پنج شنبه, 05 مرداد 1396  

جدیدترین مطالب

ماسه،-نخل-و-برنو-از-سواحل-لرنشین-خلیج-فارس-می-گویند
   محسن خواجه گیری لیراوی /بلوکات پادریه به عنوان بخشی از جامعه لُر...
از-بوم-گرایی-و-هویت-قومی-تا-توسعه-ی-لرستانات
   اشکان خورشیدوند / نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا...
معرفي-جلگه-ی-چم-کلان
   احمد لطفی /چم كلان نام جلگه اي سرسبز و خرم است كه در ساحل جنوبي...
آنچه-خوار-آید-روزی-به-کار-آید-نادیده-گرفتن-زبان-های-لری-در-ایران
   حسین زمانیان /مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر...
مروری-بر-اقوام-و-مردمان-لُر-جنوب
   محسن خواجه گیری لیراوی /  لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف...
خبرگزاری-مهر-لرها-را-از-ایران-حذف-کرد
  به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، خبرگزاری مهر در اقدامی عجیب یک نقشه...
سردار-کیخاله-یا-کیقباد-خان
   احمد لطفی /سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن...
چه-طور-شد-که-اصفهان-لرستان-و-چهارمحال-بختیاری-را-بلعید
  رضا ساکی: تغییر مرز میان لرستان، چهارمحال‌وبختیاری کار ساده‌ای نیست اما...
قم-رود-چیست-؟-نکاتی-مهم-در-باب-پروژه-انتقال-آب-موسوم-به-قم-رود
   حمید لطفی / طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در...
در-عصر-تشنگی-سیمره-نشین-ها؛-طرح-های-ملّی-به-کدام-سمت-جاری-می-شوند؟
   علی باجلان /طرح ملی چیست ؟و چرا فقط طرح هایی که مربوط به انتقال منابع...
 

 
 

لر موضوع مضحکه نیست / راهکارهایی برای رهانیدن لُر از مهلکه مضحکه

 

"لر" یک واژه خنده دار نیست و نباید فقط همنشین خندیدن و خنداندن باشد، اگر درباره این واژه کار گسترده ای صورت بگیرد، و در زمنیه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی، ادبی و... از این واژه به اندازه کافی استفاده بشود آنگاه ...

 

 

 

ابراهیم خدایی، دانشجوی دکتری جامعه شناسی توسعه، دانشگاه تهران؛ این مطلب پیش از این در سه قسمت در تاریخ های 30 آذرماه، 2 دی ماه و 6 دی ماه 1390 در نشریه فرهنگی و اجتماعی لور (Loor.ir) منتشر و در برخی پایگاه های دیگر نیز باز نشر شد، در پایان همان سال آرشیو نشریه لور به خاطر تغییر سرور از دسترس در شبکه اینترنت خارج شد، در سایر سایت ها و وبلاگ ها نیز این مطلب یا حذف شده و یا دچار برخی تغییرات شده است، لذا برآن شدم یک بار دیگر مطلب را مرور کنم و با حذف و اضافاتی آن را تبدیل به یک یادداشت جدید بکنم.

این یادداشت را ابتدا تقدیم به دوست عزیز وبلاگ نویس، عماد جعفری پور می کنم زیرا اشاره ایشان بود که مرا به یاد این نوشته قدیمی و اهمیت و کارآیی آن انداخت و سپس تقدیم به همه فعالانی می کنم که به ایشان معترض شدند و عزم جزم و اراده پولادین خود را برای اصلاح وضعیت فرهنگی و اجتماعی مردم لر به رخ کشیدند.

مقدمه؛ متأسفانه لر موضوع مضحکه شده است

این مطلب ابتدا شامل سه خاطره شخصی و یک نتیجه گیری اجمالی از این سه خاطره است مبنی بر این که متاسفانه کلمه "لر" امروز بیش از آن که نام قومیتی باشد یک واژه طنز است، سپس این پرسش را مطرح می کند که آیا می توان قایل به تقسیم "جوک خوب و جوک بد" شد که پاسخ می دهم هر چند جوک قومیتی بد (موهن و مخرب) و خوب (شوخی و حتی آموزنده) داریم اما در حال حاضر قومیت لُر در شرایطی است که حتی جوک های خوب هم کارکرد مخرب دارند. در واپسین بخش مطلب نیز از راهکارهای مبارزه با این وضعیت سخن خواهم گفت.

خاطره اول: چندی پیش اطلاعیه ای بر دیوار دانشکده ای نصب کردیم که جمله «کانون دانشجویان لر دانشگاه ...» در وسط آن با حروف درشت خودنمایی می کرد. واکنش های عموم دانشجویان به این اطلاعیه بسیار تاسف برانگیز بود و مصداق همان استهزاء و تحقیر است! شما هم می توانید برای درک بهتر قضیه در هر محیطی که هستید همین کار را بکنید، بعد نتیجه آن را مقایسه کنید با زمانی که به جای واژه لر در آن نام هویتی دیگر (مثلا یزدی، کرمانی، گیلک، کرد، بلوچ و..) نوشته شده باشد، مثلا «کانون دانشجویان اصفهانی دانشگاه ...»! آیا بازهم بینندگان و خوانندگان اطلاعیه بلافاصله به استهزاء می پردازند؟

جالب اينكه يكي از دوستان همتبار و اتفاقا متعصب لر که صحنه را دیده بود از من پرسيد خوب چرا ننوشته اي «كانون دانشجويان لر زبان دانشگاه تهران»! گفتم خوب اتفاقا من با همين نكته كار دارم، اشكال كار ما همين جاست كه مي خواهند مجبور شويم از نام خودمان عقب نشيني كنيم، دقيقا مساله اي كه نبايد با آن كنار بياييم، اينجا همان خاكريز آخر ماست، اگر براي گريختن از احساس مسئوليت سنگين و عدم توانایی برای دفاع از كلمه "لر" سراغ وا‌ژه هاي ديگري مثل لر زبان، لرستاني، بختياري، لک و.. برويم به معني شكست در خاكريز اصلي است و بعدا هرچقدر تلاش كنيم زير نام جديد آبرويي دست و پا كنيم مثل لشكر شكست خورده اي خواهيم بود كه سرزمينش را گرفته اند، رهبرانش را به خاري برده اند، ولي هنوز سرابازان فراري اش دلخوش به بُردهاي موقتي هستند كه در جنگ هاي تن به تن، يكي در ميان نصيبشان مي شود.

من فکر می کنم در حال حاضر با دیدن عبارت «دانشجویان تُرک دانشگاه ...» غیر از استهزاء و جوک تُرکی چیزهای خوب و بد دیگری مثل تجزیه طلبی، تیم فوتبال تراکتورسازی، برخی خوانندگان تُرک و... نیز به ذهن عموم متبادر می شود، اما متأسفانه در مورد لُرها حداقل اولویت با لبخندی شیطنت بار است.

خاطره دوم: چند سال پیش برنامه ای داشتیم که طی آن برای برخی تولید کنندگان و ارباب صنوف پیامکی ارسال می کردیم با چنین مضمونی «نشریه لور بهترین پایگاه اینترنتی برای معرفی کالا و خدمات شما در مناطق لرنشین» یکی از گیرندگان تماس گرفت و بدون اینکه اجازه حرف زدن به من بدهد مدعی شد که شما مگر خودتان که هستید؟ کجایی هستید و چرا لر را مسخره می کنید؟ لهجه اش ثلاثي (بروجردی یا ملایری يا ...) بود و من هرکاری کردم سکوت نکرد، کلی بیراه گفت و قطع کرد، بلافاصله تماس گرفتم و خواهش کردم یک بار دگر پیامک را بخواند! چند دقیقه بعد تماس گرفت و عذرخواهی کرد و البته بنده گفتم نه تنها نیاز به عذرخواهی نیست بلکه شخصا به عنوان یک هم زبان از او به خاطر حساسیتش در این زمینه تشکر می کنم.

خاطره سوم: چندی پیش نیز از یک خویشاوند پرسیدم که فلانی حالی نمی پرسی گفت ولله همیشه موقع ارسال پیامک به اسم تو که در ابتدای لیستم هم هست –ابراهیم- بر می خورم، دوست دارم برای تو هم بفرستم ولی می دانم از جوک لری خوشت نمی آید!

واعجبا که جوک لری فرستادن تقریبا تبدیل به احوال پرسی خود همتباران مان شده است!

 

نتیجه گیری از این خاطرات: بدون هیچ تعارفی و در کمال تاسف برداشت من از اين تجربیات روزمره شخصی ام  این است که نام قومی ما (لُر) این روزها هرجا به کار رود بیشتر موضوع طنز و شوخی است مگر آنکه خلافش ثابت شود؛ یعنی اگر من جایی نامی از لر می برم و قصد خندیدن و خنداندن ندارم ابتدا باید مشروعیت این قصدم را ثابت کنم، یعنی ثابت کنم که می شود از "لر" سخن گفت ولی قصد خندیدن یا خنداندن نداشت، سپس اجازه توضیح و تحلیل را بیابم.

به نظرم دلسوزان لر هم کم نیستند و از نظر روش و حوزه و علاقه وسلیقه طیف بسیار وسیعی را دربر می گیرند که در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و.. ممکن است حتی ضد و نقیض همدیگر هم فعالیت کنند.

در حالی که گروهی از فعالان فرهنگی لر دغدغه حفظ و گسترش و احیاء و تقویت زبان های لری را دارند گروهی دیگر به دلیل همان عشق و علاقه ای که به پیشرفت و سعادت لُر دارند یا چنین تلاشی را عبث می دانند و یا حتی معتقدند باید برعکس، زبان لری، نام های لری و بسیاری آئین های لری هرچه بیشتر کم رنگ شوند.

در حالیکه برخی معتقدند صدا و سیمای لرستان باید در انتخاب مجری آن کسی را انتخاب کند که بیشتر لهجه و قیافه لری دارد برخی دقیقا برعکس از اینکه می بینند گزارشگر شبکه لرستان در بخش های خبر سراسری نمی تواند مثل تهرانی ها به فارسی بی لهجه و روان گزارش کند در عذابند.

اما من گمان نمی کنم در میان دلسوزان لر کسی باشد که از وضعیت به مضحکه و استهزاء کشیدن لُر راضی باشد! به نظرم اینجا همان خط قرمز و سنگر آخری است که همه روی آن توافق داریم، حتی گروهی که قبول ندارند که لر موضوع مضحکه شده است (و این مطلب مرا رادیکالیسم و بهانه جویانه تعبیر می کنند) مخالف این نیستند که نباید لر موضوع مضحکه باشد.

آیا جوک لری خوب و جوک لری بد داریم؟

جوک را می توان نوعی کاریکاتور دانست که به جای قلم و کاغذ و چهره از زبان، واژه و لهجه استفاده می کند، همان طور که در کاریکاتور همیشه عضو یا اعضایی از بدن به گونه ای مبالغه آمیز به تصویر کشیده می شود (مثلا فردی که بینی بلندی دارد یا کله بزرگ و چشمان ریز و.. در کاریکاتور صاحب بینی بلندتر از حد معمولی می شود و یا کله بزرگ و چشمان ریز و..)، به همین شکل در جوکهای قومیتی نیز اغلب صفتی که در قومیت مورد نظر وجود دارد، یا قومیت مذکور بدان متهم می شود برجسته می گردد.

جوک ها را به دو دسته تقسیم می کنم؛

الف) جوک های منفی و توهین آمیز: در این گروه از جوک ها یکی از ویژگی های منفی مردم مورد نظر برجسته می شود، در مورد مردم لر جوک های موهن بیشتر ایشان را مردمی احمق، غیر بهداشتی، رام نشدنی، خشن، بی ملاحظه و... نشان می دهند.

ب) جوک های  مثبت و شوخی آمیز: در این گروه از جوک ها سخن از ویژگی های مثبت و خوب قوم مذکور می شود اما به گونه ای مبالغه آمیز تا اسباب خنده را فراهم آورد، در مورد قوم لر چنین جوک هایی دست روی: صداقت و صمیمیت، زورمندی، آزادگی، غرور و... می گذارند.

دسته ای از جوک های شوخی آمیز و مثبت لری که در سال های اخیر رواج زیادی مخصوصا میان خود لرها داشته است جوک هائی است که یک واژه اصیل و اغلب ترجمه ناپذیر به فارسی را توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه این واژه ایده ها و احساساتی را بر می انگیزد که با هیچ ترجمانی نمی شود آن را به زبان دیگری گفت.

در حالت طبیعی جوک های شوخی آمیز و مثبت نمی تواند به عنوان آسیب مورد بحث قرار بگیرد، اما نگارنده بر این باورم شرایط کنونی "لر" در پیامک ها و جوک ها به گونه ای است که هر دو گروه منفی و مثبت، توهین آمیز و شوخی آمیز، یک آسیب به شمار می روند و لازم است این جریان کنترل شود. این مساله نه به خاطر فراوانی جوک های مثبت بلکه به خاطر ناچیز بودن پیامک هایی است که لر را به عنوان موضوعی غیر از طنز معرفی می کنند.

به عبارت دیگر "لر" یک واژه ذاتا خنده دار نیست و نباید فقط همنشین خندیدن و خنداندن باشد، اگر درباره این واژه کار گسترده ای صورت بگیرد که به عنوان نام یک "هویت" بر مردمی شرافتمند و محترم شناسانده شود، و در زمنیه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی، ادبی و... از این واژه به اندازه کافی استفاده بشود آنگاه استفاده طنزناک (مثبت-شوخی) از آن هم آسیب زا نخواهد بود، اما تا زمانی که حجم استفاده طنزناک از آن بر استفاده غیر طنز بچربد هرگونه جوک مثبت و منفی را باید منفی تلقی کرد.

در مورد برخی اقوام دیگر نیز ممکن است این مساله صحت داشته باشد و یا خیر، مثلا به نظر من در مورد مردم ترک ایران این مساله صحت ندارد، یعنی وضعیت ترک ها با لرها فرق می کند و ترک ها از جوک های مثبت می توانند استفاده کنند زیرا جنبش ترکی فعال تر و شناخته شده تر است، مثلا پس از برد تیم تراکتور سازی در مقابل تیم های تهرانی در آزادی من از دوستان ترکم جوک هایی را می شنوم که قطعا به سود هویت مردم ترک است و نه فقط برای لهجه ترکی توهین تلقی نمی شود بلکه واژه "تراختور" را تبدیل به نماد دفاع از زبان بومی می کند.

کارکرد مثبت جوک های قومیتی برای لرها

جوک های لری یکی از حربه های قوم کشی و از جمله عوامل رانش مردم زیر شاخه های مختلف لر به سمت هویت ها، قومیت ها و تغییر زبان و لهجه و... بوده است، با این حال این مطلب ناتمام خواهد بود اگر جوک های قومیتی و لری را کاملا فاقد کارکرد مثبت بدانیم. به طور کلی چنین حجم وسیع از جوک هایی که آگاهانه یا غیر آگاهانه نابودی یک هویت قومی را هدف قرار می دهند اتفاقا در ذات خود حاوی پیام و تاثیری برای جلوگیری از نابودی این هویت ها هم هستند.

به راستی اگر این جوک های قومیتی نبودند اینک واژه "لر" در میان برخی از زیر شاخه ها و سرزمین های لر به دست فراموشی سپرده شده بود، نسلی که نه در کتاب های درسی خویش و نه در نشریات و روزنامه های شهرش و نه در سخنرانی هایی که می شوند و.. کلمه "لر" را نمی شنود هرگز در برابر این سوال قرار نمی گیرد که راستی من هم لر هستم یا نه؟! مگر آن که آن را در جوکی بشنود.

در تهران زبان لری را به جوک هایی می شناسند که به لهجه لرهای ساکن استان های همدان و مرکزی و نیز بروجرد است، با توجه به ارتباط بسیار ناچیز جغرافیایی و تاریخی و طایفه ای این گروه لر زبان (لری ثلاثی- بروجردی) با گروه های دیگر مینجایی، بختیاری، لک و جنوبی و... شاید اگر این جوک ها هم نبودند این مردم اکنون هیچ حلقه وصلی با هویت لری خویش نداشتند. به همین شکل در منطقه بختیاری نیز یک جریان صاحب انتشارات، بنیاد، انجمن و... سال هاست می کوشند واژه بختیاری را به جای "لر" بنشانند اما گسترش مهار ناپذیر جوک های لری در میان مردم اصفهان، دزفول، چهار محال و خود مردم لر بختیاری موجب شده است ایشان فقط در کتاب ها و سخنرانی های خود کامیاب باشند و نتوانند فراوانی کلمه "لر" در میان مردم خویش را کمتر کنند.

این کارکردهای ظاهرا مثبت جوک های لری فقط زمانی می تواند واقعا مثبت و مفید باشد که بتواند در بیداری مردم لر و موج سازی علیه این وضعیت مؤثر بیفتد.

بستن غل و زنجیر لُری به پای زیرگروه های لُر با ساتفاده از حربه جوک بیشتر به این می ماند که مدیران جامعه ای راه کنترل شورش ها و اعتراضات مردم خویش را در معتاد کردن آن ها به مواد مخدّر بیابند. مینجایی، لک، بختیاری یا ثلاثی ای که هویت لری اش فقط ناشی از یک مضحکه باشد به جوانی می ماند که آرامش و سر به زیر بودنش به خاطر معتاد بودنش است!

چه کنیم تا لر از مهلکه مضحکه رهایی یابد؟ 

تنوع و رنگارنگی جوک ها و لطیفه های لری که در قسمت دوم بدان پرداختم نشان می دهد نمی توان یک موضع ثابت و همیشگی دربرابر این جوک ها داشت، من دو نوع راهکار کلی در راستای زدودن این فضای مسموم و مهلک گرداگرد واژه «لُر» پیشنهاد می کنم، ممکن است در جزئیات و شیوه عمل تفاوت ها و اختلاف نظرهایی با توجه به همان تنوع حوزه فعالیت و سلیقه و علاقه ای که در میان اقشار مختلف دوستدار لر وجود دارد، باشد.

الف) راهکارهای منفعلانه (واکنشی): در روش منفعلانه لازم است همواره آمادگی و سرزندگی لازم برای برخورد با چنان مضحکه هایی داشته باشیم. در طول سال های گذشته شاهد موضع گیری ها و اعتراض هایی نسبت به برخی کاراکترهای طنز که در رسانه ها و مخصوصا سریال های تلویزیونی، صورت گرفته است که باید ادامه یابد و دامنه دار گردد تا جایی که نمادها و ویژگی های فرهنگ و هویت لری موضوع مضحکه مناسب و بی ضرری برای تهیه کنندگان و کارگردانان تلویزیون و سینما نباشد. اعتراض به سریال فاصله ها، و اعتراض به نشریات کیهان کاریکاتور، سپاس و... نشان داد که لااقل گروه هایی هستند که از وضعیت به مضحکه کشیدن لر ناراضی باشند.

واکنش های منفعلانه می تواند پراکنده یا سازماندهی شده و پیگیرانه باشد که متاسفانه کارهای ما بیشتر پراکنده و نامنظم و به عبارت صریحتر دیمی (اینکه تخمی بیافشانی به امید باد و باران!) بوده است، ما خیلی خوب قضیه کیهان کاریکاتور یا سریال فاصله ها را موضوع فعالیت کردیم اما چرا برای یک بار هم که شده در سالگرد آن اعتراضات یادآوری نکردیم و آن خاطرات و تجربیات را مستندسازی نکردیم که اگر بعدا هم چنین اتفاقی افتاد مجبور نباشیم دوباره از نقطه صفر شروع کنیم؟ بلکه برعکس تجربه نوشتن بیانیه و سازماندهی اعتراضات را مکتوب و کارآمد داشته باشیم؟

همچنین راهکار های منفعلانه را می توان در برخوردهای انفرادی و... نیز به کار بست، با توجه به تنوع و طبقه بندی جوک ها و پیامک ها و به توجه به شرایط محفل و مجلس مورد نظر، این واکنش ها از اعلام مخالفت و تلاش آشکار در جلوگیری از بیان یک جوک، تا سکوت و نخندیدن به جوک مورد نظر می تواند در دستور کار گیرد.

ب) راهکارهای فعال (کنشی): اما نباید تنها به راهکارهای منفعلانه و واکنشی بسنده کنیم. تلاش در ایجاد فضاهای دیگری غیر از "فضای مسموم مضحکه" بر گرداگرد هویت لری می تواند بهترین واکنش به چنان اهانت هایی باشد؛ بهترین دفاع، حمله است.

گذاشتن نام «لُر» بر نهادها، تشکل ها، سایت ها، خبرگزاری ها، شرکت، کالاها ها و.. یکی از چنان راهکارهای فعال است. همتباری (مربوط به خاطره اول در قسمت اول مطلب) به من پیشنهاد کرد به جای «کانون دانشجویان لُر دانشگاه ....» از عنوان دیگری مثل «دانشجویان لُر زبان» استفاده کنم، که بازهم شدیدا مخالفت کردم  و گفتم که بنده معتقدم چنان باید چنین اطلاعیه هایی به مناسبت های مختلف سیاسی، فرهنگی، ورزشی و.. تکرار شوند و جلوی دید قرار بگیرند که فضای مسموم مضحکه عقب نشینی کند نه اینکه ما به دنبال کمرنگ کردن و تحت تاثیر قرار دادن نام مان باشیم. نمونه های جانشین دیگری که این روزها در انجمن ها، نشریات، کانون ها و.. کاربرد دارد عباراتی همچون «لرستانی»، «زاگرس»، «زاگرسی»، «بختیاری» و.. هستند.

امروزه همه جا خبر از تشکیل فلان انجمن یا کانون تحت عنوان «نخبگان زاگرس»، «جمعیت هنرمندان زاگرس نشین»، «لرستانی های مقیم...»، و حتی «لرزبان های مقیم...» و.. هستیم، بنده به عنوان یک لُر به چنین فعالیت هایی احسنت و دست مریزاد می گویم و اینجا هدفم انتقاد از این تشکل ها نیست، اما در کنار چنین کانون ها و انجمن هایی نیاز است از خود واژه «لر» هم استفاده شود.

تلاش و دغدغه ای که بیشتر اهل قلم لُر در زمینه رسم الخط لری دارند نیز یک عمل کنشی نسبت به وضع موجود است. صرف انتشار همگانی چنین خبری که گروهی در پی تروجی و تقویت نوشتار لری هستند موجب تقویت واژه «لُر» نسبت به فضای مسموم مضحکه است.

همین که زبان لری جزء زبان هایی شده است که تمام یا بخشی از کتابهای مذهبی مثل قرآن، انجیل و... بدان ترجمه شده اند می تواند کنشی در راستای طرح مساله "لر" در خارج از فضای مضحکه باشد.

حضور فعال و موثر در صحنه هایی مثل حمایت از تیم فوتبال شهرداری یاسوج در مقابل استقلال تهران از جمله راهکارهای فعال و موثر در تحت تاثیر قرار دادن فضای مسموم مضحکه و تحقیر خواهد بود.

متاسفانه ما خاطره خوشی از فیلمسازی خود لرها هم درباره خودشان نداریم ولی ساختن چند فیلم خوب که نگرشی غیر از طنز به "لر" داشته باشند، چیزی شبیه نگرش بهمن قبادی به ملت کُرد، می تواند ما را اندکی از این فضا خارج کند.

ساختن و ارسال اس ام اس های لری، یا مربوط به لر، بدون هیچگونه درونمایه طنز از جمله راهکاری های دیگری است که موجب متعادل شدن صندوق ورودی گوشی های موبایل همزبانان خواهد شد.

فکر می کنم هر دو روش فعال و منفعل لازم و ملزوم هستند، گرچه در بیشتر موارد ظاهرا واکنش های منفعلانه و واکنشی در دستور کار بوده است، این امری طبیعی است و نباید به امید نتیجه فعالیت های کنشی و فعالانه وانهاده و کم اهمیت شود.

 

در همین زمینه:

عماد جعفری پور: مبارزه با هر گونه جوک قومیتی را لازم می دانم

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#61 آرمند 1395-06-15 08:56
جوکهای قومیتی صدالبته هدفدارند وصرفأ برای خندیدن درست نشدند یک نکته درهمه آنها مشترک است وآن اینکه شما به همه قومیتها میتونی بخندی واز اخلاق آنها کلیشه درست کنی بجزفارس…تنها فارس است که تابو میشود و شما حق نداری از این تابو عبورکنی.وقتیکه به فارس میرسی باید استاپ کنی ویک شخص وارسته وباهوش را در نظر بگیری که حق خندیدن به بقیه را دارد.این جوکها همراه با تبعیض معنادار و تفاوت فاحش امکانات بین مرکز و پایتخت است که احساس تحقیر و تبعیض را تشدید میکند و فهم اجتماعی اقوام ایرانی را زیرسوال میبرد
 
 
#62 توریا 1395-06-15 13:15
توهین برآمده از قوانین تبعیض آمیز است.فقرفرهنگی برآمده از نابرابری اقتصادی است.جوک قومیتی بزرگترین نمود عقده و خودکم بینی یک جامعه است.
 
 
#63 نارینا 1395-06-15 22:34
یک آدم عامی و بیسواد ساکن تهران خودش رو از یکفرد تحصیلکرده شهرستانی بالاتر میدونه و این مسعله حد وحصر نداره به نحوی که درمحیط دانشگاه وقتی ازمحل تولد یا قومیتت خبردارمیشن بالبخندمعنادار مواجه میشی و اون فرد خودش رو کیلومترها جلوتر از تو میبینند وبخودش اجازه میده که هر برخوردی دلش میخاد باتو انجام بده و گاهأ باعث برخورد فیزیکی ولفظی میشه.در کوچه وبازارم کافیه با لهجه حرف بزنی آنوقت هزینه اینکار نبرده برای نرخ تاکسی و هزینه اضافی که میخوان ازت بگیرن وغم انگیزترین جا دربیمارستان وداروخانه است که هم تحقیر وهم سرکیسه میشی.لبخندهاشون دروغینه.
 
 
#64 تاوینا 1395-06-16 14:20
ترانه بارو بارو سال ۷۱ توسط حسین فرجی در آلبوم گل شادی خوانده شد و با ترانه ای که گروه رستاک اجرا کرد متفاوته.رستاک بدون اینکه کارشناسی لازم را در متن شعر و آهنگ انجام بده و اصول حرفه ای را رعایت کنه بعضأ با توهین به قوم لر همراه است و به ملعبه ای برای تمسخر و توهین تبدیل شده است.اصطلاح "دایا بیچاره" در متن ترانه چه معنایی دارد؟ آیا فصل بهار موقع کشت و کار است؟ متأسفانه بعضی نادانسته کف و سوت میزنند و از مساعل پشت پرده خبر ندارند.هیچ اعتراضی هم به این ترانه سرا پا تحریف شده صورت نگرفت و حتی در برنامه "خنده بازار" به کرات با خواندن این آهنگ توسط افراد لوده آشکارا به قوم لر توهین کردند ولی کسی اعتراض نکرد
 
 
#65 بله جناب 1395-06-16 21:14
آقای آرمند شماها که این قضیه را تابو می کنید بروید ببینید پانترکیست ها و پان عربها در مورد شماها چه می گویند بعد بیایید در مورد ما ها قضاوت کنید.ماها که حوادث بسیار تلخ و گزنده مشهد و تهران و اصفهان و شیراز را داشتیم نمی توانیم جک ساز یا دلقک باشیم.لازمه دلقک بودن داشتن روحیه خوش و لودگی و مسخره بازیست.
 
 
#66 دوستدار تالش و گیلک 1395-06-20 10:10
سالها پیش که با پان ترکها در سایتهای مجازی برخورد داشتم از برخوردها و ظلمهایی می گفتند که من هرچه می گشتم آنها را پیدا نمی کردم. جناب آرمند برای شیرازی ها و اصفهانی ها و آبادانی ها کم جوک درست کردند؟!! تو کوچه و خیابان همه دارند راحت ترکی ، لوری ،گیلکی و مازندارنی و .... صحبت می کنند آنهم در تهران. در دانشگاه؟!!! حضرات پان ترک نفوذی تحریف هم حدی دارد. مدیر گروه ترک/کرد/لر. بزرگترین آموزشگاه کل کشور دست یک لر بروجردی.
 
 
#67 آرمند 1395-06-21 13:07
دوستدار تالش وگیلک اصفهان وشیراز سالها تلاش کردند که خود را با فرهنگ خاص,معماری,هنر, شعر و مهربانی به دیگران معرفی کنند ولی همین جوک یا طنز چقدر درتغییر ذهنیت و نوع نگاه به شیراز واصفهان تأثیرگذار بوده؟آنها که فرصت معرفی خود را داشتند بصورت مردم خواب زده ترجمه شدند ولی من لرتبار چی؟حتی نتونستم خودم رو بشناسونم همون تعریفی که خودشون از من درست کردند را تبلیغ کردند.اینقدر دیگه ساده نیستم که لهجه هارو از هم تشخیص ندم.تو این جامعه داریم زندگی میکنیم.میگردیم, می بینیم و میشنویم…تو ازبکستان از شهروندهای فارس زبان سمرقند وبخارا اگه فارسی حرف بزنند جریمه میگیرند.ماهم اینجا با هجمه و موج منفی هزاران جوک جریمه میشیم.چون حس حقارت همراه همیشگی ماست…
 
 
#68 زروان 1395-06-21 13:34
جناب دوستدار…طبق کتاب جمعیت شناسی ایران نوشته دکترمژده کیانی صفحه ۲۰۰ لرستان رتبه نخست بیکاری را دارد و نرخ بیکاریش سه برابر میانگین کشوری است بعد جزو پنج استان امن کشور است و این یعنی اصالت یعنی شرافت.تو کارخونه های ساوه در خط تولید جوانهای فوق لیسانسه لرتبار زیادی رو می بینی که ۱۲ ساعت کار میکنند برای حداکثر ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومن…بیکاری غصه موروثی ماست…من از ایرانی بودن همین اندازه سهم می برم…خورجین درد و غم ما پره…باید جای ما باشید که بتونید درک کنید.ضمنأ برید آپارات و نظرات زیر فیلم اعتراضات لرها به سرزمین کهن را بخونید تا بفهمید کیا لرستیزند…
 
 
#69 نیکاتور 1395-06-22 09:26
تا رسم شما ساده دلی , ساده زبانی ست
جز دست نوازش به سرت هیچ خبری نیست
رو شیوه این عصرفریب, از دغلان جو
زآن دل که تو داری , ز دنیا خبری نیست
 
 
#70 رامیتو 1395-06-22 20:15
برچسب و انگ نه تنها از نو شخصیت فرد یاگروه راتعریف میکند وباور عمومی از اورا مخدوش مینماید بلکه ممکن است توسط فرد درونی شود و او با باور این صفت درخود,حتی درصورتیکه واقعأ حاعز این صفت نباشد,آنرا درخودش ایجادکند ویا اگرکمی ازآن صفت را دارد درخودش تقویت کند وسایر ویژگیهای خوب ومثبتش درسایه این تلقی عمومی رنگ ببازد.دربدترین شکل هم فرد بابت این برچسب ازخود وجامعه اش بیزار شده بطور بالقوه یا بالفعل شخصیتی ضداجتماع میشود.این فقط یک لطیفه,یک جوک,یک شوخی بیضرر نیست که لبمان را بخنده بازکند بلکه پشتش کلیشه سازی است
 
 
#71 آراکس 1395-06-22 21:41
میتوان هویت یک گروه وقوم را با جوک ازنو درسطح جامعه تعریف کرد و وجهه قبلی آنرا ازبین برد.میتوان چهره جدیدی به آن بخشید وبااین چهره جدید آنرا به اسباب خنده روزمره تبدیل کرد.بااینکار قوم وگروه خاص,قدرت ونفوذ اجتماعیش را بمرور ازدست خواهد داد وتاریخچه پرافتخارش فراموش میشود.درنتیجه مقبولیتش درسطح ملی کاهش پیدامیکند وافکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنش نشان نمیدهندچون عادت کردندباشنیدن اسمش به آن بخندند.به این ترتیب جوک به ابزارسرکوب تبدیل میشود.لنین ازآن بعنوان مستی توده ها نام میبرد که همه همصدا باهم سوژه جوک را میکوبند
 
 
#72 مهرتاش 1395-06-22 23:41
یک قدرت سیاسی همیشه میتواند با توسل به جوکسازی خطراعتراض وانتقاد یک گروه معترض را خنثی نماید.همانطور که مثلا انگلستان سالهاست که مردم ایرلند و اسکاتلند را به سوژه جوکهای بیشمار تبدیل کرده و کار تا جایی بالا گرفته که ایرلند و اسکاتلند امروزه سوژه جوکهای بین المللی شده اند و تصور واهی عقب افتاده و زمخت بودن آنها به دیگر کشورها نیز سرایت کرده و اینهمه بخاطر اعتراضات فراگیر مردم این دو کشور به سلطه واستعمار انگلستان بوده و تاریخچه مبارزات چند قرنشان.
 
 
#73 سارنگ 1395-06-23 00:39
جوک بعنوان ابزار سرکوب مقرون بصرفه است چون نه تنها دستمایه تفریح,خنده و رضایت خاطر نسبی مخاطبینی است که عمومأ از نداشتن شادی جمعی خسته اند,بلکه توسط خود این افراد و با هزینه ای که خودشان بابت قبض موبایل یا اینترنت میپردازند,در سطح جامعه به اجرا در می آید.واکنش افراد سوژه جوک دو نوع است در یک صورت آزرده خاطر شده و با غرور جریحه دار از سایرین فاصله میگیرند و منزوی میشوند.گروه دیگر که میخواهند در جامعه پذیرفته شوند به ناچار از هویت خود بیگانه میشوند,قومیت و لهجه شان را پنهان میکنند و حتی خودشان به باز تولید این جوکها میپردازند تا اجتماع و گروه مسلط آنها را از خود بداند و جدی بگیرد…
 
 
#74 ویدافر 1395-06-23 09:08
فراگیرشدن یک باورعمومی کذب درباره یک قوم ونسبت دادن صفتی که هرگز نمیتواند کاملأ درست باشد,عجب جنایتی میتواندباشد وچه راحت میتواند به بهای شخصیت انسانی آدمها تمام شود.همیشه توجیهی دست وپا میکنیم که نه این یک شوخی بیضرر است اما واقعیت اینست که شوخی بیضرر ما از انواع جنایتهای شناخته شده اجتماعی واز عوامل سرکوب انسانیت است.این جنایت بخصوص درعلوم تربیتی,هنگام رشد وشکلگیری شخصیت نوجوانان ویرانگرست و ازویرانی فرد به اجتماع راه می یابد.مثلأکافیست معلم بدانش آموزخنگ بگوید,ازاین به بعدصفت بر او میماند وتمام انرژیش را برای تغییرآن هدرمیدهد
 
 
#75 فردیت متفاوت 1395-08-07 20:59
من از این دونان شهرستانیم
خاطر پر درد کوهستانیم
هر سری با عالم خاصی خوش است
هر که را یک چیز خوب و دلکش است
من خوبم با زندگی کوهیان
چون که از طفلی عادت دارم بدان
به به از آنجا که مأوای من است
وز سرتاسر شهر در ایمن است
به به از آن شورش و وآن همهمه
که می افتد گاگاهی در رمه
به به از آن آتش شبهای تار
در کنار گوسفند و کوهسار
زندگی در شهر فرساید مرا
صحبت شهری بیازارد مرا…
نیمایوشیج این شعر را خطاب به شبه روشنفکران,نویسن دگان و شاعران وابسته درجه سومی و پایین تر از متوسط سرود که ارزشهای بومی و محلی اقوام محترم ایرانی را به سخره میگیرند…
ملتی که هنر ندارد , جوک دارد…