پنج شنبه, 03 فروردين 1396  

جدیدترین مطالب

چهارشنبه-سوری-و-نوروز-در-لیراوی
   محسن خواجه گیری /تحویل سال و کریسمس مسیحیان پیرمردی به نام بابا نوئل...
نام-خیران-چهارمحال-و-بختیاری-بر-تارک-کشور-ماندگار-شد
  استاندار چهارمحال و بختیاری گفت: نام خیران این استان بر تارک کشور...
مهریه-ای-از-جنس-تو-را-مینویسم-سرزمینم
   نشریه فرهنگی اجتماعی لور / مصطفی کاویار و زینب عطایی زوج لُر تبار (...
آیین-نکوداشت-حاج-قربانعلی-رئیسی-دهکردی
  با توجه به اجرای افزون بر 30 پروژه مهم خیری از سوی جناب آقای حاج...
ویژه-نامه-دومین-جشنواره-فرهنگی-قوم-لُر-با-همکاری-نشریه-لور
   نشریه اینترنتی لور /به دنبال استقبال پر شور همتباران در سال گذشته...
از-هتاکی-به-مردم-لُر-تا-پوزش-طلبی-های-همیشگی-لُر-کیست-؟
  محسن خواجه گیری لیراوی /محتوای کلیپی که اخیرا در فضای مجازی منتشر شده...
هرور-دس-وه-زونی،-چئ-بکم-سیت
  فرامرز درویشی (ویرا لرستانی) / هرور دس وه زونی، چئ بکم سیت / دِمـازا...
نقش-میراث-فرهنگی-مادّی-در-توسعه-استان-لرستان
    محمد میرزایی رشنو، محمد محمدی اصل / بی شک میراث فرهنگی از مهمترین...
به-اختلاف-افکنی-در-بختیاری-پایان-داده-شود
  ابوالفضل بابادی شوراب / با مطالعه تاریخ مردم بختیاری به ستم هایی که...
برگزاری-جشنواره-فرهنگی-قوم-لر-در-دانشگاه-تهران
  تیم برگزاری جشنواره فرهنگی – دانشجویی قوم بزرگ لر بعد از برگزاری موفق...
 

 
 

مشکل اساسی تر لرها هویت است نه فقر!

 

نمی توان این تسلسل منطقی را زیر سوال برد که حتما فقر زمینه ساز تحقیر و هویت گریزی است و هویت گریزی و تحقیر در فقر موثر است، اما در مورد وضعیت کنونی قوم لر اولویت با مساله ی هویت است، یعنی بحران هویت باعث فقر لرهاست/ اگر لرها مصیبت قاجاریه و پهلوی و مدیران نالایق وارداتی از پایتخت، را از سر گذرانده اند و به فقر، بیکاری، و مشکلات اقتصادی و اجتماعی گرفتار شده اند مگر مردم کرد چنین نبوده اند؟

 

 

 مشکل اساسی تر لرها هویت است نه فقر!

 ابراهیم خدایی، نشریه فرهنگی و اجتماعی لور: لرها  فقیر هستند چون تصویر روشنی از رابطه منابع سرزمینی، انسانی و فرهنگی خود ندارند و نمی توانند از امکانات خود بهره برداری مطلوب کنند بدین ترتیب ثروت ایشان در خدمت هر فرد و آرمانی در می آید غیر از این که در زندگی خودشان هم نقشی داشته باشد.

 به قلم دوست و همکار عزیزم آقای قائدرحمت، یادداشتی با عنوان فقر "تحقیر و بی هویتی "می آورد یا بی هویتی و تحقیر "فقر" می آورد؟ در لور انتشار یافته است که هدف نگارنده ی آن "تحلیل تاریخی هویت گریزی گروه های لر" بوده است.

برداشت کلی من از این نوشتار این است که آقای قائدرحمت بخش عمده ی مشکلات هویت گریزی امروز لرهای لک زبان، بختیاری، بروجردی، خرم آبادی و.. را تابعی از وضعیت اجتماعی و مخصوصا اقتصادی ایشان می داند که در پی تاریخی نامهربان در دو قرن اخیر پدیدار شده است.  مدل تحلیلی ایشان را این گونه خلاصه می کنم تا در ادامه به نقد آن بپردازم:

 فقر >>> تحقیر >>> هویت گریزی

البته آقای قائدرحمت نگفته اند که جهت فلش ها ( >>> ) نمی تواند برعکس باشد، اما مضمون کلام شان این است که بیشتر معتقد به تاثیر فقر بر هویت گریزی هستند تا برعکس. نمی توان این تسلسل منطقی را زیر سوال برد که حتما فقر زمینه ساز تحقیر و هویت گریزی است و هویت گریزی و تحقیر در فقر موثر است، اما من معتقدم تاریخ ما نشان می دهد در مورد وضعیت کنونی قوم لر اولویت با مساله ی هویت است، یعنی تحقیر و البته بیشتر بحران هویت باعث فقر و مشکلات اقتصادی و اجتماعی امروز لرهاست.

زمانی می توانیم برای پذیرش این مساله آماده شویم که لرها را با نزدیک ترین مردم همسایه، یعنی مردم کُرد مقایسه کنیم، اگر لرها مصیبت قاجاریه و پهلوی و مدیران نالایق وارداتی از پایتخت، را از سر گذرانده اند و به فقر، بیکاری، و مشکلات اقتصادی و اجتماعی گرفتار شده اند مگر مردم کرد چنین نبوده اند؟

چگونه مردم کُرد با وجود شرایط اقتصادی حتی بدتر از مردم لُر نه فقط دچار هویت گریزی و تحقیر  نشده بلکه برعکس پیشروی ها و موفقیت های زیادی در این حوزه داشته است؟ اگر چه در مسایل اقتصادی و امنیتی کامیاب نبوده اند.

وضعیت لرها با کردها تفاوت های فاحشی دارد، شرایط سیاسی-سرزمینی کردها در چندین کشور با لرهای ایران متفاوت است (وجود جمعیت قابل توجه لر در عراق نافی این مساله نیست)، این شرایط هم تهدید ها و هم فرصت های متفاوتی برای هویت طلبی در پی دارد، بهره مندی هوشیارانه مردم کرد از این شرایط توانسته مساله ی کرد را پدیده ای جهانی بکند، امروزه کردها مشکل فقر دارند اما بحران هویت آن ها از نظر سطح و کیفیت با نمونه لری اش قابل قیاس نیست، امروزه غیر کردها، برای شیرکو بی کس در ده ها کشور مجلس سوگواری می گیرند.

شرایط سیاسی، اقتصادی و جمعیتی لرها به گونه ای است که اگر فعالان لر می توانستند تهدیدها و فرصت ها را درست مدیریت کنند امروزه وضعیت لرها نه فقط در عرصه ی اقتصادی بلکه در عرصه ی هویتی نیز کاملا متفاوت بود.

شرایط مناطق لرنشین از نظر  منابع خدادادی، مخصوصا نفت، گاز، آب و لوازم دیگر توسعه ی اقتصادی اجتماعی و... از موقعیت سرزمینی، راه های ارتباطی و ... به گونه ای است که نه فقط نمی توان این عوامل را مانع توسعه برشمرد بلکه برعکس تحلیل گران متعجب می شوند که چگونه با این شرایط توسعه صورت نگرفته است؟

پاسخ من به این پرسش اخیر آن است که فقدان برنامه روشن مدیریت سرزمین، انسان ها و نهادهای اجتماعی، و به عبارت دیگر بحران هویت، ما را به این روز رسانده است.

هویت یعنی ما که هستیم، چه تفاوتی با دیگران داریم و چه چیزهایی برایمان مهم است. لرها در پاسخ به تمام این پرسش ها مشکل دارند و به همین دلیل کنترل منابع نفت، گاز، نیروی انسانی، راه های ارتباطی و... دست ایشان نیست، ریش و قیچی با دیگران است.

منظور من این نیست که نباید مدیران غیر  بومی در مناطق لرنشین روی کار باشند و اگر مدیران بومی شوند مشکلات حل می شوند، هرچند این مساله هم تاثیرگذار است. آیا توسعه ی امروز یزد به تمامی ناشی از مدیریت بومی در آن سرزمین است؟ در یزد هم مدیران غیر بومی بسیار هستند، اما از آن جا که پاسخ های یزد به عبارت ما که هستیم، چه تمایزی با دیگران داریم و چه چیزی برای مان اهمیت دارد روشن تر است هر مدیر غیر بومی آن جا حاکم شود نمی تواند چندان بر خلاف جریان حاکم کارآمدی داشته باشد.

گاهی اوقات تلقی برخی از بحران هویت، منحصر به اختلافات قبیله ای یا زبانی و... است، اما اختلافات بین گروه ها و شهرها در یزد هم وجود دارد، اما تحت تاثیر تصویر غالب و جامعی است که بر جامعه مورد نظر  حاکم است، بنابراین آن اختلافات نه فقط مانع توسعه نمی شود که برعکس در خدمت همان تصویر فراگیر کارکرد دارد. در استان یزد اختلافات میان دو شهر اردکان و میبد (که تقریبا به هم چسبیده اند) چنان شدید است که اختلافات بروجردی و خرم آبادی در قیاس با آن ناچیز است یا اختلافات میان بغدادآبادی ها و توده ای ها در شهر مهریز بسیار شدیدتر از بیرانوند و حسنوند در خرم آباد است.

در حقیقت اگر ما امروزه از رقابت های گروهی لرها چهره ای کریه و چندش آور می بینیم به خاطر فقدان تصویر کلی و بنیانی از چیستی و کیستی خودمان است.

وقتی نمی دانی که هستی، و چه چیزی برایت مهم است، چگونه می توانی  برای نفت، گاز و آب برنامه ریزی کنی؟ به کنش اجتماعی و سیاسی دست بزنی و اتفاقات را کنترل نمایی تا به سرانجامی مطلوب دست بیابی.

وقتی نمی دانی که هستی و چه چیزی برایت مهم است نفت، گاز و آبت بیش از آن که خیری نصیب خودت بکند سهم دیگران می شود، راستی در شرایطی که درختان اینجا تشنه ترین هستند، این ثروت های خدادادی سرزمین لر باغ چه کسانی را آبیاری کرده است؟

شاید از سطور اخیر این نوشتار قرابتی با برخی مطالبات سیاسی سال های اخیر نیز برداشت شود، اما من معتقدم تصویر بنیانی ما از لر (هویت لر) چیزی جدای از تصویر بنیانی از ایران (هویت ایرانی و اسلامی) نیست، بنابراین من نه مدعی هستم از نفت و گاز خوزستان و گچساران نباید در سوریه و عراق خرج کرد و نه مدعی هستم آب الیگودرز و کوهرنگ نباید به یزد و قم منتقل شود.

در تصویر بنیانی ما از لر این مسایل هم می تواند حل شود، در پاسخ به این پرسش که ما لرها کیستیم و چه چیزی برای مان مهم است، می توان به ایرانی و مسلمان بودن هم اشاره کرد، اما نمی توان به آن اکتفاء نمود. در مقیاس بزرگ تر می توان درباره خود ایران نیز از بحران هویت سخن گفت. افراط برخی گرایش ها در اسلام گرایی است که منجر به واکنش هایی از آن دسته می شود که برخی گمان کنند هویت ایرانی قربانی هویت اسلامی می شود و منابع ایرانی خرج آرمان های اسلامی می گردد.

همان طور که نمی شود و نباید هویت ایرانی را قربانی هویت اسلامی کنیم، نمی شود و نباید هویت لری و یزدی و... هم در برابر هویت ایرانی نادیده گرفته شود. نبض بحران هویت ما اینجاست که تعریفی از منافع لر در کنار منافع ایرانی، اسلامی و بشری نداریم.

 بحران هویت >>> فقر

 مردمی که نمی داند کیست و چه چیزی برایش مهم است، بر چه اساسی می تواند در برابر رویدادهای تاریخی موضع گیری کند و چگونه می تواند از فرصت ها و منابعش به گونه ای مطلوب بهره ببرد، واضح است که سرنوشتش توسط دیگران تعین می شود که برنامه دارند.