شنبه, 06 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

بابا طاهر و رمزگشایی معنایی چند بیت خوانده نشده به زبان لکی

 

رضا حسنوند /

یکی از رازهای ابهام برانگیز اشعار باباطاهر لکزی خوانده نشدن ابیاتی چتد از این شاعر بزرگ است که این خوانده نشدن‌ها نه از جانب باباطاهر بلکه از قبل خوانندگان و نسّاخان می‌باشد ....

 


رضا حسنوند «شوریده لرستانی» / پایگاه خبری هومیان نیوز:

یکی از رازهای ابهام برانگیز اشعار بابا طاهر لکزی خوانده نشدن ابیاتی چتد ازاین شاعر بزرگ است که این خوانده نشدن ها نه از جانب بابا طاهر بلکه از قبل خوانندگان و نساخان می باشد و همین امر باعث شده که بقول مولانا یکی دالش لقب بدهد و دیگری الف.

اما هماره آنانکه در صدد خواندن اشعار بابا بوده اند بدون زحمت دادن بخود که بپرسند زبان سرایش این ابیات چه بوده با استفاده از معاییر زبان معیار به واکاوی و جراحی این ابیات پرداخته اندتا چیزی که میخواهند بدست بیاورند نه چیزی که باید باشد با این وضعیت معلوم است که جوابی دریافت نمی شود و ره به ترکستان می رود.
معمولا اگر کسی در مورد خوانش ابیات بابا طاهر کارکرده با لطایف الحیل سعی کرده واژه های لکی بابا طاهر را با اسقاط و تصحیف و قلب و … به زبان معیار برگرداند تا فهمیده شود و این کاری بس اشتباه بوده و همین امر باعث شده که لک زبان بودن ایشان در غباری از سوال نامفهوم بماند و بقول دکتر صفا :در میان عامه فارسی زبانان در آنها تصرفاتی صورت گرفت چنانکه از هیئت اصلی خود بگردیده و بپارسی دری نزدیک شده اند.ج 2 تاریخ ادبیات ص 384
در این مقال سعی برآن شده که چند بیتی از بابا طاهر که ناخوانده مانده با متد علمی نه ذوقی خوانده شود تا دیگران به لک زبان بودن بابا طاهر مقر و معترف شوند در صص 384تا386 تاریخ ادبیات در ایران دکتر صفا چند بیت از سروده های بابا ذکر شده که به خط مرحوم مینوی و از موزه استانبول و از میان نسخ خطی جمع آوری شده و در اینجا اصل ابیات را عینا ذکرمی نمایم و سپس مصیبات وارده را نیز یادآوری می شوم وانگه به بیان معنی و ذکر شروح می پردازم.
اصل شعر به خط مرحوم مینوی:
کراژ رز اونهی دیوانه ازکل / ئه پرچینش کری وانوشه و ول
کر او بشنش نهی آن دارشمشاد / کر رونش کری آواج بلِبِل
سرنجامان بشی پیا بهرزی / یا ی ته کور وی ماوای ته کل
این نوشته دقیقا نسخه برداری استاد مینوی است و در این فاصله یعنی از روزگار باباطاهر تا امروز حالاتی بر این نوشتار گذشته که خدا میداند. اما براساس زبان لکی صورت درست این ابیات چنین است :
گر اژ رز اورنهی دیوارته از گل / نه پرچینش کری وانوشه و ول
گر او پشتش نهی آن دارشمشاد / گر او رویش کری آواج بلبل
سرنجامان بشی پیا به هر زی / یای ته گور وی ماوای ته گل
اولا لازم به تذکر است که در روزگاری از تاریخ کتابت زبان فارسی واژه هایی مانند گ و پ و ژ و چ را به صورت ««ک» و« ب» و« ز» و «ج» می نوشته اند و این امر نکته ای نیست که براهل تحقیق پوشیده باشد و این خصیصه نیز در دیوان بابا طاهر هم وجود دارد. و نکته ی دیگر اینکه بسیاری از کلمات که فقط اختلاف نقطه ای داشته اند بعضا درست ضبط نشده اند مانند بشنش و پشتش در همین نوشته. با توجه به این مقدمه کوتاه در باب این ابیات شرح و معنی بدین صورت است:
بیت اول:اگر دیوارت از گل رز و پرچینش از بنفشه باشد
بیت دوم: اگر در ورای آن دیوار درخت شمشاد بکاری و برآن درخت آواز بلبل تعبیه کنی
بیت سوم: و یا در آخر مردی شوی به هرپوششی درایی جایت گور است و ماوایت خاک.
در این ابیات واژه هایی وجود دارد که هنوز در زبان لکی مستعملند و زنده:
«اورنهی» همان ایرناین به معنی جمع کردن و بار زدن وآماده کردن فراهم نمودن است مثلا بار ایرناین یعنی بارزدن و مهیا کردن و ….
«یانه» یا لانه که همان واژه مورد استفاده در این بیت از فرهنگ عامه می باشد که می گوید: «دوریش وه نیشدن یانه ش خراوه » یعنی درویش با نشستن و کوشش نکردن لانه اش خراب می شود.
و یا این ابیات که اصل نگارش مرحوم مینوی بدین صورت است:
زارجم دی و دای مورجان خورد / مورجانی دو دستی و خدا درد
ناگهان بامدند باز وداری / زارجش کشت وموران زارج ادخورد
دال جالوند کوهان کرد پرواز / بازش بکشت و خونش پاک ادخورد
در این ابیات چند واژه جای حرف و حدیث دارند:
اول واژه ی «زارج » که همان ژارژ یا ژرژ است که در زبان دلفانیان لک زبان به معنای کبک است.
دوم «مورج + ان جمع » که همان میروج یا میروژ یا مروج لک زبانان و همان مورچه زبان فارسی است.
سوم «وداری» که درست آن ئو داری است و به معنی از روی درختی و یا از فراز درختی.
چهارم «جالوند» است که این واژخ مرکب از دو قسمت «جه » یعنی از و دیگری همان کوه الوند و به قیاس عام کوه بلند.
اما :
نظامی که حدود صدسالی بعد از بابا شرف حضور در عرصه ی آفرینش را پیدا کرده داستانی دارد به این صورت:
به چشم خویش دیدم در گذرگاه / که زد برجان موری مرغکی راه
هنوز از صید منقارش نپرداخت / که مرغ دیگر آمد کار او ساخت
این داستان را که نیازی به توضیح ندارد داشته باشید و معنای شعر بابا را بشنوید تا بدانید که نظامی این مضمون را از کجا آورده است؟
با طاهر می گوید :کبکی را دیدم که به شتاب مورچه ها را می خورد و مورچه ها درد خود را با دودستی – از ته دل – به محضر خدا عرض کردند.
ناگهان عقابی از روی درختی فرود آمد و کبک را کشت و مورچگان کبک را خوردند.
سپس دالی یا همان عقاب درشتر از کوه الوند سرازیر شد و کبک را کشت و آن را خورد.
در این ابیات باباطاهر گذشته از تقسیم قدرت عقاب و دال و مور که به ترتیب برهمدیگر برترند دقیقا همان داستان نظامی را پی ریزی کرده است
و یا این ابیات:
اصل شعر به خط مرحوم مینوی:
یا از این بند در ازناوه کتیم / خونم ادخورد و در خوناوه کتیم
یا درین شومه کیتی ام نیاپا اژ خوبی باره در ورلاوه کتیم
با توجه به نادرستی ضبط این بیتها باید اینگونه نگارش یابند تا هم به صحت نزدیک شوند و هم به زبان لکی قابل پذیرش باشند.
تا از این بند دراز ناوه کتیم خونم ادخورد و در خوناوه کتیم
تا درین شومه کیتی ام نیاپا اژ خونی باره در ورلاوه کتیم
شرح:ابتدا معنای آن را ذکر می کنیم که می گوید:
تا در این دره ی طویل دنیا پا نهادیم خونمان را خورد و در مصیبت و خونبارگی افتادیم و از آن روزی که در این دنیای شوم پای نهادم از سرنوشت خونبارگی ای که داشتم پیوسته در رنج بودم
چند واژه جای بحث دارد:
یکی« ناو» به معنی دره و استعاره از دنیا است که هنوز در لکی این واژه زنده و مورد استفاده می باشد شاهد مثال کوه بزرگی است در الشتر به نام خرگوشناو یعنی دره ی خرگوشها.
دیگر« نیاپا» یعنی نهادم پا این واژه هنوز به صورت پام نیا یعنی پایم را نهادم و یا پای گذاشتم مورد استفاده است خاصه در میان کولیوندان عزیز.
دیگر «خونی باره» است که همان خونباره و به معنی فردی است که اهل قتل و کشت و کشتار است و امروزه در زبان لکی خویناوار و خوینه بار – کسی که قتلی انجام داده – رایج و مورد استفاده است .ولی معنی « باره» در این بیت باباطاهر چیزی دیگر است و آن هم به معنی سرنوشت است زیرا در زبان لکی« باره » به معنی چاره و سرنوشت است. خدا ا باره آوردن :یعنی خدا چیزی در سرنوشت قرار دادن.
براین اساس لک زبان بودن بابا طاهر قابل قبول خواهد بود برکسی که زبان و واژگان را بشناسد.
مانگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم