یکشنبه, 30 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
 

 
 

اولویت اهل قلم بومی نقد مراکز و صاحبان قدرت است یا نکوهش مردم کوچه و بازار؟!

 

ابراهیم خدایی /

در کشوری که اقتصاد، سیاست و فرهنگ آن دولتی است، تمام امتیازات از مرکز صادر می شود، تمام تصمیمات در مرکز گرفته می شود، ثروت از اقصی نقاط به پایتخت می رود و آن جا باید تقسیم شود، بدیهی است که توسعه و ترقی برخی استان ها و محرومیت و استضعاف استان های دیگر نه تابع ویژگی های مثبت یا منفی خود استان ها، بلکه تابع تصمیم گیری های مرکز است.

 

 

اولویت اهل قلم بومی نقد مراکز و صاحبان قدرت  است یا نکوهش مردم کوچه و بازار؟!

ابراهیم خدایی

برگرفته از سایت استان کهگیلویه و بویراحمد (لینک)

 

مطلبی با عنوان "محرومیت استان و منشا آن" به قلم آقای سید علی تفضلی، در سایت استان کهگیلویه و بویراحمد منتشر شد، از آن جا که این مطلب دارای نکات برجسته بود و فتح باب مباحث ارزشمندی بود در نشریه ی فرهنگی و اجتماعی لور نیز بازنشر شد (لینک بازنشر مطلب). البته شیوایی قلم جناب تفضلی و نکات ارزشمندی که بیان کرده اند نه تنها مانعی برای خوانش نقادانه ی مطلب ایشان نیست بلکه اتفاقا همین ویژگی ها باعث می شود موظف به دقت بیشتری در این نوشتار باشیم.

نگارنده، پس از خواندن مطلب مذکور نکاتی به خاطرم آمد که بنا داشتم به عنوان کامنت در ذیل مطلب، در لور و یا سایت استان بنگارم، اما چون مفصل شد ترجیح دادم آن را به عنوان یادداشتی مستقل در اختیار منبع اولیه ی مطلب، یعنی سایت استان، قرار دهم و امیدوارم کمکی به گسترش بحث مذکور نموده باشم. تاکید می کنم این نوشتار نقد یا مخالفت با مطلب مذکور نیست بلکه فقط بیان نکات مورد نظر من به عنوان یک خواننده است.

اول) بخش اعظم مشکلات امروزه استان های ما، از جمله کهگیلویه و بویراحمد، ناشی از جاماندگی از قافله ی توسعه و نوگرایی (مدرنیسم) است، از آن جا که نوگرایی ابتکار منطقه ی ما نیست چرا باید عوارض و کاستی های آن به پای ویژگی های درونی ما نوشته شود؟

بسیار از این سخن می رود که اشکال کار ما اینجاست که فلان ویژگی جامعه مان با نوگرایی و توسعه همخوانی ندارد و بنابراین ما باید اصلاح شویم، اینجا این پرسش پیش می آید که آیا نوگرایی نیاز به اصلاح ندارد؟ آیا ما ناچار هستیم نوگرایی را همان طور که در سرزمین های دیگر تجربه شده است تجربه کنیم و لذا ناچار هستیم مدام خود را از دم تیغ انتقاد بگذرانیم یا می توانیم امیدوار باشیم تعاریف و استانداردهای نوگرایی هم عادلانه تر و منصفانه تر بازسازی شوند؟

مردم لر قرن ها و بلکه هزاران سال زیسته اند، بدون اینکه جامعه ی آرمانی و فاقد مشکلات اجتماعی و اقتصادی و... داشته باشند، حداقل از این فخر و عزت برخوردار بودند که برای امروز روزمره ی خود –به عبارت دیگر نان شب- محتاج تصمیم گیری کسانی در سرزمینی دوردست نبوده اند.

اما به یک باره قافله ی نوگرایی و توسعه ی نوین فرا رسید و در کمتر از دو قرن جامعه ی ما را به جایی رساند که مردم ما برای عبور از این طرف رودخانه به طرف دیگر محتاج دخالت اولیای امور در مراکز استانی و ملی و جهانی هستند!

دوم) نباید لحظه ای از نظر دور بداریم که الگوی تمایز فقیر و غنی در کشور ایران طبیعی نیست بلکه دولتی است. آقای تفضلی درست نوشته اند که تمایز ویژگی ذاتی نوع بشر و جهان خلقت است، اما در کشوری که اقتصاد، سیاست و فرهنگ آن دولتی است، تمام امتیازات از مرکز صادر می شود، تمام تصمیمات در مرکز گرفته می شود، ثروت از اقصی نقاط به پایتخت می رود و آن جا باید تقسیم شود، بدیهی است که توسعه و ترقی برخی استان ها و محرومیت و استضعاف استان های دیگر نه تابع ویژگی های مثبت یا منفی خود استان ها، بلکه تابع تصمیم گیری های مرکز است. در این سیستم هر کسی بتواند سهم خود را از مرکز می گیرد و آن که ناتوان است باش تا صبح دولتت بدمد!

البته در سال های اخیر  سخن از تقویت بخش خصوصی در کشور است، اینک ما متهم می شویم که به دلیل همان مشکلات درونی مان در جذب سرمایه ها ناتوان هستیم! هرچند هویداست که این شیوه ی خصوصی سازی نیز کاملا دولتی و بیمارگونه است، استان های متمول تا کنون از دولتی بودن اقتصاد نهایت بهره را بردند و اینک شرایط کاملا بهتری دارند که از خصوصی شدن نیز بیشترین بهره برداری را بکنند!

سوم) برداشتم این است که در دو بند فوق بر این مساله تاکید کردم که وضعیت خیلی پیچیده تر از آن است که اگر ما مشکلات جامعه ی خودمان را یافتیم و حل کردیم بتوانیم وضعیت مان را بهبود ببخشیم. اولویت وظایف  نخبگان و اهل قلم بومی ما این است که ناهمواری و ناهنجاری های نوسازی را که مانع فرایند بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ماست مورد انتقاد قرار دهیم. بخش اعظم این ناهنجاری به الگوی کشورداری حاکم در سرزمین ما بر می گردد که تاثیر مستقیمی در تقسیم نا عادلانه ی ثروت در سطح کشور دارد.

وظیفه اهل قلم بومی، مخصوصا در عرصه ی رسانه ای، نقد صاحبان قدرت و ثروت و مسؤولان توزیع و تقسیم آن هستند نه مردم کوچه و بازار که بیشتر قربانی ماجرا هستند. این قربانیان ماجرابه اندازه کافی از سوی جوک ها، پیامک ها، سریال ها و ... مورد انتقاد قرار می گیرند تا جایی که امروزه مردم ما حتی در صحبت کردن با کودکان خود، در خانه ی خودشان هم تحت فشار های اصلاح طلبانه ی نوگرایی هستند، مدرنیته حتی حقوق بشر اولیه ی سخن گفتن با زبان اجدادی خویش هم را هم از ما دریغ می کند.

 

در هیمن زمینه:

مشکلات ما درونی است، راه حل آن را در مرکز جستجو نکنیم

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 مهرآموز 1392-06-15 14:56
سلام ابراهیم خان بگذار روشنفکران و ریش پروفسورهای نگون بخت لربجای پرداختن به مشکلات و اندیشیدن راه حل ، افتخارشان کوبیدن مردم کوچه و بازار باشد و رقیبشان براخاص و شوونعلی و قربان نه اندیشمندان و صاحبفکران. این بیچاره ها را ول کن سرخوش خودزنیهایشان باشد. بگذار ریشهای پروفسوری این جوجه روشنفکرها همچنان شنگول و بریق برقو! و مشعوف از فتح قله هایی باشد که به خیال خود فتح کرده اند. بگذار این مدعیان روشنفکری سرگرم دوگانه ها و بازیهای پایتختی باشند. بگذار خوش باشند. آخر این بیچاره ها جز کوبیدن مردم خود زورشان به کجا می رسد و چه هنری دارند. بگذار این هنرشان به اوج و شکوفایی برسد.