دوشنبه, 08 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

خشونت شفاهی علیه لرزبانان، شامل مرجع تقلید هم می‌شود؛ چرا لهجه لری آیت‌الله العظمی بروجردی مورد تمسخر قرار می‌گرفت

  

محسن حیدری /

تعمیق ارتباط آیت الله بروجردی با عشایر لر می توانست وی را به یک تهدید سیاسی جدی علیه حکومت و قدرت مسلط در پایتخت تبدیل کند بنابراین تمسخر لهجه لری وی را می توان نوعی هشدار پیشگیرانه به وی برای فاصله گرفتن از این عقبه اجتماعی محسوب نمود.

 

                                                                                                    

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ویژه نامه روز جهانی زبان مادری 1392-محسن حیدری، (عضو هیأت مؤسس آژانس خبری بختیاری): «مرحوم آيت‏الله بروجردي اهل بروجرد بود؛ بروجرديها هم لر هستند و کلّ طلبه‏هاي لر طرفدار آيت‏الله بروجردي بودند. بدبختانه، در حوزه‏ها هم اين وضع رسم بوده است؛ مثلاً طلبه‏هاي آذري طرفدار مرجع آذري بودند؛ طلبه‏هاي لر طرفدار مرجع خودشان بودند». (محمدمهدی عبدخدایی عضو جمعیت فدائیان اسلام در گفتگو با پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران)

سخنان عبدخدایی نشان می دهد که چگونه تقسیم بندی های قومیتی، جمعیت شناختی و زبان شناختی بعنوان یک واقعیت در زیر پوست حوزه های علمیه وجود داشته و دارد. واقعیت این است که آیت الله العظمی بروجردی در سالهای دهه 20 و 30 ، تنها چهره شاخص قوم لر بود که به طور همزمان هم از مقبولیت اجتماعی در بین مردم برخوردار بود و هم توسط فرهنگ مسلط ایران در تهران مورد پذیرش قرار گفته بود.

در منابع تاریخی تأکید شده است که آیت الله بروجردی، فارسی را با لهجه لری صحبت می کرد. (خاطرات آیت الله دکتر ضیایی در مصاحبه با مجله یاد، شماره 7، تابستان 1366، ص 23 تا ص 33) و اتفاقاً برخی افراد که این جایگاه برجسته را برای یک لر نمی پسنیدیدند (پی نوشت 1)، لر بودن وی را دستمایه تمسخر وی قرار می دادند:

«آیت الله کاشانی حتی در زمان عظمت مرجعیت آقای بروجردی احیاناً از روی عصبانیت تعبیراتی به آقای بروجردی داشته و می فرمودند: "آخه این سید لر تو قم چی کار می کنه". که البته بعداً می فرمودند: نه این طور نیست، بعضی وقتها انسان در عصبانیت حرف هایی می زند اما نظایر چنین تعبیری نسبت به آقای خمینی هیچ وقت نشد. البته این حرف ها به آقای بروجردی می رسید ولی عکس العمل نداشت. حتی وقتی به آقای بروجردی اطلاع داده شد که آقای کاشانی مقروض است، فوری آن مبلغی که ایشان بدهکار بود با اضافه می فرستاد». (خاطرات آیت الله دکتر محمد صادق تهرانی در پایگاه اینترنتی جامعه علوم القرآن)

مشابه همین نکته در یک منبع تاریخی دیگر آمده است:

«آقای کاشانی روی کاناپه نشسته بود. سلام کردم. آقای کاشانی گفت: علیکم‌السلام، کجا بودی، چه کار می‌کنی؟ دعوت کرد کنارش نشستم. گفت: « لُره چه کار می‌کند؟» منظورش آقای بروجردی بود. اگر این را من به آقا منتقل می‌کردم دیگر خیلی بد می‌شد. به آقای کاشانی گفتم: آقا بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد. ایشان خیلی ناراحت شد و دیگر تا آخر مجلس با من حرف نزد.» (آیت‌الله محمدحسین علوی طباطبایی، داماد آیت‌الله بروجردی در گفتگو با روزنامه شرق، ۲۹ فروردین ۱۳۸۵).

اما چرا برخی تلاش می کردند لر بودن آیت الله بروجردی را دستمایه تمسخر قرار دهند؟ این پرسش را از منظر مختلف می توان بررسی کرد و پاسخ داد.

الف) نظریه سیاسی:

از منظر سیاسی، کسانی که لر بودن آیت الله العظمی بروجردی را دستمایه تمسخر قرار می دادند، از قدرت روزافزون آیت الله بروجردی در هراس بودند. از این رو، تلاش می کردند از تقویت رابطه وی با عقبه اجتماعی و قومیتی اش در بین مردم لر جلوگیری کنند تا به این وسیله از قدرت وی بکاهند و از تبدیل شدن وی به یک قدرت سیاسی برتر جلوگیری کنند. بخشی از این مخالفان در دربار رژیم پهلوی و بخشی در قالب رقابتهای درونی حوزه های علمیه قابل تبیین است. 

غلامرضا کرباسچی از آیت الله علی اصغر مروارید نقل کرده است که: «مرحوم حاج آقا کمالوند نقل می کرد که آقای شیخ فاضل فرج الله هرسینی از روحیه عشایری و لری برخوردار بود. در نامه ای به آقای بروجردی نوشت که «آقا تا کی اوضاع ایران باید این طوری باشد؟ هر کس حرف شما را می پذیرد از عشایر لرستان و بروجرد اینها را جمع کن. من نیز هر کس از عشایر این طرف (اطراف کرمانشاه) را که حرفم را می پذیرد جمع می کنم اینها را حرکت می دهم. شما هم از آن طرف بروجرد همه را حرکت بدهید بیاییم تهران و رضاشاه را از سلطنت خلع کنیم با او جنگ کنیم و او را بکشیم.» (خاطرات غلامحسین كرباسچی، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، چاپ اول 1380، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ص 189)

مشابه همین نکته در یک منبع تاریخی دیگر آمده است:

«آیت الله بروجردی در برابر خلافکاریهای شاه می ایستادند و دستگاه نیز از ایشان حساب می بردند. مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی، خواسته هایی داشتند و برای تحقق خواسته های خود، در حضرت عبدالعظیم اقامت کرده بودند. شاه و سهیلی نخست وزیر وقت، به خواسته های ایشان توجهی نمی کردند، تا این که آیت الله بروجردی، از بروجرد، تلگراف می زنند و تهدید می کنند. یکی از مقامات می گوید: اگر تهدید خود را عملی سازد، تمام لرستان پشت سر او قیام خواهند کرد؛ از این روی مجبور می شوند، به خواسته های مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی، ترتیب اثر بدهند. (خاطرات آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی، مجله حوزه، شماره 43 و 44، ص 107)

این دو خاطره و خاطرات مشابه به خوبی نشان می دهد که از دید ناظران سیاسی مخالف و موافق، گسترش و تعمیق ارتباط آیت الله بروجردی با عشایر لر می توانست وی را به یک تهدید سیاسی جدی علیه حکومت و قدرت مسلط در پایتخت تبدیل کند بنابراین تمسخر لر بودن وی را می توان نوعی هشدار پیشگیرانه به وی برای فاصله گرفتن از این عقبه اجتماعی محسوب نمود. این تمسخر، همچنین مانع از تشخص یابی سیاسی این رهبر مذهبی در ذهن عامه مردم لر خواهد شد؛ مخاطب این پیام را دریافت می کند که لر حتی اگر مرجع تقلید باشد باز هم موضوع تمسخر خواهد بود و بنابراین یک مرجع تقلید لر محور قابل اتکایی برای جریان اجتماعی مردم لر نخواهد بود و نباید به آن دلخوش کرد.

ب) نظریه اجتماعی:

از منظر اجتماعی، کسانی که لر بودن آیت الله العظمی بروجردی را دستمایه تمسخر قرار می دادند، بیش از آنکه از قدرت روزافزون شخص آیت الله بروجردی در هراس باشند، از امکان به صحنه آمدن یک جریان اجتماعی مبتنی بر جغرافیای فرهنگی زاگرس میانی و جنوبی در هراس بودند. لهجه به نوعی جلوه بیرونی و تظاهر به انتساب فرد به یک گروه جمعیت شناختی یا زبان شناختی است. بر اساس این دیدگاه، لهجه لری مرحوم آیت لله بروجردی از این رو مورد هجمه قرار می گیرد تا درس عبرتی برای دیگران (طلاب جوان تر، بازاریان و کاسبان، دولتمردان و تحصیلکردگان و عموم نخبگان مردم لر) شود تا لهجه لری خود را مخفی کنند. وقتی به همدیگر می رسند به لری صحبت نکنند زیرا صحبت کردن به زبان واحد، احتمالاً منجر به درک واحد از مسائل و اقدام مشترک در چارچوب منافع مشترک خواهد انجامید. بنابراین تمسخر آیت الله بروجردی نه در راستای کنترل قدرت شخص او بلکه برای جلوگیری از قدرت یافتن جغرافیای لرزبان در دستور کار قرار می گیرد. بخشی از این مخالفان در دربار رژیم پهلوی و بخشی در قالب رقابتهای درونی حوزه های علمیه قابل تبیین است.

هدف از این یادداشت فقط طرح این پرسش و در میان نهادن این دو نظریه بود. بی شک پاسخ به این پرسش که «چرا لهجه لری آیت الله بروجردی دستمایه تمسخر قرار می گرفت»، می تواند در چارچوب نظریاتی غیر از این دو نظریه نیز تحلیلی شود. امیدوارم که این یادداشت فتح بابی باشد برای اندیشیدن در باب خشونت شفاهی و زبانی که بر لرزبانان روا داشته می شود. این یادداشت همچنین نشان می دهد که خشونت شفاهی علیه لرزبانان، شامل مرجع تقلید آنان هم می شود (پی نوشت 2و3).

پی نوشت:

1. مشابه این موضوع را در مورد شهید آیت الله قدوسی نیز نقل کرده اند. آیت الله حقانی در خاطرات خود می نویسد: «مرحوم شهید دکتر بهشتی در جلسۀ هیات مدیره مدرسه گفت آقای قدوسی برای مدیریت، بسیار قاطع و لایق است زیرا ایشان لر است. در این هنگام همۀ اعضاء هیأت مدیره به این مساله خندیدند زیرا از کلمه لر، استنباطی دیگر داشتند. شهید دکتر بهشتی فرمودند تعجب نکنید از این که گفتم ایشان لر است. جهت این مطلب، این است که ایشان اهل لرستان و اهل نهاوند است و لرها قاطع هستند». (تاریخچه مدرسۀ منتظریه حقانی، تألیف آیت الله دکتر حسین حقانی زنجانی، در پایگاه اینترنتی مدرسه حقانی قم)

2. نگارنده این یادداشت معتقد است که آیت الله العظمی بروجردی، فرصتی برای رسمیت بخشیدن به زبان لری بود؛ فرصتی که از دست رفت. اگر یک یا چند نوار صوتی ضبط شده از آیت الله بروجردی موجود بود که لهجه لری وی را - چنانکه در منابع تاریخی مکتوب مورد اشاره و تأکید قرار گفته – می شنیدیم و می شنیدند، شاید قدری از خشونت شفاهی در حق لرزبانان کاسته می شد. یا حداقل این بود که ما و بزرگترین مرجع تقلید شیعیان جهان در طول تاریخ، در این درد مشترک یعنی بر دوش کشیدن بار خشونت شفاهی علیه لرزبانها سهیم می شدیم.

3. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که نگارنده یادداشت با یک واسطه از یکی از علمای اردبیل شنیدم که می گفت: «در محضر حضرت آیت الله بروجردی بودیم که یک طلبه ترک زبان به حضور رسید و مطلبی را مطرح کرد. آن طلبه آذری زبان فارسی را بسیار با زحمت و شکسته شکسته صحبت می کرد به طوری که درک معنای سخنش برای آیت الله بروجردی بسیار سخت بود. آیت الله بروجردی سعی در فهم کلام طلبه کرد و او هم چند بار سخن را تکرار کرد ولی نتوانست منظور خود را منتقل کند. صبر آیت الله بروجردی لبریز شد و فرمودند تو چه طلبه ای هستی که حرف زدن به زبان فارسی نمی دانی؟ طلبه هم بلافاصله جواب داد خودتان چه مرجع تقلیدی هستید که زبان ترکی را نمی دانید». تفسیر این خاطره، مجال دیگری می طلبد. سخن در این جا این است که تلاش برای نزدیک شدن به مردم و فهم زبان و مطالبات آنان، از وظایف افراد فرادست جامعه و حاکمیت است. جای آن دارد که مشابه سوال درست و به حقی که آن طلبه ترک از مرجع تقلید لر پرسید را ما نیز از کسانی که بر مقدرات ما مسلط اند بپرسیم

  1. این مطلب بخشی از ویژه نامه روز جهانی زبان مادری بود که دوم اسفند 1392 در نشریه لور به صورت کتاب الکترونیکی منتشر خواهد شد.

    نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، از علاقمندان دعوت می کند در این ویژه نامه مشارکت کنند، همچنین از مطبوعات، سازمان های انتشاراتی و دیگر وبگاه ها برای بازنشر مطالب به صورت چاپی و... دعوت به همکاری می شود.