سه شنبه, 09 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

جعل تاریخ یا جهل به تاریخ؛ توضیحی برای منتقدان تجلیل دکتر رضایی از سردار اسعد بختیاری

 

ساسان والیزاده /

شگفت آن که کسی شتابزده کله کج نهد و  به زعم شنیدن لقب سردار اسعد، پسر را جای پدر بنشاند تا زینهاری به گوینده دهد و او را به جعل تاریخ متهم سازد اگرچه ...

 

 

برای دریافت نسخه پی دی اف این نوشتار اینجا کلیک کنید

 

ساسان والیزاده - نشریه فرهنگی و اجتماعی لور: در چنان وانفسایی افتاده ایم که عقیده با عقده عجین می شود! و افاضات با اضافات و فیض با غیظ آمیخته می شود! معرفت که نباشد هر گردی گردو می شود و هر لونی لکه حیض!

البته این همه ماجرا نیست، مصیبت آنجاست که بغض فروخورده ای،  تمنای به زمین مانده ای، مطامع بی جواب گذشته ای نیز انگیزه این اظهار فضل ها باشد، دیگر چنان اطلاعات با لاطائلات عجین می شود که هزار ملای روم و دبیر انجمن نمی توانند این سواد بر بیاض رفته را تصحیح کنند و به سر خط آورند!

غرض آن که در همین روزهای اخیر یادداشتی دیدم که در برخی تارنماها به کرات بازنشر شده مبنی بر آن که زینهار که یک مقام ارشد این نظام در تجلیل از شخصیتی منفور در تاریخ معاصر باب تجلیل و تکریم گشوده اند!

ماجرا ساده بود، از پی تجلیلی که مقام معظم رهبری از مبارزان و مبارزات ایل بختیاری کرده بود[1]، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در آیین نکوداشت سرداران ایل بختیاری از نقش بی بدیل این سرداران سخن گفته و از علیمردان خان بختیاری و سردار اسعد بختیاری به نیکی یاد کرده بود[2]. اما آن چه که برخی را در یادداشت های خود وادار به قضاوت نموده بود، عدم شناخت کافی تاریخ معاصر و نیز بی اطلاعی از علم الرجال- به گمان بنده – است. چرا که در تاریخ بختیاری چهار نفر با لقب سردار اسعد شناخته می شوند که اگر چه نسبت های خانوادگی دارند اما به لحاظ رفتارشناسی و رویکردها با هم تفاوت اساسی دارند، آن که را دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بر سبیل اشارت ستوده اند «علیقلی خان بختیاری» یا سردار اسعد دوم[3] است و آن که در این زینهارها راجع به آن قلم فرسایی شده است «جعفر قلی خان» یا سردار اسعد سوم است و بین این دو فاصله زیادی است اگرچه آنها خود پدر و پسر باشند !

علیقلی خان سردار اسعد از پیشقراولان نهضت مشروطیت و از فاتحان بزرگ تهران است که نقشی برابر با امثال ستارخان و باقرخان دارد و چگونه است که چهرۀ این خان لر در لابیرنت تاریخ ناشناخته می ماند ولی آن دو دلاور آذربایجانی – البته به درستی - در تاریخ معاصر می درخشند؟

شاید مظلومیت تاریخی لرها عامل اصلی این گمنامی ها و فراموش شدن ها باشد و البته دور نیست ناقد عیب یابی بر آشوبد و در زندگی پرماجرای این رجل عصر قاجار نیز به مدد مداقه بسیار و موشکافی نقطه ابهامی نیز یافت گردد اما مگر نه این که در ترازوی تاریخ میزان جهت های کلی و هدف های نهایی است و گرنه می توان آن ناقد رگ گردن بر آمده را به گذشته زندگی ستارخان و باقرخان هم حواله داد و یا در همین زندگی معاصران می توان فراز و نشیب زندگی جلال آل احمد را ندیده انگاشت و دور هم نشینی او را با حزب توده را برجسته کرده و فریاد برآورد که وامصیبتا نیمه پنهانی کشف شد اما به راستی چگونه است که در این عصر مقام معظم رهبری دبیرخانه تجلیل از سرداران بختیاری را به حضور می طلبد و یا عباراتی نغز در تجلیل از جلال          می فرماید؟

یادآور می شود به گواه تاریخ علیقلی خان سردار اسعد که از بانیان مشروطیت است حرکت خود را همه جا با روحانیت زمان هماهنگ کرده و خود را سرباز روحانیت دانسته است، چه آنجا که منویات علمای بزرگ اصفهان مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی و حاج آقا جمال اصفهانی را دنبال می کند[4] و تذکرات ایشان را مبنای رفتار خود قرار می دهد و چه آنجا که تلگراف حضرت آیت الله خراسانی از نجف اشرف را برای استقلال خواهی مملکت ایران نصب العین می کند و چه آنجا که قتل سید عبدالله بهبهانی که سردار اسعد او را «آقا» می خواند چنان او را می شوراند که فریاد می زند پسر و برادرم را فدای یافتن مسببین این مصیبت می کنم[5].

سردار اسعد در عین حال از نخستین مترجمان رمان و ادبیات داستانی است[6]. او با اهل هنر و ادب هم معاشرت داشت و سوژه یکی از تابلوهای کمال الملک هم شد[7].

«الیزابت مکبن رز» در بیان تاریخ بختیاری درباره علیقلی خان می گوید: "مطمئناً سردار اسعد یکی از چهره های شاخص و برجسته بین خوانین بختیاری است، او از همه خوانین فهیم تر و باسوادتر است"[8].

سردار اسعد وقتی از پس یک سال که از مشروطیت می گذرد گویی که هشدارهای شیخ فضل الله  را به عینه در انحراف انقلاب می بیند به مجلس شورای ملی رفته و نطق معروف خود را که سندی از آزادی خواهی و سلامت نفس او و اعتقاد عمیقش به اسلام است بیان می دارد.سردار اسعد در این نطق می گوید "هر فرد ایرانی      وطن پرست مسلمان که صاحب اعتقاد باشد خدمت و جانفشانی او باید مضاعف باشد به جهت این که امروز   می بینم وطن ما در خطر است"و به گنده فئودالها و سیاست مدارهای ابن الوقت هشدار می دهد که              " همان طور که حضرت آیت الله خراسانی از نجف اشرف تلگراف کرده اند که غرض های شخصی را بگذارید و غرض شخصی را بر استقلال مملکت ترجیح ندهید"[9].

اما افسوس که بازیگران عصر قاجار مشروطیت را محملی جدید برای تثبیت قدرت های منطقه ای خود البته با ادبیاتی جدید قرار دادند و این موضوع چنان بر خان لر گران آمد که به بهانه درمان چشم بیمار خود کنج عزلت گرفت و کاروان انحراف و زیاده خواهی را همراهی نکرد، اگرچه از بازی های تلخ تاریخ از چنین پدری که عمری را با استبداد جنگید و کوشید که از دل استبداد قجری، استبداد دیگری چون دیکتاتوری رضاخانی[10] متولد نشود پسری چون جعفر قلی خان یا همان سردار اسعد سوم سر برافراشت که در مسیری دیگر قرار گرفت و آن گونه که گفته اند از مویدان و چاکران رضاخان میر پنج شد، اگرچه خود به غضب او هم گرفتار آمد. نمونه این ناخلفی ها در تاریخ بسیار است مگر نه اینکه فرزند شیخ فضل الله نوری در پای دار پدر هلهله می کرد؟ اما شگفت آن که کسی شتابزده کله کج نهد و  به زعم شنیدن لقب سردار اسعد، پسر را جای پدر بنشاند تا زینهاری به گوینده دهد و او را به جعل تاریخ متهم سازد اگرچه این اشتلم زدن ها جز جهل خود ناقد به تاریخ نیست!

 

 



[1] بیانات در دیدار اعضای همایش نکوداشت شیرعلیمردان خان بختیاری در تاریخ بیست و ششم اسفند 1392

[2] http://www.irna.ir/fa/News/81315201/

[3] http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D8%AF

[4] "چند پیشنهاد به مناسبت سالروز درگذشت سردار اسعد" وحید خلیلی، ویژه نامه لور، 2آبان 1385

[5] "صورت نطق سردار اسعد بختیاری در مجلس شورای ملی" ، به نقل از تاریخ بختیاری، به اهتمام جمشید کیانفر ، چاپ اساطیر ، 1367 ،ص 480  و نیز "آشیل ایل بختیاری"، ابراهیم خدایی، همان ، ص 11

[6] "چهره فرهنگی سردار مشروطه" ، همان ، ص 24

[7] http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Sardar-assad-bakhtiary.jpg?uselang=fa

[8] کتاب " با من به سرزمین بختیاری بیایید" تالیف مکبن رز ، ترجمه مهراب امیری ، تهران ، آنزان ، ص 49

[9] " تاریخ بختیاری"، به اهتمام جمشید کیانفر ، چاپ اساطیر ، 1367

[10]   دکتر محسن رضایی "ظلم و ستم رضاخانی" را به عنوان نماد استبداد معرفی می کند و شاید این هم دلیلی بر اشتباه برخی یادداشت نویسان شده است . رجوع شود به http://www.irna.ir/fa/News/81315201/