یکشنبه, 10 ارديبهشت 1396  

جدیدترین مطالب

اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
تاثیر-سبد-رای-محسن-رضایی-بر-انتخابات-96
  غلامعلی دهقان عضو شورای مرکزی و سخنگوی حزب اعتدال و توسعه...
بیانیه-کمیته-صیانت-از-آب-چهارمحال-و-بختیاری-در-پاسداشت-۲۸-فروردین
  کمیته صیانت از آب چهارمحال و بختیاری در پاسداشت ۲۸ فروردین 1393...
  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
هیچ؛-سهم-لرستان-و-قوم-لر-از-کتب-درسی
  کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان چند سالی است که بدون کم و زیاد کردن...
معرفی-کتاب-شهر-های-تاریخی-لُرستان-فیلی
  معرفی اجمالی کتاب حاضر در سه فصل تنظیم شده است. در فصل نخست به کلیات...
بالاخر-روحانی-لرها-را-رویت-کرد
   حسین زمانیان / در دولت روحانی نیز بسان دولتهای پیشین هیچ گامی در جهت...
ریشه-یابی-اسامی-ایلات-لُر
  ابراهیم خدایی /وجود اسامی جانوری در ایل‌وندهای لرستان، مثل بسیاری از...
 

 
 

با برجسته کردن طایفه گرایی باعث انحراف افکار عمومی لرستان نشوید/ طایفه معدن شناخت و اعتماد اجتماعی است، باید معادن دیگری هم کشف کنیم

 

احمد دارابی /

نمایندگی یک کار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، چگونه کسی که در پُرس و عروسی میان مردم نیست می تواند نماینده مردم باشد؟ نمایندگی کار تخصصی و علمی نیست ...

  

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، احمد دارابی: در نشریه فرهنگی و اجتماعی لور بحثی ظاهرا با فراخوان سردبیر محترم نشریه شروع شده است که با وجود تنوع آراء، برآیند نهایی آن انحراف افکار عمومی لرستان است به گونه ای که گویا مردم لرستان مقصر وضعیت کنونی شان هستند و اشکال کارشان هم در طایفه ای بودنشان است.

یکی از نزدیکان بنده که از جمله فعالان سیاسی شهر دورود است برای بنده از این تجربه می گفت که اگر روزی خواستید رأی بیاورید باید در محلات مرفه تر شهر از مشکلات و مسایل اساسی شان سخن بگویید اما اگر خواستید در محلات فقیر و محروم شهر رأی کسب کنید نباید بیان این مطالب محور صحبتتان باشد، شما در محله های محروم، مخصوصا در مجالس زنانه که آراء بیشتری هم دارند، فقط کافی است در میان صحبت هایتان مدام از ائمه اطهار (ع) مایه بگذارید و نشان بدهید که چقدر از درد و رنج حضرت زهراء (س) در سینه دارید، صحبت های شما دائم باید با صلوات و اذکار و امثال آن قطع شود ...

دوستان عزیز این تجربه عملی یکی از سیاسیون لرستان است که پرده از یکی از مشکلات اساسی انتخابات لرستان بر می دارد، انتخابات لرستان مشکلات بیشمار خیلی بیشتری دارد، گیرم که یکی از آن ها هم طایفه گرایی باشد، چرا شما باید این همه این مساله را برجسته کنید؟ گیرم ماشین مش ممدلی نه بوق و نه صندلی و نه خیلی اجزاء دیگر را ماشین را نداشته باشد، چرا باید از میان تمام این کمبود ها یکی را (مثلا شکسته بودن فلان شیشه ماشین) را این قدر به بحث بگذارید یکی نداند فکر کند اگر شیشه عوض شود ماشین مش ممدلی ماشین می شود!

آقای مراد سپهوند یادداشت مفصل و مفیدی در وبلاگ شخصی شان منتشر کرده اند که بی ارتباط با مباحث اخیر لور درباره مساله «طوایف، انتخابات و توسعه در لرستان» نیست. در فرازی از این یادداشت به خوبی توضیح داده اند:

«شبه روشنفکرانی که امر بر آن ها مشتبه شده و فکر می کنند آخر امر توسعه و مسائل مربوط  به آن هستند! اینان با تمسک جستن به تک و توک حوادث تاریخی لرستان و مسائلی که نسبت به مناطق دیگر، در استان ما پررنگ تر بوده و هستند،دست به صدور حکم و فتوا برای توسعه در لرستان می زنند! مثلا مقاومت عشایر و خوانین در مقابل مدرنیسم اقتدارگرایانه رضاخان و پایین بودن سطح فرهنگ عمومی در زندگی ایلیاتی را که اینک جامعه لرستانی به اندازه 70 سال با آن فاصله گرفته است را بهانه تفسیرها و فتواهای به ظاهرعالمانه خود قرار می دهند و می فرمایند:بعله! به لحاظ فرهنگی، لرستان ظرفیت توسعه را ندارد! اینان با این نگرش اشتباه و ظالمانه خود، بی جیره و مواجب،خدمت بزرگی به مدیریت ناکارآمد کلان کرده اند و توجیه گر خراب کاری های وحشتناک مدیریتی مسئولان شده اند. اینان نمی دانند یا بهتر است بگوئیم نمی خواهند بدانند که مردم لرستان هم مثل هر جایی دیگر لااقل به حکم جبر و الزامات زمانه و پیشرفت های شگرف تکنولوژیکی و ارتباطات،متحول شده اند و پذیرای ابعاد مختلف توسعه گردیده اند.بگذار اینان هم در دنیای کوچک ذهنی خود بمانند و بر اساس آن ،همچنان افاضات عالمانه بفرمایند!»

استاد سپهوند سپس تأکید می کنند:

«کسانی که جرات و شهامت پرداختن به مسائل و مشکلات مملکت را به دلیل ترس یا نفع ندارند و وضع موجود برای  آن ها مایه دارد ! و لذا سعی می کنند، موانع و مشکلات توسعه لرستان را غیرمرتبط با مسائل کلان کشور و صرفا درون زاد جلوه دهند!سال های سال است این گروه که عمدتا در مطبوعات استان و دنیای مجازی فعال است،سعی در مرزبندی غیرقابل قبول محدوده لرستان از مشکلات کل کشور دارد و خود را مدافع سینه چاک این محدوده جغرافیایی می داند!اینان نیز با زبان بی زبانی می گویند:ما باید مشکلات استان خودمان را حل کنیم و مطبوعات و روزنامه نگاران مان تنها در مورد لرستان بگویند البته،طوری که به پر قبای کسی هم برنخورد! به اینان هم باید گفت که بالاخره روزگار می گذرد و تاریخ قضاوت خود را در مورد کسانی که نعل وارونه می زنند و به زعم خود ، رد گم می کنند،خواهد کرد!»  (لینک وبلاگ آقای سپهوند)

نباید این گونه بحث کنیم که گویا مساله فقدان احزاب و ضعف نهادهای اجتماعی مدرن منحصر به لرستان است یا حتی در لرستان بیشتر از جاهای دیگر ایران است. اگر در اصفهان یا حتی تهران مثل لرستان طوایف پررنگ نیستند (به جای آن اشکال و انواع دیگر ساختارهای خویشاوندی یا همسایگی و محله گرایی پر رنگ هستند) دلیل نمی شود که فرایند انتخابات در این مناطق کشور از این جبنه بر انتخابات لرستان برتری داشته باشند و این تفاوت دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر در لرستان باشد.

یکی از دوستان به اسم «حمزه رامین» نمایندگان لرستان را با برچسب «خداوندگاران پُرس» به چوب انتقاد بسته است (لینک مطلب)، پُرس و عروسی و سایر نهادهای اجتماعی جامعه لرستان محصول و میراث تاریخی کهن هستند و شرکت در آن ها هم دارای اجور معنوی و هم فواید اجتماعی است، صد البته شرکت مسئولان و واجدان مناصب سیاسی و اجتماعی والا أجور و فواید بیشتری نسبت به مردم عادی دارد.

طایفه معدن سرمایه اجتماعی است

در لرستان مثل هر جای دیگر کشور و جهان  اگر نهادهای اجتماعی نباشند هیچ کس دیگری را نمی شناسد، فرق جامعه انسانی با جنگل وحوش در همین است که انسان ها در درون دسته بندی های اجتماعی زندگی می کنند، خدواند انسان ها را در شعوب و قبائل آفریده است،  همسایه شما اگر با شما سلام و علیک نکند از او ترس خواهید داشت، زیرا ذات انسان این است که تا کسی یا چیزی را نشناسند از او می ترسد، بی اعتماد است، انسان ها گوسفند نیستند که در هر گله ای بتوانند زندگی کنند، هر انسانی در محیط و اجتماع خویش راحت، ایمن و با قرار است.

این سخن فاجعه است که بگوییم "بیکاری کمرشکن، کارخانجات تعطیل، بودجه قطره چکانی، تعویض چندباره شهرداران یک شهر در طول یک سال و ..." در لرستان امروز نتیجه رأی طایفه ای است! این به همان می ماند که کسی فکر کند علت سرماخوردگی اش سوراخ بودن جورابش است! بله سوراخ بودن جوراب باعث می شود پای آدم سرد شود و سرد شدن پا ممکن است در سرد شدن کل بدن و در نتیجه سرماخوردگی مؤثر باشد، اما علت کافی و لازم آن نیست.

مردم یک جامعه تا زمانی که با هم آشنایی و اعتماد نداشته باشند کاری را از پیش نمی برند، از یک معامله کوچک میان موجر و مستأجر، تا یک مشارکت بزرگ مثل انتخاب رئیس جمهور تابع این آشنایی و اعتماد اجتماعی است. این اعتماد در هر جامعه ای به صورتی تولید می شود، در لرستان ما بیشترین اعتماد، أنس و الفت میان مردم محصول همین طوایف و پرس و عروسی و سایر محافل اجتماعی است.

آقای رامین به گونه ای از نقش طایفه گرایی انتقاد می کنند گویی أمّ الخبائث را یافته اند! ما در حوزه انتخابیه دورود و ازنا و همچنین حوزه انتخابیه الیگودرز تا کنون نمایندگانی داشته ایم که کمتر کسی آن ها را در پُرس رؤیت کرده (مثل آقای دکتر عزت اله دهقان و آقای محسن شفیعی نمایندگان دوره های قبل دورود در مجلس)، با اجازه شما هیچ خیری از این عزیزان هم به شهرهای ما نرسیده است، برادر هم استانی اگر شما در پلدختر از داشتن همچین نعمات الهی محروم بوده اید حسرت آن ها را نخورید، آرزوی دیگری بکنید، شاید غول چراغ جادو فقط یک بار به شما فرصت آرزو کردن بدهد، این فرصت را بر سر هیچ و پوچ از دست ندهید.

نمایندگی مردم یک کار سیاسی و سپس اجتماعی و فرهنگی و مردمی است، چگونه کسی که در پُرس و عروسی میان مردم نیست می تواند نماینده مردم باشد؟ تعریف آقای رامین از نمایندگی یک کار تخصصی و علمی است، ایشان مدام از لزوم داشتن تخصص اقتصادی و علمی و امثال ان یاد می کنند. در این صورت اساسا چه نیازی به انتخابات هست؟ چرا تکلیفی بر دوش مردم بگذاریم که از پس آن بر نخواهند آمد؟

افراد غیر متخصص (عموم مردم) چگونه می توانند فرد متخصص (نماینده مجلس) را تشخیص بدهند؟ فلسفه انتخابات همین است که عموم مردم در حاکمیت سهیم باشند، افراد متخصص با فرایندهای دیگری از سوی مراجع ذی صلاح برای وزارت، استانداری، بخشداری، ریاست بیمارستان، تدریس و... گزینش می شوند اما پُست های انتخاباتی مثل نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری به مردم واگذار شده است.

این سخن دوستان که نقش طایفه به عنوان ملاک یگانه انتخاب افراد شوم بوده است صحیح بود اگر شواهد کافی در دست داشتیم که ثابت کند مردم ما ملاک های دیگری در دسترس داشتند اما آن ها را رها کردند و ملاک طایفه را چسبیدند.

اما واقعیت این نیست، حتی دورترین روستاهای پلدختر هم می دانند که برای انتخابات باید فرد بهتر را انتخاب کنند، اما این را هم می دانند که ناشناس ها همیشه ترسناک تر از شناس ها هستند، این وسط نقش طایفه فقط فراهم آوردن زمینه شناخت است، بدون شک اگر مردم ما زمینه های دیگری برای شاخت داشتند (مثل رسانه های مستقل و مردمی، احزاب و...) طبق آن شناخت ها هم عمل می کردند.

وظیفه ما اهل قلم این است که این زمینه های شناخت را متنوع کنیم و رشد دهیم نه این که همان زمینه شناخت، معدن اعتمادسازی و مرجع اجتماعی موجود (طایفه) را هم از بین ببریم.