سه شنبه, 02 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
 

 
 

نگاهی به اوضاع اجتماعی - سیاسی ‌خاندان ابوقداره والیان پشت‌کوه لرستان

 

امیر منصوری/

لياقت حسين‌قلي‌خان در انتظام پشت‌كوه و قدرت او در امنيت بخشيدن به ايالات و ولايات هم‌جوار پشت‌كوه و نيز اقتدار بي‌نظير وي در رفع تجاوزات عثماني‌ها باعث جلب اعتماد ناصرالدين‌شاه شد ...

 

 

امیر منصوری / هفته نامه سیمره:

اشاره:

هزار نکته باریک‌تر ز مو این‌جاست          نه هر که سر بتراشد قلندری داند
حسين‌قلي‌خان فرزند حيدرعلي‌خان از پسران والي حسن‌خان فيلي، معاصر فتح‌علي‌شاه قاجار است. پس از مرگ حسن‌خان والي ميان فرزندانش بر سر تصدي مقام والي‌گري و تسلط بر پشت‌كوه نزاع و درگيري سختی روي داد و سه برادر به نام‌هاي حيدرعلي‌خان، عباس‌خان و علي‌خان با هم درگير شده و سرانجام با مداخله و وساطت حكومت مركزي ابتدا علي‌خان و سپس عباس‌خان به عنوان والي لرستان پشت‌كوه انتخاب شدند، اما نزاع و درگيري از بين نرفت و به تقسيم پشت‌كوه بين سه برادر انجاميد. حيدرعلي‌خان در ده بالا (حسين‌آباد بعدا= شهر ایلام) مستقر شد. علي‌خان دهلران و مناطق جنوبي ايلام فعلي را اشغال كرد و عباس‌خان نيز در مناطق مهران و منصورآباد مستقر شد. بدين صورت نواحي مختلف پشت‌كوه بين برادران به نام ولات ثلاثه تقسيم شد. تا آن‌که چندی بعد حیدرعلی‌خان بنا بر مصلحت حکومت مرکزی، به عنوان والی مطلق پشت‌کوه منصوب شد و نیز از سوی دولت مرکزی به درجه و منصب امیرتومانی (= ژنرالی) رسید.


حسين‌قلي‌خان فرزند بزرگ حيدرعلي‌خان زمانی عليه پدر خويش دست به اقداماتي زد و مجبور شد از خشم پدر به نواحي میان‌رودان پناه ببرد و در آن‌جا به صورت متواري زندگي كند. اما مرگ حيدرعلي‌خان و تسلط عباس‌خان (برادر حيدرعلي‌خان) بر ده بالا باعث شد كه به مقر حكومت پدر خود در ده‌بالا برگردد و عموي خويش را متهم به دست‌برد در اموال پدر سازد، اما قدرت مقابله با عموي خود را نيافت و دوباره به‌سوي خانقين و مندلي متواري شد. در اين زمان كه خاندان والي بر اثر دسيسه‌هاي درون خانوادگي و نزاع داخلي تا حدودی از هم پاشيده شده بود، لطف‌علي‌خان بالاوند كه در منطقه‌ي هليلان نفوذ و اقتدار داشت و با عباس‌خان عموي حسين‌قلي‌خان به علت رفتارهای تندی که از ایشان دیده بود، خصومت داشت، از فرصت استفاده كرد و گويا لطف‌علي‌خان كه در اين زمان سوداي تسلط بر مناطق پشت‌كوه را در سر مي‌پرورانده است به طرفداري از حسين‌قلي‌خان فرزند متواري حيدرعلي‌خان می‌پردازد. وي با اين كمك مي‌خواست حسين‌قلي‌خان را تحت نفوذ و حمايت خويش درآورد و راه تسلط خود را بر پشت‌كوه هموار سازد، چرا که حسین‌قلی‌خان دارای صفات و لیاقت‌های شایانی بوده است. اما حوادث بعدي در پی ارتباطات نشان داد كه حسين‌قلي‌خان بر خلاف آن‌چه كه لطف‌علي‌خان بالاوند پنداشته بود نفوذناپذير است.
در طول دورانی که اوضاع پشت‌کوه لرستان برای حسین‌قلی‌خان جوان، متشنج شده بود، (یعنی در زمان دشمنی با پدر و نیز تا چندین ماه پس از مرگ پدر)، ایشان به‌دور از چشم مدعیان، با ارتباطاتی دامنه‌دار و دوستانه با اکثر شاه‌زادگان قاجاری حاکم بر زاگرس مرکزی، رابطه‌ي مسالمت‌آمیزی با دولت علیه برقرار می‌کند. دیری نپایید که با تسلط حسين‌قلي‌خان بر پشت‌كوه و تصدي مقام والي‌گري، مناسبات شاه و والي صورت ديگري به‌خود گرفت. لياقت حسين‌قلي‌خان در انتظام پشت‌كوه و حتا قدرت او در امنيت بخشيدن به ايالات و ولايات هم‌جوار پشت‌كوه و نيز اقتدار بي‌نظير وي در رفع تجاوزات عثماني‌ها باعث جلب اعتماد ناصرالدين‌شاه شد و به همين دليل او را در منطقه‌ي پشت‌كوه آزاد گذاشته بود و سعي مي‌كرد كه سببي براي ايجاد كدورت پيش نيايد. اما گاهي علي‌الخصوص وقتي كه فرزند جسور و خشن ناصرالدين‌شاه ظل‌السلطان حكم‌ران مناطق لرستان و خوزستان و اصفهان شد، مناسب ديد با استفاده از اقتدار فرزندش زهرچشمي از او بگيرد. زيركي و خشونت ظل‌السلطان در سركوبي اشخاصي مانند حسين‌قلي‌خان بختياري و ديگر سركردگان محلي، ابوقداره را ناچار ساخت در هنگام گشت و گذار ظل‌السلطان در خطه‌ي خوزستان، رشيدخان وزير خود را به استقبال وي بفرستد و به وي هدايايي تقديم كند، ظل‌السلطان نيز از وي براي سركوب ديگر ياغيان و فراريان كمك گرفت و پس از انتظام امور لرستان و كرمانشاه و خوزستان به تهران بازگشت و در اين سفر به اجبار و اصرار فراوان، حسين‌قلي‌خان ابوقداره و فرزندش غلام‌رضاخان را با خود براي ديدار با ناصرالدين‌شاه به تهران برد. حسين‌قلي‌خان به‌همراه فرزندش غلام‌رضاخان، با ناصرالدين‌شاه ديدار و در مجلس عروسي يكي از شاه‌زادگان قاجار نیز شركت كرد. پس از چندي اقامت در تهران، ظل‌السلطان پدر و پسر را همراه خود به اصفهان برد و در آن‌جا با گروگان گرفتن غلام‌رضاخان به عنوان وثيقه، حسين‌قلي‌خان ابوقداره را به پشت‌كوه روانه كرد. حسين‌قلي‌خان والي كه تمام زمامداري‌اش در لرستان پیش‌کوه و پشت‌كوه در عهد ناصرالدين‌شاه سپري شد پيوند خاصي با حكومت قاجارها برقرار كرد. وي با تسلط بر پشت‌كوه به عنوان يك منطقه‌ي مرزي كه هميشه مورد تعرض دشمن ملي و مذهبي (= عثمانی) بود وحدت وآرامش خاصي در منطقه‌‌ي كوهستاني لرستان پشت‌كوه ايجاد كرد.
از این رهگذر، در مجموعه آثار خطی نگارنده، فرامین و اسناد نسبتاً مهمی موجود است که انتشار هر یک از آن‌ها ممکن است در مواردی مورد استفاده علاقه‌مندان و پژوهش‌گران قرار گیرد. در بین این اسناد و فرامین خطی، چندین سند از دوره‌ي قاجار می‌باشد که به علت کمبود و نایابی اسناد این دوره، درخور نگرش هستند. یکی از این اسناد، فرمانی است که برای نخستین بار در سال 1273 از سوی ناصرالدین‌شاه قاجار درباره‌ي اعطای منصب و حکم (والی‌گری) برای حسین‌قلی‌خان ابوقداره، صادر گردیده، که جهت آگاهی خوانندگان محترم به معرفی آن اقدام می‌نمایم. لازم به ذکر است که در پی بررسی‌های باستان‌شناختی نگارنده در استان ایلام، این مهم به همراه مکتوباتی دیگر، از سوی یکی از بازماندگان والی غلام‌رضاخان ابوقداره، جهت مطالعه در اختیار این‌جانب قرار گرفت. خوش‌بختانه تاکنون این سند خطی منتشر نشده است:
بسم الله تعالی شأنه العزیز
سجع مهر؂                                                   
الملک الله تعالی
"حکم همایون شد آن‌که چون همواره مکنون خاطر رأفت تخمیر و منظور نظر اکسیر همایون آن است که هر یک از چاکران طریق خدمت را به‌قدم صداقت پوید و در مراسم عبودیت از هم‌گنان سبقت جوید قامت قابلیتش را به تشریف مراحم سلطانی مشرف نمايیم و ساحت آمالش را به تقطیر قطرات مکرمت خسروانی شاداب نماییم. مصداق این مقال شاهد حال عالی‌جاه رفیع‌الجایگاه رشادت و جلادت اکتناه اخلاص و ارادت آگاه امیر‌الخوانین حسین‌قلی‌خان است که همانند پدر مرحومش والی حیدرعلی‌خان امیرتومان در خدمت‌گزاری بر اقران پیشی گرفت و به‌هر جهتی از همگنان سبقت یافته است و حسن و ارادت و شجاعت خود را بیش از همه ظاهر ساخته است. مقرر آن‌که دولت سعادت‌خواه ممالک ایران ایشان را به منصب سرتیپی و فرمانده‌ي فوج پشت‌کوه لرستان فیلی مفتخر و سرافراز فرمودند. عموم صاحب‌منصبان احترام و بتحیل او را درخور منصب خود مرعی و منظور دارند، المقرر عالی‌جاهان مجدت و نجدت و کتبه گرام شرح فرمان همایون را در دفاتر خلود و دوام ثبت و ضبط نموده و در عهده شناسند.                                                                                    فی شهر رمضان‌المبارک 1273 "
بر اساس این فرمان، از سوی شخص اول مملکت ایران، حسین‌قلی‌خان ابوقداره که هنوز زمانی از مرگ پدرش نگذشته بود، با پشتیبانی بی‌دریغ شاه‌زادگان قاجاری حاکم بر زاگرس مرکزی، از میان سایر مدعیان قدرت، کار خود را آغاز می‌کند، و فرمان فوق نشان دهنده‌ي اهمیت ایشان در پیش‌گاه خاطر دولت علیه ایران می‌باشد. در گذر تاریخ، زماني كه عبدا... ميرزاحشمت‌الدوله نيز حكمران لرستان بود حسين‌قلي‌خان ابوقداره همكاري‌هاي بسياري با وي براي انتظام امور خوزستان و لرستان به عمل آورد و با ياغي‌شدن طوايف سگوند، بيرانوند و دركوند، حسين‌قلي‌خان با تجهيزات نظامي كه از مردم براي وي ارسال شده بود و نيز با بهره‌گيري از نيروهاي خود به تنبيه اشرار و ياغيان اين طوايف پرداخت تا جاده‌هاي تجارتي و زيارتي خطه‌ي لرستان و خوزستان را امنيت بخشد. پس از تنبيه طوايف متمرد مجدد از طرف ناصرالدين‌شاه دست‌خط‌هايی صادر شد و از اقدامات حسين‌قلي‌خان صارم‌السلطنه تجليل به عمل آمد. وي از طرف ناصرالدين‌شاه به لقب‌هاي والی، صارم‌السلطنه، سردار اشرف و نيز منصب نظامي سرتیپی و درجه‌ي اول اميرتوماني نايل آمده بود و خلعت‌هايي از طرف ناصرالدين‌شاه از جمله يك قبضه شمشير مرصع و سردوشي اميرتوماني به او اهدا شد، (که برای آگاهی بیش‌تر خوانندگام محترم به نشان درجه‌ي امیرتومانی در مبحث نشان‌های دولت علیه ایران اشاره خواهیم کرد، تا همه بدانند که درجه و منصب، با لقب تفاوت زیادی دارد). هم‌چنين به فرزندش غلام‌رضاخان لقب فتح‌السلطنه اعطا گرديد و فرزند ديگرش به نام علي‌رضاخان را ملقب به شهاب‌الدوله كرد. هم‌چنین در این سفر، ابوقداره برای شرکت در مراسم عروسی یکی از شاه‌زادگان قاجاری دعوت می‌شود. به قول مؤلف افضل‌التواريخ؛ حسين‌قلي‌خان ابوقداره تا آن‌جايي كه حكومت نسبت به وي تعدي نمي‌كرد، ماليات خود را مي‌پرداخت و خدماتي نيز انجام مي‌داده است. دکتر افشار سیستانی درباره‌ي علت شهرت حسین‌قلی‌خان به ابوقداره بنا به گفته‌ي یدالله‌خان اشرف‌الملک، چنین آورده‌اند که؛ وی در جنگ با عشایر عرب خوزستان، دست عربی مسلح به تفنگ را از شانه قطع می‌کند و هنگامی که از او سؤال می‌شود چه کسی دستت را قطع کرده است، پاسخ می‌دهد: این ابوقداره یعنی پدر شمشیر!
تفصیل نشان‌های دولت علیه ایران از این قرار است:
قدر اهل هنر پدید آمد / کارها چون به کاردان افتد
در گذر زمان و بر اساس مقتضیات برای هر دولت نشانی ترتیب داده بودند و دولت علیه ایران را نیز نشان سبز شیر و خورشید متداول بوده است. در سنوات سابق تا اواخر عهد خاقان قاجار، اعطای نشان به اسباب منوط گشت، تا هرکدام از نوکران دولت و چاکران حضرت که خدمت نمایان می‌کرده به اعطای نشان سرافراز شوند و نسخه‌ي آن را به اطراف و اکناف ممالک محروسه می‌فرستادند تا بر عامه‌ي چاکران شوکت علیه احکام مندرجه‌ي رساله ظاهر باشد که به‌محض ملاحظه‌ي هر نشان معلوم شود که صاحب این نشان مصدر چه نوع خدمت شده و کدام راستی از او به ظهور رسیده و این معنی بر خاصه و عامه‌ي چاکران مبرهن باشد. اما مراتب و درجات نشان‌های دولت علیه را به‌موجب مفصله‌ي ذیل به هشت مراتب تقسیم کرده‌اند: مرتبه‌ي اول نشان نویان اعظم است، مرتبه‌ي دوم نشان امیرتومانی است، مرتبه‌ي سوم نشان سرتیپی است، مرتبه‌ي چهارم نشان سرهنگی، مرتبه‌ي پنجم نشان یاوری، مرتبه‌ي ششم نشان سلطانی، مرتبه‌ي هفتم نشان نایبی، مرتبه‌ي هشتم نشان وکیلی و سرجوقه و تابین اهل نظام و غیره. از این میان نشان امیرتومانی دولت علیه ایران دارای حمایل قرمز است که در اطراف آن حاشیه‌ي سبز می‌باشد، و از لحاظ امتیاز، مشتمل بر سه درجه است: درجه‌ي اول ستاره‌ي هشت‌پری است مکلل به الماس به همین کیفیت در مرکز شیری ایستاده و شمشیر برهنه در دستش و خورشیدی بر پشت آن و تاجی بر بالای سر آن دیده می‌شود. برای امتیاز درجه‌ي ثانوی، ستاره‌ي هفت‌پر و درجه‌ي سوم، ستاره‌ي شش‌پر لحاظ گردیده که مرقوم و ثبت شده است.
بنا به حکم سلطان کشور، اهالی شمشیربندان اگر جوهر ذاتی خویش را در میدان جدال و معارک خطرناک ظاهر نسازند، نشان شیر و خورشید به آن‌ها عطا نشود. به همین سبب نشان شجاعت را با نشان حرمت امتیاز تام  و تمامی داده‌اند که هر کدام از طبقات شمشیربندان تا در معرکه‌ي قتال و مقاتله از جان نگذرند و خود را به مهالک و مخاطر نیندازند نشان افتخار به آن‌ها اعطا نخواهد شد. مثلاً سرتیپ اگر در جلوي افواج خویش در حالت ضرورت پیشاپیش با شمشیر برهنه داخل سنگر دشمن نشود و در مدافعه و مقاتله به شخصه به زد و خورد و استقامت مشغول نشود، هیچ‌وقت به نشان شجاعت و منصب عطا نخواهد شد. مضاف بر این‌که این احکام، قوانین و ضوابط بنابر اسناد، در گذر تاریخ دوران باستان و سراسر حکومت‌های دوران اسلامی تا اواخر عهد قاجاریه در بین همه‌ي سرکردگان جامعه رعایت و اجرا می‌شده است.  بنابراین هر سرکرده‌ای اگر به فتحی دست می‌یافت، به اعطای نشان شیر و خورشید سرافراز می‌شد تا خدمت او بر خلق معلوم شود و دیگران نیز شوق خدمت حاصل کنند و به قدم صدق راه خدمت پویند.
از اقدامات ابوقداره در پشت‌کوه، برگردان نام ده‌والا به الام یا ایلام است. بنابر گفته‌ي برخی از بزرگان منطقه و هم‌چنین یادداشت‌ها و گفته‌های ژاک‌دمورگان مهندس و معمار فرانسوی چنین آمده است که: در زمان فرمانروایی حسین‌قلی‌خان، ژاک‌دمورگان که از سوی بخش باستان‌شناسی دولت فرانسه جهت انجام مطالعات باستان‌شناختی که به منطقه‌ي لرستان آمده بود، مدتی را نیز در دربار حسین‌قلی‌خان سپری می‌کند، در این هنگامه دمورگان به ابوقداره پیشنهاد می‌کند که شما در سرزمینی حکمرانی می‌کنید که در دوران باستان جزء قلمرو دولت مقتدری به نام الام Elam یا ایلام بوده است (در کتیبه‌های ایلامی، نام سرزمین‌شان به صورت Elam - Helam آمده است). اکنون اگر قبول نمایید نام مقر حکومتی‌تان را از ده‌والا به Elam تغییر دهید تا مردم نیز الام را تکلم کنند، چرا که این بهتر است. می‌گویند حسین‌قلی‌خان در هنگام دستور می‌دهد و به تمام نقاط قلمروش فرمانی نیز می‌فرستد که از این به بعد کسی حق ندارد ده‌والا را بر زبان بیاورد، هر کس سرپیچی کند، زبانش قطع خواهد شد. روایت است که در طول این تغییر نام، دو نفر اشتباهاً در حضور ابوقداره نام ده‌والا را تکلم می‌کنند که والی دستور می‌دهد زبان‌شان را از حلقوم در بیاورند. و به این ترتیب، ده‌والا به الام و بعدها ایلام تغییر پیدا کرد.
 ناصرالدين‌شاه براي  برقراري امنيت در غرب کشور،  بارها از وجود حسين‌قلي‌خان والي بهره برد و شهامت و شجاعتش مورد توجه و لطف شاه‌زاده‌ي قدرتمند قاجار قرار گرفت. حسين‌قلي‌خان ابوقداره در مقر خود ده‌والا پس از 68 سال زندگي، در سال 1318 قمري  درگذشت  و در وادي‌السلام نجف اشرف مدفون شد. و در همان هنگامه از طرف دولت مرکزی و شاه‌زاده‌ي قاجار، غلام‌رضاخان فتح‌السلطنه پسرش جانشين پدر گرديد و چندي بعد اين هم  مفتخر به اعطای شمشیر و نشان شیر و خورشید و ملقب به سرداراشرف و امیرجنگ شد. دوران فرمانروایی غلام‌رضاخان امیرجنگ آخرین والی پشت‌کوه لرستان با بروز مسائل و انقلابات و حوادث بسیار در صحنه‌ی تاریخ معاصر ایران هم‌زمان است. در سال 1315 ه ق از طرف مظفرالدین‌شاه قاجار، طی فرمانی غلام‌رضاخان فتح‌السلطنه به نیابت تمام حکومت پیش‌کوه و پشت‌کوه لرستان رسید. گویا ضعف حاکم اعزامی از مرکز در اداره‌ي امور لرستان پیش‌کوه باعث شده بود که این سرزمین نیز تحت امر حسین‌قلی‌خان و فرزندش درآید. هم‌چنان‌که متن کتیبه‌ي غلام‌رضاخان امیرجنگ در تختان بین راه ایلام و صالح‌آباد نیز گواه بر این مدعاست.
حسین‌قلی‌خان ابوقداره با اقتدار و قدرت توانست هليلان را نيز به قلمرو حكومتي خود اضافه كند و براي نخستين‌بار از حدودي كه قاجار در اختيار آن‌ها گذاشته بودند تجاوز كرده و دره‌ي حاصل‌خيز هليلان را به تصرف در آورد. بعدها نیز مقر فرمانروایی خان بالاوند را نیز تصاحب نمود، سپس با ایجاد پیوند خانوادگی و با تمهیدات بسیار، این سرزمین را به نام یکی از فرزندانش یعنی علی‌رضاخان شهاب‌الدوله (فرزند دختری لطف‌علی‌خان بالاوند) و عبدالحسین‌خان، ثبت نمود.
در زمان غلام‌رضاخان امیرجنگ این دخالت‌ها هم‌چنان در سرزمین‌های خارج از قلمرو والیان، هم‌چون هلیلان و ترهان، البته به علت ضعف شاه‌زادگان قاجاری حاکم بر منطقه، ادامه داشت. دخالت‌های غلام‌رضاخان امیرجنگ در پیش‌کوه، البته با هم‌فکری برخی از خاندان‌های متنفذ ترهان، در ادامه، با مخالفت‌های نظرعلی‌خان امیراشرف روبه‌رو می‌شود که از این میان نیز درگیری‌های شدیدی را به همراه داشته است. یکی از این نبردهای خونین در هفت‌کلک رومشکان رخ می‌دهد. جنگیان و سواران والی پشت‌کوه به فرماندهی ایلخان طایفه‌ي علی‌شروان در هفت‌کلک و سویله‌هر رومشکان با نیروهای نظرعلی‌خان امرایی وارد جنگ می‌شوند. در یک نبرد چریکی دیگر، بنا به دستور والی و به جهت کمک به برخی از قبایل ترهان، سیفل لر Sefal –e  Lor، سرکرده‌ي قشون و افواج والی پشت‌کوه، به فرماندهی هشتادنفر از سواران پشت‌کوهی، پس از پشت سرگذاشتن کوه‌ها و دره‌ها، از طریق سرتنگ کافری و للار، از سیمره می‌گذرد و وارد دره‌رود یا چم کپرگاه سیمره و منطقه‌ي زیرتنگ سیاو می‌شود. سیفل لر فرمانده قشون والی، به همراه و کمک برخی از طوایف ترهان در تنگه‌ي سیاو استتار می‌گیرند و با نظرعلی‌خان امیراشرف وارد یک نبرد چریکی می‌شوند. در هنگام درگیری چریکی، سیفل لر به علت غفلت در سنگرش کشته می‌شود و امیراشرف در ادامه پس از کشته‌شدن چند نفر از جنگنده‌های خط حمله‌اش، در نهایت عقب‌نشینی می‌کند و نیروهایش از هم پاشیده می‌شوند... که این اتفاقات مکرر، نشان از دخالت‌ها و نفوذ والی امیرجنگ بر منطقه‌ي پیش‌کوه لرستان را بازگو می‌کند.
به هر حال دوره‌ي والی‌گری غلام‌رضاخان به واسطه‌ي بروز حوادث متعدد در صحنه‌ي تاریخ معاصر ایران، مقطع بسیار سرنوشت‌سازی در تاریخ پشت‌کوه لرستان به شمار می‌رود. بروز انقلاب مشروطه و تحولات ناشی از آن و سپس ظهور رضاخان و تمایلات وی در جهت افزایش قدرت حکومت مرکزی، موجب درگیری با نیروهای گریزان از حکومت مرکزی که بیش‌تر از ایلات و عشایر و رهبران و خوانین آنان بودند، گردید. امیرجنگ گرچه هنگام بروز وقایع و حوادث انقلاب مشروطه سعی کرد که محدوده‌ي قلمرو خود را به دور از حوادث مذکور نگه دارد، اما پشت‌کوه لرستان و والی کاملاً خودمختار آن نمی‌توانست از نظر رضاخان به دور بماند، که این رؤیا در نهایت منجر به انهدام قدرت والی در پشت‌کوه و انقراض حاکمیت سیصدساله‌ی خاندان حسین‌خان سیلورزی انجامید.     

             داستان تقابل رضاشاه و آخرین والی پشت‌کوه، ماجرایی طولانی است که چگونه قدرت یک خاندان دیرینه و کهن‌سال در مرزهای غربی ایران به سر آمد. لرستان پیش‌کوه تحت تسلط قوای مرکزی درآمد. پس از تسلط نیروهای دولت بر مناطق غرب کشور، تنها مقر والی در پشت‌کوه مانده بود که به تصرف درآید، هرچند که تسلط بر این سرزمین کوهستانی به سادگی امکان‌پذیر نبود، به ویژه که والی اقتداری دیرینه و سنتی در آن‌جا داشت و رعایای وی و عشایر این منطقه کاملاً به او وفادار بودند. حکومت مرکزی برای تسلط بر پشت‌کوه و نابودی قدرت آخرین والی تدابیر فراوان اندیشید و از جاسوسان و قاصدان و نیروهای مخالف و معارض محلی و هم‌جوار پشت‌کوه برای مقابله با وی فرستاد. هم‌چنین دولت دست به ایجاد نزاع و اختلاف میان خاندان والی زد و فرزندان ارشد والی را علیه او برانگیخت. والی که نظاره‌گر سیاست‌های دولت در پشت‌کوه لرستان بود درصدد برآمد تا با گروه‌های معارض رضاخان همکاری کند. به همین دلیل با همکاری شیخ‌خزعل(حاکم خوزستان و بوشهر) و صولت‌الدوله قشقایی و برخی از بزرگان بختیاری، کمیته‌ای به نام کمیته‌ي قیام سعادت تشکیل داد تا در شرایط اضطراری آتی بتواند از اهرم قدرت آن‌ها برای دفاع از خود استفاده کند.
بر اساس آن‌چه که دکتر بهرامی در کتاب سلسله‌ي والیان لرستان آورده است: از سال 1304 ش زمینه‌ي پایان دادن به کار والی کاملاً فراهم آمده بود. در مردادماه همین سال سرتیپ صادق کوپال توسط امیراحمدی وارد پشت‌کوه گردید و به خلع‌سلاح عشایر پرداخت، و از خود والی فیلی ابوقداره نیز 400قبضه اسلحه گرفته شد و با صدور حکم شاه در سال 1307ش در مورد خاتمه‌دادن به کار والی، سپهبد امیراحمدی به خرم‌آباد بازگشت و از آن‌جا محمدصادق کوپال را با درجه‌ي سرلشکری به سمت حسین‌آباد مقر حکومت والی فرستاد تا هم عملیات خلع‌سلاح را ادامه دهد و هم افعال و حرکات والی را مراقبت کند و هم در واقع نماینده حکومت مرکزی در پشت‌کوه تحت امر والی باشد، که این حرکت موجب مکدرشدن غلام‌رضاخان و پسرانش گردید. بر اساس یکی از اسناد خطی موجود در آرشیو نگارنده، که دارای تاریخ 13 شهر صفر 1347 ه ق می‌باشد، در ارتباط با مشکلی که بین درویش‌های ساکن رودبار با برخی از مردم طایفه‌ي دوستان یا دوسون Douson بدره به‌وجود آمده بود، شخصی به نام سرهنگ صادق‌خان سالار نظام به عنوان والی پشت‌کوه معرفی گردیده و آقای شهاب‌الدوله معاون پشت‌کوه نام برده شده است، که اقدام به ایجاد امنیت در منطقه می‌نمایند. این سند، که نشان از ارتباط نیروهای نظامی تحت فرمان حکومت مرکزی با خانواده‌ي ابوقداره دارد و با هم در اداره‌‌ي امور پشت‌کوه مداخله کرده‌اند، مربوط به زمان کناره‌گیری و خروج غلام‌رضاخان ابوقداره از حکومت پشت‌کوه می‌باشد. با این تفاسیر احتمال می‌رود که سرلشکر محمدصادق کوپالی که از طرف امیراحمدی به عنوان نماینده‌ي حکومت مرکزی به حسین‌آباد عزیمت کرده بودند، شاید همین سرهنگ صادق‌خان سالار نظامی باشد که در متن نسخه‌ي خطی نام‌برده تحت عنوان والی پشت‌کوه از او نام برده شده است. و این امر نشان‌دهنده دخالت مستقیم دولت و کنارگذاشتن والی ابوقداره از حکومت پشت‌کوه لرستان می‌باشد.
والی که متوجه شد روزگار حکومت وی به سر آمده است، از این رو هنگامی که رضاشاه او را به مرکز احضار کرد، به تهران نرفت و در سال 1307 ه ش با نقدینه و جواهرات خود به عراق رفت و در بغداد مقیم شد. در سال 1308 ه ش به او برای بازگشت به ایران تامین داده شد، اما چون مقارن این ایام جمعی از خوانین لرستان که به آنان تامین داده شده بود، پس از آمدن به خرم‌آباد، به وسیله‌ي سرلشکر حسین خزایی به دار آویخته شدند، غلام‌رضاخان از آمدن به ایران منصرف شد. در این‌باره مخبرالسلطنه مهدی‌قلی هدایت چنین می‌نویسد: یدالله‌خان پسر غلام‌رضاخان سردار پشت‌کوه امان خواست، به عرض رساندم و به نظرم غریب آمد، چه سپهبد قرآن مهر کرده بود، سران الوار نزد او آمده بودند و همه را به دار زدند. به هر حال دست‌خطی صادر شد، 17 شهریور 1308 ه ش، دست‌خط را با قرآنی به مهر خودم به توسط سیدحسین کلیددار که رافع بود به بغداد فرستادم که غلام‌رضاخان و فرزندش به تهران بیایند، خوب شد نیامدند و الا من پیش وجدان خودم شرمنده می‌شدم.
دکتربهمن کریمی در کتاب راه‌های باستانی و پایتخت‌های قدیمی غرب ایران درباره‌ي غلام‌رضا خان می‌نویسد: غلام‌رضاخان در بغداد مسکن گرفته است، این شخص والی پشت‌کوه اقتدار بسیار و تمول داشت و 14 پسر و 12 دختر دارد، و خود در عراق ملکی خریده و مشغول زراعت و رعیتی است. و به این ترتیب والی پشت‌کوه لرستان در سال 1318 ه ش در بغداد وفات یافت و در جوار آرامگاه پدرشان به خاک سپرده شد. ملک‌منصورخان علوی فیلی از پسران غلام‌رضاخان والی پشت‌کوه است، که به همراه پدر در شهر بغداد ساکن شد و بعدها چندیدن دوره به نمایندگی مجلس عراق انتخاب شد.
یدالله‌خان علوی فیلی پس از عزیمت پدرش به عراق، خود را والی خواند و برای بیرون راندن سرتیپ کوپال یا سرهنگ صادق‌خان سالارنظام، حاکم نظامی پشت‌کوه تلاش زیادی کرد و با وجود این‌که مقر حکومت جدید را محاصره کرده بود، به وسیله‌ي قوای نظامی اعزامی از تیپ کرمانشاهان متواری شد و به عراق رفت، و در بغداد به پدرش غلام‌رضاخان والی ملحق شد. وی در اردی‌بهشت 1327 ه ش با اجازه‌ي دولت ایران به موطن اصلی خود شهر ایلام بازگشت.
ار چوی فردوسی شهنامت وستن             
طلسم دیوته ژه هم شکستن
دونا لو ژه شان گفتارت گستن                 
تیر یقینت ژه کمان جستن
کتاب و کتوب و شعرا هویچ و پویچ             
عاقوت طلسم دنیا هویچ و پویچ (سیدنوشاد بلفایی ترهان)
* امیر منصوری- پژوهش‌گر و باستان‌شناس

کتاب‌نامه:
1-افشار سیستانی، ایرج 1372 ایلام و تمدن دیرینه‌ي آن، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
2-بهرامی، روح‌الله 1388 سلسله‌ي والیان لرستان، انتشارات حروفیه‌ي دانشگاه لرستان، خرم‌آباد.
3-شهیدی، یحیی 1350 نشان‌های دوره‌ي قاجار، انتشارات ارتش شاهنشاهی، تهران.
4-کریمی، بهمن 1329 راه‌های باستانی و پایتخت‌های قدیمی غرب ایران، تهران.
5-ویلفرید، زایپل 1389 پژوهش‌های باستان‌شناسی فرانسه در ایران، انتشارات موزه‌ي ملی ایران و موزه‌ي لوور.
6-غضنفری، اسفندیار 1364 تذکره‌ي امرایی، گل‌زار ادب لرستان.
7-اسناد موجود در آرشیو امیرحسین ابوقداره، در کنار گفت‌وگویی با ایشان.
اسناد موجود در آرشیو نگارنده.
دیوان حافظ شیرازی.


  *امیر منصوری- پژوهش‌گر و باستان‌شناس

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 بختیاری 1394-02-02 08:30
مطلب بسیار مهمی است خاندان ابوقداره و فیلی های لرستان یک سلسله بسیار با اهمیت لر و مرزداران ایران وعثمانی بودند که تا نزدیک بغداد و درون خود شهر بغداد نفوذ و حکومت داشتند متاسفانه رضاشاه آنها را در کمال حماقت از میان برداشت و پژوهشهای مستقل راجع به آنها انجام نشده است گفته می شود سفیر فعلی عراق در آمریکا یکی از بنی اعقاب آنهاست.
این سلسله در اوایل حکومت قاجار و عهد حسن خان فیلی به همراهی اسدخان بختیاری و محمدعلی دولتشاه فرزند فتحعلیشاه مناطق شرقی عراق از کردستان تا بغداد و بندر بصره را تصرف کردند . ولی به دلیل ضعف حکومت قجر ناگزیر این مناطق دوباره به چنگ ترکهای عثمانی افتاد
 
 
#2 موگویی 1394-02-05 09:37
فیلی ها در اصل یک کشور مستقل لری با حاکمیت 300ساله میان ایران و عثمانی وبلحاظ فرهنگی - سیاسی متمایل به ایران بودند. رضاشاه در ازبین بردن فیلی ها از حکومت انگلستان فرمانپذیری می کرد زیرا در نواحی خانقین و نفتخانه که جزو حوزه ی نفوذفیلی ها بود انگلیسی ها نفت را کشف کرده بود و ادامه حکومت آنها را برضد منافع خود می دانستند .
 
 
#3 احمدلطفی 1394-02-14 07:43
پژوهش شما مفید وقابل تقدیراست ام ای کاش از فشارهایی که بر مردم پشتکوه وپیشکوه می آوردند ازجمله سالی سه بار ملیات میگرفتند وشبها کسی حق نداشت چراغش روشن باشد
 
 
#4 1 1394-02-23 13:28
سوال؟
چرا امروز ايلام خود را كرد معرفي ميكند؟نقش ایوان در والی گری چه بوده؟ آیا مستقل اداره میشده (بوسیله خان های ایوان) یا زیر نظر والی بوده؟چرا فیلی را به کرد ها نسبت میدهند؟
 
 
#5 سلاطی 1395-01-25 20:42
درود بر والیان سلاحورزی
حاکمان عادل