چهارشنبه, 29 شهریور 1396  

جدیدترین مطالب

دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
 

 
 

هفت دقیقه سکوت به احترام شیر کو بیکس

 سامان فرجی بیرگانی/

من شيركو را دوست مي داشتم نه بخاطر آنكه شاعري مشهور بود و انقلابی در شعر کردستان پدید آورد و نه بخاطر آنکه شعرهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند،  شیر کو را حتا اگر شاعری گمنام بود تنها به این دلیل  با او احساس آميختگي و نزديكي دارم دوست می داشتم.

ظرفي براي نان

تُنگی براي آب

 چراغي براي ديوار

 و تن پوشي براي سرزمين برهنه مي خواهم.

چند سال پيش در حاشيه ي يك همايش، فرصتي دست داد تا صحبتی کوتاه با شير كو بيكس داشته باشم ، خيلي اتفاقي صندلي های مان در رديف اول و نزديك به هم قرار داشت، توجه ام جلب شد به تعدادی عكاس و خبرنگار که مدام دور صندلي پيرمردي با چهره ي ناخرسند و بي حوصله  مي چرخيدند. برنامه هنوز شروع نشده بود و دنبال موضوع تازه اي بودم، از كنار دستي ها پرسيدم مرد سالخورده كيست كه همه براي ديدن او مي روند، جواب دادند «شيركو بي كس» اسم شیرکو را فبلا شنيده و شعرهايش را خوانده بودم، تصاوير و محتواي هويتي شعرهای بی کس رنگ و بوی زادگاه من را داشت، من هم نزديك رفتم و سلام كردم، لباس بختياري به تن داشتم، از زبان و كلاهم فهميد كه مهماني هستم از راهي دور ،  گويي كه او هم موضوع جالبی در يكنواختي اطرافش پيدا كرده باشد، به حضور من خوشامد گفت، از ايران پرسيد و از سيدعلي صالحي. سوال بعدی این بود که  آيا صالحي را از نزديك مي شناسم ؟ گفتم صالحی شاعري مشهور در ايران است اما آشنايي من تنها محدود به خواندن آثارش هست، رو به اطرافيان  توضیح داد كه صالحي شاعري لرتبار است كه شعرهايي از او را به فارسي برگردانده ، صحبت مان کمی گرم شده بود و عكاسها شروع كردند به عكس انداختن .

ديروز «شيركوه بيكس» شاعر بزرگ کرد در استکهلم در گذشت ، شاعری که  روحش در عظمت کوهستان حلول خواهد کرد. شاعر ی که دردي جهاني و نگاهی انسانی داشت ، شاعري كه واژگان كوهستان و چشمه درخت از زبانش گم نمي شد، شاعري كه كبك را در شعرش می پراند،  از گرده ي اسبها سخن مي گفت و از بالايي قله هاي منزوي و مغرور زاگرس دردمندانه به دنيا نگاه مي كرد.

 با خواندن اشعار  «بيكس» در می یابیم که او  با استعانت از زبان و عناصر هويتي خود از جایگاهی بلند به دنيا نگاه می کند، شعرهای «بی کس» ترجمان آمیختگی مردمان کوه نشین با طبیعت است. من شيركو را دوست مي داشتم نه بخاطر آنكه شاعري مشهور بود و انقلابی در شعر کردستان پدید آورد و نه بخاطر آنکه شعرهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند،  شیر کو را حتا اگر شاعری گمنام بود تنها به این دلیل  با او احساس آميختگي و نزديكي دارم دوست می داشتم. هميشه اينگونه او را تصوير ميکردم كه  مثل ما در دامنه هاي زاگرس  روبه دشت هاي غربي و شنزارهاي غريب ايستاده است و مثل كودكي گم شده با هر بهانه از كوهستان و كبك و چشمه واسطوره هاي زاگرس مي گوید تا نگاه ها را به دردهاي خاص سرزمين خود متوجه كند. 

 

 من خوابم

از دیار افسون

پدرم

قُله و

مادرم مِه

 زاده به سالی ماه مردار،

 ماهی هفته مردار و روزی ساعت مرده‌ام

پس از شبی آبستن به باد

پس از شبی گوژپشت و بر دوش كوهستان

در بامدادی رنجور و زخم بر تن

از شفقی تار و تنگ

چون تیری خونین به زمین افتادم و

شلعه‌ ور شدم و چون مومی روشن

آتش به گردن

شدم پرسشی

لب به فریاد

...

 من دشت گندمي از شعر بودم

مادرم باران رحمت

من سنگ درون گهواره‌ی كوهستان‌اش

مادرم سرزمین

من پیله ابریشم بودم

مادرم درخت درد و رنج

من تن پرنده‌ای سپید

مادرم آسمان

من تاب و او شاخه درخت

من نفس و مادرم سینه

من كبك و او قفس

من داستان و او شب تارش.

  

*شیر کو بیکس، شاعر کُرد عراقی در 1940 در سلیمانیه متولد شد. به دلیل فشار رژیم بعث به کردهای عراق سالهایی را در تبعید خودخواسته در سوئدگذراند یک سال پس از اقامت برنده ی جایزه ی جهانی توخولسکی  شد این جایزه هر سال  به یکی از ادیبان آزادیخواه در تبعید تقدیم میشود ، وی همچنین از طرف کمیته ی حقوق بشر ایتالیا لقب شهروند افتخاری فلورانس را  دریافت کرد، جایگاه بیکس در ادبیات معاصر در کنار  نام سرشناسترین اسطوره های شعر  جهان همچون ، پابلو نرودا ، یانیس ریتسوس و  ناظم حکمت قراردارد «سید علی صالحی» او را امپراطور شعر جهان نامیده است.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن