چهارشنبه, 01 آذر 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
 

 
 

هفت دقیقه سکوت به احترام شیر کو بیکس

 سامان فرجی بیرگانی/

من شيركو را دوست مي داشتم نه بخاطر آنكه شاعري مشهور بود و انقلابی در شعر کردستان پدید آورد و نه بخاطر آنکه شعرهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند،  شیر کو را حتا اگر شاعری گمنام بود تنها به این دلیل  با او احساس آميختگي و نزديكي دارم دوست می داشتم.

ظرفي براي نان

تُنگی براي آب

 چراغي براي ديوار

 و تن پوشي براي سرزمين برهنه مي خواهم.

چند سال پيش در حاشيه ي يك همايش، فرصتي دست داد تا صحبتی کوتاه با شير كو بيكس داشته باشم ، خيلي اتفاقي صندلي های مان در رديف اول و نزديك به هم قرار داشت، توجه ام جلب شد به تعدادی عكاس و خبرنگار که مدام دور صندلي پيرمردي با چهره ي ناخرسند و بي حوصله  مي چرخيدند. برنامه هنوز شروع نشده بود و دنبال موضوع تازه اي بودم، از كنار دستي ها پرسيدم مرد سالخورده كيست كه همه براي ديدن او مي روند، جواب دادند «شيركو بي كس» اسم شیرکو را فبلا شنيده و شعرهايش را خوانده بودم، تصاوير و محتواي هويتي شعرهای بی کس رنگ و بوی زادگاه من را داشت، من هم نزديك رفتم و سلام كردم، لباس بختياري به تن داشتم، از زبان و كلاهم فهميد كه مهماني هستم از راهي دور ،  گويي كه او هم موضوع جالبی در يكنواختي اطرافش پيدا كرده باشد، به حضور من خوشامد گفت، از ايران پرسيد و از سيدعلي صالحي. سوال بعدی این بود که  آيا صالحي را از نزديك مي شناسم ؟ گفتم صالحی شاعري مشهور در ايران است اما آشنايي من تنها محدود به خواندن آثارش هست، رو به اطرافيان  توضیح داد كه صالحي شاعري لرتبار است كه شعرهايي از او را به فارسي برگردانده ، صحبت مان کمی گرم شده بود و عكاسها شروع كردند به عكس انداختن .

ديروز «شيركوه بيكس» شاعر بزرگ کرد در استکهلم در گذشت ، شاعری که  روحش در عظمت کوهستان حلول خواهد کرد. شاعر ی که دردي جهاني و نگاهی انسانی داشت ، شاعري كه واژگان كوهستان و چشمه درخت از زبانش گم نمي شد، شاعري كه كبك را در شعرش می پراند،  از گرده ي اسبها سخن مي گفت و از بالايي قله هاي منزوي و مغرور زاگرس دردمندانه به دنيا نگاه مي كرد.

 با خواندن اشعار  «بيكس» در می یابیم که او  با استعانت از زبان و عناصر هويتي خود از جایگاهی بلند به دنيا نگاه می کند، شعرهای «بی کس» ترجمان آمیختگی مردمان کوه نشین با طبیعت است. من شيركو را دوست مي داشتم نه بخاطر آنكه شاعري مشهور بود و انقلابی در شعر کردستان پدید آورد و نه بخاطر آنکه شعرهايش به زبانهاي مختلف ترجمه شده اند،  شیر کو را حتا اگر شاعری گمنام بود تنها به این دلیل  با او احساس آميختگي و نزديكي دارم دوست می داشتم. هميشه اينگونه او را تصوير ميکردم كه  مثل ما در دامنه هاي زاگرس  روبه دشت هاي غربي و شنزارهاي غريب ايستاده است و مثل كودكي گم شده با هر بهانه از كوهستان و كبك و چشمه واسطوره هاي زاگرس مي گوید تا نگاه ها را به دردهاي خاص سرزمين خود متوجه كند. 

 

 من خوابم

از دیار افسون

پدرم

قُله و

مادرم مِه

 زاده به سالی ماه مردار،

 ماهی هفته مردار و روزی ساعت مرده‌ام

پس از شبی آبستن به باد

پس از شبی گوژپشت و بر دوش كوهستان

در بامدادی رنجور و زخم بر تن

از شفقی تار و تنگ

چون تیری خونین به زمین افتادم و

شلعه‌ ور شدم و چون مومی روشن

آتش به گردن

شدم پرسشی

لب به فریاد

...

 من دشت گندمي از شعر بودم

مادرم باران رحمت

من سنگ درون گهواره‌ی كوهستان‌اش

مادرم سرزمین

من پیله ابریشم بودم

مادرم درخت درد و رنج

من تن پرنده‌ای سپید

مادرم آسمان

من تاب و او شاخه درخت

من نفس و مادرم سینه

من كبك و او قفس

من داستان و او شب تارش.

  

*شیر کو بیکس، شاعر کُرد عراقی در 1940 در سلیمانیه متولد شد. به دلیل فشار رژیم بعث به کردهای عراق سالهایی را در تبعید خودخواسته در سوئدگذراند یک سال پس از اقامت برنده ی جایزه ی جهانی توخولسکی  شد این جایزه هر سال  به یکی از ادیبان آزادیخواه در تبعید تقدیم میشود ، وی همچنین از طرف کمیته ی حقوق بشر ایتالیا لقب شهروند افتخاری فلورانس را  دریافت کرد، جایگاه بیکس در ادبیات معاصر در کنار  نام سرشناسترین اسطوره های شعر  جهان همچون ، پابلو نرودا ، یانیس ریتسوس و  ناظم حکمت قراردارد «سید علی صالحی» او را امپراطور شعر جهان نامیده است.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن