دوشنبه, 11 ارديبهشت 1396  

جدیدترین مطالب

به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
تاثیر-سبد-رای-محسن-رضایی-بر-انتخابات-96
  غلامعلی دهقان عضو شورای مرکزی و سخنگوی حزب اعتدال و توسعه...
بیانیه-کمیته-صیانت-از-آب-چهارمحال-و-بختیاری-در-پاسداشت-۲۸-فروردین
  کمیته صیانت از آب چهارمحال و بختیاری در پاسداشت ۲۸ فروردین 1393...
  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
هیچ؛-سهم-لرستان-و-قوم-لر-از-کتب-درسی
  کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان چند سالی است که بدون کم و زیاد کردن...
معرفی-کتاب-شهر-های-تاریخی-لُرستان-فیلی
  معرفی اجمالی کتاب حاضر در سه فصل تنظیم شده است. در فصل نخست به کلیات...
بالاخر-روحانی-لرها-را-رویت-کرد
   حسین زمانیان / در دولت روحانی نیز بسان دولتهای پیشین هیچ گامی در جهت...
 

 
 

این‌ها تشنه‌ی فرهنگ گلونی / آن‌ها فریفته‌ی شناسنامه‌ تهرانی

 

عبدالرضا قاسمی /

خیلی کنجکاو شدم بدانم چه کمکی می‎توانم به یک زن باردار بکنم! ناچار از او پرسیدم، من تخصصی در امور زنان و زایمان ندارم ...

 

عبدالرضا قاسمی- یافته: در حال خواندن حواشی جشن گل‎ونی در خبرگزاری‎ها بودم که زنگ تلفن رشته‎ی افکارم را به‎هم ریخت.

صفحه نمایش تلفن با  کد 0661 نوید ارتباط با یک همشهری را می‎داد. مشتاقانه و بدون این‎که شماره را بشناسم تلفن را پاسخ دادم.

آن‎طرف خط مرد جوانی به گرمی سلام و احوال‎پرسی کرد. چنان گرم و صمیمی حرف می‎زد که انگار سال‌هاست رفیق گرمابه و گلستان يك‌ديگر هستیم. خجالت کشیدم بگویم هنوز شما را نشناخته‎ام.

اما وقتی از حال پدرم پرسید، فهمیدم که سال‎هاست از من بی‎خبر است، چون حدود 7 ساله است که پدرم دارفانی را وداع گفته است.

شهامت به خرج داده و عذرخواهی کردم و گفتم که متاسفانه شما را نشناخته‎ام.

او که گویا توقع این جمله را نداشت! چند لحظه سکوت کرد و گفت: استاد! من حسین ... هستم!

با آن‎که هیچ‎گاه و در هیچ‎کاری استاد نبوده‎ام، نام تمام دوستان ، آشنایان و شاگردان! احتمالی را، از قبل تولد تا امروز مرور کردم، اما ایشان را به‎جا نیاوردم.

توضیح داد که سال‎ها قبل دست در دست پدرش به ورزشگاه تختي خرم‎آباد می‎آمده و با من آن‌جا آشنا شده و تاکید کرد: با پدرش که از پیش‎کسوتان دوومیدانی بوده در دهه 60 دوست بوده‎ام!

چیزی به خاطرم نیامد اما خوشحال بودم که فرزند یکی از دوستان قدیمی، حالی از من پرسیده و کلی احساس شادمانی کردم!

بعد از احوال‎پرسی صمیمانه‎تر ادامه داد: الان ساکن خرم‎آباد هستم و حدود 2 سال پیش با دختر یکی از اقوام که او هم ساکن یکی از شهرک‎های اطرف خرم‎آباد بود ازدواج کرده‎ام‌.

سپس با شوق فراوان ادامه داد: خدا ما را مورد لطف قرار داده و دختری در راه داریم که تا دو هفته دیگر متولد خواهد شد؛ اما مشکلی داریم که گره‎اش به دست شما باز می‎شود!

خیلی کنجکاو شدم بدانم چه کمکی می‎توانم به یک زن باردار بکنم! ناچار از او پرسیدم: من تخصصی در امور زنان و زایمان ندارم ؛ اما اگر وقت پزشک یا امر دیگری باشد در خدمتم.

او خنده‎ای سر داد و گفت:خیر! خوشبختانه دختر کاکل‌زری بابا مشکلی نداره! اما از آن‎جا که نمی‎خواهیم با دست خودمان آینده دخترمان را خراب کنیم، تصمیم گرفته‎ایم که شناسنامه دخترمان را در تهران بگیریم!

سپس با وقاحت تمام ادامه داد: اگر شما فقط یک قول‌نامه مسکن با کد رهگیری تهران برای ما تهیه کنی، مدارک بیمارستان را خودمان جور می‎کنیم! آخه شما بهتر می‎دانی شماره ملی تهران خیلی با کلاس‎تر است(!) و ...

بعد از این که سخن‌رانی ایشان تمام شد، برایش توضیح دادم که نمی‎توانم و نمی‎خواهم برایش کاری کنم و سعی کردم مؤدبانه عذرخواهی کنم و ارتباط تلفنی را قطع کردم.

تا مدتی بعد از قطع مکالمه در حال و هوای حرف‌هایش بودم. مانده‎بودم در حالی‎که تمام دنیا به دنبال اصالت و هویت خویش است؛ چرا باز عده‎ای ساز مخالف می‎زنند و اصرار به فرار از اصل خویش دارند؟

مگر نه این‎که همه ما در این آب و خاک متولد شده و پرورش یافته‎ایم. مگر نه‎ این که پدران و مادران و اجداد ما در این سرزمین رشد یافته‎اند؟ دنبال چه هستیم؟ تکنولوژی؟!

از كجا معلوم كه اين بچه وقتي بزرگ شد، براي اين كار نانعقول، به پدر تهران‌زده‌اش اعتراض نكند!

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش       باز جويد روزگار وصل خويش

به قول شجاع دریکوند مشاور امور اقوام استاندار لرستان : «‌ژاپن را بیش‌تر با چه چیزی در دنیا می‌شناسند؟ این، فرهنگ و صبر و استقامت ژاپنی‌ها در برابر سلطه‌گران و مبارزه با استکبار است که نام ژاپن را شهره کرده است.»

نه! نه! این افراد نماینده‎ی واقعی جوانان ما نیستند. حماسه‎ی گل‎ونی آخرین نمایش اصالت‎طلبی جوانان ما بود. صدها جوانان که به پاس اصالت خود پوشش گل‎ونی را انتخاب کرده بود!

مجدداً تمرکز می‎کنم و مطالعه اخبار همایش گل‎ونی را ادامه می‎دهم. به پارگراف زیبای ابوذر بابایی‎زاده( منتشر شده در نشریه لور) از زبان دختر خردسالی که در این همایش حضور داشت می‎رسم که گفته بود: می‎خواهم از اين به ‌بعد پدر را «بوه» ومادرم را «دآ» خطاب کنم!