چهارشنبه, 04 مرداد 1396  

جدیدترین مطالب

ماسه،-نخل-و-برنو-از-سواحل-لرنشین-خلیج-فارس-می-گویند
   محسن خواجه گیری لیراوی /بلوکات پادریه به عنوان بخشی از جامعه لُر...
از-بوم-گرایی-و-هویت-قومی-تا-توسعه-ی-لرستانات
   اشکان خورشیدوند / نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا...
معرفي-جلگه-ی-چم-کلان
   احمد لطفی /چم كلان نام جلگه اي سرسبز و خرم است كه در ساحل جنوبي...
آنچه-خوار-آید-روزی-به-کار-آید-نادیده-گرفتن-زبان-های-لری-در-ایران
   حسین زمانیان /مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر...
مروری-بر-اقوام-و-مردمان-لُر-جنوب
   محسن خواجه گیری لیراوی /  لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف...
خبرگزاری-مهر-لرها-را-از-ایران-حذف-کرد
  به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، خبرگزاری مهر در اقدامی عجیب یک نقشه...
سردار-کیخاله-یا-کیقباد-خان
   احمد لطفی /سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن...
چه-طور-شد-که-اصفهان-لرستان-و-چهارمحال-بختیاری-را-بلعید
  رضا ساکی: تغییر مرز میان لرستان، چهارمحال‌وبختیاری کار ساده‌ای نیست اما...
قم-رود-چیست-؟-نکاتی-مهم-در-باب-پروژه-انتقال-آب-موسوم-به-قم-رود
   حمید لطفی / طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در...
در-عصر-تشنگی-سیمره-نشین-ها؛-طرح-های-ملّی-به-کدام-سمت-جاری-می-شوند؟
   علی باجلان /طرح ملی چیست ؟و چرا فقط طرح هایی که مربوط به انتقال منابع...
 

 
 

«شیرکو بیکس» مردی از وِلات افسون

 

مهدی ویس‌کرمی/

آنچه انگیزه‌ی نوشتن این سطور شد دو بهانه است: نخست در پیش بودن سال‌مرگ «شیرکو بیکس» شاعر بزرگ و آزادی‌خواه کُرد و بهانه‌ی دوم احساس خلاء و کمبود این حقیر به عنوان یک لُر.

 

 

مهدی ویس‌کرمی / نشریه اینترنتی لور :

در ادبیات ملل گوناگون ستایش آزادی و آزادگی، ایستادگی در برابر بیدادگری، بازآفرینی اسطوره‌های قومی و ملی، و بیان رنج‌های مردم و ستایش سرزمین پدری همواره از ارزش بالایی برخوردار بوده است. و پتانسیل جهانی شدن در شاعرانی که چنین عناصری در شعرشان بوده وجود داشته است. شاید وجه اشتراکی که شیرکو بیکس و محمود درویش فلسطینی را جهانی کرده است همین پایداری، آزادی و «حُبّ وطن» در کلام آنها باشد.

13 مرداد سالُروز درگذشت شیرکو بیکس است، کمتر کسی است که با ادبیات و شعر معاصر جهان آشنایی داشته باشد و این شاعر پرآوازه‌ی کُرد را نشناسد. در این جستار قصد معرفی شیرکو بیکس را ندارم چراکه شیرکو بیکس نیاز به معرفی ندارد و بزرگان زیادی در این باره قلم زده‌اند، اما آنچه انگیزه‌ی نوشتن این سطور شد دو بهانه است: بهانه‌ی نخست در پیش بودن سال‌مرگ این شاعر بزرگ و بهانه‌ی دوم احساس خلاء و کمبود شخصی این حقیر به عنوان یک لُر.

بهانه‌ی نخست که بی‌نیاز از شرح و تفصیل است، اما موضوع دوم نیازمند توضیح و بررسی بیشتری است. کُرد و لُر در بین اقوام ایران بزرگ بیشترین شباهت را به هم دارند تا حدی که در برخی نقاط مشکل می‌توان این دو قوم را از هم جدا نمود. اما گذشته از تمام شباهت‌های زبانی، فرهنگی و ... تفاوتی عمده نیز بین این دو قوم وجود دارد.

اینکه چرا شاعری چون شیرکو بیکس شاعری جهانی می‌شود ولی ده‌ها شاعر بزرگ لُر به چنین آوازه‌ای نمی‌رسند؟ چرا در دیوان شاعران نامدار و و بعضاً ملّی ما لرها حتی یک شعر هم به زبان مادری به چشم نمی‌خورد؟ چرا سروده‌ای نظیر «سرزمینم» ایرج رحمانپور، در شعر شاعران لُر دیده نمی‌شود؟ چرا جمع کثیری از نخبگان و دانشمندان لُر از هویت قومی خود گریزان‌اند؟ چرا کُردها فیلم‌سازی چون بهمن قبادی دارند و ما نداریم؟ چرا مسئله‌ی کُرد جهانی شده است ولی ما هنوز حتی در تعریف لُر مجادله داریم؟ چرا کُردها از افراد عامی تا تحصیل‌کرده‌ هویت قومی‌شان را می‌شناسند و به زبان‌، لباس و فرهنگ‌شان افتخار می‌کنند؟

شاید پاسخ این سؤالات کلید احساس کمبود و تفاوتی باشد که در آغاز نوشتار از آن سخن گفتیم. آری اینجاست که بزرگترین تفاوت‌ کُرد و لُر هویدا می‌شود، تفاوتی که بستری می‌شود برای رویش امثال شیرکو بیکس!

با سه‌گانه‌ای از شیرکو بیکس سخن به پایان می‌بریم و به احترام این شاعر فقید و همچنین هم‌میهنان کُرد کلاه از سر برمی‌داریم...

 

آن‌ گاه‌
که‌ کبک‌ می‌میرد
بعد از خود برای‌ کوه‌
آوازی‌ چند به‌ جا می‌گذارد
آن‌ گاه‌ که‌ زنبور (عسل‌) می‌میرد
بعد از خود برای‌ باغ‌
بوسه‌های‌ شیرین‌ به‌ جا می‌گذارد
هنگامی‌ که‌ طاووس‌ می‌میرد
چند پر رنگین‌
برای‌ گلدان‌
به‌ جا می‌گذارد
وقتی‌ آهو می‌میرد
بعد از خود
مشک‌ به‌ جا می‌گذارد
و هرگاه‌ که‌ من‌ بمیرم‌
برای‌ شما
برای‌ کُردستان‌
چند شعر زیبا و لطیف‌
به جا می‌گذارم‌

*************

چهار کودک:
ترک، فارس، عرب
و کُرد
تصویر مردی را کشیدند.
اولی دست‌هایش را
دومی سرش را
سومی میانه و پاهایش را
و چهارمی
تفنگی بر دوش‌اش

 

*************

 

از ترانه‌های من اگر
گل را بگیرند
یک فصل خواهد مرد
اگر عشق را بگیرند
دو فصل خواهد مرد
و اگر نان را
سه فصل خواهد مرد
اما آزادی را
اگر از ترانه‌های من،
آزادی را بگیرند
سال، تمام سال خواهد مرد

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

* تیتر مطلب برگرفته از شعری از شیرکو بیکس  با مطلع:   من ناوم خه‌ونه / خه‌لكی ولاتی ئه‌فسوونم / باوكم شاخه و / دایكم ته‌مه ....

نام من خواب است / اهل دیار افسونم / پدرم شاخه و / مادرم مه ....

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 لرستانی 1393-05-13 09:52
خوب نوشتی مهدی خان! متاسفانه هنرمندان لر بیشتر مجذوب پایتختند و آمال و آرزوهایشان مقبول تهرانی ها افتادن است اگر واقعا دنبال بیان توانمندی های خود بودند می توانستند به جهانی بودن فکر کنند ولی کسی با خودکم بینی و فرار از فرهنگ خود به جایی نمی رسد. بیشتر شاعران و هنرمندان حتی بومی سرای لرستان هم با فرزندان خودشان فارسی حرف می زنند. نمی دانم چه کسی قرار است ده سال دیگر موسیقی پدر را گوش کند وقتی الآن خود پدر دارد با بچه اش فارسی صحبت می کند.
 
 
#2 مهرآموز 1393-05-15 10:55
سلام. بسیار زیبا بود . دستتان درد نکند. پارسال مطلبی درمورد شیرکو بیکس از کردی به مینجایی ترجمه کرده بودم یک سری از لرهای نچسب اعتراض کرده بودند که چرا به فکر کردهایید. لرها این همه مشکل دارند-ایسه بینه طرفدار لریا سی مه-
البته لرهای زیادی هم تحسین کرده بودند

ولی جان خودت اگر در مورد شیوه ساخت فلان بوق در فلان باشگاه ناکجاآباد بنویسی یا در نوشته هایت شکم خود را برای علت مرگ فلان پادشاه باستانی پاره کنی گروهی از همین لرها کلی هورا برایت می کشند. متاسفم برای کسانی که هنر شیرکو بیکس را در نمی کنند که کار آنها ربطی به قوم محترم لر ندارد