جمعه, 30 تیر 1396  

لربلاگها و کانالهای تلگرام

  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
زه آسُن اَل گُدشتین شیرپیایل(از افق ها گذشتین شیرمردان مرد)وه افتوهم تنا...
رونمایی از کتاب «جامعه شناسی مسجد سلیمان»اثر: دکتر بهروز مرادی | نشر...
مقاله "سیمای زن در شعر شاعران زن لرستانی"نویسندگان: دکتر طاهره صادقی...
مقاله کشتار لُرها به دست قشون رضا شاه بیانگر اسناد و مدارک معتبر کشتار...

مطالب اتفاقی

باباطاهر-همدانی-و-شعر-آمیخته-فارسی-لری-فارسلری
  ابراهیم خدایی / با در نظر گرفتن پراکندگی ابیات فارسلُری در دیوان کسانی...
نگاه-به-درون-و-نقد-خودی-مبنای-توسعه-درون‌زای-لرستان
  دکتر مجتبی ترکارانی/ اگر یک طرف را جامعه لرستان بگیریم و طرف دیگر دولت...
نقدی-بر-شیوه-نام-گزینی-در-«دست-به-نقد»
  چه دلیلی دارد که نام یک طایفه لُر یا نام منسوب به یک شهر که اتفاقا در...
عده‌ای-خط-کش-به-دست-به-دنبال-تعیین-مرز-لر-و-فارس-می‌گردند
  محمدعلی وکیلی / با خبر شدیم که وزارت کشور یکی از نیروهای معتدل و...
اشتراکات-و-تأثیر-پذیری-های-شعر-میرنوروز-از-سعدی،-فردوسی-و-نظامی
  مختار فیلی / شعر میرنوروز هم از نظر فرم هم از نظر محتوی بسیار پخته و...
 

احزاب و طوایف نباشند دنیا به کام پوپولیسم خواهد بود / نگاهی به پدیده انتخابات در مناطق لرنشین

 

ابراهیم خدایی /

این چنین فضایی بهترین آب گل آلود برای «بازیگران» خواهد بود، بازیگرانی که استادِ ایفای نقشی هستند که با واقعیت ایشان فرسنگ ها فاصله دارد، بهترین متن را آماده می کنند بدون آن که واقعا حرف های خودشان باشد، خوشگل ترین سخنان را ...

 

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه تهران): جامعه ترکیبی از انسان هاست که هرکدام ضمن داشتن هویت فردی خود، با عضویت در گروه ها صاحب هویت اجتماعی نیز می شوند، وجود هویت اجتماعی برای انسان به قدری اهمیت دارد که می توان ضرورت آن را به ضرورت آب برای ماهی تشبیه کرد؛ اگر ماهی بیرون از آب غیر از «ماهی مُرده» نمی تواند باشد انسان نیز بدون هویت اجتماعی حتی از همان «هویت فردی» نیز برخوردار نخواهد بود.

بنابراین تمام انسان ها، حتما دارای هویت اجتماعی  و بلکه شبکه ای در هم تنیده از هویت های اجتماعی گوناگون هستند، مساله آنجاست که این شبکه هویت های اجتماعی چه کیفیتی داشته باشد و چه امکانات یا محدودیت هایی برای زیستن در اختیار وی قرار می دهد، طبیعی است عضویت در برخی گروه های اجتماع مزیت ها و امکانات مناسب تری برای دست یابی به سطحی از رضایت و خوشبختی در اختیار او قرار می دهد، در عین حال طرد شدن از این  گروه ها و یا عضویت در برخی گروه های دیگر ممکن است مزیت کمتری و یا حتی محدودیت هایی برای وی به بار بیاورد. در اصطلاح جامعه شناختی، نوع عضویت ما در گروه های مختلف اجتماعی تعیین کننده «سرمایه اجتماعی» ماست و همین سرمایه اجتماعی است که در تعامل و داد و ستد با سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و امثال آن ما را در دست یافتن به آرمان ها و اهدافمان یاری می کند.

به عنوان مثال همه ی ما با داشتن شهروندی جمهوری اسلامی ایران، دارای هویت اجتماعی ملی هستیم، این هویت ضمن اهمیت و ارزش بالای آن، آن قدر کُلی و کلان است که به خودی خود نمی تواند برای تولید سرمایه اجتماعی مورد نیاز کافی باشد، به عبارت دیگر ما غیر از عضویت در اجتماع ملی لازم است در گروه های متعدد کوچک تر و بسیار کوچک تر نیز عضویت داشته باشیم تا پیوند اجتماعی مفید و کارآمدی داشته باشیم، اگر پیوندهای ما در اجتماعات کوچک تر از سطح ملی نباشند همکاری ها، رقابت ها و تعامل های ناچیزی خواهیم داشت.

در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... هواداری از احزاب، پیروی اتحادیه ها، علاقه به باشگاه های فوتبال، وفاداری به کلوب ها و سازمان های مردم نهاد (سمن=NGO)، شراکت های اقتصادی و امثال آن نمونه هایی از همبستگی های اجتماعی در جوامع مدرن هستند که به تولید سرمایه اجتماعی منجر می شوند.

در عوض، در جامعه سنتی روابط هم خونی و هم تباری (خانواده ها و طوایف)، هم فرهنگی و همزبانی (اقوام)، همسایگی (هم محله ای، همشهری و هم استانی) و امثال آن زمینه های تولید انواع هویت های اجتماعی و به دنبال آن سرمایه های اجتماعی هستند.

یک مساله اجتماعی در جوامعی مثل ایران و مخصوصا استان ها و مناطقی همچون لرستانات این است که مدرنیته عرصه را بر هویت های اجتماعی سنتی تنگ می کند، طوایف، اقوام و همشهری ها در میان ارزش های مدرن جامعه جدید جایگاه چندان محترمی نمی یابند، اما این جوامع  در دست یافتن به انواع مدرن هویت اجتماعی نیز ناکام می مانند، نتیجه فقدان پیوندهای اجتماعی محکم، زمینه های همکاری و مشارکت مناسب و نهایتا سرمایه اجتماعی لازم برای دست یافتن به توسعه است.

احزاب ناپایدار، ورزشگاه های خالی از هوادار، سمن های ناموفق و ناکارآمد، شراکت های زیان ده وهمکاری های ناقص و اختلاف برانگیز پدیده های کاملا رایج در کشورهایی است که میان سنت و مدرنیته آویزان مانده اند!

راه حل فوری و کُشنده روشنفکران چنین جامعه ای برای خلاصی از بافت سنتی و تشکیل بافت مدرن، نابودکردن هویت های اجتماعی سنتی و در واقع به هدر دادن سرمایه های اجتماعی کُهن جامعه به شوق دست یافتن به هویت های اجتماعی مدرن است، نسخه ای که روشنفکری ایرانی حداقل از زمان انقلاب مشروطه تا کنون، با ولع در پی عملیاتی کردن آن بوده اما کمتر توفیقی به دست آورده است. این تلاش اگر هم توفیقی به دست آورده است فقط در مرحله نخست آن (یعنی تضعیف هویت های اجتماعی سنّتی) بوده، و هنوز که هنوز است احزاب، سمن ها، باشگاه ها و دیگر اشکال اجتماع مدرن تولد نیافته اند.

اما حالا شاید سراب مدرنیته بخش زیادی از جذابیت و فریبندی خود را برای ما از دست داده باشد، اکنون شاید زمان آن باشد که به بازخوانی آن نسخه ساده و راه حلّ پیش پا افتاده بپردازیم، شاید زمان آن باشد که از خود بپرسیم چه ضرورتی دارد  پیش از ساختن پُل جدید و مدرن روی رودخانه، کمتر در خراب کردن همان پُل های قدیمی و فرسوده تعجیل کنیم؟ به هر حال جریان آب هرگز با ما همکاری لازم را نخواهد داشت، رودخانه متوقف نمی شود و ما مجبوریم روزانه نیازمند پُل باشیم، ولو همان پُل قدیمی و فرسوده.

من در پایان نامه کارشناسی ارشدم به موضوع هویت و فوتبال پرداخته ام، آن جا به این نتیجه رسیدم که یکی از راه های پُر کردن ورزشگاه های ایران، که اکنون سال هاست جاذبه خود را برای مردم از دست داده است، حمایت از باشگاه های قومی همچون تراکتورسازی تبریز و گهر دورود و شهرستانی همچون ملوان بندرانزلی و پدیده مشهد است، زیرا دوگانه مدرن پرسپولیس و استقلال فقط برای بخشی از اقشار جامعه جذابیت دارد، این در حالی است که تیم گهر دورود لرستان در فصلی که در لیگ برتر بازی کرد، با وجود نتایج ورزشی بد و نمایش فوتبالی ضعیفش، پای مردمی را به ورزشگاه آزادی تهران کشاند که شاید هرگز حاضر نباشند برای تیم دیگری مرارت حضور در آن ورزشگاه و استادیوم های دیگر را تحمل کنند!

اینک سخن از یک عرصه اجتماعی متفاوت است، اما مشکل اصلی کماکان همان مشارکت مردم و نوع و کیفیت آن است؛ عرصه ی انتخابات!

در صحنه ی انتخابات، هر چند سال یک بار،  روشنفکران و فعالان اجتماعی و سیاسی لُر بر همان طبل حالا دیگر قدیمی و پاره پاره می کوبند که مشکلات ما به نمایندگان مان بر می گردند و مشکلات نمایندگان ما به شیوه انتخابشان بر می گردد و مشکل شیوه انتخابشان هم به مساله طایفه گرایی و محله گرایی، رقابت های بین شهری و دیگر انواع هویت های اجتماعی سنتی بر می گردد.

نکته ای که کاشفان این دردِ لاعلاج بدان پاسخ نمی دهند این است که آیا برای عوارض داروی تجویزی خود، که همانا از بین بردن سرمایه های اجتماعی موجود، بدون ایجاد هیچ گونه سرمایه جایگزین است، فکر کرده اند؟

در این روزها با نزدیک شدن ایام انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی، بازهم زمزمه ها در نکوهش فعالیت (به زعم مدعیان) مخرّب طوایف و دیگر هویت های اجتماعی سنتی (مثلا رقابت دورودی / ازنایی یا الشتری/نورآبادی) بالاست، در این مُقال بنده از کارآمدی و جنبه های مثبت این هویت های سنتی، که گاه اکسیر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعه ماست سخنی نخواهم گفت، پرسشی که دارم این است که به فرض مُحال، با کنار رفتن طوایف از انتخابات مجلس چه معیارهایی برجسته می شوند و چه ائتلاف هایی برنده خواهند شد؟

به نظر من، به طور کلی سه فضا برای مشارکت عموم مردم در انتخابات متصور است؛ احزاب، طوایف (و دیگر هویت های سنتی) و پوپولیسم.

احزاب

احزاب لرستان کدام هستند؟ نشانی دفاترشان چیست؟ جلسات شان کجا برگزار می شود؟ کُنگره سالانه آن ها آخرین بار کی برگزار شد؟ تریبون آن ها و افراد شاخص شان کدامند؟

من به عنوان یک رأی دهنده، نه فقط در لُرستان، که در سطح کشور، هیچ حزبی که استاندارد های مورد نیاز فعالیت حزبی را داشته باشد سُراغ ندارم، مدعیان فعالیت حزبی، از این پدیده اجتماعی مُدرن هیچ نشانی جز تکه کاغذی به عنوان مُجوز از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب، چیزی در چنته ندارند، سابقه پیوستن به چنین تشکیلاتی در تاریخ معاصر ایران قابل اتکاء نیست، حزبی که فاقد تاریخچه، مرامنامه روشن، برنامه مشخص، رهبران و اعضای وفادار و امثال آن باشد در حقیقت جز بازیچه ای در دست همان هویت های سنتی و یا پوپولیسم نخواهد بود.

بنده شخصا اگر گرایش های سیاسی مورد نظرم را در احزاب موجود می دیدم و یا حق تأسیس حزب، به معنی دُرُست آن، داشتم حتما مشارکتم را در انتخابات در قالب یک حزب به انجام می رساندم.

طوایف

گزینه دیگری که من با توجه به عضویتم در آن ها می توانم به نتیجه برسم که در فلان عرصه سیاسی چه کُنشی داشته باشم و در انتخابات پیش رو چه به چه کسی رأی بدهم طوایف و دیگر انواع هویت اجتماعی سنتی هستند، نگاه طایفه ای به انتخابات، در کنار آسیبی که به شایسته سالاری می زند، این مزیت را دارد که می تواند بخشی از هویت اجتماعی کاندیداها را روشن کند، مثلا می توان حدس زد با انتخاب شدن فردی از طایفه الف، احتمالا مدیران منصوب وی چه خصوصیت ها و جایگاه های اجتماعی خواهند داشت، چه رویکردی را در برخورد با مسایل برخواهند گزید، به چه مسایلی در سطح شهر و استان و امثال آن توجه خواهند کرد، کدام محلات یا کدام شهرها بیشتر مورد توجه خواهند بود، لذا من با درنظر گرفتن تمایلات، مشکلات و عضویت هایم در جامعه، با در نظر گرفتن منافع خودم، اطرافیان، محله یا شهرم تا حدّی دلایلی برای انتخاب کردن «فلانی» خواهم داشت.

اطرافیان کاندیدای طایفه ای نیز معمولا همچون خودش جایگاه مشخص و روشنی در میان مردم دارند، این افراد از درون خود جامعه هستند، دستشان خیلی زود برای مردم و رقیبان رو می شود، در صورت تخلف یا عمل نکردن به وعده ها، نه فقط خود کاندیدا، بلکه اطرافیان، اقوام و حتی طایفه ایشان زیر سوال می رود و برای انتقاد در دسترس هستند.

پوپولیسم

در شرایطی که هیچ یک از هویت های اجتماعی مدرن یا سنتی نتوانند انتخاب را برای رأی دهنده تسهیل کُنند او بر چه اساسی انتخاب خود را خواهد کرد و این شیوه انتخاب چه تجارب و پیامدهایی در تاریخ معاصر کشورمان داشته است؟

وقتی پُل قدیمی روی رودخانه را خراب کنیم و پُل جدید و مطمئنی هم نساخته باشیم، برای عبور ناگزیر از این رود خروشان چه راهی می ماند غیر از کندن کفش ها، تا کردن پاچه شلوار و عبور از رودخانه به بدترین شکل ممکن؟

مردمی که سرمایه ها اجتماعی، یعنی همان هویت های اجتماعی سنتی خود را از دست داده اند و در دست یابی به هویت های مدرن هم نا کام مانده اند، چه در دست خواهند داشت؟ مشارکت بدون سرمایه در این بازار مکاره چه تفاوتی با گدایی خواهد داشت؟

هم اکنون راه حلی که فعالان سیاسی لُر ارائه می کنند بسیار ابتدایی و کاملا پوپولیستی است، آن ها می گویند: حرف های کاندیداها را بشنوید، آن ها را ببینید (و بدون توجه به هویت اجتماعی آن ها) آن که شایسته تر است را برگزینید!

رأی دهندگان چه خواهند کرد؟ به شرط آن که برای آراء خویش اهمیت قایل باشند وقت زیادی می گذارند و فرضا در شهری مثل خرم آباد از میان دو جین کاندیدا، حداکثر پای سخنرانی ده تا از آن ها می نشینند (در این صورت با رأی دهندگان حرفه ای رو به رو خواهیم بود، عموم اقشار رأی دهنده هیچگاه این قدر وقت و انرژی صرف انتخابات نمی کنند)، در این سخنرانی ها چقدر می توان امیدوار بود که «شایسته» شناخته شود؟ آیا این چنین فضایی بهترین آب گل آلود برای «بازیگران» نخواهد بود؟

بازیگرانی که استادِ ایفای نقشی هستند که با واقعیت ایشان فرسنگ ها فاصله دارد، بهترین متن را آماده می کنند بدون آن که واقعا حرف های خودشان باشد، خوشگل ترین سخنان را گرد می آورند، لحن های نیکو را تمرین می کنند و در سخنرانی خود دل ها را می ربایند.

 بدون شک نتیجه این مقاله لزوم تقویت رویکرد طایفه ای به انتخابات نخواهد بود، بلکه اصرار نویسنده آن است که دغدغه مندان جامعه ی ما درد را درست تشخیص دهند و بر درمان صحیح آن اصرار ورزند. رویکرد طایفه ای به انتخابات اگر قابل دفاع نباشد، کارنامه اش از رویکرد پوپولیستیِ بی هویت که به نام شایسته سالاری، مردم فریبی را پیشه خود کرده بدتر نیست.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 اردشیر بهرامی 1394-02-08 12:29
جناب آقای دکتر خدایی از مقاله ارزشمند شما بسیار ممنونیم
بحثی که نباید به سادگی از آن بگذریم بحث شیوه انتخاب نماینده در بین جامعه ای که دارای هویت های چند گانه طایفه ای و مکانی است. برخی مواقع میزان جمعیت طوایف تعیین کننده نتایج انتخابات است.
یکی از ضعف های اساسی انتخابات به شکل کنونی در جامعه ایران که هنوز در برخی مناطق آن طوایف و قبایل قدرت تعیین کنندگی دارند می بایست شیوه دموکراسی قومی یا طایفه ای بکار گرفته می شد. یعنی شیوه ای بکار گرفته شود که همه طوایف نماینده خود را داشته باشند اما این موضوع با ساختار کنونی مجلس شورای اسلامی ایران سنخیت ندارد. و این یکی از معضلات اجتماعی و سیاسی طوایف و قبایل در کشور برای انتخاب نماینده مورد نظرشان می باشند زیرا در درون هر قومی طوایف متعددی وجوددارد.
 
 
#2 بابک ملایری 1394-02-08 23:58
جناب آقای خدایی با سلام و احترام
از اینکه مانند همیشه نقدهای وارد بر مطلب خود را پذیرا هستید پیشاپیش سپاسگزارم.
به نظر من حضرتعالی چند بحث اجتماعی و سیاسی را با هم مخلوط کرده و نتیجه گیری درستی به دست نداده اید. بحث شما درباره هویت های فردی و اجتماعی و هویت قومی و سنتی کاملا درست و متین است. اما از منظر جامعه شناختی ورود درستی به بحث سیاسی و انتخابات ندارید.
حضرتعالی احزاب ، هویت های سنتی و پوپولیسم را سه فضا برای مشارکت مردم در انتخابات دانسته اید؛ حال آنکه پوپولیسم مقوله ای است که جنس آن با احزاب و طوایف تفاوت ماهوی دارد. حزب یک نهاد عینی سیاسی است که می تواند کارکرد اجتماعی داشته باشد. طایفه یک نهاد عینی اجتماعی است که می تواند کارکرد سیاسی داشته باشد اما پوپولیسم یک شیوه و روش سیاسی است.
 
 
#3 بابک/ ادامه نظر 1394-02-08 23:59
حزب می تواند کارکردی پوپولیستی داشته باشد کمااینکه از منظر طایفه گرایی و قوم گرایی می توان شیوه ای پوپولیستی در پیش گرفت درست مانند شیوه ای که محسن رضایی در انتخابات گذشته داشت.
دغدغه شما درباره بازیگری بازیگران در فضای غبارآلود سیاسی کاملا بجا است اما برای حل این مشکل نسخه خوبی توصیه نکرده اید.
البته درست است که در انتخابات محلی مانند شوراها و مجلس موضوع هویت و دغدغه های قومی یکی از ملاک ها است اما تقلیل کل انتخابات به یک بحث قومی اشتباه است.
این توصیه حرف کاندیداها را بشنوید و برنامه آنان را بررسی کنید و بهترین را انتخاب کنید یک توصیه دموکراتیک و مبتنی بر احترام به شایسته سالاری و حق انتخاب آگاهانه است.
 
 
#4 بابک/ ادامه نظر 1394-02-09 00:00
اگر کسانی فریبکاری می کنند و به حرف ها و قول های خود پشت می کنند نامش پوپولیسم نیست بلکه نامش ضعف نظارت مردمی به دلیل نهادینه نشدن احزاب و فرهنگ سیاسی مشارکتی است که نظارت پس از انتخاب یکی از الزامات آن است.
به هر روی امیدوارم در این خصوص توضیحات بیشتری بفرمائید تا این سوء تفاهمات برطرف شود.
اراتمند همیشگی
بابک ج ملایری
 
 
#5 سیفی 1394-02-14 10:45
با سلام و احترام. به نظر من نباید هویت قومی را همردیف با هویت حزبی در نظر بگیریم که رای دهندگان بین یکی از این دو حق انتخاب داشته باشند. من فکر می کنم منش و رویکرد لری باید یکی از شاخصه هایی باشد که باید در کاندیدا وجود داشته باشد حالا این کاندیدا از هر حزبی که میخواهد باشد. اگر بخواهیم طایفه گری را مدنظر قرار دهیم هم واقعا نمی توان به طور قطع این را اثبات کرد که در جامعه کنونی ایران انتخاب قومی از انتخاب حزبی کم ارزش تر است. به قول خدایی پوپولیسم مانع دستیابی به روح دقیق و صحیح احزاب است.
 

از بوم گرایی و هویت قومی تا توسعه ی لرستانات

 

 اشکان خورشیدوند /
 نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا کوچولو ، علی  دیناروند ، هانیه اکبریان ، مهدیه هراتی، مهدی مرادی ... نوشتند و به آنها توجه کردند ؟

آنچه که خوار آید روزی به کار آید / نادیده گرفتن زبان های لری در ایران توسط خبرگزاری رسمی مهر

 

 حسین زمانیان /
مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر از سوی دولتمرادن و رسانه ها بخرج داده میشود. در معدود برنامه هایی که از سوی دولت در خصوص اقوام ارائه داده شده است ...

مروری بر اقوام و مردمان لُر جنوب

 

 محسن خواجه گیری لیراوی /

 لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف زبان لری سخن می  گویند، ساکنین استان های بوشهر، خوزستان ، فارس و کوهگیلویه و بویر احمد لرهای جنوبی هستند.

قم رود چیست ؟ نکاتی مهم در باب پروژه انتقال آب موسوم به قم رود

 

 حمید لطفی /
 طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در رسانه های  ایرانی عمدتا با عنوان مبهم و کلی "قمرود"با"انتقال آب از سرشاخ های دز  "نامیده میشود!

در عصر تشنگی سیمره نشین ها؛ طرح های ملّی به کدام سمت جاری می شوند؟

 

 علی باجلان /
طرح ملی چیست ؟و چرا فقط طرح هایی که مربوط به انتقال منابع و تخصیص بودجه به فلات مرکزی ایران و مناطق کویری است نام طرح ملی می گیرد ?

آمار های دولتی و حکایت فرزندان ناتنی

 

 حمید لطفی /
 در تازه ترین این آمارها که از سوی بانک مرکزی ارائه شده است به خوبی  می توان پی برد سرمایه و غنای مملکت در کجا جمع شده و در کجا ته  کشیده است!

مطالبه گری با معامله و مطالبه گری بی معامله

 

جهانگیر محمودی /
در تحقیقات دانشگاهی که انجام شده روشن است که روسای جمهور ما در دوره خویش به قوم و شهر و محیط خود بیشتر رسیدگی کرده اند. اما آنچه که اهمیت فراوان دارد ...

گفتمان لُرگرایی، باید ها و نباید ها

 

 ابوالفضل بابادی شوراب /
عدم بیان این تعاریف در جامعه،باعث رشد ذهنیت های خطرناک و غلطی  نسبت به این گرایش تفکری می شود و لرستیزان برای تخریب این تفکر ...

در کابینه جدید از آقای روحانی وزرای بختیاری می خواهیم

 

 علی منصوری /
 " این صدای نسل جوان وپیام روشن مردم بختیاری است "در کابینه جدید از آقای روحانی وزرای لُر بختیاری می خواهیم ...

مقدمه ای در شناخت لطفعلی خان زند

 

 دکتر نجم الدین گیلانی /
فضل و فضیلت آنگاه ارزشمند است که بیگانگان نیز به آن اعتراف کنند. نگارنده این مقدمه را نه بر اساس گفته¬ها و نوشته¬های مردم لرستان، بلکه بر اساس ...

مطالبه گری فرزندان لر در خون نشست !

 

 حمید لطفی /
 واقعه تروریستی دوازدهم رمضان ( 17 خرداد ) نه تنها تهران که لرستان را  هم در سوگ دوتن از بانوان مطالبه گرش نشاند و داغی بزرگ بر داغ های فرزندان لر افزود.

«پیوستار لُری» و جایگاه آن در زبان های ایرانی شمال غربی و ایرانی جنوب غربی

 

وهاب کریمی حسنوند، ابراهیم خدایی/

تاکنون نگاه فراگیر و تطبیقی به زبان های مردم لُر وجود نداشته است و لذا نه دسته بندی مناسبی از این زبان ها داریم و نه نسبت آن ها را با سایر زبان های ایرانی به گونه ای شفاف می شناسیم. در تقسیم بندی ... 

انتخابات لرستان و دنیایی که به کام پوپولیسم شد! / تحلیلی بر انتخابات شورای اسلامی شهر خرم اباد

 

ابراهیم خدایی /

انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک بالا هستند، ما در عرصه ملّی نیز سال 1384 شاهد چنین اتفاقی بودیم، در آن ... 

برنامه،جهت وهویت مدرن لر:گفتارچهارم جغرافیای سیاسی وهارتلند لرها

 

شیح جهانگیر محمودی /
مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند، ژئوپلوتیک و جغرافیای سیاسی است و دراین میان هارتلند یا قلب سرزمین لر هاست.

اشتراکات اعراب خوزستان و مردم لُر

 

 محسن خواجه گیری لیراوی /
علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب نژاد لری دارند و بلعکس مانند سادات که در سراسر سرزمین لر و هویت لری دارند و مورد احترام الوار می باشند.

گزارش تصویری : 20 اردیبهشت نکوداشت خرم آباد

 

 نشریه اینترنتی لور /
 سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد را به عنوان یکی از 7 شهر برتر گردشگری معرفی کرد مسئولان روز 20 اردیبهشت را

شال و قبا لباس مشترک سرزمین لر

 

 محسن خواجه گیری لیراوی /
 آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در دوره رضا خان از سرزمین لر  باقی مانده است حکایت از آن دارد که تمامی سرزمین لر از تنگه هرمز تا  خانقین عراق دارای پوشش مشترک بوده اند.

 

تازه ها

معرفي-جلگه-ی-چم-کلان   احمد لطفی /چم كلان نام جلگه اي سرسبز و خرم است كه در ساحل جنوبي رودخانه سيمره و در پنج كيلومتري شمال وشمال...
خبرگزاری-مهر-لرها-را-از-ایران-حذف-کرد  به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، خبرگزاری مهر در اقدامی عجیب یک نقشه پراکندگی زبان‌ها در ایران منتشر کرده است و در...
سردار-کیخاله-یا-کیقباد-خان   احمد لطفی /سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن پاشا خان ابن مظفرخان فردی از تیره...
چه-طور-شد-که-اصفهان-لرستان-و-چهارمحال-بختیاری-را-بلعید  رضا ساکی: تغییر مرز میان لرستان، چهارمحال‌وبختیاری کار ساده‌ای نیست اما قضیه به این سادگی‌ها هم نیست. استاندار...
تهرانی‌ها-پول‌دارترین-کُردها-و-لرها،‌بی‌پول‌ترین‌ها  تهرانی‌ها، اصفهانی‌ها، یزدی‌ها و اهالی فارس پول‌دارترین ها و سیستانی‌وبلوچستانی‌ها، کهکیلویه‌ای‌ها، لرستانی‌ها...

لکی

  هنی هم یه گِل سر بارئو دیارکدخدا مردون ، شیر لر تبارهماورد یل شهنامه...
مه بیمارم گنه حالم بپرسین؟حوالی ئی درمالم بپرسین؟منی نه تادمامردن...

بختیاری

«-دَم-دَمِ-صُو-»
    دَس وُ لَو قُلف وِ یَک  آرمونا لَوٍ گور  مُو هِدُم چی...
شعر-کارون-به-زوون-لری-بختیاری
  کارون ! تو دونی خوزیا نون کور نیدِن تا چه رسه ، اَوکوری و ُ رُ نون...

جنوبی

اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
خین-جگر
چه ایخوم سروسامون بگرم، سرنیسی             بال و پر، تا دمِ دالون بگرم، پر...

مینجایی

  سکندر ور پات , دولا بیهغرورش و دس تو آلا بیه د خرمآوه تا بختیاری...
باید قلم آورده و در خون جگر زدیکبار دگر دست به یک خلق اثر زدبا قوم لرم در...