دوشنبه, 30 بهمن 1396  

جدیدترین مطالب

«لک»-نام-مجموعه-طوایف-لُر-ساکن-در-همدان-و-مرکزی-و-قم-بوده-است
  عیسی قائدرحمت / منابع نشان می دهند که نام «لک» برای چند طایفه ساکن...
در-سفرنامه-های-ایرانیان،-تا-پیش-از-مشروطه،-از-نام-لک-برای-مردم-لرستان-استفاده-نشده-است
  عیسی قائدرحمت /  تا دوره مشروطه سیاحان ایرانی، همه ی مردم شمال و جنوب...
کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...

پر بازدیدترین های ماه

 

 
 

نامه‌ای به معلمان، دانش‌آموزان، فعالان محیط‌ ‌زیست و تمامی زاگرس‌نشینان

 

این روز‌ها بلوط زاگرس حال خوشی ندارد و در مقابل زیادخواهی انسان در حال سر خم کردن است برای او می‌گویم که بلوط برای من سمبل پدر و استواری اوست که آمدنش را در پاییز انتظار می‌کشیدم ...

 

 

 

به نام خدا

سال 93 سال احیاي جنگل‌هاي زاگرس

نامه‌ای به معلمان؛ فعالان محیط ‌زیست و دانش‌آموزان، عشایر غیور و روستاییان عزیز جنگل‌نشین زاگرس

 

سلام :

در این سال‌ها هربار اخبار ناگواری به گوش می‌رسد تخریب و آتش‌سوزی در جنگل‌های شمال هجوم سوداگران ویلا‌سازان و زمین‌خواران به عرصه‌ای جنگلی و هجوم ریز گردهای و آفات شخم و دیم‌کاری در زیر اشکوب جنگل‌های که فرسایش خاک و  ضعف و بیماری درختان در مقابل کوچکترین آفات را در پی دارد همه و همه این اتفاقات شوم  تخریب و نابودی جنگل‌های ایران زمین و  از جمله جنگل‌های زاگرس را در پی داشته است که ما حصل آن از بین رفتن خاک و به دنبال آن هرز رفتن و نابودی منابع آب است و همچنانکه آب آبادنی است، بی آب آوارگی ویرانی را برای ساکنان زاگرس در پی دارد. که به دنبال آن  مهاجرت و حاشینه‌نشینی و در شهر های بزرگ فقر و نا‌بسمانی آینده مورد انتظار برای فرزندان زاگرس است.

ما میراث‌دار پدران خود نیستم و جنگل‌ها و منابع طبیعی و ذخار آبی زاگرس امانت آینده‌گان است‌. مایم که سربلندی و افتخار و آرامش در بستر سبز و در جوار درختان استوار بلوط و یا فقر و بادیه‌نشینی و آوارگی در کنار دیوارهای غبار و درود گرفته شهرهای بزرگ را برای فرزندان‌مان ترسیم می‌کنیم.  پس به عنوان فرزند کوچک زاگرس که شادی کودکانه من در کنار آتش افروخته در غروب سرد پاییز با  مشتی از بلوط  که پدرم در دستم می‌گذاشت به سرمستی و شور  شادی مبدل می‌شد. برای برداشتن گامی کوچک برای ترسیم آینده توام با افتخار و سر بلندی و آرامش  و احیای و زنده‌سازی دوباره بلوط زاگرس و جوشش دوباره چشمه‌ساران آن شما را دعوت به مشارکت در طرح احیای بلوط می نمایم‌. اولین همراهان من در این گام دانش‌آموزان روستای سید محمد لردگان در استان چهار محال بختیاری بودند. و سرباز معلم دلسوز  آنها منوچهر شیرانی که گام به گام در این طرح  مشارکت کردند و نشان دادن که  احیای زاگرس فقط به دست فرزندان زاگرس محقق می‌شود.

حال این شما و این طرح و ایده این فرزند کوچک زاگرس که هرچند فرسنگ‌ها از زاگرس دور است و لی قلبش همچنان بایاد چشمه‌ساران و بلوط های استوار زاگرس می‌تپد. پس بیاریم بشتابید همه فرزندان زاگرس و به بذر‌های بلوط امید درخت تنومند و استوار بلوط شدن را هدیه کنم.

مصیب شیرانی

فرزند کوچک زاگرس پاییز 93

این روز‌ها بلوط زاگرس حال خوشی ندارد و در مقابل زیادخواهی انسان در حال سر خم کردن است برای او می‌گویم که بلوط برای من سمبل پدر و استواری اوست که آمدنش را در پاییز انتظار می‌کشیدم و آمدنش با مشتی از بلوط غریو شادی و  آتش افرروزی در عصر پاییز بود.

 

دلم برای بلوط تنگ می‌شود.

برای سفیر گلوله‌هایش و برای آتشش

و برای شعله‌های به آسمان کشیده اش

دلم برای کلاهک پیچیده در سرش

و برای استواریش

و برای سخاوتش

 که  قوت لا‌یموت لر است.

 و برای گرمی آتشش

دلم برای بلوط تنگ می‌شود

من زاده‌ی کوه‌های بلوط خیز بخت‌یاریم

برای همین

دلم برای بلوط تنگ می‌شود

بلوط، به یاد می‌سپارمت

 و نهال تورا به جان و دل به خاک می‌سپارمش

که انتظار را جوانه امید می‌زنی

دلم برای بلوط تنگ می‌شود

ای  استوره استواری و نجات

ای بلوط،

 برای کودکان زرد کوه و دنا

برای  شادی روز گاران ما

برای رفع این غبار لعنتی

 برای شادی کودکانه ام بمان

دلم برای بلوط تنگ می شود.

 

مصیب شیرانی1392( شیدا)

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن