سه شنبه, 28 شهریور 1396  

لربلاگها و کانالهای تلگرام

  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
  کانال تلگرامی صدای ازنا / رامین دربندی ، هنرمند نامدار و با استعدادی...
  آتنا همت‌پور کودک روشندل خرم‌آبادی، عنوان ویژه جشنواره رضوی را کسب کرد....
  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
زه آسُن اَل گُدشتین شیرپیایل(از افق ها گذشتین شیرمردان مرد)وه افتوهم تنا...

مطالب اتفاقی

دومین-بررسی-سیر-تحول-همایش-ادبیات-بومی-در-لرستان؛-کله-باد،-برگزار-شد-گزارش-تصویری
  در این دوره از همایش کله باد، از زحمات استاد علی مردان عسکری عالم، به...
دکتر-مندنی-پور-و-چماق-لری-بزرگواری
از یک روحانی و سید اولاد پیغمبر و نماینده مردم، آن هم مردمی که مطالبات...
درد-نامه-پدر-ستیا-نوزاد-بختیاری-که-به-علت-خالی-بودن-کپسول-اکسیژن-در-راه-اعزام-از-ايذه-به-اهواز،‌-درگذشت
  تقدیم به روح پاک همه ی کودکان سرزمینم که به خاطر نبود حداقل امکانات...
یک-کارگردان-تئاتر-کودکان-می-تواند-حماسه-علی-مردان-خان-بختیاری-را-روایت-کند؟
   سید عبدالستار ماندگار  / این مطلب هشداری است به عوامل تهیه سریال و...
مشکل-اساسی-تر-لرها-هویت-است-نه-فقر
  نمی توان این تسلسل منطقی را زیر سوال برد که حتما فقر زمینه ساز تحقیر و...
 

احزاب و طوایف نباشند دنیا به کام پوپولیسم خواهد بود / نگاهی به پدیده انتخابات در مناطق لرنشین

 

ابراهیم خدایی /

این چنین فضایی بهترین آب گل آلود برای «بازیگران» خواهد بود، بازیگرانی که استادِ ایفای نقشی هستند که با واقعیت ایشان فرسنگ ها فاصله دارد، بهترین متن را آماده می کنند بدون آن که واقعا حرف های خودشان باشد، خوشگل ترین سخنان را ...

 

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه تهران): جامعه ترکیبی از انسان هاست که هرکدام ضمن داشتن هویت فردی خود، با عضویت در گروه ها صاحب هویت اجتماعی نیز می شوند، وجود هویت اجتماعی برای انسان به قدری اهمیت دارد که می توان ضرورت آن را به ضرورت آب برای ماهی تشبیه کرد؛ اگر ماهی بیرون از آب غیر از «ماهی مُرده» نمی تواند باشد انسان نیز بدون هویت اجتماعی حتی از همان «هویت فردی» نیز برخوردار نخواهد بود.

بنابراین تمام انسان ها، حتما دارای هویت اجتماعی  و بلکه شبکه ای در هم تنیده از هویت های اجتماعی گوناگون هستند، مساله آنجاست که این شبکه هویت های اجتماعی چه کیفیتی داشته باشد و چه امکانات یا محدودیت هایی برای زیستن در اختیار وی قرار می دهد، طبیعی است عضویت در برخی گروه های اجتماع مزیت ها و امکانات مناسب تری برای دست یابی به سطحی از رضایت و خوشبختی در اختیار او قرار می دهد، در عین حال طرد شدن از این  گروه ها و یا عضویت در برخی گروه های دیگر ممکن است مزیت کمتری و یا حتی محدودیت هایی برای وی به بار بیاورد. در اصطلاح جامعه شناختی، نوع عضویت ما در گروه های مختلف اجتماعی تعیین کننده «سرمایه اجتماعی» ماست و همین سرمایه اجتماعی است که در تعامل و داد و ستد با سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و امثال آن ما را در دست یافتن به آرمان ها و اهدافمان یاری می کند.

به عنوان مثال همه ی ما با داشتن شهروندی جمهوری اسلامی ایران، دارای هویت اجتماعی ملی هستیم، این هویت ضمن اهمیت و ارزش بالای آن، آن قدر کُلی و کلان است که به خودی خود نمی تواند برای تولید سرمایه اجتماعی مورد نیاز کافی باشد، به عبارت دیگر ما غیر از عضویت در اجتماع ملی لازم است در گروه های متعدد کوچک تر و بسیار کوچک تر نیز عضویت داشته باشیم تا پیوند اجتماعی مفید و کارآمدی داشته باشیم، اگر پیوندهای ما در اجتماعات کوچک تر از سطح ملی نباشند همکاری ها، رقابت ها و تعامل های ناچیزی خواهیم داشت.

در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... هواداری از احزاب، پیروی اتحادیه ها، علاقه به باشگاه های فوتبال، وفاداری به کلوب ها و سازمان های مردم نهاد (سمن=NGO)، شراکت های اقتصادی و امثال آن نمونه هایی از همبستگی های اجتماعی در جوامع مدرن هستند که به تولید سرمایه اجتماعی منجر می شوند.

در عوض، در جامعه سنتی روابط هم خونی و هم تباری (خانواده ها و طوایف)، هم فرهنگی و همزبانی (اقوام)، همسایگی (هم محله ای، همشهری و هم استانی) و امثال آن زمینه های تولید انواع هویت های اجتماعی و به دنبال آن سرمایه های اجتماعی هستند.

یک مساله اجتماعی در جوامعی مثل ایران و مخصوصا استان ها و مناطقی همچون لرستانات این است که مدرنیته عرصه را بر هویت های اجتماعی سنتی تنگ می کند، طوایف، اقوام و همشهری ها در میان ارزش های مدرن جامعه جدید جایگاه چندان محترمی نمی یابند، اما این جوامع  در دست یافتن به انواع مدرن هویت اجتماعی نیز ناکام می مانند، نتیجه فقدان پیوندهای اجتماعی محکم، زمینه های همکاری و مشارکت مناسب و نهایتا سرمایه اجتماعی لازم برای دست یافتن به توسعه است.

احزاب ناپایدار، ورزشگاه های خالی از هوادار، سمن های ناموفق و ناکارآمد، شراکت های زیان ده وهمکاری های ناقص و اختلاف برانگیز پدیده های کاملا رایج در کشورهایی است که میان سنت و مدرنیته آویزان مانده اند!

راه حل فوری و کُشنده روشنفکران چنین جامعه ای برای خلاصی از بافت سنتی و تشکیل بافت مدرن، نابودکردن هویت های اجتماعی سنتی و در واقع به هدر دادن سرمایه های اجتماعی کُهن جامعه به شوق دست یافتن به هویت های اجتماعی مدرن است، نسخه ای که روشنفکری ایرانی حداقل از زمان انقلاب مشروطه تا کنون، با ولع در پی عملیاتی کردن آن بوده اما کمتر توفیقی به دست آورده است. این تلاش اگر هم توفیقی به دست آورده است فقط در مرحله نخست آن (یعنی تضعیف هویت های اجتماعی سنّتی) بوده، و هنوز که هنوز است احزاب، سمن ها، باشگاه ها و دیگر اشکال اجتماع مدرن تولد نیافته اند.

اما حالا شاید سراب مدرنیته بخش زیادی از جذابیت و فریبندی خود را برای ما از دست داده باشد، اکنون شاید زمان آن باشد که به بازخوانی آن نسخه ساده و راه حلّ پیش پا افتاده بپردازیم، شاید زمان آن باشد که از خود بپرسیم چه ضرورتی دارد  پیش از ساختن پُل جدید و مدرن روی رودخانه، کمتر در خراب کردن همان پُل های قدیمی و فرسوده تعجیل کنیم؟ به هر حال جریان آب هرگز با ما همکاری لازم را نخواهد داشت، رودخانه متوقف نمی شود و ما مجبوریم روزانه نیازمند پُل باشیم، ولو همان پُل قدیمی و فرسوده.

من در پایان نامه کارشناسی ارشدم به موضوع هویت و فوتبال پرداخته ام، آن جا به این نتیجه رسیدم که یکی از راه های پُر کردن ورزشگاه های ایران، که اکنون سال هاست جاذبه خود را برای مردم از دست داده است، حمایت از باشگاه های قومی همچون تراکتورسازی تبریز و گهر دورود و شهرستانی همچون ملوان بندرانزلی و پدیده مشهد است، زیرا دوگانه مدرن پرسپولیس و استقلال فقط برای بخشی از اقشار جامعه جذابیت دارد، این در حالی است که تیم گهر دورود لرستان در فصلی که در لیگ برتر بازی کرد، با وجود نتایج ورزشی بد و نمایش فوتبالی ضعیفش، پای مردمی را به ورزشگاه آزادی تهران کشاند که شاید هرگز حاضر نباشند برای تیم دیگری مرارت حضور در آن ورزشگاه و استادیوم های دیگر را تحمل کنند!

اینک سخن از یک عرصه اجتماعی متفاوت است، اما مشکل اصلی کماکان همان مشارکت مردم و نوع و کیفیت آن است؛ عرصه ی انتخابات!

در صحنه ی انتخابات، هر چند سال یک بار،  روشنفکران و فعالان اجتماعی و سیاسی لُر بر همان طبل حالا دیگر قدیمی و پاره پاره می کوبند که مشکلات ما به نمایندگان مان بر می گردند و مشکلات نمایندگان ما به شیوه انتخابشان بر می گردد و مشکل شیوه انتخابشان هم به مساله طایفه گرایی و محله گرایی، رقابت های بین شهری و دیگر انواع هویت های اجتماعی سنتی بر می گردد.

نکته ای که کاشفان این دردِ لاعلاج بدان پاسخ نمی دهند این است که آیا برای عوارض داروی تجویزی خود، که همانا از بین بردن سرمایه های اجتماعی موجود، بدون ایجاد هیچ گونه سرمایه جایگزین است، فکر کرده اند؟

در این روزها با نزدیک شدن ایام انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی، بازهم زمزمه ها در نکوهش فعالیت (به زعم مدعیان) مخرّب طوایف و دیگر هویت های اجتماعی سنتی (مثلا رقابت دورودی / ازنایی یا الشتری/نورآبادی) بالاست، در این مُقال بنده از کارآمدی و جنبه های مثبت این هویت های سنتی، که گاه اکسیر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعه ماست سخنی نخواهم گفت، پرسشی که دارم این است که به فرض مُحال، با کنار رفتن طوایف از انتخابات مجلس چه معیارهایی برجسته می شوند و چه ائتلاف هایی برنده خواهند شد؟

به نظر من، به طور کلی سه فضا برای مشارکت عموم مردم در انتخابات متصور است؛ احزاب، طوایف (و دیگر هویت های سنتی) و پوپولیسم.

احزاب

احزاب لرستان کدام هستند؟ نشانی دفاترشان چیست؟ جلسات شان کجا برگزار می شود؟ کُنگره سالانه آن ها آخرین بار کی برگزار شد؟ تریبون آن ها و افراد شاخص شان کدامند؟

من به عنوان یک رأی دهنده، نه فقط در لُرستان، که در سطح کشور، هیچ حزبی که استاندارد های مورد نیاز فعالیت حزبی را داشته باشد سُراغ ندارم، مدعیان فعالیت حزبی، از این پدیده اجتماعی مُدرن هیچ نشانی جز تکه کاغذی به عنوان مُجوز از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، چیزی در چنته ندارند، سابقه پیوستن به چنین تشکیلاتی در تاریخ معاصر ایران قابل اتکاء نیست، حزبی که فاقد تاریخچه، مرامنامه روشن، برنامه مشخص، رهبران و اعضای وفادار و امثال آن باشد در حقیقت جز بازیچه ای در دست همان هویت های سنتی و یا پوپولیسم نخواهد بود.

بنده شخصا اگر گرایش های سیاسی مورد نظرم را در احزاب موجود می دیدم و یا حق تأسیس حزب، به معنی دُرُست آن، داشتم حتما مشارکتم را در انتخابات در قالب یک حزب به انجام می رساندم.

طوایف

گزینه دیگری که من با توجه به عضویتم در آن ها می توانم به نتیجه برسم که در فلان عرصه سیاسی چه کُنشی داشته باشم و در انتخابات پیش رو چه به چه کسی رأی بدهم طوایف و دیگر انواع هویت اجتماعی سنتی هستند، نگاه طایفه ای به انتخابات، در کنار آسیبی که به شایسته سالاری می زند، این مزیت را دارد که می تواند بخشی از هویت اجتماعی کاندیداها را روشن کند، مثلا می توان حدس زد با انتخاب شدن فردی از طایفه الف، احتمالا مدیران منصوب وی چه خصوصیت ها و جایگاه های اجتماعی خواهند داشت، چه رویکردی را در برخورد با مسایل برخواهند گزید، به چه مسایلی در سطح شهر و استان و امثال آن توجه خواهند کرد، کدام محلات یا کدام شهرها بیشتر مورد توجه خواهند بود، لذا من با درنظر گرفتن تمایلات، مشکلات و عضویت هایم در جامعه، با در نظر گرفتن منافع خودم، اطرافیان، محله یا شهرم تا حدّی دلایلی برای انتخاب کردن «فلانی» خواهم داشت.

اطرافیان کاندیدای طایفه ای نیز معمولا همچون خودش جایگاه مشخص و روشنی در میان مردم دارند، این افراد از درون خود جامعه هستند، دستشان خیلی زود برای مردم و رقیبان رو می شود، در صورت تخلف یا عمل نکردن به وعده ها، نه فقط خود کاندیدا، بلکه اطرافیان، اقوام و حتی طایفه ایشان زیر سوال می رود و برای انتقاد در دسترس هستند.

پوپولیسم

در شرایطی که هیچ یک از هویت های اجتماعی مدرن یا سنتی نتوانند انتخاب را برای رأی دهنده تسهیل کُنند او بر چه اساسی انتخاب خود را خواهد کرد و این شیوه انتخاب چه تجارب و پیامدهایی در تاریخ معاصر کشورمان داشته است؟

وقتی پُل قدیمی روی رودخانه را خراب کنیم و پُل جدید و مطمئنی هم نساخته باشیم، برای عبور ناگزیر از این رود خروشان چه راهی می ماند غیر از کندن کفش ها، تا کردن پاچه شلوار و عبور از رودخانه به بدترین شکل ممکن؟

مردمی که سرمایه ها اجتماعی، یعنی همان هویت های اجتماعی سنتی خود را از دست داده اند و در دست یابی به هویت های مدرن هم نا کام مانده اند، چه در دست خواهند داشت؟ مشارکت بدون سرمایه در این بازار مکاره چه تفاوتی با گدایی خواهد داشت؟

هم اکنون راه حلی که فعالان سیاسی لُر ارائه می کنند بسیار ابتدایی و کاملا پوپولیستی است، آن ها می گویند: حرف های کاندیداها را بشنوید، آن ها را ببینید (و بدون توجه به هویت اجتماعی آن ها) آن که شایسته تر است را برگزینید!

رأی دهندگان چه خواهند کرد؟ به شرط آن که برای آراء خویش اهمیت قایل باشند وقت زیادی می گذارند و فرضا در شهری مثل خرم آباد از میان دو جین کاندیدا، حداکثر پای سخنرانی ده تا از آن ها می نشینند (در این صورت با رأی دهندگان حرفه ای رو به رو خواهیم بود، عموم اقشار رأی دهنده هیچگاه این قدر وقت و انرژی صرف انتخابات نمی کنند)، در این سخنرانی ها چقدر می توان امیدوار بود که «شایسته» شناخته شود؟ آیا این چنین فضایی بهترین آب گل آلود برای «بازیگران» نخواهد بود؟

بازیگرانی که استادِ ایفای نقشی هستند که با واقعیت ایشان فرسنگ ها فاصله دارد، بهترین متن را آماده می کنند بدون آن که واقعا حرف های خودشان باشد، خوشگل ترین سخنان را گرد می آورند، لحن های نیکو را تمرین می کنند و در سخنرانی خود دل ها را می ربایند.

 بدون شک نتیجه این مقاله لزوم تقویت رویکرد طایفه ای به انتخابات نخواهد بود، بلکه اصرار نویسنده آن است که دغدغه مندان جامعه ی ما درد را درست تشخیص دهند و بر درمان صحیح آن اصرار ورزند. رویکرد طایفه ای به انتخابات اگر قابل دفاع نباشد، کارنامه اش از رویکرد پوپولیستیِ بی هویت که به نام شایسته سالاری، مردم فریبی را پیشه خود کرده بدتر نیست.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 اردشیر بهرامی 1394-02-08 12:29
جناب آقای دکتر خدایی از مقاله ارزشمند شما بسیار ممنونیم
بحثی که نباید به سادگی از آن بگذریم بحث شیوه انتخاب نماینده در بین جامعه ای که دارای هویت های چند گانه طایفه ای و مکانی است. برخی مواقع میزان جمعیت طوایف تعیین کننده نتایج انتخابات است.
یکی از ضعف های اساسی انتخابات به شکل کنونی در جامعه ایران که هنوز در برخی مناطق آن طوایف و قبایل قدرت تعیین کنندگی دارند می بایست شیوه دموکراسی قومی یا طایفه ای بکار گرفته می شد. یعنی شیوه ای بکار گرفته شود که همه طوایف نماینده خود را داشته باشند اما این موضوع با ساختار کنونی مجلس شورای اسلامی ایران سنخیت ندارد. و این یکی از معضلات اجتماعی و سیاسی طوایف و قبایل در کشور برای انتخاب نماینده مورد نظرشان می باشند زیرا در درون هر قومی طوایف متعددی وجوددارد.
 
 
#2 بابک ملایری 1394-02-08 23:58
جناب آقای خدایی با سلام و احترام
از اینکه مانند همیشه نقدهای وارد بر مطلب خود را پذیرا هستید پیشاپیش سپاسگزارم.
به نظر من حضرتعالی چند بحث اجتماعی و سیاسی را با هم مخلوط کرده و نتیجه گیری درستی به دست نداده اید. بحث شما درباره هویت های فردی و اجتماعی و هویت قومی و سنتی کاملا درست و متین است. اما از منظر جامعه شناختی ورود درستی به بحث سیاسی و انتخابات ندارید.
حضرتعالی احزاب ، هویت های سنتی و پوپولیسم را سه فضا برای مشارکت مردم در انتخابات دانسته اید؛ حال آنکه پوپولیسم مقوله ای است که جنس آن با احزاب و طوایف تفاوت ماهوی دارد. حزب یک نهاد عینی سیاسی است که می تواند کارکرد اجتماعی داشته باشد. طایفه یک نهاد عینی اجتماعی است که می تواند کارکرد سیاسی داشته باشد اما پوپولیسم یک شیوه و روش سیاسی است.
 
 
#3 بابک/ ادامه نظر 1394-02-08 23:59
حزب می تواند کارکردی پوپولیستی داشته باشد کمااینکه از منظر طایفه گرایی و قوم گرایی می توان شیوه ای پوپولیستی در پیش گرفت درست مانند شیوه ای که محسن رضایی در انتخابات گذشته داشت.
دغدغه شما درباره بازیگری بازیگران در فضای غبارآلود سیاسی کاملا بجا است اما برای حل این مشکل نسخه خوبی توصیه نکرده اید.
البته درست است که در انتخابات محلی مانند شوراها و مجلس موضوع هویت و دغدغه های قومی یکی از ملاک ها است اما تقلیل کل انتخابات به یک بحث قومی اشتباه است.
این توصیه حرف کاندیداها را بشنوید و برنامه آنان را بررسی کنید و بهترین را انتخاب کنید یک توصیه دموکراتیک و مبتنی بر احترام به شایسته سالاری و حق انتخاب آگاهانه است.
 
 
#4 بابک/ ادامه نظر 1394-02-09 00:00
اگر کسانی فریبکاری می کنند و به حرف ها و قول های خود پشت می کنند نامش پوپولیسم نیست بلکه نامش ضعف نظارت مردمی به دلیل نهادینه نشدن احزاب و فرهنگ سیاسی مشارکتی است که نظارت پس از انتخاب یکی از الزامات آن است.
به هر روی امیدوارم در این خصوص توضیحات بیشتری بفرمائید تا این سوء تفاهمات برطرف شود.
اراتمند همیشگی
بابک ج ملایری
 
 
#5 سیفی 1394-02-14 10:45
با سلام و احترام. به نظر من نباید هویت قومی را همردیف با هویت حزبی در نظر بگیریم که رای دهندگان بین یکی از این دو حق انتخاب داشته باشند. من فکر می کنم منش و رویکرد لری باید یکی از شاخصه هایی باشد که باید در کاندیدا وجود داشته باشد حالا این کاندیدا از هر حزبی که میخواهد باشد. اگر بخواهیم طایفه گری را مدنظر قرار دهیم هم واقعا نمی توان به طور قطع این را اثبات کرد که در جامعه کنونی ایران انتخاب قومی از انتخاب حزبی کم ارزش تر است. به قول خدایی پوپولیسم مانع دستیابی به روح دقیق و صحیح احزاب است.
 

دالالا; اثری نو از حسین حسن زاده رهدار

 

 حسین حسین زاده رهدار /
دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا بتوانند کودکان خود را از ابتدا با زبان لری  آشنا کنند.

روز پزشک و یادی از پزشک افسانه ای لرستان

 

 رضا فرهادی /
 جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با افسانه های  قهرمانان دارد، اما افسانه ای که در عین غیر قابل باور بودن حقیقت دارد، و این حقیقت ...

ایرج خوانی، نماد درخشان بومیابی در شعر و موسیقی لرستان

 

 ابراهیم خدایی /
نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی با بیشتر هنرمندان محلّی لرستان ندارد، او مخاطب خویش را نه یک فرهنگ سنتی که یک «هویت قومی» مُدرن می داند.

لرستان و شبح امیر احمدی

 

 دکتر روزبه کلانتری /
 چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی امیراحمدی در حال ویرانی است؛  همان صیادی که آشیان‌های امن و گرم بسیاری را در لُرستان بر باد داد ...

حماسه قلعه گلاب و غریبانگی دختران لر

 

 حمید لطفی /
در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان می جنگند و آنگاه  که پای حیثیت و آبرویشان در میان باشد از جان میگذرند و دختران قلعه گلاب چنین بودند ...

زاده ی تهران، متولد لرستان / گذری کوتاه بر لرهای هداوند استان تهران

 

 مهدی محرابی /
تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار لُر خواندن خود است. با اینکه شاید حتی برخی از آنها نه تنها قادر به تکلم به زبان لری نیستند بلکه آن را متوجه هم نمیشوند!

از رسمیت بخشیدن روی کاغذ تا پاسداشت واقعی زبان لکی

 

 علی باجلان /
 در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و لکی تا جنوبی ترین آن بسیارند خانواده هایی که با تصور این که زبان های بومی مانع رشد و پیشرفت فرزندانشان می شود از کودکی ...

ای کاش لرها اینقدر نسبت به منافع سرزمین خود «بی‌طرف» نبودند

 

مهدی ویس‌کرمی/

چندی قبل بالاخره کابینه‌ی پیشنهادی دکتر حسن روحانی رسماً به مجلس معرفی شد، که در این بین دو نکته جالب توجه به نظر می‌رسد، اول انتخاب حبیب‌الله بی‌طرف برای تصدی وزارت نیرو، و دوم حذف نام دکتر علی خاکی صدیق گزینه‌ی لرستانی وزارت علوم، از لیست پیشنهادی.

وزارت حبیب الله بی طرف و خطر غیر مسکون شدن خوزستان، چارمحال بختیاری و لرستان

 

 سامان فرجی بیرگانی /
او نماد ساختار قومیت زده و تفکر قوم گرایانه و دیگری ستیزِ حاکم بر وزارت کشور است، در دوران بیطرف انتخاب جهت دار مدیران درجه یک وزارت کشور از مناطق مرکزی در پروسه ی انتقال آب مناطق لُر نشین بی تاثیر نبوده است...

هزار و یک ترفند ضد مفاخر ملی جامعه بختیاری

 

 محسن حیدری /
سناریوی معمول و تکراری ترور شخصیت های ملی جامعه بختیاری همچنان ادامه دارد، بعد از سریال سرزمین کهن اخیراً نیز رمانی با عنوان «هزار و یک جشن» منتشر شده که همان راه را رفته ...

بازگشت حبیب الله بی طرف به وزارت نیرو، نشانه عزم دولت روحانی بر انتقال رودهای کارون و دز به کویر مرکزی

 

 سامان فرجی بیرگانی /
دولت های اصولگرا و اصلاح طلب همواره تحت یک سیاست مشترک ناقض  حقوق قومی / شهروندی مناطق لر نشین بوده اند.

لزوم حضور وزرای لُر در کابینه ی جدید + لیست پیشنهادی نخبگان بختیاری

 

 نشریه فرهنگی اجتماعی لور /
 این باور سال های اول انقلاب که هر فرد از هر جای ایران برخیزد وسعت دیدش دغدغه های تمام کشور را در سیر رفتار و عملکردش میگنجاند از قاعده تبدیل به استثنا شده ...

ماسه، نخل و برنو از سواحل لرنشین خلیج فارس می گویند

 

 محسن خواجه گیری لیراوی /
بلوکات پادریه به عنوان بخشی از جامعه لُر همواره در مسیر مبارزه با استعمار شرقی و رضاخانی کوشیده و برگ زرینی از افتخارات لُر و ایران هستند.

از بوم گرایی و هویت قومی تا توسعه ی لرستانات

 

 اشکان خورشیدوند /
 نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا کوچولو ، علی  دیناروند ، هانیه اکبریان ، مهدیه هراتی، مهدی مرادی ... نوشتند و به آنها توجه کردند ؟

آنچه که خوار آید روزی به کار آید / نادیده گرفتن زبان های لری در ایران توسط خبرگزاری رسمی مهر

 

 حسین زمانیان /
مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر از سوی دولتمرادن و رسانه ها بخرج داده میشود. در معدود برنامه هایی که از سوی دولت در خصوص اقوام ارائه داده شده است ...

مروری بر اقوام و مردمان لُر جنوب

 

 محسن خواجه گیری لیراوی /

 لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف زبان لری سخن می  گویند، ساکنین استان های بوشهر، خوزستان ، فارس و کوهگیلویه و بویر احمد لرهای جنوبی هستند.

قم رود چیست ؟ نکاتی مهم در باب پروژه انتقال آب موسوم به قم رود

 

 حمید لطفی /
 طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در رسانه های  ایرانی عمدتا با عنوان مبهم و کلی "قمرود"با"انتقال آب از سرشاخ های دز  "نامیده میشود!

 

تازه ها

توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر باز کرد.متن خبر؛نخستین نیروگاه آبی کشور...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به یازدهمین جشنواره شعر منطقه ای «تمدار بیت» ویژه...
زبان-لکی-از-سوی-لرستان-ثبت-ملی-شد  زبان لکی در فهرست ملی میراث‌ ناملموس قرار گرفت. به‌گزارش میراث‌آریا، کمیته ثبت‌ملی میراث‌ناملموس دیروز...
دانلود-کتاب-متن-های-ادبی-لری-مینجایی  کتاب " متن های ادبی لری مینجایی " اولین کتاب به نثر روان لُری می باشد که توسط مصطفی باقرزاده نویسنده جوان...
امامزاده-سیف-الدین-محمد-بابا-سیف-الدین   احمد لطفی /امامزاده سیف الدین محمد معروف به امامزاده بابا سیف الدین، مرقد مطهرش در ضلع شرقی دهستان ارمو و...

لکی

  هنی هم یه گِل سر بارئو دیارکدخدا مردون ، شیر لر تبارهماورد یل شهنامه...
مه بیمارم گنه حالم بپرسین؟حوالی ئی درمالم بپرسین؟منی نه تادمامردن...

بختیاری

«-دَم-دَمِ-صُو-»
    دَس وُ لَو قُلف وِ یَک  آرمونا لَوٍ گور  مُو هِدُم چی...
شعر-کارون-به-زوون-لری-بختیاری
  کارون ! تو دونی خوزیا نون کور نیدِن تا چه رسه ، اَوکوری و ُ رُ نون...

جنوبی

اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
خین-جگر
چه ایخوم سروسامون بگرم، سرنیسی             بال و پر، تا دمِ دالون بگرم، پر...

مینجایی

  سکندر ور پات , دولا بیهغرورش و دس تو آلا بیه د خرمآوه تا بختیاری...
باید قلم آورده و در خون جگر زدیکبار دگر دست به یک خلق اثر زدبا قوم لرم در...