دوشنبه, 27 آذر 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...

پر بازدیدترین های ماه

 

 
 

دکتر مندنی پور/ گرز گران در دستان رستم زمان

از یک روحانی و سید اولاد پیغمبر و نماینده مردم، آن هم مردمی که مطالبات انبوهی را از گذشته تا کنون از دولت ها داشته و دارد، انتظار بروز چنین رفتاری نرفته و نمی رود. چرا به جائی برسیم که مجبور باشیم ناله سر دهیم که: بزرگوارا! «ما را به خیر تو امیدی نیست، شرّ مرسان» شاید یک عذرخواهی کوچولو از مردم خوب ایران دوای درد است. به امید تکرار نشدن چنین حرکت هایی و نهادینه شدن قانون و بازگشت به اخلاق و معنویت.

بیت آیت الله هاشمی رفسنجانی هنوز هم از چنان جایگاه و موقعیتی برخوردار است که بتواند با استناد به ماده ۷۶ آیین نامه داخلی مجلس و در چارچوب قانون در کوتاه زمانی به اتهامات وارده به خود از جانب تنی چند از مستأجران بهارستان در همان زمان و از همان تریبون جواب داده و در رد و محکومیت رفتار اتهام زنندگان بیانیه صادر نماید و خواهان پی گیری قضائی و امنیتی موضوع شود.

ای کاش این شانس برای قومی که قرار است بقول این سید لرتبار با چماقش بر سر دیگران کوبیده شود، فراهم می آمد و یا دست کم احد از بهارستان نشین های برخاسته از حوزه فرهنگی این قوم نجیب و به تجویز قانون در همین جلسه چماق و یا بهتر بگویم گرز را از دست این رستم دستان می گرفت و در منظر بینندگان کنجکاو، متعجب و مبهوت از چنین حرکات و رفتار دون شأن مجلس و مجلسیان، یک بار برای همیشه و به منظور عبرت جماعت درس ناآموخته از پند روزگار به موزه می فرستاد. بنا نداشتم جواب دهم اما اقتضای وجودی نقش پر رنگ پاره فرهنگ قومی در جغرافیای زندگی و پاسداشت فرهنگ بزرگ ایران زمین مرا وادار کرد تا بنا به وظیفه و از سر احساس درد «چنانکه افتد و دانی» کوتاه سخنی داشته باشم خطاب به خالق این داستان و داوری نهائی را چنانکه انصاف ایجاب می نماید، به عموم واگذارم. چه بعد از داوری دادار دادگستر مردم خود شایسته ترین داورند.

روی سخنم با شخصیتی است که از قضاء هم به کسوت روحانیت اندر است هم به قول حضرت ایشان سیدی لر تبار و مزین به کنیه بزرگواری!

یعنی جناب حجت الاسلام سید علی محمد بزرگواری نماینده مردم شریف کهگیلویه در مجلس شورای اسلامی. هم او که روز سه شنبه ۲۱/۵/۹۱ در جایگاه مخالف کلیات برنامه دولت یازدهم و در جریان نخستین روز بررسی صلاحیت وزیران کابینه دکتر حسن روحانی فرهنگ مظلوم قوم لر را نشانه گرفت و ناخواسته اما به ناحق زخمی کاری بر پیکرش نواخت تا با این ندانم کاری بهانه به دست نا اهلان افتد!

جناب آقای بزرگواری!

آنچه مرا بدین وادی سوق داده است همانا مظلومیت فرهنگ و بی حرمتی به حریم هویت قومی است که ظاهراً من و شما نه در عمل که در شعار به آن وابسته و دلبسته ایم.

اینکه به قول شما «برخی از وزرای روحانی از بس پیر هستند، باید سرم به آنها وصل کرد…» و یا هَل مَن مبارز طلبیدن آن جناب با این عنوان «… من کسی بودم که بلندگوی رئیس مجلس را گرفتم و علیه سران فتنه حرف زدم و دنیا من را نشان داد…»

و این سخن که «… مجلس باید مدرسی باشد. اینجا (مجلس) جای چاخان گوئی و وکیل الدوله ها نیست…»

و یا آنجا که می فرمائید «… کسی که تا دیروز دست احمدی نژاد را می بوسید، امروز چه کارها که نمی کند…»
و «… در دولت اصلاحات و نهم و دهم جوان گرائی گوش فلک را کر کرد. ما برویم از صندوق عتیقه آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی وزیر بیاوریم؟ …»

و این گفته که «… ما با فتنه گران سر سازش نخواهیم داشت… فقط از خدا می ترسم. از هیچکس نمی ترسم…»
و اینکه به نظر حضرتعالی اگر «… زنگنه بیاید باز آن آقازاده… مهدی هاشمی میدان دار می شود و …»
بدون ورود در ماهیت، جوابگوئی به این نطق رسمی از جانب نماینده ای از خیل نمایندگان مجلس که خوب یا بد در خاطره ها می ماند و در حافظه تاریخ این مرز و بوم ثبت و ضبط می شود را در چارچوب وظایف خود ارزیابی نمی کنم. چرا که مخاطبان خود جواب خواهند داد و یا آنکه گذر زمان به این پرسش ها پاسخ درخور خواهد داد. آنچه را که در قالب وظیفه خویش ترسیم کرده و مایلم از جانب خود و همه ی فرهنگ دوستان این دیار با شما بعنوان امانت دار مردم در میان بگذارم، همانا واژه ای است که در خطابه تان از آن بهره گرفته اید و در ۲ روز گذشته دستمایه جماعتی برای تحقیر و تخریب و توهین به فرهنگ غنی قوم لر گردیده. واژه ی «چماق لری» !!! با شناختی که از دور نسبت به کیش شخصیت شما دارم، باورم این است که عمدی در کار نبوده و اگر با اندکی تسامح آن را حاصل سادگی ذاتی آنجناب به حساب آوریم، نمی توان از جوّگیر شدن شما در این فضای نفس گیر غافل شد.

اما جان کلام این است. به کدامین مجوز به خود اجازه می دهیم با هویت و داشته های یک قوم آن هم در جایگاه نماینده و امانت دار و مدعی دفاع از مصالح و منافع آن مجموعه انسانی اینگونه برخورد کرده و از آن «چماقی» برای ارعاب دیگران بتراشیم؟ راستی چه کسانی به ما این نمایندگی را داده اند تا از فرهنگ زیبای قومیت ها هیولا ساخته و آن را به نماد خشونت در اذهان کدر بدل نمائیم؟

مگر نه این است که مجلس عصاره فضایل ملت است؟ در مجلس مدرسی که شما در شعار خود و دیگران را توصیه به زنده کردن روح آن می نمائید که نباید از تخریب، توهین و تحقیر سخن به میان آید؟ مگر نه این است که باید: «سیاست ما عین دیانت ما» باشد؟

منظور آن بزرگوار از تقسیم بندی یک قوم به بزرگ، متوسط و کوچک چیست؟ آیا چنین نوع نگاهی به تبعیض تعبیر نمی شود؟ کجای این دیدگاه با شرع، عرف، اخلاق حسنه و … همخوانی دارد؟

در خوشبینانه ترین حالت خروجی نگرشی اینچنین اختلاف است و تفرقه. مگر می شود با هویت انسانها آن هم در یک فضای رسمی چونان مجلس قانونگذاری شوخی کرد؟ بکارگیری مثال عامیانه «یا به مهر علی یا به ضرب علی» را چگونه توجیه و تفسیر می فرمائید؟ تا بوده و نبوده گرز تاباندن این قوم در مقابل دشمنان این مرز و بوم بوده است و نه در رویاروئی با هموطنان. چه تاریخ این دیار بیانگر این واقعیت است. اینکه «… هر وزیری به منطقه من نگاه ویژه نداشته باشد با چماق لری با وی برخورد می کنم…» چه صیغه ای است؟ پیام این جمله برای اهل فهم چیست و چه بوئی از آن به مشام میرسد؟ از خود می پرسیم جای هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان در بررسی مواردی اینچنین کجاست؟ شایان یادآوری است جای کاربرد عملی مواد ۲۴ و۷۵ آئین نامه داخلی ازجانب هیأت رئیسه محترم مجلس در ارتباط با چند بزرگوار از جمع صاحبان خطابه از تریبون مجلس در جریان برگزاری این جلسات تا این زمان جداً خالی است.

عالی جناب!

مخالفت منطقی و مستدل حقی است که قانون اساسی برای نمایندگان مجلس و در نتیجه برای شما نیز در جایگاه نماینده مردم به رسمیت شناخته است. حال آنکه نماینده از این «حق قانونی» بدون حبّ و بغض، منصفانه و در کمال آگاهی در قالب وظیفه شرعی و قانونی خویش و در راستای دفاع از مصالح و منافع صاحبان حق بهره بگیرد یا آنکه در جهت رسیدن به خواسته ها و اهداف فردی، گروهی، خطی و باندی، گزینشی برخورد نماید، بماند برای قضاوت عمومی و ثبت در تاریخ. بی آنکه فراموش کنیم پیام رأی مردم در انتخابات اخیر برای همگان گویاست و نیازی به تفسیر ندارد. برای برخی تو گوئی جلسه تفهیم اتهام است و نه بررسی صلاحیت. چه، پیش و بیش از آنچه به برنامه، توانائی، مدیریت، دانش و سوابق اجرائی اینان خرده بگیرند به تحقیق و تفحص در نامه ی اعمال این بندگان خدا کمر همت بربسته اند.

بزرگوارا!

برابر اصل هشتاد و ششم قانون اساسی نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند و یا آرائی که در مقام ایفای وظایف خود دارند، تعقیب یا توقیف کرد.

نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی دائر بر ضرورت پرهیز از هتک حرمت اشخاص و لزوم جبران آن در مجلس و رسیدگی توسط قوه قضائیه در همین رابطه چنین است: «این اصل در مقام بیان آزادی نمایندگان در رابطه با رأی دادن و اظهار نظر در جهت ایفای وظایف نمایندگی در مجلس است و ارتکاب اعمال و عناوین مجرمانه از شمول این اصل خارج است و این آزادی منافی مسؤولیت مرتکب جرم نمی باشد». دیدگاهی که با عدالت در ابعاد گوناگون همخوانی دارد. ماده ۷۶ آئین نامه داخلی مجلس ملاک تشخیص ناروا بودن نسبت داده شده را برای تحقق هتک حرمت قرار داده. صرفنظر از مقام، موقعیت اجتماعی و سمت اشخاص. به نظر میرسد که علاوه بر شاکی خصوصی، دادستان عمومی نیز وظیفه تعقیب قانونی مرتکبان این نوع جرائم را خواهد داشت.

از یک روحانی و سید اولاد پیغمبر و نماینده مردم، آن هم مردمی که مطالبات انبوهی را از گذشته تا کنون از دولت ها داشته و دارد، انتظار بروز چنین رفتاری نرفته و نمی رود. چرا به جائی برسیم که مجبور باشیم ناله سر دهیم که: بزرگوارا! «ما را به خیر تو امیدی نیست، شرّ مرسان» شاید یک عذرخواهی کوچولو از مردم خوب ایران دوای درد است. به امید تکرار نشدن چنین حرکت هایی و نهادینه شدن قانون و بازگشت به اخلاق و معنویت.
در پایان جا دارد کار صدا و به ویژه سیما در پخش مستقیم جلسات بررسی صلاحیت کابینه ی «تمام مرد»!! دکتر روحانی را به فال نیک گرفته و این مهم را در راستای شفاف سازی، اعتماد سازی و آگاهی بخشی و در نتیجه شناخت، قضاوت و انتخاب بهتر مردم در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و نیز رشد و تقویت مبانی دموکراسی ارزیابی نمائیم. یا حقّ.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 رهدار 1392-05-27 14:14
درود جناب دکتر مندنی پور عزیز سرفراز باشید .
 
 
#2 مهدی 1394-04-11 11:41
جناب دکتر دوسال از نگارش متنتان گذشت.
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید.