سه شنبه, 02 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
 

 
 

مقایسه لباس ستره فیلی با سدره زرتشتی و لباس مادی

 

عیسی قائدرحمت /

نه فقط لباس مردم لرستان فیلی بلکه سایر البسه قومیت های امروزین ایران تقریبا همگی جدید هستند، البته این جدید بودن چیزی از اهمیت و ارزش آن ها کم نمی کند، زیرا ...

 

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، عیسی قائدرحمت: من نقدنامه ای با توجه به تخصصم (شناخت لباس اقوام ایرانی، مخصوصا لرستان فیلی) بر یادداشتی از دکتر نجم الدین گیلانی نگاشتم که فکر می کنم به خاطر اختصار آن بسیاری از مخاطبین چندان متوجه عرایض بنده و استدلال های آن نشدند.

قبل از جناب گیلانی، مسئله «قدمت چندین هزار ساله ستره»، توسط نویسندگان دیگری هم مطرح شده است که هیچکدام متکی به اسناد محکم و قابل قبول نیست؛

به عنوان مثال مرحوم سهرابی در کتابش تأکید فراوان دارد که ستره فیلی همان لباس عهد کاسیت می باشد (سهرابی 1376 : 226 و 216).  آن زمان ایشان فرد بسیار مسنی بودند و امروز در قید حیات نیستند. به خاطر همین ملاحظات، بنده تمایلی به بحث گذاشتن نظرات این پیش کسوت عزیز نداشته ام و امیدوار بودم این گونه تمایلات باستان گرایانه در میان اهل قلم لُر فروکش کند و ایشان بتوانند واقعیت هویت و فرهنگ ارزشمند و غنی لُری را بدون آن توهمات بازبینی کنند.

واقعیت آنست که لباس رویی مردم «کاسیت»، از نوع لباس بدون دوخت است که هیچ سنخیتی با لباس ستره ندارد، متأسفانه همین نظرات آقای سهرابی مبنای تحقیقات دانشجویی قرار گرفته است و امروزه در اینترنت می بینیم که این نظرات اشتباه در مقالات علمی و دانشجویی هم درج شده اند. ( بنگرید: لینک مقاله محمد میرزایی رشنو).

واقعیت این است که خیلی از پیش کسوتان ما، با پیش کشیدن باستان گرایی به بیراهه رفته اند و جالب اینکه مفهوم باستانگرایی را با باستانشناسی اشتباه می گیرند و سکوت در برابر ایشان نیز نه فقط به صلاح نیست بلکه به نظر می رسد باعث گسترش بیشتر این اشتباهات می شود. باستانگرایی یعنی اینکه آنقدر در  در افتخارات و هیجانات تاریخ غرق شویم که به نوعی توهم و خیال پردازی برسیم مثلا عنوان می کنند که فلان چشمه متعلق به کوروش هخامنشی بوده یا این که خانه ی کوروش هخامنشی در بالاگریوه لرستان قرار داشته و از طایفه پاپی بوده است. در مورد کاسیت و تمدن ایلام هم همین خیال پردازی ها وجود دارد. بنده این مسئله را در باب لباس بررسی کرده ام.

امروزه با توجه به امکانات و ظهور تکنولوژی جدید علمی (کامپیوتر و اینترنت ) و فراوانی کتب کتابخانه ای و کتب مجانی pdf ، که تحقیقات را بسیار آسان کرده است، انتظار از نسل جدید این است که دیگر به این اشتباهات دامن نزنند.

خوب است تحقیقات ما هم مانند کشورهای پیشرفته بر اساس تخصص باشد، بنده زندگی ام را بر پایه تحقیق در زمینه ی کسب دانش لباس گذاشته و در این راستا زحمات زیادی کشیده ام (کتابخانه و موزه شخصی ام در زمینه لباس محصول این فعالیت است) اما بر  اساس آزاد اندیشی و دمکراسی، احترام به همه نظرات را واجب دانسته و در نهایت با آن نظرات اشتباه، از در نقد در آمده ام. به این امید که جامعه در کانال حقیقت و دقت قرار بگیرد.

از آنجا که بنده تشنه حقیقت و  یافته های علمی هستم. بنابراین هر نقد سازنده و بدون غرض  را با جان و دل می پذیرم. در مقابل جناب دکتر گیلانی هم، منشی عالمانه داشته  و در نظرات خود گفته اند:

« بنده با نظرات شما مخالف نیستم، چون که بحث از هزاره ها می باشد و هرکسی حق نظر دادن دارد. اما با عنوان شما که گفته اید باستانگرایی مخالف هستم! چرا که بنده از مبارزان باستانگرایی بوده و هستم و بارها در محافل علمی با این موضوع مبارزه کرده ام. ....هدف بنده نه ترویج باستانگرایی، بلکه ترویج فرهنگ و میراث بومی در مبارزه با فرهنگ غربی بوده است.»

اما روی سخن من، کسانی است که اصرار دارند لرها (و متعلقات آنها) همان مردم باستان کاسیت و یا هخامنشی و یا ایلامی و یا غیره می باشد. گویا جهان از هزاران سال پیش تا حالا اصلا تغییر و تحولی نداشته است!

تفاوت سدره زرتشتی با ستره فیلی

در مطلب قبلی، مفاهیم را به اندازه کافی باز نکرده ام و مجبور شدم باز به موضوع مطلب قبلی ام بپردازم و مفاهیم را با توضیح مفصلتری بسط دهم. بعضی از خوانندگان مطلب، شتابزده عکسی یا مطلبی را می خوانند بعد بدون اینکه تحقیقی انجام بدهند و یا حداقل  توجهی بکنند فورآً نظرات کارشناسانه و حق به جانب داده و باعث تشویش اذهان می شوند. به عنوان مثال عده ای لباس موبدان زرنشتی را با لباس سدره زرتشتی اشتباه گرفته و با هیجان به مطرح کردن آن پرداخته اند. لباس موبدان زرتشتی اگرچه سفید رنگ است اما سدره نیست. به نظر می آید لباس موبدان زرتشتی لباسی جدید باشد که توسط بانو «پریچهر نامدار» در سال 1346 طراحی شد و توسط انجمن زرتشتیان تهران به تصویب رسید.

 

تصاویر (الف) و (ب) .   لباس مذهبی موبدان زرتشتی از پشت و جلو است. لباس این موبدان، سدره زرتشتی نیست

 

 لباس موبدان زرتشتی سفید رنگ و و جلوباز بوده و  بلندی آن تا حدود زانو و با آستین کامل می باشد. و اما « سدره زرتشتی پیراهنی است سفید از جنس کتان یا پنبه که از نه تکه دوخته می شود و یقه ندارد .... معمولاً گشاد و آستین کوتاه است و جلو آن از قسمت گریبان تا سینه چاکی دارد» (متین 1383 : 80 )»

«پیراهن زیر (زرتشتی)، از پارچه ی سفید کتانی و با آستین و قد کوتاه تهیه می شود یقه ی آن در جلو نیمگرد است و چاکی دارد و به سدره مشهور است ( ضیاء پور. 1336 :  264 )»

«سدره پیراهنی است گشاد، سپید رنگ، بدون یقه و با آستینهای کوتاه که از پارچه سفید درست شده و دارای دو کیسه بسیار کوچک، یکی در جلوی سینه و نزدیک قلب که گریبان خوانده می‌شود و دیگری در پشت که گرده نامیده می‌شود و زرتشتیان آن را در زیرلباسهای خود می‌پوشند. درجلو سدره از گردن به پایین، چاکی قرار دارد که تا قسمت سینه می‌رسد .... امروزه زرتشتیان سدره را از ململ سفید درست می‌کنند ولی در عهد باستان از پشم و پنبه و حتی گاهی از ابریشم درست می‌شد. به عقیده زرتشتیان سدره جامه ستایش و بندگی اهورا مزدا وبه منزله زره و جوشنی است که پوشنده را از شر تمایلات نفسانی و صفات رذیله حفظ می‌کند. سفیدی سدره نشانی از آن است که فرد زرتشتی باید قلب و روح خود را مانند آن سفید و بی‌آلایش نگهدارد واز اعمال ناشایست دوری گزیند.» ( ویکی پدیا. عنوان سدره پوشی).

 

تصویر (ج) سدره زرتشتی برگرفته از کتاب پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان کشور ص 264

 

 

 

 

 

تصویر (د) . طرحی از لباس ستره لری فیلی با مشخص کردن جزئیات آن

 

تفاوت سدره زرتشتی با ستره فیلی در جدول زیر چنین است:

سدره زرتشتی

هم مردان و هم زنان آنرا می پوشند

آستین کوتاه دارد

جلو بسته است

فاقد یقه می باشد

نسبتا کوتاه است

در زیر لباسها پوشیده می شود

فقط سفید رنگ است

لباسی نازک دوز است

سطح آن فاقد چرخکاری است

ستره فیلی

فقط مردان این لباس را می پوشند

آستین بلند دارد

جلو باز است

طرحی از یقه برگی در روی سینه دارد

تا حدود زانو (یا کمی پایین تر) بلند است

در روی لباسها پوشیده می شود

در هر رنگی می تواند باشد معمولاً گلدار است

لباسی ضخیم دوز است و دارای آستر میباشد

سطح آنرا (مخصوصاً روی سینه لباس) چرخکاری می کنند

با توجه به منابعی که گفته شد و مشاهده تصاویر (ج) و (د) نتیجه می شود لباس سدره زرتشتی، با لباس ستره فیلی هیچ شباهتی با هم ندارند

 

تفاوت لباس مادی با ستره فِیلی:

بعضی ها گفته اند که دیاکنف در کتالبش گفته است که لباس مادها شبیه لباس لرهای فیلی امروزی است کتاب معروف دیاکنف در ایران «تاریخ ماد» می باشد در این کتاب مطلقاً چنین چیزی که بخواهد لباس لرهای فیلی را به دوره مادها شبیه بداند وجود ندارد، اگر در این کتاب چنین قولی هست، شماره صفحه آن را ذکر کنید تا بررسی شود بر چه اساسی این نظر را داده است. 

برای بررسی این مسئله باز به سراغ منابع مکتوب پوشاک شناسی، می رویم. «به نظر برخی از پژوهشگران نوع لباس مادها مناسب آب و هوای سرد و سوارکاری در کوهستان است. برخی از پژوهشگران به دلیل ظاهر صاف و بدون چین و چروک آنها در حجاریها، جنس آنها را از چرم دانسته اند (ضیاءپور به نقل از متین 1383: 17)». بنابراین طبق این نظر و مشاهده تصاویر تخت جمشید در  کمر لباس مادی، چین دیده نمی شود.

به هر حال پیراهن یا لباس رویی مادها این گونه است «ییراهنی بدون چین که در جلو بسته و بدون درز بوده و بلندی آن حد اکثر تا سر زانو می رسد با آستین های تنگ و یقه ساده و بدون برگردان! و از سر پوشیده می شد» (غیبی 1384: 83).

تفسیر دیگر لباس مادی چنین است «پیراهن [مادی] بسیار بی زینت و بلند است و تا روی زانوها می افتد. یقه آن اغلب گرد و تنگ است و تا بالای گردن را می پوشاند. آستین های آن بلند بوده و قطر آنها تدریجاً به طرف مچها کم شده و سرانجام کاملاً تنگ می شوند. در ناحیه مچ می توان چند چین گسسته را مشاهده کرد» ( پوربهمن 1392: 41).

 

 

تصویر (ح) . طرحی از لباس مادی برگرفته از کتاب پوشاک در ایران باستان ص 41

 

با توجه به منابعی که گفته شد و مشاهده تصویر لباس مادی، تفاوت پیراهن مادی با ستره فیلی در جدول زیر چنین است:

      

تفاتها:

لباس مادی

 

ستره فیلی

 

جلو بسته است

جلو باز است

 

فاقد یقه می باشد (به عبارتی یقه گرد و ساده دارد)

طرحی از یقه برگی در روی سینه دارد

سطح آن فاقد چرخکاری است

سطح آنرا (مخصوصاً روی سینه لباس) چرخکاری می شود

سردستها یا قسمتی از سینه لباس از رنگ دیگری نیست

نقش یقه برگی و سر دستها به رنگ دیگری (معمولا سیاه) می باشند.

هیچ چاکی در پشت یا جلو لباس مادی دیده نمی شود

در پشت ستره یک چاک وجود دارد

در جلو یا پشت لباس مادی، هیچ گونه چین یا پلیسه ای دیده نمی شود

در پشت ستره شش الی ده چین پهن پلیسه ای دیده می شود.

در کمر لباس مادی، کمربند بسته می شود

روی ستره فیلی، در کمر، شال بسته می شود

با توجه به منابعی که گفته شد و مشاهده تصاویر (ک) و (د) نتیجه می شود لباس مادها ، با لباس ستره فیلی شباهتی با هم ندارند.

  البته واضح است که هر دو (ستره فیلی و لباس مادّی) آستین بلند دارند. هر دو تا حدود زانو (یا کمی پایین تر) بلند هستند. که این شباهتها قابل اعتناء نیستند زیرا این مشخصات در اکثریت لباسهای دنیا مشرک هستند.

 

سرگذشت واقعی شال و ستره چیست؟

«ستره» لرستان فیلی در واقع تغییر یافته یک لباس اروپایی است، در بخش بعدی مقاله سرگذشت این لباس و این که چگونه ابداع و رایج شد تقدیم خوانندگان خواهد شد، قدمت این لباس به نظر بنده به دوره پهلوی اول می رسد، اما به خاطر برخی حدس ها و نقل قول های معتبر، در کتابم (لباس لرهای فیلی) احتمال داده ام در اواخر دوره قاجار ابداع شده باشد اما شخصا تا کنون هیچ نشانه متقنی و محکمی در این دوره ندیده ام و اشاره به دوره قاجار فقط بر اساس برخی منابع بوده. برخی تصاویر ادعایی را نیز در بخش بعدی مقاله بررسی می کنیم تا مشخص شود هیچ یک از این تصاویر نشانی از ستره لرهای فیلی ندارند.

لازم به ذکر است نه فقط لباس مردم لرستان فیلی بلکه سایر البسه قومیت های امروزین ایران تقریبا همگی جدید هستند، البته این جدید بودن چیزی از اهمیت و ارزش آن ها کم نمی کند، زیرا این ها نمادی از هویت و همبستگی این اقوام هستند، قدمت این البسه (که اغلب کمتر از یک قرن است) از پرچم های کشورهای مختلف بیشتر است، این پرچم ها محترم هستند نه به خاطر قدمتشان بلکه به احترام مردمی که آن را نماد خود می دانند، لذا البسه اقوام ایرانی نیز ارزشمند و محترم هستند، ولو این که ریشه در هزاره های باستانی نداشته باشند.

 

لور: آقای قائدرحمت مطلب مفصلی درباره شال و ستره لرهای فیلی برای انتشار ارائه داده اند که به منظور پرهیز از تطویل، با موافقت خود ایشان در دو بخش، تقدیم خواهد شد، یک بخش را در بالا ملاحظه فرمودید، بخش بعدی این مطلب با عنوان «سرگذشت ستره لرهای فیلی؛ از باستان گرایی تا واقع گرایی» تا پایان همین هفته تقدیم خواهد شد ..

 

 

 

منابع:

بهمن پور، فریدون. پوشاک در ایران زمین. موسسه انتشارات امیر کبیر. تهران 1392

سهرابی، محمد. لرستان و تاریخ قوم کاسیت. انتشارات افلاک. خرم آباد 1376

ضیاء پور، جلیل. پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان کشور. اداره هنرهای زیبا و موزه ها. تهران. 1346   

ضیاء پور، جلیل. پوشاک باستانی ایرانیان. اداره هنرهای زیبا و موزه ها. تهران. 1349 

غیبی، مهر آسا. هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی. انتشارات هیرمند. تهران 1384

متین، پیمان. پوشاک در ایران زمین. انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی. تهران 1383

منبع اینترنتی:

ویکی پدیا

وبلاگ شخصی پریچهر نامدار

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 احمدپور 1395-07-16 22:50
درود بر آقای قائدرحمت و همچنین درود بر دکتر گیلانی و سایت لور!
روشن گری خوبی بود. به امید خدا در باره همه ابعاد لرستان شناسی شاهد چنین مباحثه هایی باشیم.
 
 
#2 گیلانی 1395-07-17 00:10
جناب قائد رحمت عزیز با سپاس از شما بخاطر تلاشتون در راستای تحقیق لباس، گرچه بنده بر روی نظر خود هستم که به هیج وجه نمی توان اتفاقی باشد عنوان شال و سدره با همان نام و همان کارکرد و تغییر در طول هزاره ها نیز طبیعی می باشد. چنانکه هیچ نسلی اصیل باقی نمانده و اصلا اصالت به رفتار و پرهیزگاری می باشد نه به نسب و غیره؛ با این وجود پرفسور هینتس در کتاب شهریاری ایلام ص30 و 31؛ محافظان قهوه ای پوست ایلامی داریوش در نقوش آپادانای شوش را نیای لرهای فیلی می داند! در این نقوش لباس تن آنها کاملا به ستره خودمان شبیه است، این لباس همانند ستره گل گلی و منقوش است. سرچ کنید کاخ آپادانای شوش و شباهت را ببینید، گرچه تغییر در هر چیزی در طول زمان طبیعی می باشد.
 
 
#3 گیلانی 1395-07-17 00:21
در ادامه نقل قول پرفسور هینتس: «در عوض محافظان قهوه ای پوست، احتمالاً ایلامی های کوه نشین هستند که ممکن است نیای لرهای فعلی باشند، یعنی لرهای فیلی در شمال خوزستان و بختیاریها در شرق و جنوب شرق آن. لرها اغلب موسیاه هستند با پوستی متمایل به قهوه ای؛ نژادی نیرومند و کوه نشین، با بالایی اندکی بلندتر از دشت نشینان. هرچند اینها هم ایلامی خالص نمانده اند و در طول تاریخ با بیگانگان اختلاط داشته اند. همین مردمان کوه نشین (ایلامی-لرها) بودند که منابع یونانی آنها را اوکسیها نامیده اند و به اکراه تسلیم اسکندر شدند. اینان هنگامی که بنابر عادت از سپاه مقدونیِ در حال گذر حق عبور خواستند، اسکندر از پرداخت آن سرباز زد و با زحمت فراوان توانست راه عبور خود را بگشاید (هینتس، 1389: 31- 30). بنابراین همچنان که تخصص شما لباس است، تخصص پرفسور هینتس نیز باستان شناسی است و نمی توان منکر حرف او شد.
 
 
#4 گیلانی 1395-07-17 17:48
جناب قائد رحمت عزیز اگر فرصت شود مفصل و با تصویری از نقوش باستانی از پیشینه لباس لرها دفاع خواهم کرد، ولی با توجه به اینکه این روزا بشدت سرم شلوغ است، فعلا در قالب چند کامنت مواردی را خدمت عرض می کنم: اول اینکه جای تحسین دارد زحمتی که شما کشیدی برای نشان دادن موارد اختلاف، ولی من متوجه یک نکته مهم شدم و آن اینکه از نظر روش تحقیق وقتی بحث از پیشینه باستانی لباس است باید بر طبق منابع اصلی سخن گفت نه پژوهش های جدید، گرچه کارهای ضیاء را نباید دست کم گرفت، اما اگر شما بخواهید مقاله ای در مورد موضوعی مرتبط بنویسید و به پژوهش های جدید ارجاع دهید، بلافاصله مقاله شما را رد می کنند، علی الخصوص اگر به منابع اینترنتی ارجاع داده باشید که بدتر، حال بنده با استناد به اوستا و کتاب مینوی خرد می گم در دنیای باستان لباس زرتشتیان کشتی و سدره نام داشته شما با استناد به ضیاء و ویکی پدیا میگید...
 
 
#5 گیلانی 1395-07-17 18:00
ادامه متن قبل... حال شما وقتی از لباس زرتشتیان حرف می زنید بر اساس منابع باستانی نقد کنید. خوشبختانه در این رابطه دیاکنوف ما را کمک می کند، وی نقش روحانی زرتشتی را در کتابش آورده است که اگر به لباس او دقت شود می بینید بین لباس امروزه زرتشتیان با دنیای باستان از زمین تا آسمان فاصله هست و به لباس لرها نزدیک، این تصویر که از نقش برجسته ای در استخر تصویربرداری شده و مربوط به قرن 5قبل از میلاد است، شال به کمر داررد، بلند است، چاک دار است و...(دیاکنوف؛ 1345: 488). دیاکنوف تصاویر دیگری از روحانیون باستان در صفحه 467 نشان داده که بیانگر تنوعی لباس روحانیون زرتشتی می باشد. گرچه باز تأکید می کنم که تغییر در طول هزاره ها طبیعی می باشد.
 
 
#6 گیلانی 1395-07-17 18:12
در ادامه نیز بنده در متن اصلی مطلب شال و ستره گفته ام «آنگونه که از گفته های دیاکنوف برمی آید لباس مادها با لباس لرها شباهت دارد...»شما گفته اید به هیچ وجه دیاکنوف چنین نگفته، من فک می کنم شما تمام کتاب دیاکنوف را نخوانده اید و یا اینکه عمیق و تحلیلی نخوانده اید، به همین خاطر شما را ارجاع به صفحاتی که باید این برداشت را داشته باشید می دهم و تحلیلتان را از این صفحات در کامنت ها بیاورید تا بنده هم تحلیل کنم: صفحات 162و 284و 407و450 را ببین و نظرت را بنویس، جدا از متنی که از شما تحلیلش را میخواهم، تصاویری هست از لباس مادها که تنوع لباس مادها و چرم نبودن آنها و.... را نشان می دهد. بعد صفحه 447 دیاکنوف را با 155 هرودوت مقایسه کن درباره شباهت لباس مادها و بابلیان و مردم زاگرس..
 
 
#7 گیلانی 1395-07-17 18:32
و در نهایت اینکه فک کنم بحث ما مانند آن داستانی است که مولوی بیان می کند که ترکی و فارسی و عربی بر سر نام انگور که هریک به نام دیگر فهم کرده بود باشد! فارس گفت این انگور است، عرب گفت عنب است و ترک گفت عزم... حال ستره و قبا و غیره همه بمعنای پوشاکی با سایزها و گونه های متفاوت است. شما می گوئید قبا بوده است و معنای قبا چیست و دیگران ستره و معنای ستره چیست؟ با این وجود بنده لرستان را پاسدار رسوم و بسیاری از جنبه های فرهنگی دنیای باستان می دانم که در صورت فرصت، گوشه های از آن را در این سایت به نمایش خواهم گذاشت.
 
 
#8 لر اصیل 1395-07-17 21:34
آقای محترم دستت برای همه رو شده و همه از نیات شما آگاه هستند شما چی را می خواهی ثابت کنی کی از شما سؤال کرده که دنبال پاسخ هستی ولی خودت ضایع می کنی کسی بخاطر این موضوع به شما مدال نمی دهد شما با همین چفیه کردی و دمپایی ابری و شلوار جافی و نیسان آبی کار کنی و یه لقمه نان حلال به سر سفره ببری بهتر است برای دیگران مزدوری کنی برای یک کرد یا ترک ماهی یکی دو میلیون دادن تا بر علیه ملت لر مطلب بنویسی کاری ندارد دیدید که آقای لک اندیش ادعا کرده شما مطالب ایشان را حذف و اضافه کردی تا به نیاتت برسی دیگه اعتراف از این بهتر داریم ولی دیر یا زود پشیمان خواهی شد که فروختن یک ملت به کل دنیا نمی ارزد
 
 
#9 لک هرسین 1395-07-18 19:34
آقای رحمت اگه مقدوره تصویر رو جلد کتابت رو با تصاویر نقوش برجسته طاق بستان مقایس کنید.باسپاس
 
 
#10 رضا 1395-07-20 20:23
بسیار زیبا و ارزنده بود.در هر زمینه پژوهشی لازم و مبرهن است، نیاز به نقد و بررسیها و ویرایش های مجدد در طول سالها تا در نهایت به تحقیقی سالم و کامل وقابل استناد دست یابیم.رفتار و عکس العمل برخی دکترها نامها بدور از اخلاق فرهنگ پروری و بیشینه یابیست.دکتر گیلانی عزیز بیشتر دقت فرمایید
 
 
#11 رضا 1395-07-23 00:16
جناب قائدرحمت عزیز،تحفیق شما بسیار قابل احترام و زحمت شما در خصوص گردآوری مطالب ارزشمند فوق بدین شکل موشکافانه و علمی درچارچوب فرهنگ تحقیق جای تقدیر وستایش دارد.اینجانب به سهم خود تشکر وخسته نباشید عرض میکنم وموظف میدانم ازشما خواهش کنم،لطفا اجازه ندهید افراد بی بضاعت فرهنگ وعلم کوچکترین خللی در مسیر نوپای لرپژوهی وارد اورند که این افراد مضر، سرطانهای فرهنگ هستند که سالها بعد تأثیرات منفی جبران ناپذیرشان را خواهیم دید.