چهارشنبه, 01 شهریور 1396  

جدیدترین مطالب

ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
  کانال تلگرامی صدای ازنا / رامین دربندی ، هنرمند نامدار و با استعدادی...
ای-کاش-لرها-نسبت-به-منافع-سرزمین-خود-«بی‌طرف»-نبودند
  مهدی ویس‌کرمی/ چندی قبل بالاخره کابینه‌ی پیشنهادی دکتر حسن روحانی...
وزارت-حبیب-الله-بی-طرف-و-خطر-غیر-مسکون-شدن-خوزستان،-چارمحال-بختیاری-و-لرستان
   سامان فرجی بیرگانی / او نماد ساختار قومیت زده و تفکر قوم گرایانه و...
 

 
 

ایل لری کرمان

 

احد رستگار فرد /
ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری ها مردمانی شجاع، سلحشور و با روحیه ی جنگ آوری بسیار بالا; و از لحاظ اخلاقی مردمانی مهماننواز، پاکدل ...

 

ايل بزرگ لري، از ايلات بزرگ استان کرمان و ایلات رابُر است. لري‌ها مردمانی سلحشور و شجاع باروحیه جنگ‌آوری بسیار بالا؛ و ازلحاظ اخلاقي مردمانی مهمان‌نواز، پاک‌دل، بی‌آلایش و اهل صفا هستند. ایل لری به‌صورت کوچ‌نشينی (قشلاق و ییلاق) زندگي را به سر می‌بردند. محدوده ییلاق آن‌ها مناطق اطراف رابُر، کوه رابُر، کوه لاله‌زار، میر احمد گنجان، سیه بنوئیه، اشکان، سغدی، آبدر کوه، جواران، باب گلوئیه، دودران، زمین انجیر، هنجام، بابید سفلی گشکین، مبارک شاد، هنگر قلعه دیلم، ابراهیم‌آباد و محدوده قشلاق ايشان کوه زهمگان، سرگشتن، جعفرآباد، گدار توت، تنگ موردان، چاه افغان, بندر زردان، چناران، دولت‌آباد اسفندقه، سرخوئیه، دره گلی، کلوک است.

عشاير لر که در سرزمين كرمان زندگي مي‌كنند به دو گروه متمايز تقسيم می‌شوند. نخست لران كرمان كه عموماً در نزديكي بهر آسمان جيرفت و نواحي كوهستاني رابُر و جواران به سر می‌برند. بعدها دسته‌های از اين لران به دشت سرسبز اسفندقه و دره «پندارت» مهاجرت کرده‌اند. دسته‌های از اين ايل در تابستان به روستاهاي باب گلو، سرخو، پيلوع، روسكين، هنجام، باغ مور، هنگر، دزون، زهمگون و تنگ چهل‌دختران می‌روند. ديگر ساكنان آنجا، چادرنشينان لر را «لر ده كمي» می‌گویند، شهيرترين رئیس آن‌ها درویش خان بوده است. عده‌اي ديگر از عشاير لر نيز ساكن كوهستان بهمنی [بَهمِیی / مَهَنیِ؟]، دشت آب و اسفندقه هستند كه به «لر ولي اوشاغي» معروف شده‌اند. لُرهای ولی اوشاغی از لرهای ایل افشار به شمار می‌روند.

 گروه ديگر لران كرمان، عشايري هستند كه حوالي كوه پنج، وکیل‌آباد و پاريز سكونت دارند. رئيس اين طايفه در اواخر حكومت قاجاريه حاج سهراب خان لري بوده است. گدار «خانه سرخ» حائل میان این طایفه و بردسیر کرمان است. عده زیادی از مردم این طایفه حوالی دهات فریدون هندیز، گوئین، دو داران، چنار بری، بیدخون، موردین، درختی و نخودان در قسمت شرق و شمال شرقی سیرجان منزل دارند. لرهای این کوهستان در همسایگی ایلات بچاقچی، افشار، خراسانی، بارجی، کطی، آل سعد و ... هستند.

ایشان حدود بهمن‌ماه که حدود حاجی‌آباد و بندرعباس سبز می‌شده گوسفندان را به آن‌سوی کوچ می‌دادند و همین‌طور در هنگام سردی هوا دوباره به‌طرف کوهستان رو می‌کردند و حوالی عید به قهستان و اردیبهشت‌ماه دوباره به کوهستان می‌رسیدند. بنا به روايات بزرگان و ریش‌سفیدان آنان، مردم اين طايفه در دوران تيمور از استان لرستان کنونی به سرزمين كرمان کوچانیده شده‌اند. عشاير و ايلات لر، ساكن كرمان عبارت‌اند از: لري كوه پنجي شامل تيره‌هاي میرزا حسنی، رضايي، سهراب خاني.

بعضي از لران منطقه كرمان، اصل خود را از ياسوج و از سرزمين كهكيلويه مي‌دانند که به دليل كمبود چراگاه و مسكن به منطقه حاصلخيز كرمان و نوعاً جيرفت كوچ کرده‌اند؛ اما همان‌گونه که ذکر شد و در ادامه خواهد آمد، بيشتر لر‌هاي کرمان اصالتاً از لرهاي استان لرستان هستند که پيش از رسيدنشان به اين منطقه، در استان لرستان ساکن بوده‌اند. اينکه ايشان دقیقاً چه زماني از لرستان کوچانده شده‌اند و يا قبل از مهاجرتشان در کجاي لرستان ساکن بوده‌اند خود رازي بزرگ است. آنچه از ايشان مي‌دانيم روايتي است که بر طبق آن لرهاي رابر تا پيش از اشغال لرستان به دست تيمور در موطن و سرزمين پدري خود ساکن بوده‌اند. «تیمور در جنگ با والی لرستان (اتابک لر) نیز چند زخم برداشت، دو انگشت دست راستش قطع شد و پای راستش چنان صدمه دید که تا پایان عمر می‌لنگید؛ ... و به این دلیل به «تیمور لنگ» شهرت یافت». (گرانتوسکی، ادوینتاریخ ایران از زمان باستان تا امروز. ترجمۀ کیخسرو کشاورز. تهران: مروارید، ۱۳۸۵. شابک ۹۶۴-۸۳۸۸-۳۷-۲.)ازآنجاکه «مقصود او بلندی نام و فتح کشور بود و به جهت تحصیل اسباب این دو مطلب پروا نداشت که ملکی با خاک یکسان شود یا خلقی با تیغ بی‌جان شود ... حیات و عافیت جمیع افراد بشر را در مقابل ترقی و استیفای خواهش خود... وقتی‌که لرستان را در ۷۸۷ ه. ق فتح کرد مبارزینی را که در خرم‌آباد و بروجرد در برابر او مقاومت کرده بودند زنده از پرتگاه‌های بلند به درون دره‌ها پرتاب کرد».(شرف‌الدین علی یزدی، از مورخین دوره تیمور. ظفرنامه تیموری) و پس‌ازآنکه تيمور لرستان را اشغال کرد، چون ايشان نيز جزو ايلات مورد غضب تيمور بودند، وي آن‌ها را از لرستان کوچانده.

با توجه به اين گفته می‌توان تاريخ مهاجرت اجباري ايشان را حول‌وحوش و يا پس از سال‌ 763 خورشيدي دانست. بااین‌همه تعداد زيادي از بزرگان و کهن‌سالان، ایل لري معتقدند که در دوره افشاریه دو برادر به نام‌های بدرالدین و فخرالدوله [فخرالدین؟] از طایفه بیرانوند، با دولت و حاکم وقت وارد جنگ مي‌شوند که درنهایت ايشان مغلوب شده و ايشان به همراه طايفه و خانواده‌شان به استان کرمان تبعید می‌شوند. هنگامی‌که اين دو برادر و همراهانشان به کرمان مي‌رسند، بنابر دلايل نامعلومی و گويا براثر اجبار و فشارهاي دولت وقت به‌ناچار، از هم جداشده و هر یک با همراهان خود به راهي می‌روند. بدرالدین با گروهی به سمت رابر رفته و در آنجا سکونت اختیار مي‌کند. طایفه‌ی بزرگ شمس‌الدینی که از بزرگ‌ترین طوايف ايل لري هستند، نوادگان و از نسل بدرالدين مي‌باشند. برادر ديگر که نام او فخرالدوله [فخرالدین؟]، نيز به همراه خانواده و قيطول خود به سمت «کوه پنج» در اطراف سیرجان رفته و در آنجا رحل اقامت مي‌افکند.

تشکیلات سیاسی و اقتصادی ایل لری بر عهده افراد لایق و کاردان آن ایل بوده است، بزرگ آن‌ها در رابُر بدرالدین و پس از او فرزندش شمس‌الدین، ایل لری را رهبری می‌کرده که بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین طایفه اين ايل به نام شمس‌الدینی را از نسل او می‌دانند. در زمان‌های بعد، مشهدی شیراز [شيرزا/ شيرزاد؟] سر ایل بوده‌. مشهدی شیراز [شيرزا/ شيرزاد؟] ۵ فرزند پسر، به نام‌های کربلایی الله داد، محمدعلی، شفیع، شهمیرزا و محمد - که در جوانی فوت‌شده است و نسبی ندارد، داشته که تيره‌هاي طایفه‌های شمس‌الدینی به نام هر یک از ايشان منسوب شده‌اند. طایفه شمس‌الدینی شامل تيره‌هاي، شهمیرزادی، محمدعلی، کربلایی و شفيعي است.

از ديگر طوايف و تيره‌هاي اين ايل می‌توان به طوايف شيخ حسيني و حيدري و تيره‌هاي مشهدي حسين، خدادادي، باراني، عبداللهي، سهرابي، آقا رضایی، قنبري و غلام‌رضایی اشاره کرد. گروهي بر اين عقیده‌اند که از اين ميان تیره‌های از طایفه حیدری، داراي نيا و نسب لری از استان لرستان نیستند؛ بلکه چون در قدیم مالیات آن‌ها را جز ماليات ایل لری محاسبه می‌کرده‌اند، پس از گذشت سالیان زیاد به دلیل مجاورت و مراودت با ایل لری به‌مرورزمان جزي از آن‌ها شده‌اند. طایفه شیخ حسینی نیز، اصالتاً از لري‌هاي لرستاني لری نیستند، اما به دلیل خویشاوندی‌هاي سببي و همراهی با لران به‌عنوان جزي از آن‌ها پذیرفته‌شده و به شمار می‌آیند.

 منابع:

کتاب تاریخ بافت، هوشمند اسفندیار پور، ناشر: مركز كرمان‌شناسی، 1384، شابک 964-6487-94-7

جغرافیای تاریخی شهرستان‌های بافت و رابر، غلام عباس نجم الدینی، ناشر: مركز كرمان‌شناسی، 1390، شابک: 978-964-9908-69-4

تاريخ كرمان، محمدعلی وزيري و جغرافیای سياسي كيهان

 قوم لر، سکندر امان‌اللهی بهاروند، ناشر: آگه

 

 منبع : سیمره

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 انشان 1396-02-30 22:16
درود برشما اقای رستگار فرد : بسیار عالی بود امید است مردم لر خونگرم استان کرمان با سایر لرهای ایران پیوند خود را حفظ کنند
 
 
#2 قاید بویراحمدی 1396-05-15 02:50
خب اینکه کاری نداره لهجه لری بویراحمدی(یاسوج ) با لری لرستانی فرق داره . لهجشون شبیه هر کدوم بود از همونجا اومدن