پنج شنبه, 03 فروردين 1396  

جدیدترین مطالب

چهارشنبه-سوری-و-نوروز-در-لیراوی
   محسن خواجه گیری /تحویل سال و کریسمس مسیحیان پیرمردی به نام بابا نوئل...
نام-خیران-چهارمحال-و-بختیاری-بر-تارک-کشور-ماندگار-شد
  استاندار چهارمحال و بختیاری گفت: نام خیران این استان بر تارک کشور...
مهریه-ای-از-جنس-تو-را-مینویسم-سرزمینم
   نشریه فرهنگی اجتماعی لور / مصطفی کاویار و زینب عطایی زوج لُر تبار (...
آیین-نکوداشت-حاج-قربانعلی-رئیسی-دهکردی
  با توجه به اجرای افزون بر 30 پروژه مهم خیری از سوی جناب آقای حاج...
ویژه-نامه-دومین-جشنواره-فرهنگی-قوم-لُر-با-همکاری-نشریه-لور
   نشریه اینترنتی لور /به دنبال استقبال پر شور همتباران در سال گذشته...
از-هتاکی-به-مردم-لُر-تا-پوزش-طلبی-های-همیشگی-لُر-کیست-؟
  محسن خواجه گیری لیراوی /محتوای کلیپی که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده...
هرور-دس-وه-زونی،-چئ-بکم-سیت
  فرامرز درویشی (ویرا لرستانی) / هرور دس وه زونی، چئ بکم سیت / دِمـازا...
نقش-میراث-فرهنگی-مادّی-در-توسعه-استان-لرستان
    محمد میرزایی رشنو، محمد محمدی اصل / بی شک میراث فرهنگی از مهمترین...
به-اختلاف-افکنی-در-بختیاری-پایان-داده-شود
  ابوالفضل بابادی شوراب / با مطالعه تاریخ مردم بختیاری به ستم هایی که...
برگزاری-جشنواره-فرهنگی-قوم-لر-در-دانشگاه-تهران
  تیم برگزاری جشنواره فرهنگی – دانشجویی قوم بزرگ لر بعد از برگزاری موفق...
 

 
 

شمشیر داموکلس در دستان دون کیشوت؟! / ضرب چماق اهل قلم خودی دردناک تر است

ابراهیم خدایی /

 نه فقط در مجموع رسانه های فارسی زبان، بلکه حتی در خود رسانه های مناطق لرنشین نیز هنوز اکثریت و صدای غالب با مخالفان ماست، چرا می خواهید صدای ما چند سایت هم خاموش شود؟ از میان تمام مطالبی که اهل قلم لر در رسانه های مختلف، در واکنش به قضیه ی چماق، منتشر کردند کدام مطلب به اندازه یادداشت محمود کوماس جودکی بازنشر شد؟ در آن یادداشت به نوعی القاء شد که سه چهارم لرها چماقدار هستند!

 

 

 

شمشیر داموکلس در دستان دون کیشوت؟! / ضرب چماق اهل قلم خودی  بیشتر است

ابراهیم خدایی

سردبیر نشریه فرهنگی و اجتماعی لور

 

 

جناب آقای بابک ملایری یادداشتی در وبلاگ شان منتشر کرده اند که در لور نیز بازنشر شد. یادداشت ایشان به مسایل مختلفی اشاره داشت که نکاتی از آن برای من قابل توجه است و با توجه به مورد خطاب قرار گرفتن لور در فرازهایی از این نوشتار و از سر احترامی که برای نویسنده قایل هستم ناچارم درباره آن ها توضیحاتی بدهم تا شاید بخشی از ابهامات ایشان بر طرف شود.

از قلم بابک ملایری بارها و بارها در لور و رسانه های دیگر، و وبلاگ شخصی اش مطالبی خوانده ام که لذت برده ام، اختلاف نظر در این مساله و همچنین مواضع زمان انتخابات ریاست جمهوری به معنی مخالفت با کلیات فعالیت ایشان نیست، در بسیاری مسایل خودم را با وی همفکر می دانم.

همچنین در این نوشتار از محمود کوماس جودکی نیز نام رفته است، شخصا خواننده وبلاگ ایشان هستم و از قلم ایشان لذت می برم اما موضع گیری شان در قضیه چماق بجا نبود!

اما...

 جناب آقای بابک ملایری! شما قبلا یادداشتی در وبلاگتان نوشتید  (لینک یادداشت قبلی) و خواستار انتشار آن بودید، اینک در یادداشت جدیدتان (لینک یادداشت جدید) لور و رسانه های دیگر را متهم کرده اید که  چون مطلب تان بازنشر نشده است آزادی بیان و اصول اخلاقی در این رسانه ها نقض شده است.

معیار آزادی بیان انتشار مطلب حضرتعالی نیست، دوم اینکه رعایت آزادی بیان به هیچ عنوان بدین معنی نیست که اهالی رسانه (مخصوصا رسانه ای خصوصی مثل لور و تقریبا تمام سایت هایی که شما نام برده اید) ناچار باشند هر مطلبی را منتشر کنند، گردانندگانی که هزینه های مالی و انسانی زیادی داوطلبانه صرف می کنند تا چراغ رسانه ای روشن باشد چرا باید مجبور باشند این چراغ را به هرجا دیگران خواستند ببرند؟ آیا اختیار مدیریت سایت خود را ندارند؟

در مطلب نخست شما، همگام با مطالبی که مدام علیه قوم لر به گونه های مختلف پیامکی، سینمایی، تلویزیونی، شفاهی و... منتشر می شوند از چماق دار بودن لرها و طبیعی بودن سخن نماینده شان نوشته اید! در انتهای مطلب نیز  لینک هایی درج کرده اید که به این پندار بی اساس دامن می زند که مطابق فلان آمار یا بررسی آنچه پیامک ها و طنز های تلویزیونی القاء می کنند  مبنای واقعی دارد! 

عجالتا بفرمایید چرا باید لور و ایبنانیوز و سایت استان و.. هم باید از زبان شما، همگام با خیل رسانه ها و پیامک ها به جان لر بیفتند تا ثابت شود به آزادی بیان اعتقاد دارند؟ حتی اگر چماق دار بودن لرها واقعیت دارد، هزاران سایت اینترنتی دیگر که با اعتقادشان به آزادی بیان مورد نظر شما این واقعیت را بر سر ما می کوبند بس نیست؟ آیا تحت فشار قرار دادن همین چند سایت که برخلاف اعتقادات رایج و غالب، از لر دفاع می کنند مصداق نقض آزادی بیان و خفقان رسانه ها نیست؟

نه فقط در مجموع رسانه های فارسی زبان، بلکه حتی در خود رسانه های مناطق لرنشین نیز هنوز اکثریت و صدای غالب با مخالفان ماست، چرا می خواهید صدای ما چند سایت هم خاموش شود و یا با صدای غالب همزبان شود؟ از میان تمام مطالبی که اهل قلم لر در رسانه های مختلف منتشر کردند کدام مطلب به اندازه یادداشت آقای محمود کوماس جودکی، با عنوان "«چماق لری» واقعیتی برای فرار از واقعیت" بازنشر شد؟

کوماس جودکی در آن یادداشت که در خبرگزاری فارس منتشر شد (لینک) و بازتاب گسترده ای در سایت های سراسری و محلی داشت علنا از چماق دار بودن لرها گفتند و شهادت دادند:

"اگر به طور اتفاقی از هر راننده تاکسی و حتی رانندگان ماشین‌های شخصی سئوال کنید که آیا در اتومبیلش گرز و یا همان چماق لری دارد، قطعا از هر چهار نفر، سه نفر به شما جواب مثبت می‌دهد. چماق لری یک واقعیت است و نباید در انکار آن تلاش واهی داشته باشیم."

این سخن به نوعی این مساله را القاء می کند که سه چهارم لرها چماقدار هستند! مطلب ایشان بیشتر در سایت های دولتی که کماکان قدرتمند و پرشمار هم هستند منتشر شد و برخی سایت های خصوصی لر و وبلاگ ها هم آن را بازنشر کردند تا آبی باشد بر آتش التهابات آن روز مردم لر! حالا آن التهابات خوابید و آنچه باقی ماند لر بودن و همنشینی اش با واژه چماق و اتهامی به نام چماقداری!

این درحالی است که آن رسانه های دولتی هیچگاه مطالب متعددی که در سایت های معترض منتشر شد را انعکاس ندادند، حداکثر به بازتاب اعتراضات تلگرافی نمایندگان لر در مجلس بسنده کردند.

 اگر به اعتقاد جنابعالی و کوماس جودکی چماق لری یک پدیده طبیعی (چه مذموم و چه مشروع) است ما هم در مقابل عقیده داریم که چماق لری به آن معنای مورد نظر شما و آقای بزرگواری تقریبا وجود ندارد، اگر در مناطق لر چماق هست  میزان آن بیشتر از مناطق دیگر نیست، آیا به کار بردن الفاظ  چماق کردی، اصفهانی، خراسانی، مازندرانی و.. مورد تایید شماست؟ هرچند در تمام این سرزمین ها و اقوام قطعا چماق هست.

جنابعالی در ذیل مطلب قبلی تان لینک هایی افزوده بودید که این گونه القاء می کند که مناطق لرنشین کاملا نا امن و دعوایی هستند. شما به طور خاص بر مساله "نزاع دسته جمعی در کهگیلویه و بویراحمد" تمرکز کرده اید.

من نمی گویم که مناطق لرنشین بافت اجتماعی خاص خود را ندارند و جرم ها و آسیب ها وجود ندارد اما شما این مساله را نادیده گرفته اید که مناطق لرنشین از امن ترین مناطق ایران هستند. شاید در کهگیلویه همان طور که شما به استناد خبرگزاری مهر آورده اید نزاع دسته جمعی بیشترین جرم باشد اما فراموش نکنید اولا کهگیلویه در ایران نه بیشترین جرم را دارد و نه بیشترین نزاع را و نه بیشترین نزاع دسته جمعی را!

آمارهای رسمی حکایت از این واقعیت دارد که مناطق لرنشین امن ترین مناطق ایران هستند، آمارهای جدیدتر را هم می توانید پیدا کنید ولی در هفته ماهه نخست پارسال تهران،  خراسان رضوی و اصفهان بیشترین نزاع ها را داشته اند (لینک) در حالی که بیشترین جوک ها و پیامک ها علیه آذربایجان، گیلان و لرستان است!

چند سال پیش که آمار بیشترین و کمترین سرقت در کشور (به ترتیب سمنان و لرستان) اعلام شده بود این مساله را در دفتر دبیرستان محل کارم (در شهر دورود) به پرسش نهادم، و سوال کردم به نظر شما بیشترین سرقت کشور در کدام استان است؟ تقریبا تمام همکاران با قاطعیت گفتند حتما لرستان! و بلافاصله بحث بر سر این بود که خوشبختانه سرقت در دورود از فلان شهر لرستان کمتر است!!

وقتی روزنامه را نشان همکاران دادم که برعکس لرستان کمترین آمار سرقت را دارد هاج و واج ماندند و به انکار پرداختند که چند ماه پیش منزل همسایه ما را زدند و دو هفته پیش...! من مثال هایی آوردم از اینکه به اطرافتان با عینکی غیر از آنچه به شما تحمیل شده نگاه کنید، در بازار روز دورود ظهرها میوه فروشان و دست فروشان برای ناهار به خانه می روند در حالی که فقط یک پارچه روی بساط خود پهن می کنند و به سه مغازه بالاتر هم سفارش می کنند که بساط ما را بپا! از این همه مردم کم درآمد و محتاج اما نجیب کسی دست به بساطشان نمی زند، اما در همین تهران اگر کیسه میوه ات را در صف بی آر تی محکم  نگیری دست خالی به خانه خواهی رفت!

غرض از نقل این خاطره این است که نا امنی در مناطق لرنشین بسیار کم است اما برعکس تصور نا امنی بسیار بالاست، اتفاقا در بحث جذب و دفع سرمایه ها تصور نا امنی از خود نا امنی کشنده تر است!

اینک یک نماینده مجلس با بیان ناشیانه خود با همنشین کردن "لر" و "چماق" به این تصور نا امنی دامن زد و چماق دیگری بر سر مردم ما بود، سایت ها و رسانه های غریبه نیز آن را سوژه کردند و باز بر سر ما کوبیدند! اما چماقی که برخی اهل قلم خودی با تایید و پشتیبانی از آن ها زدند دردناک تر است.

شمشیر داموکلس در دستان دون کیشوت؟!

مطلب قبلی شما قابل نشر نبود چون همزبان با رسانه های غالب فضایی ناعادلانه علیه لر ایجاد می کرد، عدم انتشار آن هم مصداق نقض آزادی بیان نبود چون در اغلب رسانه ها، پیامک ها و سریال ها و... مطالبی شبیه به آن نشر و بازنشر می شود، نمونه بارز آن نیز به قلم محمود کوماس جودکی در سطور بالایی مورد اشاره قرار گرفت. پس صدای شما به گوش ها رسیده و خفه نشده است.

اما مطلب جدیدتان حداقل نکته ای قابل توجه داشت و آن مقایسه چماق مورد نظر حجت الاسلام بزرگواری با شمشیر داموکلس است. مقایسه ای که به نظر شما امکان پذیر است، من با این مقایسه و امکان پذیری آن مخالفم اما این دلیل نشد که امکان نشر نداشته باشد.

شمشیر و گرز در زبان فارسی (و لری) بار مثبت معنایی هم دارد و غیر از خشونت نماد ظلم ستیزی، غیرت، قدرت و عزت هم هست اما واژه ی چماق غیراز خشونت، کاربری دیگرش طنز است!

اگر سید بزرگواری از شمشیر علیمردان، برنوی رئیس علی دلواری، تفنگ کرمی و گرز رستم دستان گفته بود و بر سر حرف خود می ماند ما هم با او بودیم، اما متاسفانه خود ایشان در ادامه علنا گفتند که برای شوخی و مزاح از چماق لری نام برده اند و سپس مطالب دیگری در باب لرهای بزرگ و کوچک و متوسط گفتند که دیگر جایی برای دفاع نگذاشت!

من در یادداشت خودم در این باره (لینک) یادآوری کردم که فراموش نکنید بزرگواری همان نماینده ای بود که در قضیه آجیلی (سرپرست دانشگاه رامین که به سازمان سنجش نامه داده بود و خواسته بود که به خاطر مشکلات اجتماعی لرها،  دانشجوی لر برایشان نفرستند)، جلودار شد و پیش از هرنماینده دیگری از کیان لر دفاع کرد!

امروز هم اگر ایشان خود تلقی مثبتی از چماق داشتند و همچون شمشیر داموکلس، حافظی برای منافع لر بودند نه فقط ما این گونه دل آزرده و زخم خورده از ایشان نمی رنجیدیم که اتفاقا برعکس آن قدر در حمایت از ایشان افراط می کردیم که ما را نصیحت کند و انتقاد کنید چرا منافع ملی را در نظر نمی گیریم.

در همین زمینه:

از چماق لری تا شمشیر داموکلس

بازخوانی داستان چماق بزرگواری؛ واکنش ما مهمتر از خود اتفاقات است