یکشنبه, 28 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
 

 
 

انتخابات، طایفه و توسعه در لرستان

 

حمزه رامین /

در انتخابات ایران، این "چهره ها" هستند که به جای احزاب و تشکل ها نقش آفرینی می کنند بنابراین در لرستان نیز باید چهره های خوش فکر و خوش نام وارد عمل شده و مردم را برای انتخابی شایسته راهنمایی کنند.

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، حمزه رامین: انتخابات و مساله همیشگی طایفه گرایی در لرستان از آن دست مسایلی است که باید با تلاش و همت والای همه دلسوزان این دیار مورد کند و کاو قرار گیرد تا معایب و مزایای آن بیش از پیش عیان گردد تا بتوان معایب آن را اصلاح و مزایای آن را تقویت کرد.

اخیرا و در پی نگارش متنی به قلم جناب خدایی؛ نویسنده عزیز و توانمند لرستانی فرصتی مهیا شده تا این دو پدیده و ارتباط متقابل آنها در بوته نقد قرار گیرد و اتفاقا حجم واکنش ها به این نوشتار گویای توانمندی و هوشمندی جناب خدایی در انتخاب و پرورش این سوژه می باشد. 

پیرو مباحثه پیشین با ایشان و به بهانه انتشار مطلبی مجدد در این زمینه، باب گفتگو با ایشان را پی گرفته و امید دارم که از خلال این مباحثات کمکی هرچند کوچک به رشد و اعتلای فرهنگ سیاسی انتخاباتی لرستان بنماییم. 

1. بنا به اذعان صریح جناب خدایی مساله اصلی ایشان این است که شهروندان لرستانی در انتخابات برای برگزیدن کاندید اصلح سه راه پیش رو دارند که عبارتند از: توجه به مرام سیاسی و برنامه های مدون و سوابق مشخص، توجه به خاستگاه اجتماعی و درواقع طایفه ای کاندیداها و دست آخر توجه به سخنرانی ها و برنامه های تبلیغاتی کاندیداها که از آن به پوپولیسم یاد کرده اند.

ایشان توجه به خاستگاه طایفه ای کاندیدا را معیار مناسب برای گزینش فرد اصلح در انتخابات دانسته و بر آن تاکید می ورزند. ضمن احترام به این دیدگاه، بنده در بند هفتم مطلب قبلی خود و در پاسخ به این مدعا صراحتا نوشتم که در انتخابات ایران، این "چهره ها" هستند که به جای احزاب و تشکل ها نقش آفرینی می کنند بنابراین در لرستان نیز باید چهره های خوش فکر و خوش نام وارد عمل شده و مردم را برای انتخابی شایسته راهنمایی کنند.

ضمنا در ادامه همان مطلب توجه به سوابق اجرایی، تقنینی و تحصیلی کاندیداها را راهگشا دانسته و حتا از دانشگاه امام صادق(ع) نام بردم که بسیاری از فارغ التحصیلان آن مناصب مختلف مدیریتی و تقنینی را در اختیار می گیرند و بنابراین اگر نمایندگان لرستان نیز از میان آنان انتخاب شوند قطعا قدرت لابی گری آنان بیش از نمایندگانی خواهد بود که از دانشگاه لرستان و حتا دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده اند؛ زیرا در چنین وضعیتی منتخبین لرستانی می توانند با اتکا به دوران تحصیل در آن دانشگاه به بسیاری از وزرا و وکلا و مسیولین شاخص مملکتی دسترسی داشته و اهداف خود را آسان تر پیگیری کنند.

این در حالی است که برخاستن از فلان طایفه به هیچ وجه متضمن افزایش قدرت لابی گری و دسترسی به مسیولین نبوده و نیست. پس منطقی نیست مادامی که معیارهای بهتری برای این کار وجود دارد به طایفه کاندیداها رجوع کنیم.

2. جناب خدایی در بخشی از مطلب خود از "ناسازگاری تحولات ملی و بین المللی با منافع لر" سخن به میان آورده اند و توضیح بیشتری در این خصوص ارایه نداده اند. اما بر همین اساس نیز می توان از ایشان پرسید زمانی که به اذعان خودتان نه تنها تحولات کشور، بلکه تحولات دنیا در تضاد با منافع لرها پیش می رود، آیا این ما هستیم که باید خود را با این تحولات هماهنگ کنیم تا ضرری متوجه ما نشود یا دنیای 7میلیارد نفری باید خود را با لرها هماهنگ کرده و منافع این قوم را تضمین کند؟! 

پر واضح است که ایران و جهان دارند راه خود را می روند؛ پس این ما هستیم که باید انعطاف به خرج داده و خود را با تحولات مذکور وفق دهیم تا نه تنها ضرر نکنیم بلکه منتفع شویم. و قطعا طایفه گرایی در انتخابات نیز مشمول همین قاعده خواهد شد. 

3. در بخشی از نوشتار ایشان آمده که "از اساس با این رویکرد آقای رامین که مظلوم را به جای ظالم محاکمه می کنند و ریشه های ظلم را در درون مظلوم می جویند موافق نیستم". 

نمی دانم منظور دقیق جناب خدایی کدام رویکرد بنده است اما باتوجه به قراین موجود در نوشتار حدس می زنم از اینکه مردم لرستان را هم در کنار مسیولین دولتی مقصر ایجاد وضع فعلی این استان دانسته ام آن را مصداق مظلوم کشی بنده قلمداد کرده اند و با آن مخالفت ورزیده اند.

بنده در بند دوم نوشتار قبلی خود صراحتا نوشتم که "من با اینکه تمام مشکلات ما به نمایندگان مان برمی گردد کاملا مخالفم و معتقدم که مشکلات بی شمار لرستان به عوامل متعددی از جمله مردم، رسانه ها، نمایندگان، بخشداران، فرمانداران، استانداران، دانشگاهیان، بازاریان و تمام اقشار این استان برمی گردد".

کاملا پیداست که تحت هیچ شرایطی مردم را عامل تام و تمام مشکلات لرستان ندانسته و در کنار مردم به عوامل دولتی هم اشاره کرده و آنان را نیز مقصر قلمداد کرده ام. پس کجای مطلب من حاکی از رویکرد مظلوم ستیزی بوده؟ 

ضمنا ظلم یک رابطه دو سویه میان ظالم و ظلم پذیر است و تا ظلم پذیری وجود نداشته باشد هیچ ظالمی نمی تواند ظلم کند. پس اگر ظالم را شماتت می کنیم به همان اندازه - بلکه بیشتر - باید ظلم پذیر را نیز شماتت و سرزنش کرد و اتفاقا این مهم در کلام معصومین نیز آشکارا بیان شده است.

4. جناب خدایی در بخش دیگری از مطلب خود وارد مصادیق شده و از چند نفر از نمایندگان سابق خرم آباد و دورود اسم برده و با عنایت به خاستگاه طایفه ای یا غیرطایفه ای آنان، کارنامه شان را بررسی کرده و بدین نتیجه رسیده اند که نمایندگان با هویت طایفه ای از نمایندگان فاقد این هویت عملکرد بهتری داشته اند.

اولین اشکالی که به این رویه وارد است این است که ایشان برای نتیجه گیری بهتر و دقیق تر تمام نمایندگان ادوار مجلس در این دو حوزه را بررسی نکرده و تنها تعداد کمی را انتخاب و بررسی کرده اند. بنابراین این کار ایشان را دارای نقص می دانم و معتقدم که باید تمام نمایندگان ادوار مجلس را در این دو حوزه بررسی کرد تا نتیجه گیری منطقی تر به دست آید. 

دومین اشکال وارد بر این رویه این است که گویی ایشان نمایندگان مجلس را فعال مایشاء و تنها بازیگر حوزه توسعه در استان لرستان در نظر گرفته اند که قطعا اشتباه است زیرا موفقیت یا عدم موفقیت یک نماینده به عوامل بسیاری بستگی دارد که تعدادی از آنان عبارتند از: همسویی با مشی سیاسی و جریان حاکم بر دولت وقت، شرایط اقتصادی مملکت، اولویت بندی پروژه های مختلف از دیدگاه قوای مجریه، تشتت یا همبستگی مجمع نمایندگان استان، همراهی مسیولین شهرستانی و استانی با نماینده و... 

بنابراین نمی توان جدای از موارد بالا، عملکرد یک نماینده را نقد و بررسی کرد زیرا چنین بررسی و تحلیلی کاملا ناقص و فاقد قابلیت استناد می باشد.

5. در ادامه مطلب و پس از مقایسه دو گروه از نمایندگان پیشین دو حوزه انتخاباتی خرم آباد و دورود می نویسند "در جمع بندی نهایی هر دو گروه نمره مردودی گرفته اند، تیجه این ارزیابی این است که طایفه ای بودن این کاندیداها نقشی در عملکرد منفی آن ها نداشته است".

سوال بنده از جناب خدایی این است که معیارهای مدنظر جنابعالی برای این ارزیابی چه چیزهایی بوده اند که براساس آنها طایفه ای بودن منتخبین نقش منفی در عملکرد آنان نداشته اما نقش مثبت داشته است؟! 

چگونه کاندیدایی که از دید شما عملکرد بهتری داشته، این عملکرد بهتر او را به خاستگاه طایفه ای مربوط می دانید اما کسی که عملکرد نامطلوب داشته، عامل طایفه را از عملکرد نامطلوبش جدا دانسته اید؟ جای تشکر و امتنان دارد اگر ما و مخاطبین محترم را از اسرار این ارزیابی آگاه کنید.

6. جناب خدایی سوالی را بدین مضمون مطرح کرده اند که آیا لازم است برای رواج تحزب در لرستان در تخریب طوایف کوشید؟ 

در پاسخ به این سوال و برای فهم بهتر موضوع، بنده دو معضل ضعف احزاب و طایفه گرایی در انتخابات را به دو بیماری در بدن یک انسان تشبیه می کنم؛ تصور کنیم یک انسان هم زمان تومور مغزی و سرطان معده دارد. حال به هر دلیلی نمی توانیم یکی از این دو بیماری را درمان کنیم. آیا عدم توانایی ما برای در مان یکی از این دو بیماری توجیه کننده عدم تلاش برای درمان بیماری دیگر خواهد بود؟

واقعیت این است که ضعف و قوت احزاب در سپهر سیاسی ایران به عوامل متعددی بستگی دارد که تقریبا تمامی آنها از اراده ما لرستانی ها و حتا از اراده دولت و قوه مجریه نیز فراتر است، اما طایفه گرایی خاص استان ما و مناطق مشابه ماست؛ بنابراین حالا که نمی توانیم ضعف احزاب در انتخابات را درمان کنیم و به اراده ای مافوق اراده ما نیاز است، بهتر است با در پیش گرفتن رویه ای صحیح و اصولی با بیماری دیگر - که در اینجا همان طایفه گرایی است - مقابله کنیم. با این کار باعث می شویم که بیمار ما - انتخابات - از یک بیماری رنج ببرد نه از دو بیماری و این رویه قطعا منافع بیشتری برای ما در پی دارد.

7. در ادامه مطلب می نویسند "اتفاقا طایفه گرایی واکنشی به فقدان مناسبات حزبی است". بنده هم با این حرف کاملا موافقم زیرا انتخابات به طور عادی صحنه بسیج و تهییج هواداران است و این بسیج نیرو در جوامع مدرن و توسعه یافته بر عهده احزاب و تشکل هاست اما در لرستان به علت ضعف و حتا خلا فاحش احزاب، این وظیفه بر عهده طوایف و روابط نژادی گذاشته شده است. نکته قابل ذکر در این میان این است که طایفه گرایی اگرچه واکنشی به ضعف احزاب در لرستان است اما تحت هیچ شرایطی آلترناتیو و جایگزین مناسب و قابل اتکایی محسوب نمی شود؛ زیرا در فرایند تحزب نیروهای سیاسی با طی کردن پلکانی مراحل و کسب تجارب سیاسی به سطوح و مناصب بالاتر رسیده و علاوه بر پختگی لازم، از حضور مشاورین قوی و توانمند در بدنه و اتاق فکر حزب نیز بهره می گیرند. 

این در حالی است که طوایف کاملا فاقد چنین مکانیسم های منطقی و اصولی هستند و کافی است یک نفر بتواند چند تن از پیرمردان سالخورده و عمدتا بیسواد که در میان فلان طایفه از نفوذ کلام برخوردارند را با خود همراه کند تا بتواند رای طایفه مذکور را در سبد خود بریزد و پس از آن به ریش ما و همه آن رای دهندگان بخندد! و پر واضح است که پس از پیروزی، پیرمردان مذکور فاقد قدرت و مکانیسم لازم برای نظارت بر کار شخص منتخب و طرح مطالبات خود از او خواهند بود. از سوی دیگر شخص منتخب نیز رابطه منسجم و کانالیزه با افراد طایفه نداشته و نمی تواند از علم و تجارب آنان بهره ببرد. بنابراین تحت هیچ شرایطی طوایف جایگزین خوبی برای احزاب نخواهند بود و حتا با توجیه ضعف احزاب در عرصه سیاسی هم نمی توان و نباید طوایف را جایگزین آنان کرد زیرا این اشتباه باعث خواهد شد که ما کارکرد ناقص طوایف در این عرصه را بدیل مناسبی برای احزاب بیابیم و به دنبال پر کردن خلا احزاب نباشیم.

8. در بخشی از مطلب خود نوشته اند که "طایفه ها بیش از آن که آسیب اجتماعی در لرستان باشند ویژگی جامعه ما هستند". 

بنده هم موافق این هستم که طوایف ویژگی جامعه لرستان هستند اما مخالف این هستم که در این مورد خاص، آسیب و ویژگی را دو قطب متضاد بدانیم؛ بلکه معتقدم که طایفه گرایی "ویژگی آسیب زا"ی جامعه ماست! زیرا که این ویژگی آسیب های بسیاری را با خود به همراه داشته که یکی از عینی ترین نمونه های آن همین کارکرد منفی در عرصه انتخابات است. 

پس نمی توان در این مورد ویژگی و آسیب را جدا از هم دانست.

9. در ادامه همان مطلب می نویسند "ریشه مشکلات لرستان در طایفه ای بودن و سایر ویژگی های خود منطقه نیست. وضعیت کنونی لرستان نتیجه ویژگی ها (مثل طایفه ای بودن)، عملکرد و انتخاب مردم خود این جامعه نیست". 

اینکه انسان های عادی و عامی بخواهند در واکنشی احساسی و بدون ارایه هیچ دلیلی وضع بغرنج خود را به عوامل بیرونی نسبت دهند شاید با اغماض قابل پذیرش باشد اما از شخصی نظیر ابراهیم خدایی انتظار نمی رود که چنین ساده و راحت ریشه مشکلات را در جایی دیگر غیر از این استان و فرهنگ و مناسبات حاکم بر آن جستجو کند. 

اگر ساده بخواهم بگویم مخلص کلام این است که اوضاع اسف بار کنونی لرستان نتیجه کارکرد ضعیف و منفی دولت (به معنای عام کلمه) و مردم خود استان است.

ریشه یابی دلایل ایجاد وضع دلخراش کنونی در خارج از مرزهای جغرافیایی لرستان و تبریه کردن کامل مردم استان بدین معناست که لرستانی ها "تمام خصوصیات و ملزومات و ویژگی های لازم و کافی" برای توسعه و پیشرفت را دارند و تنها مشکل شان دخالت عوامل بیرون از استان است که جناب خدایی در اینجا از آن به نظم نوین یاد می کنند. 

این در حالی است که اتفاقا سهم بسیار پررنگی از بدبختی کنونی لرستان متعلق به همین مردم است؛ زیرا اکثریت قریب به اتفاق این مردم نه مطالبه می کنند، نه پیگیر حقوق خود هستند، نه از پیشرفت هم تبار خود خوشحال می شوند، نه مسئولین دولتی را خدمتگزاران (و نه ارباب خود) خود می بینند، نه با مکانیسم های قانونی پیگیری مطالبات و خواسته های خود آشنایی دارند و... 

جالب اینجاست همین مردمی که برای پیروزی فلان کاندیدا در انتخابات حاضر به کشیدن اسلحه گرم و برهم زدن امنیت عمومی و در مواردی حتا کشت و کشتار همدیگر هستند اما در برخورد با یک شهردار یا یک بخشدار ساده زبانی کاملا الکن و خاموش دارند! و این یک نمونه از نقص و کاستی ما لرستانی ها برای رسیدن به توسعه است پس نباید مردم لرستان را در این میان تبریه کرد.

عدم مطالبه گری ما که دیگر اظهر من الشمس است! در این زمینه کار را تا بدان پایه رسانده ایم که بعضا مقامات ارشد استانی هم کلافه شده و از اینکه این مردم از آنان مطالبه نمی کنند بر می آشوبند! نباید کم کاری خود را به گردن دیگران انداخت؛ بلکه باید با شهامت کامل اشتباهات گذشته را پذیرفته و در رفع آنان اهتمام ورزید و گرنه تا ابد در بر روی همین پاشنه زنگ زده و معیوب خواهد چرخید؛ حتا اگر ما تک تک 7میلیارد نفر انسان ساکن در زمین را مقصر و محکوم تلقی کنیم.

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن