چهارشنبه, 04 مرداد 1396  

جدیدترین مطالب

ماسه،-نخل-و-برنو-از-سواحل-لرنشین-خلیج-فارس-می-گویند
   محسن خواجه گیری لیراوی /بلوکات پادریه به عنوان بخشی از جامعه لُر...
از-بوم-گرایی-و-هویت-قومی-تا-توسعه-ی-لرستانات
   اشکان خورشیدوند / نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا...
معرفي-جلگه-ی-چم-کلان
   احمد لطفی /چم كلان نام جلگه اي سرسبز و خرم است كه در ساحل جنوبي...
آنچه-خوار-آید-روزی-به-کار-آید-نادیده-گرفتن-زبان-های-لری-در-ایران
   حسین زمانیان /مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر...
مروری-بر-اقوام-و-مردمان-لُر-جنوب
   محسن خواجه گیری لیراوی /  لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف...
خبرگزاری-مهر-لرها-را-از-ایران-حذف-کرد
  به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، خبرگزاری مهر در اقدامی عجیب یک نقشه...
سردار-کیخاله-یا-کیقباد-خان
   احمد لطفی /سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن...
چه-طور-شد-که-اصفهان-لرستان-و-چهارمحال-بختیاری-را-بلعید
  رضا ساکی: تغییر مرز میان لرستان، چهارمحال‌وبختیاری کار ساده‌ای نیست اما...
قم-رود-چیست-؟-نکاتی-مهم-در-باب-پروژه-انتقال-آب-موسوم-به-قم-رود
   حمید لطفی / طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در...
در-عصر-تشنگی-سیمره-نشین-ها؛-طرح-های-ملّی-به-کدام-سمت-جاری-می-شوند؟
   علی باجلان /طرح ملی چیست ؟و چرا فقط طرح هایی که مربوط به انتقال منابع...
 

 
 

نگاهی به روند استحاله فرهنگ و هویت لُر؛ چگونه اصطلاحات لکی و ملکی در بختیاری فراموش می شوند

 

عیسی قائدرحمت

صحبت بر سر این نیست که چهار کلمه بختیاری و لکی با هم مشابه‌اند، این تشابهات چه وجود داشته باشد و چه نه، ما یک وجه اشتراک به نام  لر بودن داریم که برای همکاری مان کافی است ...

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، عیسی قائدرحمت: در یادداشت های قبلی  (لینک) گفتیم که اگر به جای بررسی سرسری و نگاه دورادور به زبان بختیاری، در پی نسخه های اصیل تر آن باشیم می بنیم با یک زبان به تمام معنا روبرو هستیم و این زبان اصیل بختیاری وجه اشتراکات زیادی با سایر زبان های مردم لر و مخصوصا لکی و ملکی (ایلامی) دارد.

برعکس واقعیت فوق بسیاری با در نظر گرفتن نسخه های جعلی و نو پدید زبان بختیاری در شهرها و... حکم می کنند کهدر قیاس با زبان لکی و ملکی، بختیاری یک لهجه یا گویش از فارسی معیار است و نمی تواند زبان تلقی شود. اینجا بدون این که بخواهم وارد تعاریف زبان و گویش و... بشوم، اشاره می کنم که به باور من زبان بختیاری ضمن داشتن قرابت بسیار با لکی، همان نسبت با زبان فارسی را دارد که لکی دارد.

این نوع برخورد با زبان بختیاری (این که به جای در نظر گرفتن نسخه اصیل آن، نمونه های رایج شهری آن را ملاک قضاوت قرار دهیم) نوعی غره شدن است که در نخوت آن امکان سقوط را مهیا می سازد چون آن بلایی که قبلا بر سر زبان بختیاری آمده در آینده بر سر لکی و ملکی خواهد آمد. وظیفه ماست که برای پاس‌داشت زبان های لکی و ملکی، بقای اصالت زبان بختیاری را بپذیریم و در احیای آن کوشش کنیم زیرا که مرگ زبان اصیل بختیاری، تهدیدی است برای خدشه وارد شدن به زبان لکی و ملکی.

تا اینجا، این‌ گفته ها وظیفه بود و اما باور داشتن خود و همتاران لر بختیاری هم حدیثی مفصل دارد این که ایمان داشته باشیم زبان بختیاری اصیل چقدر با لکی قرابت دارد. کی باور دارد که در بختیاری هم زمانی به آتش، "آگر" و به زیاد "فره" و به بند و ریسمان "رسن" می‌گفتند برای کلمه‌ی بینداز  (شبیهه بُژان لکی) واژه "بشان" را استفاده می کردند. و کی باور دارد که در بختیاری ..

جالب این‌که، وقتی این واقعیات را، یک بختیاری تبار فرهنگ باخته، می‌شنود (البته تعدادی انگشت شمار) بدون هیچ تأملی موضع می‌گیرد که اصلا چنین چیزی نیست. در مطلب قبلی گفتیم اگر توان رفتن به مناطق دور افتاد بختیاری، برای لمس کردن کلمات اصیل بختیاری را ندارید حداقل منابع را بنگرید.

در صفحه‌ی 623 و 624 کتاب تاریخ بختیاری تألیف بزرگ مرد لر "علیقلی خان سردار اسعد"  صد کلمه عامیانه بختیاری از قول میرزا مهدی خان ضیغم‌الممالک ثبت شده است که به جرأت می توان گفت هیچ کدام از این صد کلمه برای فارس زبانان قابل فهم نیست همچنین وجود کلمات مشترک با لکی در آن جالب است از قبیل  کلمات "آگر :آتش" ، "فره: زیاد"، "رسن: بند" و  "بشان: بُژان لکی به معنی انداختن" ...

از سویی دیگر بعضی از لرهای فیلی که به زبان بختیاری آشنایی دارند حکم صادر می کنند که مثلا کلمات "حین" به معنی خون و یا "وَستن" به معنی افتادن، خاص بختیاری است و در زبان لکی و ملکی جایی ندارند.

در جواب ایشان باید گفت که تحقیقی جامع بر روی زبان های لری انجام نگرفته اما نگرشی سطحی بر زبان های لری نشان می دهد که این کلمات هم رد پایی در زبانهای لکی دارند.

در کتاب "نامه سرانجام" ـ که به ادبیات قدیم یارسان نوشته شده ـ به کرات واژه "وستن" به معنی افتادن و "حون" به معنی خون وجود دارد. که "حون" در نامه‌ی سرانجانم با "حین" در بختیاری مشابه است.

در زبان بختیاریِ قدیم به فعل نگاه کردن "نیرسن" یا "نه‌رسن" می‌گفتند. هنوز رد پای این کلمه در ضرب‌المثل‌های بختیاری دیده می‌شود، (فلفل به ریزیس نه‌نی‌یر فلفل به تندیس بنی‌یر) که ترجمه آن می‌شود فلفل را به ریزی‌اش نگاه نکن بلکه فلفل را به تندی‌اش نگاه کن.

امروزه بختیاری‌ها برای فعل نگاه کردن بیشتر واژه "سیل کردن" را به کار می‌برند که با بیشتر شاخه‌های لری برابری می‌کند. اما جالب است که این کلمه رد پایی در شاخه ملکی (ایلامی) دارد، در زبان لری‌ملکی برای فعل نگاه کردن، واژه "نورسِن" را به کار می‌برند که به واژه "نیرسن" بختیاری بسیار مشابه است و هر دو از واژه "نور" فارسی امروزی مشتق شده‌اند.

در انتهای دیوان داراب افسر بختیاری واژه‌نامه کلمات موجود در کتاب درج شده است که در این واژه‌نامه کلمات شبیه لکی مثل "ویر: یاد"، "بگر: بگیر"، "چرنیدن: فریاد زدن"، "شوونم: چوپانم"، "کرنج: چین خورده" و غیره دیده می‌شود.

نکته دیگر اینکه در بختیاری امروزی علامت جمع شیبه لکی معمولا "اَل" می‌باشد اما در بختیاری قدیم دقیقا مانند لکی، علامت جمع "یل" می‌باشد مثلا در شعر ملا زلفعلی بختیاری همه‌ی جمع‌ها یل می‌باشد؛ مانند دسبیلیل: دزفولی‌ها. گویل: برادران. حوریل: حوریان. میریل: مردان و غیره.

البته برخی پژوهشگران معاصر بختیاری مدعی شده اند علامت های جمع "یل، گل، ئل ..."  فقط در برخی واژگان کاربرد داشته اند، متون کهن تر بختیاری (مثل دیوان ملا زلفعلی) نشان می دهد هرچند این ها تنها علائم جمع در بختیاری (زمان زلفعلی) نبوده اند، دامنه استفاده از آن ها خیلی بیشتر از امروز بوده است.

در پایان صحبت بر سر این نیست که چهار کلمه بختیاری و لکی با هم متشابه‌اند، این تشابهات چه وجود داشته باشد و چه نه، خللی به همکاری و همدلی مردم لر نخواهد بود، کما این که ملت های بسیاری وجود دارند که با تمام اختلافات زبانی و نژادی و... از نعمت وحدت بهره می برند، ما همه یک وجه اشتراک به نام  لر بودن داریم که همین برای همکاری مان کافی است.

 بلکه مقصود این است که لرپژوهان گرامی در بررسی زبان بختیاری، نگرشی دقیق و آگاهانه‌ای داشته باشند نه این‌که در بررسی زبان بختیاری، زبان فارس‌لری عده‌ای از افراد مقیم تهران را ملاک زبان بختیاری قرار بدهند. همچنین توجه داسته باشند که بختیاری اصیل، یک زبان خالص است که با سایر شاخه های لری مثل لکی و ملکی و غیره اشتراکات فراوانی دارد.  

منابع:

صفی زاده بوره‌که‌ای؛ صدیق. نامه سرانجام . انتشارات هیرمند1375. تهران.

سردار اسعد؛ علیقلی خان. تاریخ بختیاری. به اهتمام جمشید کیان‌فر. انتشارات اساطیر 1383 تهران.

 منصوریان؛ حبیب الله. فرهنگ لغات منصوریان انتشارات آسیا 1369.

 افسر بختیاری؛ داراب. دیوان داراب افسر بختیاری. انتشارات آنزان 1382 تهران.

بختیاری؛ زلفعلی. دیوان ملا زلفعلی بختیاری. انتشارات مشعل 1376 .

سرلک؛ رضا. واژه نامه گویش بختیاری چهار لنگ. نشر آثار1381 تهران.

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 علی 1393-06-15 11:08
درود بر شما آقای قائد رحمت فرمایشات شما کاملا درسته زبان لرهای جنوبی هم اشتراکات زیادی با لکی دارد و هنوز علامت جنعشون یل هستش مثل کرل و دورل و ککایل و غیره و همچنین کلمات زیادی هست دقیقا کلماتی که در اختلاف لکی و خرم آبادی هستش در بختیاری و لری جنوبی وجود داره البته در لرهای جنوبی روند تغییر زبانی به شدت پیش میره مثلا قدیمی ها به عمو تاته میگن ولی نسل جدید این کلمه رو بی کلاس میدون و بجای آن از عمو استفاده میکنن
 
 
#2 علی 1393-06-15 11:19
در اکثر سفرنامه های گردشگران و زبانشناسان گذشته زبان مردم کوههای اصفهان و غرب و شمال استان فارس و کهگیلویه از زبانهای وابسته به کردی بیان شده که با کردی اشتراکات زیادی داشته
 
 
#3 احمدی...ایذه 1393-06-15 12:09
درود.برهمتبار گرامی.وازه هایی ک گفتید امروزم کاربرد دارن.ام بازم نیاز ب بزوهش گسترده داردواینکه چرا زبان بختیاری را در سخن بگفته شما تهرانی رفته باید جستجو کرد..ورمز موفقیت همه جانبه اتحاد از روی خرد همه مهتباران لر هست
 
 
#4 لر ایلام 1393-06-15 13:44
دمت گرم شیره کر نجیب فرهیخته
 
 
#5 کورش هداوند 1393-06-15 17:40
سلام جناب قاعدرحمت سپاسگذارم از زحماتتان و نیت پاکتان ک جهت اتحاد و همدلی قوم لر گام برمیدارید . اقوامی ک گستردگی جغرافیایی دارند ،تفاوتهای لهجه ای در آنها طبیعی است.البته اشتراکات را شما فرمودید . مثلا در همین تهران ک من زندگی میکنم در محل کارم ،ترک تبریز ،سبزوار ، کازرون ، قروه کردستان، کبوترآهنگ و ...... حضور دارند ، اما همگی کلماتشان یکی نیست و حتی ترجیح میدهند فارسی صحبت کنند با هم تا این ک ترکی، اما همگی آنها خود را ترک میدانند.ما نیز همگی قومیتمان لر هست با اندکی تغییرات زبانی،حتی در زبان بختیاری هم تفاوت های اندکی وجود دارند.
 
 
#6 ن 1393-06-15 17:58
با موضوع بحث موافقم البته در قسمت زیر اشتباه کرده اید:
در زبان بختیاریِ قدیم به فعل نگاه کردن "نیرسن" یا "نه‌رسن" می‌گفتند.
در زبان لری‌ملکی برای فعل نگاه کردن، واژه "نورسِن" را به کار می‌برند که به واژه "نیرسن" بختیاری بسیار مشابه است و هر دو از واژه "نور" فارسی امروزی مشتق شده‌اند.
شما آگاهید که در لری حرف گ در موارد بسیاری تلفظ نمی شود. اصل واژه نیرسن در فارسی نگریستن است و بنیر یعنی بنگرو شما به اشتباه ریشه فارسی آن را نوشته اید.
 
 
#7 مهدی محرابی 1393-06-16 12:26
استاد عزیز عیسی کارمت (قائدرحمت)
مثل همیشه عالی بود و از نوشته های زیبای شما استفاده کردیم. دورود بر شما و تمام همتباران لک.
 
 
#8 گل ونی 1393-06-16 12:44
وب سایت گل ونی نیاز به حمایت دارد
www.gol-vani.rzb.ir/
حاصل تلاش یک جوان با تعصب به قومش سخته
 
 
#9 نادر 1393-06-17 09:32
نوشته بسار خوبي است .البته تکيه بر وجه اشتراک تمدن نخستين ايرانيان عيلام باستاني نيز يکي از بهترين راه هاي تقويت وحدت و يکپارچگي گروه هاي قوم لر است.
 
 
#10 قائدرحمت 1393-06-17 15:29
با سلام به "ن" بزرگوار و سایر دوستان عزیز. از توجه شما به این مطلب بسیار سپاسگذارم. در بحث‌های درس فیزیک موضوع جهت نور در دیدن وجود دارد به این صورت که نور باید از جسم به صفحه شبکیه چشم بتابد تا جسم دیده شود. اما در زمان قدیم مردم عامه، برعکس فکر می‌کردند. تصورشان این بود که باید نور از چشم به جسم بتابد تا در آن صورت جسم قابل دیدن ‌شود. وقتی هم که کم‌بینا می‌شدند بر همین اساس می‌گفتند نور چشمهایم کم شده. وهمچنین در ابراز محبت می‌گفتند نور چشمم یعنی بینایی‌ام که استعاره است برای عزیزم/ طبیعی است که فعل "نورسن" و نگریسن هر دو از مسئله و واژه نور مشتق شده‌اند. درست مانند انجیر و انگور که هر دو از یک ریشه اند/ نگریسن با ابدال (گ) به (و) همان نورسن می‌شود. این ابدال در فارسی و لری وجود دارد مثل گراز به وراز. و یا گنگ به ونگ/ به طور خلاصه در نظر داشته باشید که هم زبان ملکی (بنور) و هم بختیاری (بنَر) و هم فارسی ادبی (بنگر) در کنار ده ها زبان دیگر از یک ریشه هستند (زبان های ایرانی)، آن چه برای من جالب بود و در این نوشتار اشاره کردم شباهت کاربرد این واژه در ملکی و بختیاری (و فقدان آن در مینجایی، فارسی محاوره ای و ...) است. با سپاس
 
 
#11 ن 1393-06-17 21:45
تشکر از آقای قائدرحمت به خاطر توجه به کامنت بنده. از اینکه بنر در بختیاری و بنور در ملکی از یک ریشه و هم ریشه با بنگر در فارسی ادبی است شکی نیست. ولی نور کلمه ای عربی است و با نگر در فارسی هیچ شباهتی ندارد و حتی حرف گ در عربی وجود ندارد. بحث فیزیک ربطی به زبان شناسی ندارد.
 
 
#12 لطفی 1393-06-18 21:28
مقاله ات فتح باب خوبی دراین موضوع است
 
 
#13 احمدی...ایذه 1393-06-19 11:16
دوست گرامی ن..نور معرب شده وازه خور یا خورشید هست ..وازه نظر عربی برگرفته از نگریستن(نگر)
 
 
#14 بیرنون 1393-06-20 13:49
سلام در لری دهلرانی هم کلمه ای مانند بشان یا بوژان استفاده میشود مثل :بشو:بنداز شنم:انداختم پا شنم:پا انداختم دس شنم: دست انداختم
 
 
#15 لرستانی 1393-06-23 21:09
سلام
با تشکر از آقای قائد رحمت.متأسفانه هنوز هیچ بررسی تطبیقی جامعی میان گویش های لری صورت نگرفته است ولی ظواهر امر گواه آن است که اشتراکات لغوی لری لرستانی و لکی بسیار چشمگیر و قابل تأمل است .اگر چه زبان شناسان این زبان ها را در دو خانواده زبانی مجزا قرار داده اند.به هر حال یک بررسی جامع در این زمینه بسیار ضروری است .باید به این پرسش پاسخ داده شود که اشتراکات به علت هم ریشگی است یا تأثیر متقابل و وام گیری.در این زمینه متأسفانه هیچ کار پژوهشی قابل توجهی صورت نگرفته است.
موفق باشید.
 
 
#16 l 1393-06-24 12:28
اقا شنن به معنی انداختن همین الان درمیان تمام لرهای مینجایی کاربرد دارد:بخصوص در مورد سنگ :برد شنن سنگ انداختن/یا شنن به معنای طرف کسی را در دعواگرفتن
 
 
#17 l 1393-06-24 12:30
ضمنا" در مینجایی هم واژه نی کردن به معنای نگریستن است واینطور نیست در مینجایی وجودنداشته باشد
 
 
#18 مهدور موگویی 1393-06-26 17:41
سلام خدمت آقای بابادی عزیز جانا ز دل ما سخن می گویی حرف شما کاملا درست است حتی این باور با اینکه بسیاری از ما لرهای بختیاری شهرنشین شده ایم هنوز میان ما رواج دارد و نزدیکترین فامیلها هم مثل خان های قدیم در بسیاری موارد باهم مشکل دارند این مساله هنوز هم وجود دارد لر برای لر نمی میرد بسیاری در اینجا شاید به بنده خرده بگیرند و احساساتی حرف بزنند ولی وافعیت را نمیشود انکار کرد
 
 
#19 انشان 1393-06-29 15:34
بادرود بي پايان:علامت جمع در بين مردمان لر استان كهگيلويه وبويراحمد ولرهاي فارس وگناوه ديلم ودشتستان (يل)مي باشد.
 
 
#20 بختیاری 1393-06-30 19:37
جناب آقای نویسنده به عرض می رسانم که رسن و ریسمان واگر واتر وآتش وآذر وفره بین بختیاری وفارسی مشترکند وریشه ی واحدی دارند.لطفا کمی دقت کنید
 
 
#21 احمد اسماعیلی 1393-07-12 21:46
همه بکوشیم تا وحدت قوم لر که قومی اصیل وپرتعداد میباشند برقراروپایدار شود زیرا با نگاهی به کشورهای اطراف کشور عزیزمان ایران می بینیم چه بلاهائی برسر اقوام بدون وحدت اوردهاند
 
 
#22 علی باجلوند 1393-11-30 09:07
بسیار عالی بود.
 
 
#23 دنیا سرای گذره 1394-10-24 01:04
سلام
بنده پیشنهاد میکنم با استفاده از اصیل ترین نسخه ای موجود زبان بختیاری ، و نیز واژهای که در در گذشته و اسناد موجود است ، و همچنین با وارد کردن افعالی فارسی مثل "شدن" ، به صورت "اِشوم" برای میروم معادل "بچو"، و سر آخر با کمک گیری از زبانهای مشابه ، بختیاری را به لکی نزدیک تر کنیم.
tarqrud.blogfa.com/post-127.aspx
dorop.blogfa.com/tag/%D8%AD%D8%A7%D8%AC%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF
 
 
#24 دنیا سرای گذره 1394-10-24 01:20
این تغییرات پیشنهادی با دقت و وسواس بایست باشه و هر جا که زبان مذکور راه داد انجام بشه ، هر چند بعید نیست زمانی خودش همرو داشته ،
اختلافات لک و بختیاری بنظرم بر سر یک سری کلمات محاوره و پر کاربرده که چون دفعات زیاد استفاده می شه ، خیلی زیاد به نظر میاد ،بنظرم
(یکم خلاقیت البته کارشناسی شده)
 
 
#25 دنیا سرای گذره 1394-10-24 02:42
البته خلاقیت کارشناسانه
 
 
#26 شیر لک 1395-02-02 01:58
جناب قاید رحمت لک قوم مستقل است لهجه ونام لر کمتر 400تا 800سال پیش وارد ادبیات ایران شد مادر زمان هخامنشیان ایالت لکستان داشته ایم وکوروش کبیر از کلمات لکی فراوان استفاده می کرد چه بلایی به سر لکستان آمد که شد...وچه بلایی به سر قوم لک آمدکه در تمام جغرافیای ایران وحتی خارج از کشور پراکنده اند چه بلایی به سر قوم شهید داده لک آمده که شیران باجولش قلم به نفع دیگر اقوام بزنند که آن اقوام در تمام جهاتش ازقوم لک عقب ترند آیا کسی هست باور کند تمام این بلاها راقاجاریه ترتیب داد تاشاید در به فراموش سپردن شاهان لک زند تقاصی کرده باشد تاریخ فراموش نکرده خواجه تاج دار فرمان فقط لکها راهدف قرار دهید او فرمان داد کردها ولرها در امانند به گفته ی دکتر رضا شعبانی مگر همین لکها وسر لکها وزلکیها از قوم لک نیستند که خواجه تاجدار به زور آنها را به داخل ایل بختیاری کوچاند
 
 
#27 بالاوند 1395-05-17 12:10
درزبان لکی ما به نگاه کردن (بهی) می گویند که دقیقاً در زبان پهلوی باستان نیز به همین معنی است و سیل کردن فقط مخصوص لری است. هرچی هیام اژ کویه. یعنی هرچه به این کوه نگاه کردم
 
 
#28 بالاگریوه» کلهُر 1395-05-17 22:05
در زبان لری ، نرسن به معنی نرسیدن است .
و اینطور نیست که حرف «گ» در زبان و گویش های لری نباشد .
گویش بالاگریوه اصیل :
مثلا گِر گِر = پی در پی ،
گُر گُر = که در آتش گرفتن به کار میره .
گِره اش بُرد (بیهوش شدن یا قطع شدن نفس و.....)
گُرنی(داد بلند) ،گرت(گرفت) ،گریت(نام منطقه ای) ،گایلون(نون حر مه اُ گایلون جافر) ،گِلی (گلایه )،گُرجی (سر حالی ؟)،
و خیلی کلمات دیگه .
در ضمن زبان فارسی کنونی از زبان لری گرفته شده . لهجه ای از لریه و چون تمام اقوام تکلم می کنند ، زبان رسمی شده .
البته منهای سوپرایز ،سلفی ،مرسی ، اوکی ،اخوی ،و........ که کلمات خارجی هستند .