چهارشنبه, 29 شهریور 1396  

جدیدترین مطالب

دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
 

 
 

نگاهی به رویکردهای غالب برخی رشته های دانشگاهی به مطالعه زبان های لُری

 

ابراهیم خدایی /

در این نوشتار یک ارزیابی از رویکردهای حاکم چهار رشته تحصیلی (ادبیات فارسی، زبان شناسی، علوم اجتماعی و تاریخ) به موضوعات فرهنگ و زبان لُر خواهم داشت.

 

 

 

 

 

گفتار ما، شماره دوازدهم، ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه تهران)  مطالعه فرهنگ و زبان ذاتا یک حوزه بین رشته، یعنی نیازمند تخصص های متعدد دانشگاهی است، این مطالعات در منطقه لرستان با این همه غنی و تنوع درونی فرهنگی-گویشی، باید خود یک رشته مطالعاتی دانشگاهی باشد؛ رشته ای که بتواند به گونه ای هدفمند و هماهنگ تخصص های گوناگون را به هم آمیزد تا بتوان شناخت کاملی از موضوع مورد مطالعه (فرهنگ و زبان لُری) کسب کرد، همان طور که "ایران شناسی" تلاش کرده است جایگاهی برای خود به عنوان یک حوزه بین رشته ای و در عین حال مستقل در پژوهش های دانشگاهی و غیر دانشگاهی ایران باز کند، توقع می رود مباحث لرشناسی و استان شناسی نیز به صورت مدوّن و منظم در قالب یک رشته مستقل ساختار بگیرد.

در حال حاضر، با توجه به عدم وجود چنان رشته ای، دانش آموختگان یا دانشجویان رشته های گوناگون، تحت تأثیر بایسته ها و طرز تلقی هایش رشته های علمی شان، به موضوع مورد مطالعه (لُر) نگریسته اند، و از این رهگذر آسیب هایی به خاطر محدود بودن مطالعه شان به یک رشته خاص و عدم استفاده از سایر رشته های تخصصی مورد نیاز متوجه تحقیقات آن ها شده است.

در این نوشتار یک ارزیابی از رویکردهای حاکم چهار رشته تحصیلی (ادبیات فارسی، زبان شناسی، علوم اجتماعی و تاریخ) به موضوع مورد مطالعه (فرهنگ و زبان لُر) خواهم داشت.

 

الف) رشته زبان و ادبیات فارسی

 

رشته زبان و ادبیات فارسی از جمله قدرتمندترین رشته های دانشگاهی در ایران است، با توجه به جایگاه رسمی و ملی زبان فارسی، تاریخ ادبیات کهن و جایگاه سیاسی تاریخی قدرتمند این زبان و اهمیتی که درفرایند ملت سازی در قرن اخیر یافته است، علماء ادب فارسی از بدو تأسیس نظام نوین آموزشی و دانشگاهی ایران از غالب ترین و متنفذترین بخش های دانشگاه بوده اند.

در دوره مشروطه آموزش زبان و ادبیات فارسی به عنوان یک  رشته تحصیلی یا چند واحد درسی به صورت پراکنده نخستین قدم ها را برای مدرن شدن این رشته بر می داشتند (نک: طاهر احمدی 1385)، به طور رسمی و در نظام نوین آموزش عالی ایران، تدریس این رشته در سال 1307 با تأسیس دارالمعلّمین مرکزی و دارالمعلمین عالی از جمله قدیمی ترین رشته های تحصیلی است، در سال 1313 با تأسیس دانشگاه تهران آموزش زبان و ادبیات فارسی در این دانشگاه آغاز شد و اولین فارغ التحصیل دوره دکتری آن، محمد معین، در سال 1318 مدرک خود راأخذ کرد (ذوالفقاری 1388: 50) این غلبه و نفوذ هم از نظر کیفی و هم از نظر کمّی چشمگیر است، کمتر دانشگاهی می توان سراغ داشت که از بدو تأسیسش اقدام به پذیرش دانشجو در این رشته نکرده باشد و هم اکنون نیز از جمله رشته های فعال آن نباشد.

 بخش زیادی از متون موجود در زمینه شناخت زبان ها و گویش های لرستان یا محصول فارغ التحصیلان این رشته است یا به شدت تحت تأثیر آنان تولید شده است.

این رشته در واقع متمرکز بر مطالعه یک  زبان خاص (فارسی) و گونه خاص (شکل نوشتاری فارسی) است، رویکرد آن به شناخت زبان های غیر فارسی، یا گویش های غیر معیار و غیر ادبی فارسی می تواند رویکردی تطبیقی باشد، اما باید در نظر داشت که غیر قابل مقایسه بودن شرایط و کارکردهای زبان ها و گویش های غیر فارسی با زبان فارسی باعث شده است پژوهش های این رشته معمولا نگاهی از بالا به پایین نسبت به سایر زبان ها داشته باشند.

غلبه نگرش این رشته در جامعه ایرانی باعث شده است تعریفی که عموم مردم و حتی متخصصین از زبان و گویش دارند تحت تأثیر شرایط زبان رسمی فارسی باشد، مثلا این که داشتن سابقه کتابت را از شرایط استقلال یک زبان از زبان دیگر می دانند، حال ان که در این صورت هزاران زبان کاملا مستقل در اقصی نقاط جهان هستند که تا دهه های اخیر هیچگاه به مرحله کتاب نرسیده اند و بعضا هنوز هم فقط اشکال شفاهی دارند اما نمی توان آن ها را گویشی از زبانی دیگر تصور کرد (مثلا مردم یک جزیره در اقیانوسیه که زبانی کاملا مجزا دارند اما هیچگاه ادبیات مکتوبی ندارند را چگونه می توان گویشی از زبانی دیگر دانست؟).

برخی تصورات عامیانه دیگر، مثلا این که زبان ها یا گویش های ایرانی دیگر را "فارسی شکسته" قلمداد می کنند یک نشانه دیگر از غلبه نگرش فارسی بر تعریف ایرانیان از زبان و گویش دارد، حال آن که هیچ دلیلی در دست نیست که شکل نوشتاری و معیار فارسی بر اشکال گفتاری آن و سایر زبان ها یا گویش ها برتری داشته باشد، چه بسا در بسیاری موارد این شکل مکتوب فارسی است که "شکسته" و "تغییر یافته" زبان ها و گویش های دیگر ایرانی و فارسی است.

بازتاب غلبه رشته زبان و ادبیات فارسی بر مطالعه سایر زبان ها و گویش های ایرانی، فقط در تصورات عامیانه به چشم نمی خورد، بلکه حتی بسیاری از متخصصین نیز در ارزیابی و شناخت زبان ها و گویش ها تحت تأثیر ویژگی های زبان فارسی هستند.

به هر حال زبان فارسی نمی تواند معیار و مبنایی برای تعریف «زبان» و «گویش» باشد، این دو مفهوم باید در رشته تخصصی بی طرف دیگری (زبان شناسی) بررسی شوند، محققان رشته زبان و ادب فارسی برای مطالعات خود لازم است این تعریف را از زبان شناسان وام بگیرند و تلاش نکنند ویژگی های زبان فارسی (مثلا داشتن کتابت یا رسمیّت) را بر این مفاهیم تحمیل کنند.

 

ب) زبان شناسی

هرچند اکنون بیش از 50 سال از تأسیس رشته زبان شناسی درایران می گذرد، هنوز باید گفت این رشته در نظام دانشگاهی ایران نوپاست و جایگاه خود را از نظر کمّی و کیفی نیافته است (نک: رستم بیک تفرشی 1393: 53) و تا سال ها وظایف آن را علماء دستور زبان فارسی بر عهده داشتند، کما این که از نظر هستی شناسی نیز علم زبان شناسی در واقع تکوین یافته همان پژوهش های دستور زبان و فقه اللغه و امثال آن است (دو سوسور 1344) این رشته از نظر کیفیت و کمّیت جایگاه قابل توجهی در نظام دانشگاهی ایران ندارد، اما بر مبنای تعریف آن، ذی حق ترین رشته برای مطالعه زبان ها و گویش هاست

از جمله مهمترین ویژگی هایی که رشته زبان شناسی را نسبت به مطالعات سنتی دستور زبان (مثلا در رشته ادبیات فارسی) برای مطالعه زبان ها و گویش های ایرانی ذی حق می کند عدم تمایل به دسته بندی زبان ها به «پیشرفته» و «بدوی»، «غنی» و «فقیر» تأکید بر این نکته که حتی به ظاهر بدوی ترین زبان ها برای مردم خود ظرائف و مفاهیمی دارند که توسط زبان های مدعی پیشرفته بودن قابل ترجمه و بیان نیستند، واژگانی به اندازه کافی و مناسب جامعه مربوطه خودشان دارند که در زبان های ظاهرا غنی معادلی ندارند ( نیلی پور 1354:  47 و 48) وتمرکز این رشته بر اشکال غیر نوشتاری زبان است (نیلی پور 1354: 43). تمام این ها برآمده از اصل همگانیهای زبان است که تاکید دارد یک سری اصول مشخص در تمامی زبانها مشترک است و تفاوت زبان ها در پاره ای پارامترهای خاص هر زبان است. این اصل در زبانشناسی به اصل اصول و پارامترها معروف است.

"هر زبان شناخته شده ای در آغاز به شکل زبان گفتار بوده و هزاران زبان یا اصلا نوشته نداشته، یا اخیرا از زبان نوشتار بهره گرفته اند. علاوه بر این کودکان پیش  از آشنایی به خواندن و نوشتن از زبان گفتار بهره مند می شوند" (نیلی پور 1354: 44)

"توجه دستور نویسان سنتی به  «زبان ادبی معیار» این گرایش را در آن ها به وجود آورده است که زبان غیر رسمی یا محاوره را چه در گفتار و چه در نوشتار یا نادیده گرفته و یا با برچسب «نادرست» آن را محکوم کنند" (نیلی پور 1354: 46).

 

ج) علم تاریخ

«علم تاریخ، علم شناخت و تفسیر گذشته انسان‏ها در پرتو حال است که بر اساس روش‏ها، گزینش‏ها و تفسیرهاى مورخان به دست مى‏آید» (ملایی توانی 1384: 23)؛ دانش تاریخ هم به صورت مستقل و هم در پیوند با دانش زبان شناسی می تواند به مطالعه زبان بپردازد، ابتدا به پیوند علم تاریخ و علم زبان شناسی اشاره می کنیم و سپس به یکی از دغدغه های اساسی نگارش این یادداشت ورود می کنیم که شاید بخشی از ابهامات موجود در زمینه مطالعه زبان های لری را بر طرف کند.

قرن نوزدهم، يعني دورهاي كه زبانشناسي به عنوان يك رشته مشـروعيت يافـت، بـه دورة زبانشناسي تاريخي- تطبيقي نيز شهرت دارد. در اين دوره، منظر تاريخي، رويكـرد غالـب مطالعات بود و مهمترين دستاورد آن بازسازي زبـان هنـد و اروپـايي مـادر بـود كـه منشـأ زبانهاي هند و اروپايي است. در اين دوره، مطالعات از شكل صرفاً تطبيقي رايج در اواخر قرن هجدهم به مطالعات تاريخي تغيير كرد و دو اصطلاح تطبيقي و تاريخي در كنار هـم به کار می رفتند (رستم بیک تفرشی 1393: 6).

در یک تقسیم بندی کلی دانش زبانشناسی به دو بخش زبانشناسی همزمانی و درزمانی تقسیم میشود. به طور تخصصی در دانشگاه های ایران زبانشناسی همزمانی، در رشته زبانشناسی همگانی و زبانشناسی درزمانی در رشته فرهنگ و زبانهای باستانی بررسی میشود. رشته اخیر همان زبانشناسی تاریخی است که با تکیه بر متون و کتیبه های کهن، داده های علم تاریخ و تطبیق زبان های مدرن، و با اعمال روشهایی نظیر ریشه شناسی و بازسازی زبان های مادر، به بررسی زبانها در اعماق تاریخ و دوره های باستان میپردازند.

بخشی از فعالیت علم تاریخ، در باره زبان ها، می تواند به صورت جدا از روش ها و رویکردهای زبان شناسی تاریخی تصور شود، مثلا در نام شناسی زبان ها و یا در تعیین مسیر مهاجرت یا محدوده سکونت گویشوران یک زبان می تواند کاربردهای داشته باشد.

به عنوان مثال در مطالعات زبان شناسی و همچنین مطالعاتی که توسط دانش آموختگان ادبیات فارسی درباره زبان های لری صورت گرفته، نام "لری" بدون دلیل خاصّی محدود به یک یا چند گویش یا زبان خاصّ شده است در حالی که مواردی از اشارات تاریخی به اطلاق این نام بر گروه های دیگر نیز وجود دارد.

مثلا در دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی که مناطق لرنشین شاهد آمد و رفت مسافران و محققان خارجی بوده اند روایات و شواهدی تاریخی در دست است که منظور ایشان از گزارشی که از زبان لری داده اند زبان «لکی» بوده است، به عنوان مثال راولینسون در ص 155 سفرنامه خود اورده است: «زبان لري با زبان کردي کرمانشاهي کمي فرق دارد و اگر کسي به يکي از اين دو گويش آشنا باشد ديگري را به راحتي مي فهمد» (راولینسون 155)، وی نام «زبان لری» را علنا برای «لکی» به کار برده است.

مسافر دیگر، هوگو گروته در سفرنامه‌ی خود به پشتکوه تصریح می‌کند: در پشتکوه یگانه زبان لری است، از صد نفر یک نفر هم فارسی نمی‌داند، اما کسانی هستند که عربی صحبت می‌کنند» (گروته 1369: ۲۸) از این گفته می توان برداشت کرد که مردمی که گروته در طول مسافرتش در منطقه فیلی (غالبا پشتکوه) با آن ها برخورد داشته است با وجود تنوع گویشی و زبانی شان (که البته مورد دقّت یا اشاره گروته نبوده است) هویت خود و زبان خویش را «لری» معرفی کرده اند.

زبان ادبی کسانی چون شاه خوشین لرستانی، بابا لُره، بابارجب لرستانی، بابا حاتم لرستانی، فاطمه لُره جاف و طاهره لُره و.. (که در قرون سوم تا هشتم می زیسته اند، نک: صفی زاده بوره که ای 1376) و مخصوصا کسانی مثل ملاپریشان لرستانی (نک: غضنفری امرایی1387) به لکی بیشتر نزدیک است تا مینجایی یا بختیاری و...

غیر از این اشاراتی که در تاریخ به مردم لُر شده است نشان از این ندارد که شامل بخش قابل توجهی از جمعیت مردم لرستان فیلی، که مطابق برخی اسناد و  گزارش ها تا هشتاد درصد کلّ جمعیت بومی منطقه پیشکوه را شامل می شده است نشود، بنابراین محدود کردن نام لُر و لُری به یک زبان یا چند زبان خاصّ توجیه تاریخی کافی ندارد، دانش زبان شناسی تا اینجا به ما کمک می کند که بتوانیم تفاوت های زبان های لکی و کلهری را با مینجایی و یا تفاوت مینجایی و لکی را با بختیاری و... تشخیص بدهیم اما این که کدام  زبان را می توان "لری" نامید و کدام یک اسامی دیگری دارند از حیطه تحقیقات زبان شناختیِ صرف خارج است.

به نظر می  رسد رویکرد علم تاریخ به این دیدگاه نزدیک تر است که به جای «زبان لری» از «زبان های لری» صحبت کنیم که شامل چندین زبان متفاوت و حتی شاید غیر هم ریشه باشد که در طول تاریخ در ساختن حوزه فرهنگی «لُر» مشارکت داشته اند، تعیین نسبت این زبان ها با یکدیگر و پاسخ به این پرسش که آیا دارای ریشه مشترک هستند یا خیر مبحثی زبان شناختی است، لیکن جواز یا عدم جواز اطلاق نام "لری" به آن ها را باید در تحقیقات تاریخی جُست و نه زبان شناختی.

 

د) علوم اجتماعی

جامعه شناسی «زبان» را به مثابه یک واقعت اجتماعی بررسی می کند، افراد در جامعه انسانی در سایه زبان ابراز وجود می کنند، این رشته کمتر علاقه دارد زبان بر مباحث تاریخ تکوین زبان متمرکز شود بلکه در عوض می کوشد آن را در بستر اجتماعی مطالعه کند. جامعه شناسی زبان یا زبان شناسی اجتماعی حوزه های مطالعاتی است که میان جامعه شناسی و زبان شناسی پل می زند (رستم بیک تفرشی 1393: 59)

زبانشناسي اجتماعي یا جامعه شناسی زبان به زبان افراد به عنوان اعضاي يك گروه خاص در مراودات بافت وابسته ميپردازد كه علاوه بر دستور و واژگان، با توجه به نيروهـاي اجتمـاعي و فرهنگـي، آنچه ميتواند گفته شود و شيوة گفتن آن را محدود ميكند. به اين ترتيب، براي مشـاركت در يك تعامل، هم دانش زباني و هـم دانـش اجتمـاعي نياز است همه جنبه هاي رابطة بين زبان و جامعه در قالب موضوعاتي مانند هويت زبـاني گـروههـاي اجتماعي، نگرشهاي اجتماعي به زبان، صورتهاي معيـار و غيـر معيـار زبـان، الگوهـا و نيازهاي كاربرد زبان ملي، گونههاي اجتماعي و سطوح زبان، پاية اجتمـاعي چنـدزبانگي، و غيره در اين حيطه بررسي ميشوند (رستم بیک تفرشی 1393: 60)

پیوند انسان شناسی و زبان شناسی با تمرکز بر مفهوم فرهنگ آشکار می شود، در كاركرد واقعي تاريخي زبان و فرهنگ، زبانها را نميتوان از فرهنگ جدا كرد و زبان جزء جداييناپذير فرهنگ است. هيچ زباني (به معناي جامع كلمه) نميتواند وجـود داشـته باشد مگر آنكه در بافت يك فرهنگ شكل گرفته باشد؛ و هيچ فرهنگي نمـيتوانـد وجـود داشته باشد مگر آنكه در مركز خود ساختار يك زبان طبيعي را داشته باشد. (رستم بیک تفرشی 1393: 63).

انسان شناسان تا جایی بر اهمیت مطالعه زبان تأکید دارند که آن را (در کنار انسان شناسی جسمانی یا زیستی، انسان شناسی باستان شناختی و انسان شناسی فرهنگی) یکی از چهار شاخه اصلی خویش می دانند: "تفکر محوری در انسان شناسی زبان شناختی آن است که زبان به مثابه ظرف تفکر  انسانف همه خصوصیات زندگی اجتماعی و فرهنگی اورا در بر دارد و بنابراین مهمترین ابزار برای شناخت این زندگی است" (فکوهی 1391: 23).

تا جایی که به مطالعه زبان های لری مربوط است، مردم شناسان و جامعه شناسان این زبان ها را بخشی از حوزه فرهنگی و هویت قومی لُر می دانند، دامنه شمول این حوزه فرهنگی در تحقیقات جامعه شناختی و مردم شناختی نیز مثل تاریخ، وسیع تر از محدوده یا است که زبان شناسان و دانش اموختان رشته ادبیات فارسی برای نام «لری» در نظر می گیرند.

مثلا دکتر امان اللهی بهاروند هرجا که بیانش متکی بر دانش انسان شناسی است «قوم لُر» را یکپارچه می داند اما جایی که قصد دارد از دادههای زبان شناختی استفاده کند خود را ناچار می بیند نام لری را فقط بر بخشی از زبان های قوم لُر اطلاق کند (امان اللهی بهاروند 1385).

 

 

 

جمع بندی و نتیجه گیری

1-     لازم است مطالعه زبان ها و گویش های لُری زیر مجموعه یک رشته مطالعاتی خاص،  تحت عنوان "لرشناسی" به عنوان بخشی از "ایران شناسی" باشد، رشته ای که بتواند به عنوان یک حوزه مطالعاتی بین رشته ای، همزمان از تخصص های علمی مختلف استفاده کند.

2-     از میان رشته های علمی گوناگون رشته های زبان شناسی، مردم شناسی و تاریخ ارتباط و کارآمدی بهتری برای کمک به شناخت زبان ها و گویش های لری دارند.

3-     متون پژوهشی تولید شده فارغ التحصیلان ادبیات فارسی (که غلبه دارد) و زبان شناسی فهرست های محدودی از زبان ها و گویش هایی داده اند که می توان آن ها را «لری» نامید، گاهی حتی آن را محدود به یک زبان یا گویش (خرم آبادی یا مینجایی) کرده اند، اما متون پژوهشی جامعه شناسان، مردم شناسان و مورخان گستره وسیع تری از زبان های ایرانی را "لری" می نامد.

4-     تا کنون رشته زبان و ادبیات فارسی، با توجه به جایگاهی که از نظر کمّی و کیفی در نظام دانشگاهی ایران داشته است بر مطالعه زبان های غیر فارسی نیز سایه انداخته است، نگرش زبان شناسی با توجه تمرکز بیشتر آن بر اشکال غیر نوشتاری زبان، عدم اعتقاد به وجود زبان غنی و ضعیف، پیشرفته و بدوی و صحیح و نادرست شرایط بهتری برای مطالعه بدون پیش فرض زبان ها و گویش های متفاوت از زبان فارسی معیار دارد.

 

 

منابع

 

امان اللهی بهاروند، سکندر (1385). قوم لر. تهران: آگاه

دو سوسور، فردیناند (1344). »نظری اجمالی به علم زبان شناسی»، مترجم: ضیاءالدین دهشیری. در: وحید، شماره 22

ذوالفقاری، حسن (1388). «موقعیت کنونی رشته زبان و ادبیات فارسی و راهکارهای  تقویت آن». در: مطالعات ملی، سال دهم، شماره 2

راولینسون (1362)، سفرنامه راولينسون، ترجمه: امان اللهي بهاروند، تهران: آگاه

رستم بیک تفرشی، آتوسا (1393). « بررسي جايگاه زبانشناسي در برنامه هاي درسي رشته هاي علوم انساني»، در: پژوهش نامة انتقادي متون و برنامه هاي علوم انساني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، سال چهاردهم، شمارة سوم

صفی زاده بوره که ای،  صدیق (1376). دانشنامه نام آوران یارسان،تهران، هیرمند

طاهراحمدی، محمود (1385). «پیشگامان تألیف کتابهای درسی آموزش فارسی در عصر مشروطه»، در: گنجینه اسناد، شماره 62

غضنفری امرایی، اسفندیار (1387). گلزار ادب لرستان. تهران: نشر مفاهیم

فکوهی، ناصر (1391). مبانی انسان شناسی. تهران: نشر نی.

گروته ،هوگو (1369)، سفرنامه گروته، ترجمه: مجيد جليلوند، تهران: نشر مركز

ملایی توانی، علی (1384). «کند و کاوى در تعریف علم تاریخ و نقد یک نگاه‏».در: مجله تاریخ اسلام، شماره 22

نیلی پور،  رضا (1354). «هدفها و گرایشهای زبانشناسی نوین» در: نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره 12

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 سعید 1395-08-20 16:32
به نظر آماتور بنده آنچه که موجب شباهت گویش های مختلف لری می شود ، قواعد آوایی و دستگاه صوتی آنها باید باشد.
 
 
#2 سپهوند 1395-08-20 22:16
عالی جناب دکتر خدایی

واقعا چرا فرهنگ و زبانهای لری اینچنین مورد بیمهری و بی توحهی بویژه لرتباران قرار میگیرند?
به خدا پتانسیل کتابت و نگارش بالایی در این زبانها وجود دارد ولی متاسفانه جامعه دگرشیفته و خودباخته ما توجهی به آن نمیکند...
 
 
#3 شاهرخی 1395-08-21 14:19
مردمان لر همگی پیرو مذهب تشیع هستند.همه مناطق لرنشین از نظر نژادی لر هستند ولی در مناطق مختلف به لحاظ گویش خصوصیتهای فرهنگی و سنتهای خاص خود را یافته اند.گویشهای لری دستور زبان و واژه مشترک دارند و تنها تفاوت آنها آوایی است.
 
 
#4 mogoei 1395-08-21 17:20
سلام جناب آقای سپهوند خوبین بنده دوست دارم بیشتر با شما آشنا بشم این ایمیل بنده هست منتظر تماس شما هستم محمد مومنی موگویی
 
 
#5 سعید 1395-08-22 15:22
منظور من از دستگاه صوتی همان دهان و حنجره هست و منظورم از قواعد آوایی نحوه عملکرد این دستگاه است (که متاثر از روحیات می باشد) که به کلمات مورد استفاده اش فرم خاص خود را می دهد حالا آن کلمات از هر زبانی بخواهند باشند .. منظور نهایی این است تمام این گویشه ای لری اگر چه ممکن است در کلمات و دستور تفاوت هایی داشته باشند ولی حد اقل باید آهنگ و لحن و لهجه مشابهی در کالبد این گویشهای مختلف بر قرار باشد.. البته این ها استنباط های شخصی من است و بنده تخصص این امر رو ندارم.
 
 
#6 سعید 1395-08-22 15:47
وقتی می گوییم برای مثال دستگاه صوتی عملکردش وابسته به روحیات هست .. یعنی روحیات و خصوصیت های روانی و شخصیتی و انسانی برهمه چیز مقدم است ...خصوصیت های روحی و روانی از جمله اعتماد به نفس و احساس بارزش بودن احساس زیبا بودن احساس نداشتن کمبود احساس سر منشا زندگی و آفرینش بودن حس خدا بودن ...
 
 
#7 سعید 1395-08-22 15:57
به نظر بنده مشکل اصلی قوم لر از دست رفتن اعتماد به نفس و خود باختگی و روان گسیختگی است ... جامعه که داری افرادی با این خصوصیت باشد شیرازه های اجتماعیش از هم پاشیده و متحمل زیان و آسیب و خسران می شود .. وقتی خود باوری و اعتماد به نفس در معنای حقیقی وجود نداشته باشد ...و از چیزی که هستیم شر مسار باشیم و دچار خود تحقیری و خود ویرانگری شویم و نور زندگی و آرامش(به دلیل بیزاری از خود و استعداد ها و ویژگی و هر انچه که خدا به ما ارزانی داشته) در درونمان خاموش شده و متحمل فساد فقر تباهی آسیب جبران ناپذیر می شویم ... چگونه است که ما لهجه و لحن لری را پنهان می کنیم در حالی نگران کلمات و دستور هستیم !!؟... در این حالت آنچه از درون ما به بیرون تراوش می شد جز فقر و ویرانی نیست ... به عنوان پایان کلام همه کامنت ها .. نه تنها لرستان بلکه ایران در آستانه یک تباهی بزرگ قرار دارد...
 
 
#8 سعید 1395-08-22 16:56
وقتی روحیات و خصلت ها لر را زیر سوال می بریم منکر جهان بینی لر می شویم ... منکر ذات و ماهیت لر می شویم .. خواهان نابودی لر می شویم و بعد می آییم برای واژ ها بر سر و سینه می کوبیم ..
از خود بیگانه می شویم ...
و راه گم می کنیم و به آسیب گرفتار می شویم.
یک سوال...
اصلن لر کیست؟
لر دنیا را چگونه می بیند؟
لر چه روحیاتی دارد؟
لرچگونه می اندیشید؟
چه گونه اموراتش را چگونه انجام می دهد؟
لر کیست؟
لر برای رشد و کمال به چه تغییراتی نیاز دارد؟ آیا نواقص دارد؟
آقای لر چه رویایی دارد؟
بیوگرافی و تاریخ لر چه بوده؟
کجا بوده و الان کجاست و کجا می رود؟ آ
 
 
#9 سعید 1395-08-22 17:20
خدای لر کیست؟ نیاز های اقای لر چیست؟ اقای یا خانم لر با این مشخصات چه رویایی خواهد آفرید؟ چقدر رویاهایش با واقعیت هماهنگی دارد؟ مباحث باطنی و عمیق نه این مباخث سطحی و دون مایه ...
آقای لر چگونه با دیگر آقایان همسایه اش می تواند همنشینی و رفاقت کند؟
آقای لر در حال حاضر آیا به سر منشا آرامش یا زندگی وصل است یا خود را باخته و راه گم کرده است؟
محیط زندگی آقای لر در چه سطحی از آشفتگی و شلختگی قرار دارد؟ آقای لر کیست؟ کجا زندگی می کند؟ چه صفت هایی دارد؟ همچنین چه خصوصیات آزار دهده ای دارد؟ کیست؟ چیست؟ کجاست؟
آقای لر کیست؟!!
 
 
#10 سعید 1395-08-22 17:33
کانال انرژی مثبت @energy1221
در تلگرام
مشاهده کنید تامل بر انگیز است
 
 
#11 سعید 1395-08-22 17:51
telegram.me/ene rgy1221
 
 
#12 جمشیدی 1395-08-24 20:46
مرسی آقا سعید پاینده باشی
 
 
#13 ظفرنیا 1395-08-25 14:25
زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ عقل سلیمی نمیگوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است یا آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ زبان شناسی آلمانی را لهجه ای از انگلیسی نمیداند.واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه.زبان لری که زبان چند میلیون گویشور است علی رغم بی توجهی های عدیده و در اختیار نداشتن هیچ تریبونی برای پویایی و برخوردار نبودن از بودجه هیچ کمبودی ندارد و یک زبان غنی و کاملی است.پروفسور ویلر تکستون استاد زبانفارسی دانشگاه هاروارد کتاب Tales from Luristan را که شامل دستورزبان لری به دو زبان لری و انگلیسی است را تألیف کرده و بصورت واحدی اختیاری در همان دانشگاه تدریس میکند.پروفسور ریچارد نلسون فرای مقالات متعددی بزبان انگلیسی در باب زبان لری دارد.نگذاریدبدخ واهان شما را ازداشته هایتان دلسرد کنند آنان ضعفتان را میخواهند
 
 
#14 مجید نگین تاج 1395-08-29 17:06
من همیشه میگویم زبان لری , نمیدانم چرا اینقدر صحبت از گویش میرود در حالیکه تمام فاکتورهای لازم یک زبان دارای شخصیت را در خود دارد.زبان لری زبانی است که اندیشه های زیبا و عمیق را به خوبی وبا دقت به خواننده منتقل می کند و سرشار از زیبایی های کلامی است و ریتم و آهنگ خاصی دارد.
 
 
#15 مهراب لریایی نژاد 1395-08-30 23:27
مطلب جالبی بود تشکر از شما
 
 
#16 علیرضا99 1395-09-05 11:36
با انگشت شصت و اشاره لر از آسمون می باره.
 
 
#17 کلثوم 1395-10-21 13:20
به تشخیص خودم :
گلونی نشان دهنده فکر
و چوغا طرحی از بال هست.
 
 
#18 کلثوم 1395-11-01 13:48
به نظر خودم:
گلونی نشون دهنده و طرحی از فکر و هوشه
چوغا طرحی از باله
منظور اینه توجه به هوشیاری و هوشمندی در فرهنگ لرستان وجود داشته بر خلاف قضاوتهایی که انجام میشه
 
 
#19 کلثوم 1395-11-01 14:04
مثلن ترکیب چوغا وگلونی میتونه به معنی فکر آزاد و رها .. فکر و خیال آروم و راحت ... یا یه همچین چیزایی باشه ..این حداقل در حد تظاهر و ظاهر سازی جالبه برای یه لباس.. حالا به نظرم لباس بیشتر باید زیبا و دلنشبن باشه تا اینکه نمادین باشه ..البته اگه این حرفای بنده درست باشه