدیم و ایضا برخی جوانان روستایی ما به ساختار آوایی لری وفادار هستند لذا نمیتوانند برخلاف این ساختار عمل نموده و خاصیت این ساختار این است که کلمات را می شکند از جلد اصلی خود بیرون می آورد و رنگ خودش را به آن می زند زبان عربی نیز چنین خصوصیتی دارد اما زبان فارسی از فرط ورود کلمات بیگانه بسیار سایش خورد و خاصیت یکپارچگی اش را از دست داده است .
 
 
#6 لربختیاری-مسجدسلیمان 1392-08-17 21:04
اگر پلیسک و خیلی واژه های تغییر یافته در زبان لری اشتباه هستند
مثلا" در زبان آلمانی که به فوتبال می گویند(و مینویسند) "فوسبال" پس زبان آلمانی هم غلط است! چرا چون انگلیس ها می گویند فوتبال.
و تقریبا خیلی از کلمات بین این دو زبان اروپایی و بقیه زبانهای اروپا به همین شکل متفاوت و به قول منتقدین اشتباه هستند!
 
 
#7 پسر کوهستان 1392-08-17 21:47
جناب خدایی شما از نورمحمد دارید تعریف می کنید شما بیایید یک انتقاد بکنید تا بقیه در مقام تعریف و تمجید برآیند. والله هیچ کس اصل قضیه (با همان دو لغت معروف انجام نزدیکی که شما مربوط به کتاب اول دبستان می دانید!!) را به زبان نمی آورد مگر در فیلم های مستهجن. ساسی مانکن هم ممکنه از بوس و بغل صحبت بکند ولی یک راست سر اصل قضیه که در نوارهای نورمحمد موج می زند نمی روند. من هم میام کلمه بورهیل را در میان اشعار مستهجن می گنجانم و می خوانم. آیا چون از لغت قدیمی هیل استفاده کرده ام شایسته تعریف و تمجیدم؟ به نظر شما با این کار تعریف و تمجید راه تکرار چنین اشتباهاتی باز نمی شود؟ ما حدود 1400 سال مسلمانیم و به گواه تاریخ قبل از آن هم خداپرست بوده ایم و ابتذال این چنین در میانمان رایج نبوده مگر در خفا. انسان خودش بدون ساز می رقصد و به دنبال میل جنسی کشیده می شود حالا بیا و در دهل هم بکوب وضع چه خواهد شد!
 
 
#8 هیچ کس 1392-08-18 07:58
جناب خدایی واقعیت تلخ است.حالا هرجور که میخواهی بازگویش کن.
میدانم پیامم طولانی می شوداما درد دل بسیار است و ...
اما خدمت دوست عزیز جناب کدخدایی،در بحثهای بومی و خودشناسانه زیباتر میبود و محترمانه تر و مودبانه تر اگر دست کم نام خود را با حروف لاتین نمی نوشتید.مرا ببخشید به جهت این گستاخی، میدانم که این خواهش من ربطی به نوشته شما نداشت و فقط نوعی ترور شخصیت بود؛و با توجه به شناختی که از شما دارم مطمئنم معنای ترور شخصیت را به خوبی می دانید.
ترور شخصیت را شاید بتوان تلاشی مذموم از طرف فرد یا افرادی ناتوان و حسود برای از نظر انداختن و یا به کنج عزلت و حاشیه راندن فرد یا افرادی موفق دانست،برای باز کردن جایی پای خود و یافتن فرصت مطرح شدن خود؛ البته خودی که بی هنرست و ناتوان و پرهیاهو.
مبتذل خواندن آثار هنرمندان گذشته از جنس همین ترورها بوده و هست.چرا؟
 
 
#9 هیچ کس 1392-08-18 08:08
چون برخی سیارکهای بی نور را عرصه خودنمایی در آسمانی با این همه خورشید نیست.
اما آقای کدخدایی؛ همه چیز با دستکاری گذشته و وارونه و سیاه نمایاندن آن پاک نمیشود. مگر کسی میتواند با تغییر نام شناسنامه ای پدر خود، خاطرات و حافظه مردمان جامعه را درباره وی تغییر دهد؟
نه جانم نمیشود.
مگر حسودان دورانش، خیام را در زمان خودش سرزنش و ملامت به میخوارگی و... ابتذال و حتی کفر نکردند؟
مگر حسودان دورانش، ابن سینا را محکوم به کفر نکردند؟
مگر بارها باباطاهر را به خاطر زبان ساده و عامه فهمش که برای بیان مفاهیم بلند استفاده میکرد محکوم به بی دانشی نکردند؟
و...
 
 
#10 هیچ کس 1392-08-18 08:19
یادتان باشد هر عصری اقتضای خودش را دارد و آدمها و به تبع آن هنرمندان نیز زاییده مقتضیات جامعه و عصر خویشند.پس باید هر کسی را در ضرف زمان و مکان خودش سنجید و نقد کرد.
مگر در همین اروپا گالیله را برای بیان بی پرده حقیقت تا سر حد مرگ شکنجه ندادند؟
معنی ابتذال اینست: دائم‌بکاربردن وکهنه‌کردن‌چیزی , خوارکردن, بسیارصرف کردن‌چیزی , بی‌قدری وپستی وکهنگی، بسیار صرف کردن چیزی بحدی که ارزش آن کاسته شود.
معیار ادب، بر زبان راندن یا نراندن چند کلمه نیست.
اگر امثال نیرممه به جرم بر زبان راندن واقعیات زندگی روزمره مبتذل و هنرشان ابتذال است، پس وای بر مجسمه های لخت و عور و عریان ساخته دست میکلانژ و امثالهم.
حسن زیرک به جز رسانه و همتبارانی خو شناس و خودپرست چیزی افزونتر از نیرممه و مومه و علاالدین و سقایی و حسینخانی و قورچ علی و غلام قولدرر و ایرج و ... ندارد.
 
 
#11 هیچ کس 1392-08-18 08:29
حسن زیرک؛ مردمانی باهوش و خودشناس دارد که نام خد را به خط و زبان خود مینویسند و هیچ هنرمند بیگانه ای را حتی به خاطر نزدیک بودن فرهنگش بر وی افضل نمیدانند.
زیرک؛ طرفدارانی زیرک دارد که سامری گونه،از وی بتی میسازند تا از خودبیگانگان بر او سجده آورند.
Mr .KADKHODAEE
یا به زبان عامیانه و کودکانه خودمان فرزی
میشناسمت و میشناسیم،میدانم دغدغه زبان و فرهنگ مردمانمان را دارید.گرچه مخاطب سخنم به ظاهر شما بودید، اما شما در بودید و دیوارهایی که باید بشنوند آنانی هستند که خود را به باده فرهنگهایی دیگر وا نهاده اند.
سخن به درازا کشید، گزیده میگویم
یادتان باشد هنر، برهنه نمایاندن واقعیات است نه برهنگی.
معنای برهنگی در هنر با ابتذال و فساد متفاوت است و ما این را نمی دانیم...
 
 
#12 نام محفوظ 1392-08-18 08:36
وه نظرم ار ای بندنه چنی اصلاح بکی بئتره:

بند اصلی:
من نمی خواهم بگویم هرچه پیرمردی لُر تلفظ کرده صحیح است، هر کسی از پیر و جوان در هر زمان و ف.....

بند اصلاحی:
من نمی خواهم بگویم هرچه پیرمردی لُر تلفظ کرده به مانند زبان اصلی آن واژه است، هر کسی از پیر و جوان در هر زمان و فرهنگی ممکن است کلمه ای را دیگرگونه تلفظ کند، اما معیار دیگرگونه و صحت آن از فرهنگ و زمان دیگری نمی آید، وقتی تمام کهنسالان لر از "لنج" و "صفت" و "همبرگرد" می گویند یعنی این ها از هر زبانی که آمده اند در شکل لری شده خود اینگونه اند، گیرم در فرهنگ و زمان رایج ما حتی مورد تمسخر هم باشند.برای نمونه واژه فرانسوی "merci" که در فارسی بجای "مقسی" فرانسوی "مرسی" گفته میشود.
 
 
#13 میرزایی رشنو 1392-08-18 10:12
سلام جناب دکتر خدایی مطالبتون بسیار جالب هستند ممنون از زحمات بی دریغتان.
 
 
#14 میرهاشمی 1392-08-18 11:01
قبل از هرچیز به قلم نازنین برادران خدایی بوسه می زنم که نشان درک عمیق انها از هویت قومی ماست.اما بعد متاسفانه زبان لری در دهه اخیر بخاطر درک نادرست برخی گویشوران یکی از مهمترین شاخصه های خود را از دست داده(یا دارد می دهد)این شاخصه همانا زایایی ان است
 
 
#15 میرهاشمی 1392-08-18 11:07
قبلا در میان لرها برای واژه ها ی جدید یا معادلی وضع می شد یا اصل واژه را طوری تغییر می دادند که برای زبان مادر قابل فهم نبود ویک واژه لری حساب میشد.این از ویژگی زبانهای قوی است که کلمات را عینا" نمی پذیرند بلکه انها را مطابق قواعد خودهماهنگ می کنند.مثلا درکلمات وارده از فارسی وعربی به لری او تبدیل به ای میشده است:روی:ری-دور: دیر-پوک:پیک یا مثلا اب اخر کلمات به او تبدیل می شد:کتاب:کتاو-تب دیل ب به و وخ به ح هم همینطور.متاسفان ه امروزه به علت اینکه برخی افرادنااگاه کسرشان خود می دانند این تغییر وزایش دارد ازبین می رود
 
 
#16 میرهاشمی 1392-08-18 11:08
فراموش نکنیم اگر فارسی این توان را داشت که هرواژه بیگانه را دقیقا به شکل مبدا نمی پذیرفت الان چنین زیرسیطه عربی وترکی نبود وچنین گستره نفوذش محدودبه کویر ایران وشمال افغانستان نمی گشت....
 
 
#17 میرهاشمی 1392-08-18 11:16
یک جزیی انتقاد هم به برادر کدخدایی دارم که گفتند نیرممه در حدی نیست که با زیرک مقایسه شود:برادرنورمحم د پاپی اغازگر یک حرکت در موسیقی لری بود او حکایتهای عاشقانه یا پنداموز را درقالب مثنوی های طولانی لری همراه با اهنگ وارد موسیقی ماکردبعدازاو دهها خواننده حتی ازلکزبانان (کمالوند-کائیدی -خدارسو-علیراس- علیرم-نعمت کمالوند و...)راه اورادنبال کردند.زیرک هم همین کاررادرکردی سورانی کرد.اگر بحث اخلاقیات باشد هم شما باید وصیت معروف زیرک را شنیده باشد:همان شکستن شیشه شراب سر قبرش پس از مرگش و...پس او هم اگر سختگیرانه نگاه کنیم...
 
 
#18 کدخودایی 1392-08-18 14:02
باسپاس از دوستان عزیز،البته میپذیرم که نباید از دید امروز گذشته را نگاه کرد ولی شما را ارجاع میدهم به آهنگ نوروز زیرک ؛یه جه شنئ تازه ئ کوردانه: زیرک با زیرکی دران دوران خفقان نوروز را جشن کوردی میخواندواهداف اجتماعی وسیاسی دارد این شعر باید با دسمئ بئیر ایرج خان مقایسه شود نه با شعر له کرچش کالی و..،منظور از نقد بنده نه خواننده های عزیز بلکه نوع نگاه به انهااست،به هر حال بهتر بود در احوالاتشان بدون مقایسه فقط تاریخ نگاری میشدنه نتیجه گیری ،هرچند یادبد کردن خودش بدترین حمله است
 
 
#19 لر ایلامی 1392-08-19 07:40
برخی دوستان اشعار آقای نورمحمد را که در وصف زیبایی هایی که خدا آفریده را بسیار نامناسب معنی می کنند.دوستان این اشعار که مربوط به زمان خودش بوده هیچ حقی از کسی ضایع نکرده و شاید عده ای را هم خوشحال و خندان کرده است .هر چیزی زمان و مکان خودش را دارد ترانه ها و فیلم فارسی های چند دهه گذشته را بسیاری هم اکنون تعریف و تمجید می کنند .آقای نور محمد هم فرزند زمان خود بوده است.
 
 
#20 لر ایلامی 1392-08-19 09:31
با سلام به آقای کدخودایی
آقای حسن زیرک ترانه های به مراتب بسیار مستهجن تر از آقای نور محمد دارد (ممکه بگرم و هلپرکه)-خواهشا مقایسه نکنیم هر چیز سرجای خودش باشه بهتره کسی را با کسی آنهم مردگان مقایسه نکنیم .در این مقاله ننوشته که آقای نورمحمد پاک ومعصوم بوده .به هر حال ایشان یک هنری داشته به روش خود.این مقاله خواسته یادی از این آقا داشته باشه وسلام .
 
 
#21 بختیاری نژاد 1392-08-19 17:30
سلام .جناب آقای دکتر خدایی به نظر من در حالی که مناطق لر نشین در حال حاضر از بیکاری وعدم توسعه رنج می برند و از نمایندگان و مدیران منطقه ای هم تا کنون کاری جز خود نمایی و عوام فریبی و ظاهر سازی نیامده واستانهای لرنشین در همه زمینه ها عقب تر از سایر مناطق هستند پیش کشیدن اینگونه مباحث دردی را دوا نمی کنند .
 
 
#22 كر لر 1392-09-06 11:16
چرا بايد نيمه خالي ليوانو نگاه كنيم چرا به نوارهاي از نورمحمد كه درباره ي طبيعت لرستان، اثار باستاني لرستان و بقيه جاها است نگاه نكنيم چون بعضي از شعراش نا مناسبن از لحاظ اخلاقي، ما نبايد اثار زيباي ديگرش را فراموش كنيم.
 
 
#23 حاجی محمد عزیزی 1392-09-22 21:00
من واقعا از صمیم قلب متاسف هستم که خوانندگان بزرگ لرستان نظیر (نورمحمد پاپی علی راس کمالوند خدارسان کاویانی جمعه کایید)در کمال بی توجهی از دست رفتند .و آثار هنری شان کم کم به دست فراموشی سپرده شدند.مسئولان و کسانی که مسبب این قضایا بودند باید جوابگوی هنر و فرهنگ مردم لرستان باشند
 
 
#24 امیر 1393-02-10 02:29
سلام
تا جوون بودم نورمحمد و ... را مایه خنده دونسته و بهونه ای بود برای سر بسر گذاشتن پیرمردای فامیل و بزرگترها .اما...
بد یاخوب(که خوب) این موسیقی جزیی از فرهنگ و هنر لرها(ی لرستان ) و الحق جز سره ترین وبکرترین هاست؛حالا بپذیریم یا نپذیریم.
من بالشخصه شعر نامناسب یا غیراخلاقی تو اون نمی بینم. اگه کمی با فرهنگ عشایری لرها اشنا باشید می بینید به راحتی در جمع همسایه و دوستان (بخصوص پا به سن گذاشته ها )شوخیها و متلکهای جنسی استفاده میکنن؛ حتی در حضور خانواده ها و اصلا قباحتی حس نمیشه.
 
 
#25 امیر 1393-02-10 02:31
دوستان لور
آیا مرجعی البته بهتره بگیم شخصی تا حالا برای جمع اوری و تدوین آثار ایندستی لری کاری کرده؟
---------------
لور: تا جایی که ما اطلاع داریم کسی درباره نورمحمد پاپی اقدام به چنین پژوهشی نکرده است.
 

«لک» نام مجموعه طوایف لُر ساکن در همدان و مرکزی و قم بوده است

 

عیسی قائدرحمت /

منابع نشان می دهند که نام «لک» برای چند طایفه ساکن قلمرو عراق عجم و علیشکر استفاده می شده و نباید آن را با کاربرد امروزین این واژه که شامل مردم هرو، دلفان ... 

در سفرنامه های ایرانیان، تا پیش از مشروطه، از نام لک برای مردم لرستان استفاده نشده است

 

عیسی قائدرحمت / 

تا دوره مشروطه سیاحان ایرانی، همه ی مردم شمال و جنوب لرستان را به نام "لر فیلی" می شناختند از زمان مشروطه به بعد، آرام آرام نام لک برای زبان یا مجموعه طوایف سلسله ودلفان به کار برده شد.

کورش قانون یکسان و فرهنگ ثابتی را به ملل مختلف تحمیل نمی کرد

 

علی باجلان /

در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی صورت میگیرد و فرهنگ غالب سعی در حذف و هضم خرده فرهنگ ها و فرهنگ و هویت اقوام را دارد باید روز کورش ...

کریستف کلمب باشیم اما کشفیات مان در حدّ «شباهت دو کلمه» نباشد / آیا در قفقاز، پاکستان و اندونزی لر داریم؟

 

ابراهیم خدایی /

در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی و لری داریم  وجود دارند و در تمام این زبان ها نیز این امکان وجود دارد که دو حرف لام و راء و کاف و... کنار همدیگر قرار بگیرند ...

پیشنهاد مکان یابی مرکز سیماشکی عیلامی در خرم آباد

 

دکتر محمد بهرامی /

احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین قلعه فلک الافلاک یافت شده، همان سیماش مورد اشارۀ سارگون آشوری است که در کنار سایت های باستانی درّه همچون تپه ماسور، تپه دارایی و تپه زاهدشیر ..

صدا و سیما، صدای مردم لُر را بشنود!

 

لهراسب قلی پور لوایی /

لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده و قابلیت دفاع از خود را هم دارد، برای امیال آقای کمال تبریزی٬ و چند میلیارد هزینه ای که خرج « دشنام فیلم» به بختیاری کرده است به صحنه نیاوریدش!

لک داغستان با لک لرستان ارتباطی ندارد / «اسم های مشابه» میان همه فرهنگ ها و مناطق جهان وجود دارد!

 

عیسی قائدرحمت/

خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک و لاک، سگوند و سکا، بختیاری و باکتریا، کاسیان و کاسی و غیره دامن گیر لرستان شناسی شده است. لک ها یا لاک های داغستان ...

مخالفت شوراى علمى بازبينى با پخش سريال «سرزمين مادرى» / لزوم اعاده حیثیت از سردار اسعد بختیاری

 

مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه تنها کار پیش نرفته بلکه دردسرهای تازه ای نیز ...

سرزمین کهن و امکان گشودن گره ای که در دست صدا وسیماست

 

سامان فرجی بیرگانی /

در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین کهن و غیره، همیشه ما مردم لُر باید  کوتاه بیاییم و همیشه نمی شود کاری کرد، چون خیلی برایشان هزینه شده!!!

فوتبال؛ ابزاری برای هویت خواهی جامعه لر

 

ابوالفضل بابادی شوراب/ 

تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ، خیبر خرم آباد و شهرداری یاسوج و....با همه بضاعت شان نتوانستند روزهای خوب فوتبال خود را حفظ کنند.

دالالا; اثری نو از حسین حسن زاده رهدار

 

 حسین حسین زاده رهدار /
دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا بتوانند کودکان خود را از ابتدا با زبان لری  آشنا کنند.

روز پزشک و یادی از پزشک افسانه ای لرستان

 

 رضا فرهادی /
 جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با افسانه های  قهرمانان دارد، اما افسانه ای که در عین غیر قابل باور بودن حقیقت دارد، و این حقیقت ...

ایرج خوانی، نماد درخشان بومیابی در شعر و موسیقی لرستان

 

 ابراهیم خدایی /
نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی با بیشتر هنرمندان محلّی لرستان ندارد، او مخاطب خویش را نه یک فرهنگ سنتی که یک «هویت قومی» مُدرن می داند.

لرستان و شبح امیر احمدی

 

 دکتر روزبه کلانتری /
 چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی امیراحمدی در حال ویرانی است؛  همان صیادی که آشیان‌های امن و گرم بسیاری را در لُرستان بر باد داد ...

قوم لُر بختیاری و شاخه های درخت تنومند و ریشه دار هویت لُریاتی

 

ابوالفضل بابادی شوراب/

بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و چادر نشین عبور کرده و هویت روستایی و‌ شهری گرفته اند، عنوان ایل بختیاری زیبنده این اجتماع از لرتباران نیست ...

حماسه قلعه گلاب و غریبانگی دختران لر

 

 حمید لطفی /
در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان می جنگند و آنگاه  که پای حیثیت و آبرویشان در میان باشد از جان میگذرند و دختران قلعه گلاب چنین بودند ...

زاده ی تهران، متولد لرستان / گذری کوتاه بر لرهای هداوند استان تهران

 

 مهدی محرابی /
تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار لُر خواندن خود است. با اینکه شاید حتی برخی از آنها نه تنها قادر به تکلم به زبان لری نیستند بلکه آن را متوجه هم نمیشوند!

 

تازه ها

سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و اجتماعی لُر و مدیر سامانه 137 کلان شهر...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر باز کرد.متن خبر؛نخستین نیروگاه آبی کشور...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به یازدهمین جشنواره شعر منطقه ای «تمدار بیت» ویژه...
زبان-لکی-از-سوی-لرستان-ثبت-ملی-شد  زبان لکی در فهرست ملی میراث‌ ناملموس قرار گرفت. به‌گزارش میراث‌آریا، کمیته ثبت‌ملی میراث‌ناملموس دیروز...
دانلود-کتاب-متن-های-ادبی-لری-مینجایی  کتاب " متن های ادبی لری مینجایی " اولین کتاب به نثر روان لُری می باشد که توسط مصطفی باقرزاده نویسنده جوان...

لکی

  هنی هم یه گِل سر بارئو دیارکدخدا مردون ، شیر لر تبارهماورد یل شهنامه...
مه بیمارم گنه حالم بپرسین؟حوالی ئی درمالم بپرسین؟منی نه تادمامردن...

بختیاری

«-دَم-دَمِ-صُو-»
    دَس وُ لَو قُلف وِ یَک  آرمونا لَوٍ گور  مُو هِدُم چی...
شعر-کارون-به-زوون-لری-بختیاری
  کارون ! تو دونی خوزیا نون کور نیدِن تا چه رسه ، اَوکوری و ُ رُ نون...

جنوبی

اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
خین-جگر
چه ایخوم سروسامون بگرم، سرنیسی             بال و پر، تا دمِ دالون بگرم، پر...

مینجایی

  سکندر ور پات , دولا بیهغرورش و دس تو آلا بیه د خرمآوه تا بختیاری...
باید قلم آورده و در خون جگر زدیکبار دگر دست به یک خلق اثر زدبا قوم لرم در...