یکشنبه, 26 آذر 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...

پر بازدیدترین های ماه

 

 
 

مقدمه ای در شناخت لطفعلی خان زند

 

 دکتر نجم الدین گیلانی /
فضل و فضیلت آنگاه ارزشمند است که بیگانگان نیز به آن اعتراف کنند. نگارنده این مقدمه را نه بر اساس گفته¬ها و نوشته¬های مردم لرستان، بلکه بر اساس ...

 

فضل و فضیلت آنگاه ارزشمند است که بیگانگان نیز به آن اعتراف کنند. نگارنده این مقدمه را نه بر اساس گفته¬ها و نوشته¬های مردم لرستان، بلکه بر اساس کتاب سرهارفوردجونز انگلیسی نگاشته است تا حمل بر خودستایی نشود. چنانکه در مطالب پیشین گفته شد، مردم لرستان (پشتکوه و پیشکوه) همانند دیگر مردم ایران در طول تاریخ به شجاعت و دلیری مشهور بوده¬اند. به عنوان نمونه میرزامهدی استرآبادی منشی نادرشاه افشار، دربارة مردم لر می¬نویسد: «اگر بگوئیم که اولین شرط داشتن ارزش جنگی در هر کس جرأت می¬باشد، لرها بهترین سرباز ایران و شاید بهترین سرباز در دنیا هستند، زیرا این مردم ترس را نمی¬شناسند. آنها با چوب و بدون اسلحه گرم به جنگ ببر و پلنگ رفته و جانوران را به قتل می¬رسانند. بنابراین هیچ چیز باعث تولید دلهره و وحشت لرها نمی¬شود...».
لطفعلی خان زند نیز که به دلیری و شمشیرزنی و نجابت مشهور است، در میان این مردمان برخاست. اگرچه او به دلایل مختلف از جمله خیانت¬های پی در پی اطرافیان و همچنین اعتماد به نفس بسیار زیادی که به توانایی¬های خود داشت ناکام شد، اما در تاریخ ایران همانند جدش کریم¬خان خوش نام باقی ماند. به طوریکه دلاوریها و پایداری¬ها و شایستگی¬هایش تا سالیان سال موضوع تصنیف¬ها و ترانه¬هایی بود که مردم کوچه و بازار درمقابل حاجی ابراهیم خان کلانتر می¬سرودند و همه مردم شیراز و کرمان او را دوست داشتند. ذیل مقدمه تصتیف¬های که مردم شیراز و کرمان در وصف او خوانده¬اند خواهد آمد.
شجاعت و دلیری لطفعلی¬خان به گونه¬ای بود که آقامحمدخان به شدت از او می¬هراسید و با اینکه دشمن سرسخت لطفعلی بود او را به شیر گرسنه همانند می¬دانست. زمانی که لطفعلی¬خان در گردنة پرسپولیس لشکر بیشمار آقامحمدخان را شکست داد، ولی به دلیل خیانت فتحعلی خان مجبور شد با تعداد اندکی از قهرمانان همراه خود میدان را ترک کند. آقامحمدخان زیرکانه مانع از عقب نشینی او نشد، حتی همة کسانی که می¬خواستند از روی تملق آقامحمدخان را متقاعد کنند که دشمن به آسانی قابل شکار است بسختی سرزنش کرد و گفت: «هرگز به شیر گرسنه، هنگامی که قصد دارد شما را ترک کند، حمله نکنید!».
لطفعلی¬خان همانند جدش کریم خان ساده¬زیست بود و از تجمل دوری می¬کرد. سرهارفورد جونز درباره یکی از دیدارهایش با لطفعلی¬خان گزارش می¬دهد: «لطفعلی¬خان را در زیر چادری کوچک و نازک از معمولی ترین نوع، بر روی جل اسبی نشسته دیدم...وقتی وارد چادر شدم، در حالی که نشسته بود دستش را به سویم دراز کرد و هنگامی که خواستم ببوسم با تعجب دیدم دستم را گرفت و تکان داد و گفت: بنشین می¬گویند در کشور شما دوستان اینطور به یکدیگر سلام می گویند!». به واقع لطفعلی¬خان اجازه نمی¬داد کسی بر دستان او بوسه زند.
افزون بر این، لطفعلی¬خان همانند کریم خان زند گشاده¬رو، دادگستر و سخاوتمند بود. او یادآور می¬شد نمی¬توانم یک قیافه¬ی اندوهگین را ببینم و نمی¬توانم تحمل کنم که من سیر باشم و همنوعم گرسنه باشد و «تا روزی که زنده¬ام، من که لطفعلی هستم، نباید بهتر از فقیرترین همراهم زندگی کنم. بعلاوه این همان روشی است که وکیل، بنیانگذار دودمان ما، در سخت¬ترین موقعیت ها بکار می برد.». از این رو بود که نزد همة مردم شیراز و کرمان محبوب بود.
پایبندی لطفعلی خان به نان و نمک
اینجانب در مطلب «بررسی پیشینه و فلسفه نان و نمک در فرهنگ مردم لر»، به تفصیل از باور به نان و نمک در فرهنگ مردم ایران و به تبع آن مردم لرستان سخن گفتم. در آن مطلب عنوان شد که یکی از اصول پهلوانان و عیاران قدیم، پایبندی به نان و نمک بوده است. لطفعلی¬خان نیز که پروردة این فرهنگ بود، با این اصل جوانمردی نیک آشنا بود. جونز گزارش می¬دهد: «من بپا خواسته بودم که مرخص شوم، لیکن با تعجب شنیدم که لطفعلی¬خان صدا زد: «شما به اندازه کافی در بین مسلمانان زندگی کرده¬اید که بدانید مفهوم نان و نمک کسی را خوردن، یعنی چه. آیا حاضر هستید «نمک خورده¬ی» من باشید؟ سپس لطفعلی¬خان یک سیخ کباب و یک تکه نان به من داد و بعد از غذا رو به من کرد و گفت: حالا دیگه خیالم آسوده¬تر شد...سپس در حالی که انگشتر فیروزة زیبایی را از انگشت خود بدر می¬آورد و در انگشت من می¬کرد افزود: این انگشتری به شما یادآوری خواهد کرد که ما نان و نمک هم را خورده¬ایم. و شما «نمک خورده¬اید! خدا پشت و پناهتان باد!».

 

نکته قابل توجه اینکه لطفعلی¬خان و وزیر خردمندش هر دو اهل ادبیات و شعر بوده¬اند و مهمانی¬های آنها محفل مشاعره و شاهنامه¬خوانی همراه با نواختن کمانچه بوده است. کتاب شاهنامة زرکوب شدة او که از نیاکانش به ارث برده بود یکی از باارزش¬ترین اموال او به شمار می¬رفت. بنابراین جای تعجب نیست که او با اصول جوانمردی آشنا و فلسفه نان و نمک را نیک بداند و در کردار و گفتارش عفیف باشد، به گونه¬ای که باوجود خیانت حاج ابراهیم کلانتر «هرگز یک کلمه گله و شکایت، یک کلمة توهین آمیز و یا لفظ ناروا و پست» در وصف او به زبان نیاورد. نقل است هنگامی که حاج ابراهیم کلانتر به او خیانت کرد در حالی که لطفعلی به او اعتماد داشت، لطفعلی شکیبایی خود را ازدست نداده، بلکه لبخند زد و این بیت حافظ را زمزمه کرد:
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد/ گفت پرهیز کن از صحبت پیمانه شکنان
ترانه¬هایی که مردم شیراز در وصف لطفعلی خان می¬سرودند:
باز هم صدای نی میاد/ آواز پی در پی میاد
لطفعلی¬خان مرد رشید / هر کس رسید آهی کشید
مادر، خواهر جامه درید / لطفعلی¬خان بختش خوابید
باز هم صدای نی میاد/ آواز پی در پی میاد
لطفعلی¬خان می رفت میدان / مادر می گفت شوم قربان
دلش پرخون رخش گریان/ بختت خوابید لطفعلی خان
باز هم صدای نی میاد/ آواز پی در پی میاد
حاجی ترا گفتم پدر / تو ما را کردی دربدر
خسرو (پسر لطفعلی) دادی دست قجر/ لعنت به ریش پدر
ترانه¬هایی که در بین عوام کرمان رایج بوده است و همراه با نی و کمانچه می¬خوانده¬اند:
هر دم صدای نی میاد/ آواز پی در پی میاد
لطفعلی خانم کی میاد/ روح و روانم کی میاد...
غران میاد شیه زنان/ چون پایغر (رعد) از آسمان
مانند شاهین پر زنان/چون باد و چون آب روان...
قد سرو و ابروها کمان/شمشیر دستش خون فشان
چون وارد میدان شود/ سرها روی زمین فتد.
1-¬ منظور حاج ابراهیم خان کلانتر است.
2-¬ منظور اسب لطفعلی است که به صورت های مختلفی نوشته شده است، قَران، غران و کرن؛ که کرن از همه صحیح تر است.

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 احمدلطفی 1396-03-30 17:26
مردانی که درستکاری و خضوع را در سرلوحه ی زندگی خود قرار داده اند مانند کریمخان و لطفعلی خان زند ، قطعا" یاد و تاریخشان همواره در دل آزادگان جهان زنده و پویاست. خاندان ترک تبار قاجار به لرها و لکها و کردهای هوادار زند جفایی نابخشودنی کرد ، ولی قهرمانان پاکسیرت هرگز نمی میرند . وتاریخ در یادمان جوان رشید زند همواره با احترام وبزرگی یاد خواهد کرد - روحش شاد ویادش گرامی باد
 
 
#2 رسول 1396-04-04 22:42
بسیار عالی شخصیت این ابر مرد تاریخ ایران را روایت کردید