دوشنبه, 03 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
 

 
 

جامعه شناسیِ ناموس پرستی، سنتِ نابارور قبلیه ای!

 

 اردشیر بهرامی /

آمارها وضعیت خودکشی در استان­های غربی کشور را در سال­هاي اخير بحرانی نشان داده­اند. بر اساس مطالعات اجتماعی موجود بخش زیادی این خودکشی­های زنان و دختران جوان ریشه در باورهای فرهنگی مرتبط با نقش­های جنسیتی، ازدواج­های تحمیلی، خشونت­های خانگی و... رخ داده است.

 

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور: اردشیر بهرامی، کارشناس ارشد توسعه اجتماعی دانشگاه تهران، جامعه شناسی بومی است که در تلاش بی وقفه علمی خود، به دنبال تحلیل مسایل اجتماعی و فرهنگی مناطق لرنشین است. برخی از آثار و نوشته های وی در این زمینه ها قبلا به صورت جسته و  گریخته در برخی نشریات محلی و سراسری منتشر شده است، اما وی می کوشد در یک سلسله مطالب جدید، خوانشی دوباره از مسایل اجتماعی مردم لر داشته باشد. فهرست مقالات منتشر شده از این پژوهشگر همواره در انتهای مطالبش به روز رسانی خواهد شد.

 

 

 

ناموس پرستی، سنتِ نابارور قبلیه­ای!

اردشیر بهرامی

این آدرس پست الکترونیک توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

مقدمه

میل جنسی یکی از پرقدرت­ترین و پیچیده­ترین امیال بشری است. بقای انسان و رشد جمعیت جهان بدون وجود این میل غیر قابل تصور است. میل جنسی ابعاد جسمی، روحی، فکری، اجتماعی و فرهنگی بسیار گسترده­ای در جوامع بشری دارد. نحوه برآورده کردن این میل در فرهنگ­ها و جوامع مختلف از تنوع و گستردگی بسیار زیادی برخوردار است. این تنوع در قالب سبک­های زندگی خویشاوندی، خانوادگی و روابط جنسی در چارچوب­های هنجاری و ارزشی و اخلاقی مورد پذیرش تا روابط نامشروع قابل شناخت است. در واقع یکی از مهمترین معیارها و ملاک­های ارزش­گذاری فرهنگ­ها و جوامع مربوط به مجموعه نگرش­ها، اعتقادات و باورهای مردم در ارتباط با نحوه برآورده کردن این میل و مناسبات اجتماعی و فرهنگی حون آن است.

در جامعه ما میل جنسی بیش از آنکه یک ارتباط جنسی و روانی و عاطفی باشد، یک مقوله فرهنگی است. زیرا بخش زیادی از نگرش­ها، ارزش­ها و هنجارهای فرهنگی جامعه حول این مفهوم شکل گرفته است و در صورت برآورده کردن آن خارج از چارچوب­های پذیرفته شده جامعه، پیامدهای بسیار مخربی به دنبال خواهد داشت. باورها و نگرش­های مردم نسبت به ناموس توأم با قداست، شرافت و ارزشمندی انسان است البته برخی مواقع رنگ و لعاب تعصبات خشک و غیرمنعطف به خود می­گیرد که همچون سلولی­ سرطانی بافت­های درهم تنیده مناسبات اجتماعی، نظام خانوادگی، تعاملات همسایگی و شبکه­های اجتماعی را بیمار نموده و بذر بی­اعتمادی را می­کارد و پیوندهای اجتماعی را سست و ضعیف می­نماید و از دورن این تعصبات ناموسی کنش­های خشونت­آمیز و مرگ­بار بویژه علیه زنان و دختران شکل می­گیرد. بر همگان آشکار است که داشتن باور و اعتقاد به شرافت، پاکی و نجابت زنان بسیار مثبت و روش است، اما گاهی اوقات این باور رفتارهای غیر انسانی شکل می­گیرد. مرز انسانی و غیر انسانی بودن این اعتقاد و باور در مفهومی به نام خشونت و ظلم است. آن هم زمانی است که از درون این مجموعه باورها و اعتقادات مجوز خشونتی سنگین علیه انسان با نام ناموس پرستی صادر شود. آنگاه جامعه با این باور نابارور که ریشه در عدم تفکر و تعقل و شناخت درست از رفتارهای دیگران است، همراه می­شود.

بسیاری از ارزش­ها و هنجارهای جامعه ایران حول مسأله روابط جنسی (ناموس) شکل گرفته است. هسته اصلی باورهای فرهنگی، برخی از اصول و آمیزه­های دینی و مذهبی، اخلاقی و اجتماعی در ارتباط روابط جنسی بین انسان­ها شکل گرفته است. به گونه­ای که فردی که خارج از هنجارهای پذیرفته شده جامعه اقدام به برقراری ارتباط جنسی نماید به عنوان فرد خاطی، بزهکار، ناهنجار و منحرف از جامعه طرد می­شود و در عین حال فرهنگ مذهبی او را گناهکار و عاصی می­شناسند و قانون نیز شدیدترین مجازات (مرگ) را برای وی در نظر گرفته است. بسیاری ارزش­گذاری مثبت و منفی در روابط اجتماعی در ارتباط با مسأله ارتباط با اهمیت دادن به ناموس و ناموس­پرستی شکل گرفته است. وجود ارزش­گذاری­هایی همچون انسان سالم/ ناسالم، خوب/ بد (پلید)، با ایمان/ گناهکار، متعهد/ خیانت­کار، با غیرت/ بی­غیرت، با ناموس/ بی­ناموس، سالم/ بیمار، سالم / منحرف (کجرو) و... هر کدام گویای باورهای فرهنگی و مذهبی عمیق جامعه حول محور رابطه جنسی یا مسأله ناموس و ناموس­پرستی است. این مسأله حتی مقبولیت اجتماعی و جواز پیشرفت­های شغلی و موقعیت­های اجتماعی را در سیستم­های بوروکراسی صادر می­کند.

جایگاه فرهنگ ناموس­پرستی در جامعه

بخش مهمی از آبرو، حیثیت، شأن و موقعیت اجتماعی افراد، خانواده­ها و اجتماعات قومی و طایفه­ای و جامعه­ای بزرگ در ارتباط عمیق با فرهنگ ناموس و ناموس­پرستی تعریف می­شود. این اهمیت در سطح خرد با فهم عمیق نقش­های اجتماعی حول محور جنسیت از جمله نقش­های زنانه همچون زن، مادر، دختر، خواهر، عروس، عمه و ... قابل تحلیل است. فحش­های ناموسی در فرهنگ عامه به هنگام دعوا و نزاع و درگیری در ارتباط با این نقش­ها مطرح می­شود. این فرهنگ را در سطح کلان­تر مناطق جغرافیایی خاص نیز می­توان پیگیری نمود. در استان­های غرب کشور ایلام، لرستان، کرمانشاه، بخش­هایی از استان­های خوزستان، همدان و چهارمحال و بختیاری دارای مختصات اجتماعی قومی و طایفه­ای، با فرهنگ بومی و مذهبی است. نقش­های جنسیتی مطرح شده فوق دارای تقدس، جایگاه و مقام بسیار بالا و قابل احترامی برخوردار است. باورهای فرهنگی و اعتقادی و خرده فرهنگ­های این مناطق که ریشه در فرهنگ بومی، عرفی و مذهبی جامعه دارد بر حفظ کرامت، حیثیت، شرافت، تقدس و پاکی و بی­آلایشی نقش­های زنانه تأکید دارد. به نوعی ارزشمندی و برتری افراد، خانواده­ها، طایفه­ها و اقوام به نبود هیچ نوع مسأله و روابط نامشروع در این گروه­ها و اجتماعات است.

فرهنگ را می­توان باور و اعتقادی که در پسِ رفتارها و اعمال انسانها دانست. برای خلق هر کنش در زندگی اجتماعی و تولید اثر مادی یا معنوی انسان اندیشه، فهم و باوری عمیق نهفته است که می­توان آن را فرهنگ نامید. یکی از خرده­ فرهنگ­های مردم این مناطق پایبندی به حفظ حیثیت، آبرو، پاکی و نجابت زنان و دختران (ناموس پرستی) است. بدون تعصب می­توان گفت ارتباطات اجتماعی افراد مردم مناطق غرب کشور به لحاظ روابط با جنس مخالف یکی از سالم­ترین مناطق کشور است. برای این مسأله دلایل بسیار زیادی وجود دارد. که به طور خلاصه می­توان به موارد زیر اشاره کرد: احترام و قداست به نهاد خانواده و طایفه و قوم و قبیله، اعتقادات مذهبی، نظارت اجتماعی شدید جامعه، طرد افراد خاطی از جامعه، وجود انگ­های اجتماعی شدید برای افراد خاطی و اعمال شدیدترین مجازات اجتماعی برای افراد خاطی. شاید یکی از مهمترین دلایلی که از چشم بسیاری از مردم­شناسان و جامعه شناسان بومی مردم منطقه پنهان مانده است عدم توجه به شناخت مهمترین شیرازه اصلی فرهنگی و اعتقادی مردم حول حفظ حیثیت و آبرو خانواده و ناموس­پرسی است. این مجموعه باورها و اعتقادات فقط در ارتباط افراد، خانواده­ها و گروه­ها، اقوام و اجتماعات روستایی و شهری نقش خود را نشان می­دهد. به گونه­ای که مسأله ازدواج  به عنوان یک آیین و رسم زندگی زناشویی یکی از مهمترین معیارهای انتخاب برای ذوجین وجود پاکی و نجابت طرفین است.

باور و اعتقاد به ناموس و ناموس پرستی به عنوان مقوله­ای که بخش بسیار گسترده­ای از رفتارها و اعمال جامعه را معنا می­بخشد، نمی­توان به سهولت از کنار آن گذشت. هر گونه رفتاری که ریشه در باور عمیق به ناموس پرستی دارد می­تواند با نگاه تحلیلی و انتقادی مورد مداقه قرار گیرد. زیرا بسیاری از رفتارهای خلاف ارزش­ها و هنجارهای جامعه با فلسفه اعتقاد ناموس­پرستی و تعصبات ناموسی رخ می­دهد. رخ­دادن برخی قتل­ها، خودکشی­ها (از نوع خودسوزی)، ازدواج­های تحمیلی، خشونت­های شدید خانگی، دختران فراری، زشتی طلاق، ننگ­های ناموسی، ریشه در باورهای عمیق پدرسالاری و مردسالاری جامعه دارد. تأیید اجتماعی عموم جامعه در برخی قتل­های ناموسی توسط اکثریت جامعه بیانگر اعتقاد عمیق جامعه به ناموس پرستی افراطی و تعصبات ناموسی است.

توسعه و تغییرات: پیامدها و آسیب­های اجتماعی ناموس­پرستی

اجراي اصلاحات ارضي در زمان پهلوي دوم و مهمتر از آن با وقوع انقلاب اسلامی نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روستاها را دستخوش تغییر و تحولات عدیده ای كرد. در دو دهه اخير خدمات رسانی به مناطق محروم روستایی، جهشی به سوي توسعه و شهری شدن صورت گرفته است. نظام اجتماعی– فرهنگی روستاها و شهرهای استان دستخوش تغییر شده است. اما هنوز برخی باورهای فرهنگی و سنت­های نا بارور قبیله­ای همچون ناموس­پرستی و تعصبات ناموسی در نهاد خانواده و طایفه وجود دارند كه در افزايش برخي آسیب­های اجتماعی از جمله قتل زنان و دختران،‏ خودسوزی دختران و زنان،‏ خشونت­های خانگی علیه زنان و دختران، ازدواج­های تحمیلی برای جلوگیری از افزایش سن دختران به دلیل کلیشه­های جنسیتی در ارتباط جلوگیری از بزهکاری دختران دم بخت، با مؤثر هستند.

مناطق غرب کشور همچون سایر مناطق کشور تحول شتابانی در شاخص­های توسعه­ای به ویژه فرهنگ مدرن شهری و برخورداری از آموزش، بهداشت، مخابرات، رسانه­های جمعی (ماهواره، تلویزیون، رادیو)، وسایل ارتباط جمعی (موبایل و اینترنت)، داشته است. هر کدام از این ابزارهای توسعه تغییراتی بسیار سریع و گسترده در باروهای فرهنگی به ارتباطات اجتماعی به ویژه ارتباط با جنس مخالف (نوجوانان و جوانان) ایجاد کرده است. زیرساخت­های فرهنگی و اجتماعی ورود امکانات توسعه­ای در مناطی که تا دیروز نظام اجتماعی آن عشایری، کشاورزی و روستانشینی داشت، فراهم نشده، که خانواده­های سنتی خود را در چنبره انواع برنامه­ها، فیلم­ها و  ابزارهای ارتباطی همچون موبایل دید. استفاده از هر کدام از این برنامه­ها و وسایل می­تواند مرزهای آزادی و ارتباطات اجتماعی را در افقی بسیار گسترده افزایش دهد. واقعیتی که جامعه ما در ارتباط با نسل نوجوان و جوان با آن روبرو است واقعیتی تلخ و گزنده است. واقعیتی که استفاده از این همه امکانات توسعه­ای که فقط می­توان گفت آگاهی، انتظارات و توقعات نسل جوان را افزایش داده است و از طرف دیگر این نسل با نسلی سنتی همزیستی دارد که پایبندی سفت و سختش به ارزش­ها و بارورهای فرهنگی همچون ناموس­پرستی مسلم فرض می­شود. تقابل و تضاد این دو باور و اعتقاد در کانون خانواده می­تواند تنش­ها و تعارضات بسیار زیادی را ایجاد نماید. البته فقر شدید اقتصادی این تضاد را دوچندان می­نماید زیرا همیشه رفاه اقتصادی امکانات فرار از تضادهای اجتماعی را برای انسان­ها فراهم می­نماید. علیرغم تغییرات گسترده در روستاهای منطقه مورد مطالعه هنوز فرهنگ حاکم بر زندگی اجتماعی، روحیه خانواده­گرایی و قبیله­گرایی است. فردیت در جامعه تعریف نشده و افراد در درون بافت اجتماعی خانواده، دودمان، طایفه و قوم هویت اجتماعی خود را می­یابند و فردیت خود را در مقابل دیگری با گروه­های فوق معرفی می­کنند. وجود این انگاره موجب تسلط و احاطه باورها، اعتقادات جمعی و گروهی بر فرد شده و در نتیجه فرد از خود مختاری و استقلال كم در رفتارهای اجتماعی برخوردار است.

ناموس­پرستی: مذمومیت عشق، محدودیت علیه زنان و دختران و... خودکشی

آمارها وضعیت خودکشی در استان­های غربی کشور (ایلام، کرمانشاه و لرستان) را در سال­هاي اخير بحرانی نشان داده­اند. بنابر اعلام سازمان بهزیستی، بالاترین میزان خودکشی در استان­های ایلام، کرمانشاه، لرستان، همدان، روی داده است» (صدیق، 1381: 118). در سال 1383 خودکشی موجب مرگ 400 نفر (2درصد از کل جمعیت) و به عنوان چهارمین علت مهم مرگ و میر در استان لرستان شده است. 100 نفر (6.1 درصد از کل جمعیت) نيز در اثر خشونت جان خود را از دست داده اند. میانگین سن آنها 32 سال بوده و این بیانگر جوان بودن قربانیان خودکشی است. در سال 1384، در شهرستان خرم آباد، 843 زن اقدام به خودسوزی کرده­اند. شهرهای خرم­آباد، دلفان (نورآباد)، مهران، سرپل ذهاب، صحنه، هرسین، قصر شیرین به ترتیب بیشترین نرخ خودکشی را در سال 1383 داشته اند (نقوی و جعفری، 1386: 354). بر اساس مطالعات اجتماعی موجود بخش زیادی این خودکشی­های زنان و دختران جوان ریشه در باورهای فرهنگی مرتبط با نقش­های جنسیتی، ازدواج­های تحمیلی، خشونت­های خانگی و... رخ داده است (نک: مقالاتی از نگارنده در سایت: WWW.SID.IR).

«ناموس پرستی» یکی از مهمترین ارزش­های مردم منطقه است. قباحت فساد اخلاقی از باورهای اکثر روستاها و شهرهای ایران است، اما روابط اجتماعی درهم تنیده مردم مناطق غرب کشور موجب شده حساسیت بیشتری پيدا كند. اگر فردی در خانواده فساد اخلافی یا داشته باشد افراد خانواده در معرض ناراحتی­های روحی – روانی، اختلافات شدید قرار گرفته و گاهي به خودکشی گرايش مي­يابند. گفته می­شود به هنگام رخ دادن رفتار خلاف عرف و فرهنگ روستا، در نگاه اول زن مقصر اصلي شناخته شده، و بيشترين تنبيه­ و آزار روحي و جسمی تا طلاق براي آنان وجود خواهد داشت. مردان کمتر مورد مؤاخذه و بازخواست قرار می­گیرند. برخی مردان مسن روستا بر شيطان بودن جنس زن نسبت به مرد معتقدند. در خانواده هایی که هنوز فرهنگ حاکم بر روابط سنتی بوده و به ارزش ها و باورهای سنتی پایبندی داشته اند، تفکرات و باورهای مربوط به خودکشی بیشتر قابل مشاهده است. در این گونه خانواده ها، مجموعه ای از آسیبب های اجتماعی همچون قتل­های خانوادگی، خودکشی، نزاع و درگیری قوی و قبیله ای مشاهده شده است. باورها و ارزش­های فرهنگی پیرامون ناموس­پرستی در منطقه موجب بروز مشکلات زیر خواهد شد: برخی از همسران نسبت به هم سوءظن و بدگمانی داشته و محدودیت­هایی در روابط اجتماعی برای زنان ایجاد می­کنند، ترک تحصیل اجباری دختران در دبیرستان و ممانعت از ورود به دانشگاه؛ این قبیل محدودیت­ها برای زنان پیامدهای زیانباری دارد. برخی زنان به دلیل فشارهای روحی که توسط شوهرانشان اعمال می­شود دست به خودسوزی می­زنند. برخی دختران و زنان جوان از اینکه شوهران و مردان آنان را زیر نظر و کنترل دارند و تعقیب می­کنند احساس زندانی بودن دارند و فکر می­کنند که مورد بی­اعتمادی واقع شده­اند در نتیجه برای رهایی از این وضعیت به خودسوزی متوسل می­شود. ناموس­پرستی در ارتباط با حفظ سنت­های قومی و قبیله­ای صورت می­گیرد. پایبندی سفت و سخت به این گونه باورها موجب شکل گیری تعصب و رفتارهاي انعطاف­ناپذیر مردان علیه زنان شده است. برخي رفتارهاي خلاف عرف زشت و ناپسند تلقي شده و در صورت بروز آن جامعه فرد خاطي را طرد کرده و او مورد توهین و تحقیر قرار داده و فرد براي رهايي به خودکشی گرايش مي­يابد.

بین عشق، ازدواج و مسائل جنسی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. باورهای ناموس پرستی بر هر کدام از این مفاهیم سایه افکنده است. در گذشته نه چندان دور روابط دوستی و عشقی پسران و دختران قبل از ازدواج با شدیدترین انگ­های اجتماعی مواجهه می­شد و جامعه طرد می­شود. حتی این گونه ازدواج­ها مقبولیت اجتماعی و رسمیت را برای زندگی نداشتند. به نظر می­رسد این عدم مقبولیت اجتماعی ریشه در ناموس­پرستی دارد. انگ اجتماعی «آدم بزهكار و حرام» برای مردان و جوانان که حریم اخلاقی جامعه را رعایت نکنند و اقدام به روابط نامشروع نمایند بکار می­رود. بیشترین محدودیت­ها و محرومیت­ها در جوانان به ویژه دختران برای فرار از انگ­های اجتماعی علیه دختران صورت می­گیرد. بیشترین خشونت­ها توسط خانواده علیه دختران نوجوان و جوانان حول اینگونه روابط (راوبط با جنس مخالف) شکل می­گیرد. در حالی که ممکن است رفتاری مبنی بر انحراف قابل مشاهده نباشد. البته برخی مواقع قتل­هایی در کانون خانواده صورت می­گیرد که بیانگر آخرین شدت و حدًت مجازات فردی است که هنجار ناموس­پرستی را شکسته است. فرهنگ عمومی جامعه هم مهر تأیید بر این گونه مجازات­ها می­نهد. انگ «خانواده بی­آبرو و بی­بند و بار» برای خانواده­هایی که یکی از اعضای آن روابط نامشروع یا روابط خارج از چارچوب­های جامعه داشته است. وجود این انگ­ها در فرهنگ شفاهی مردم موجب می­شود «دیکتاتوری در تربیت» فرزندان خانوادگی شکل گیرد. اکثر والدین برای جلوگیری از بروز هر گونه رخدادی ناموسی در این زمینه، از انواع روش­های سخت­گیرانه و خشونت­آمیز برای دختران و زنان و حتی پسران در پیش گیرند. بیشتر کنش­های «خانواده انضباطی» حول محور «حفظ آبروی خانواده» و مسائل ناموسی شکل می­گیرد. «مذمومیت طلاق» موجب شکل­گیری خشونت پنهان در خانواده علیه زنان شده است. خشونت پنهان به معنی این است که خشونتی که در محیط خانواده وجود دارد اما اعضای خانواده به ویژه زنان سعی در پنهان نمودن آن از دید مردم دارند. زیرا وجود خشونت موجب آبروریزی و حیثیت خانواده شده است. طلاق امری بسیار زشت تلقی می­شود. زنان حاضرند خشونت خانواده را تحمل کنند ولی از شوهر طلاق نگیرند. زیرا بعد از طلاق مجبور به تحمل انگ­های ناموسی از جانب مردم خواهند شد. زن مطلقه، از شأن اجتماعی لازم برخوردار نیست. در نتیجه مجبور به تحمل انواع خشونت­های خانگی است.

فرهنگ هر روز در حال شدن است به فراخور زندگی اجتماعی مردم در حال بازتولید شدن و دگرگونی است. اگر چه برخی مواقع تصور می­کنیم برخی ارزش­ها، باورها و هنجارهای اجتماعی همیشه ثابت، پایدار و تغییر ناپذیرند، اما سرشت زندگی بشر تغییر است. به قول کنفوسیوس فیلسوت چینی «تنها چیزی که در جهان ثابت است، تغییر است». تجربه­های تاریخی نشانگر تغییرات و دگرگونی سریع جوامع به ویژه در زمینه باورها و اعتقادات است. مردم ما با باورها و اعتقاداتشان زندگی می­کنند، اما همانطور که اشاره شد، همین باورها برخی مواقع انواع خشونت­ها را برای افراد خانواده کودکان و نوجوانان و زنان به وجود می­آورند. این خشونت­ها کشنده استعدادهای خدادی است و ماحصلبروز انوع افسردگی­های، ناراحتی­های روحی فرار از واقعیت­های زندگی و خودکشی است. زمان آن رسیده است مردم عزیز ما با یک نگاه توأم با تفکر و تعقل و در نظر گرفتن تغییرات سریع و گسترده فرهنگی و اجتماعی و شکستن ارزش­ها و هنجارها و تضادهای بین نسلی، بازاندیشی در سنت­ها و باورهای افراطی ناموس­پرستی داشته باشیم. در تربیت فرزندان خود و ارتباطات اجتماعی تغییرات فرهنگی سریع و گسترده زندگی اجتماعی را در نظر گیریم. همانطور که حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می­فرمایند «فرزندانتان را برای زمان خودشان تربیت کنید نه برای زمان خودتان».

 

مطالب دیگر این نویسنده:

 :: خودکشی در لرستان پیامد اجتماعی توسعه نامتوازن و شتابان است!

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 لر ایلامی 1392-08-25 08:52
خسته نباشید پایدار و مانا
تنها چیزی که در این جهان ثابت است تغیر است -یکی از اصول قانون حاکم بر جهان قانون تغییر است.در قران کریم آمده هیچ شخصی خانواده یا قومی تغییر نخواهد کرد مگر اینکه خودش بخواهد -اگر این تغییرات در حیطه اختیار ما نباشند قانون تغییرات ما را با خود خواهد برد پس چه بهتر که از قانون تغییرات اگاهی کامل داشته باشیم و جریان تغییر را طوری انتخاب کنیم که خودمان میخواهیم -بسیار استفاده بردم ممنون از شما
 
 
#2 کرمعلی 1392-08-25 12:36
باسلام و تشکر
سایت خوبی دارین،
در این خصوص لازم به ذکر هست که اصلی ترین عامل خودکشی، ضعف و بی قدرتی فرد در جامعه است.
اگر نگارنده محترم نگاهی به آمارهای استانهای دیگر بیاندازند مشخص می شود که خودکشی نه تنها در لرستان بلکه در گلستان هم زیاد اتفاق افتاده است.
با تشکر از مطالب مفید شماو خیلی ممنون از اینکه به فکر اصلاح جامعه هستین.
 
 
#3 محمدرضا 1392-08-25 21:25
بسیار عالی نوشتین، ممنونم
 
 
#4 اسفندیار 1392-08-29 00:35
سلام... عالی بود... شیوه طرح مباحث اجتماعی این چنینی جای تحسین دارد، باید عادت کنیم به مسایل از دید پژوهش بنگریم فضای مطبوعات لرستان به چنین نگاهی نیاز دارد
 
 
#5 صفدر 1392-08-29 07:56
اميدوارم هميشه ثابت قدم،پايدار وسربلند و پيروز باشي.باتشكر از متني كه نوشتي خيلي جالب بود
 
 
#6 عطیه 1392-09-23 13:27
باسلام؛
ممنون،از نظر بنده اگر مساله ازدواج در بین جوانان و خانواده ها به یک موضوع پیچیده تبدیل نشود و ازدواج آسان صورت گیرد و از طرفی دیگر زن و مردی که در کنار یکدیگر کانون گرم خانواده را تشکیل می دهند به نیازهای یکدیگر پاسخ دهند جامعه هیچ گاه به فساد کشیده نمی شود.
 
 
#7 فاطمه 1393-04-09 00:25
دستت درد نکنه عالی بود. به امید روزی که آمار خودکشی لرستان به صفر برسه.موفق و سربلند باشید
 
 
#8 محمد محمدی ماهنشان 1393-12-11 18:29
دمت گرم اردشیرخان. خیلی خیلی خوشحال شدم. از طرف صفدر و من
 
 
#9 هم محلی 1394-04-16 00:21
با تشکر وسپاس از مقالات روشنفکران لر که بیانگر دردها و درمان آنهاست