چهارشنبه, 29 شهریور 1396  

جدیدترین مطالب

دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
 

 
 

نگاه به درون با چشمان خود/ تسلیم تغییرات شویم یا سوار بر تغییرات؟ (+ویرایش جدید)

 

ابراهیم خدایی /

اغلب مطالب تولیدی لور از بنیاد در پی نقد جامعه لر بوده و هست. مقایسه ای بین ما و سایر پایگاه های لرستانی در اینترنت نشان می دهد لور کمتر از هر سایت دیگری به نقد فلان مسئول یا فلان ارگان دولتی می پردازد.

 

 

 

نکته: ضمن پوزش، این یادداشت پس از انتشار اولیه (5 مرداد 1394، ساعت 14)، امروز 6 مرداد ماه ساعت 11 صبح با تذکر برخی دوستان ویرایش شد، این ویرایش فقط از نظر دستوری، املایی و برخی جابجای های لفظی بود و شامل محتوای اصلی مطلب نشده است.

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی توسعه، دانشگاه تهران): جناب آقای دکتر ترکارانی در یادداشتی که نشان از حسن تفاهم مشارکت کنندگان بحث «لرستان، طایفه، انتخابات و توسعه» نکات ارزشمندی فرمودند و از جنبه ای به یادداشت بنده پرداختند که هشداری باشد برای روشن تر شدن منظورم و تذکری مبین بر این که از سوی دیگر بام نیفتیم. یادداشت ایشان با عنوان «نگاه به درون و نقد خودی مبنای توسعه درون‌زای لرستان» گرچه فضای مثبتی به سوی نزدیک شدن بیشتر دیدگاه ها داشت اما نکاتی هم دارد که نشان می دهد ما داریم لایه های عمیق تری از تفاوت در باورها و پیش فرض هایمان کشف می کنیم، بیایید بیشتر در این لایه ها صحبت کنیم چه بسا این روند نزدیک شدن دیدگاه ها ما را به تفاهم بیشتر رساند.

مهمترین نقطه توافق من با مطلب اخیر آقای ترکارانی این است که یادداشت های قبلی من و آقای دارابی به نوعی ممکن است مخاطبان را دچار سوء تفاهم بکند که ما «دولت» را مقصر همه چیز می دانیم، در حالی که به دنبال تذکر این نکته هستیم که در دعوای بر سر میزان و تأثیر طوایف ممکن است عوامل اصلی توسعه نیافتگی، مخصوصا عملکرد سیستم دولتی به فراموشی سپرده شود. اما نکته اختلاف اساسی کماکان شیوه موضع گیری ما در برابر تغییرات است، پیش از آن که به این مبحث بپردازم، لازم است در سطوری کوتاه از رویکرد خویش و نشریه مطبوعم (لور) دفاع کنم.

در بیانات اقای دکتر ترکارانی و همچنین برخی دیگر از منتقدان نشریه لور، ما همیشه مستقیم یا غیر مستقیم متهم به دفاع کورکورانه از سنت لری شده ایم و همچنین برداشت بسیاری این است که ما قصد داریم لرها را در برابر مشکلات کنونی خویش تطهیر کنیم، و به قول دکتر ترکارانی بگوییم "همه درمان پیش دولت است".

اگر نیک بنگرید یادداشت های بنده و اساسا اغلب مطالب تولیدی نشریه لور از بنیاد در پی نقد جامعه لر بوده و هست. مقایسه ای بین ما و سایر پایگاه های محلی لر در اینترنت نشان می دهد لور کمتر از هر سایت دیگری به نقد فلان مسئول یا فلان ارگان دولتی می پردازد.

حتی در همین بحث جاری نیز ریشه بسیاری از اختلاف نظرهای ما به این بر می گردد که طیف غالب اهل قلم لر به قول شما فکر می کنند "همه درمان پیش دولت است" و راه درمانش هم این است که ما نمایندگان خوب و خوب تری بفرستیم به دربار تا بتواند سهم مان را بگیرد.

در حالی که نقد «لور» از جامعه «لر» و همچنین «دولت»، عمیق و بنیادی است و به خاطر همین عمق است که با جریان غالب روشنفکری دچار چالش است، در این انتقاد «چپ» و «راست» هر دو در یک طیف قرار می گیرند، ما شیوه برخورد لرها در برابر تغییرات را که «تسلیم شدن» است نمی پذیریم بلکه ما به دنبال این هستیم که بتوان «سوار بر تغییرات» شد، چپ و راست بومی باید در لرستان متولد شوند، چپ و راست کنونی هر کدام نوعی از تسلیم شدن دربرابر الگوی وارداتی از تهران هستند و آن نیز الگویی وارداتی از خارج از بستر بومی ایران و لرستان است، حتی مشاجره سیاسیون لرستان نیز سایه ای از مشاجره های تهران است.

این رویکرد ما در مطلب آقای ترکارانی «آرمان گرایانه» توصیف شده است، اما شاهد آن هستیم که کشورهایی همچون هندوستان، کره جنوبی، برزیل و آمریکای لاتین به خوبی این سوار شدن را آغاز کرده اند، حال آن که کشورهایی مثل کره شمالی و کوبا در برابر یک فرمول جهانی (کمونسیم) و کشورهایی مثل مکزیک و نئولیبرال های ایران دربرابر یک فرمول جهانی دیگر (سرمایه داری) کماکان نمی توانند به نقد رویکرد «تسلیم» بپردازند.

نگاه به درون و برون با چشم های خود

پیام اصلی و بنیادی نشریه لور این است که لازم است بپذیریم " ما تافته جدا بافته نیستیم، انسانی هستیم مثل انسان‌های دیگر" بنابراین باید بکوشیم با چشم های خود به خودمان و دنیا بنگریم، مهمترین انتقادی که ما از جامعه لر، و در درجه اول نخبگان، اهل فکر و قلم، داریم همین است که باید سعی کنیم قضاوتمان از خود و دنیا تحت تأثیر دیدگاه خودمان باشد نه این که عینا نظریات و معیارهای وارداتی را پیاده کنیم.

در مجلسی صحبتی منعقد بود که بسیار به همین مبحث کنونی ما نزدیک است، من آن جا نام «ماه طلا» را مثال زدم و گفتم این نام از هر طرف که بنگری و با هر مکتب ادبی و غیر آن که بخواهی نقد کنی زیبا ترین نام زنانه دنیاست، اما چرا ما آن را بر دختران مان نمی گذاریم؟

دوستی گفتند بله وقتی بگویی «ماه طلا» زیباست اما وقتی به لری صدا می زنی «ماتلا» حال آدم گرفته می شود! نکته بنیادی ما همین جاست، اتفاقا آن چه ما از آن دفاع می کنیم همین است، ما از نام ماه طلا، زبان لری، ساختار اجتماعی بومی (طایفه) و سایر پدیده های لری دفاع نمی کنیم، بلکه به دنبال کشف و رسوا کردن این «حال ناخوش» هستیم. حتی در مساله انتخابات، بیکاری، خودکشی و سایر مشکلات جامعه، من معتقدم تا مشخص نشود چرا وقتی با چشم های خودمان به خود نگاه می کنیم حالمان به هم می خورد راه حل را پیدا نخواهیم کرد، تا زمانی که نخبگان ما از شنیدن کلمه «طایفه» حالشان به هم خورد نمی توانیم به الگویی دست بیابیم که از همین طایفه برای توسعه استفاده کند، یا حداقل از آسیب آن به توسعه کم کند.

در این راستا هرگز دنبال این نبوده ایم که بگوییم " اگر در گذشته به دلایل محیطی و جغرافیایی و سیاسی به شکل خاصی زندگی کرده‌ایم، به این معناست که در آینده چنان خواهیم بود" اما مدعی هستیم که گذشته ما به هر دلایلی متفاوت از دیگران بوده است و بدون هیچ تردیدی آینده ما نیز متفاوت از دیگران خواهد بود (به همان دلایلی که در گذشته متفاوت بوده است). آقای دکتر ترکارانی ضمنا تأکید کرده اند:

"علم روانشناسی  و جامعه‌شناسی و علوم تربیتی و ... برای مشکلات ما راه حل دارد. برای یافتن راه حل و ایجاد تغییرات هیچ جامعه‌ای خاص و منحصر بفرد نیست. جامعه را باید در یک حرکت دیالکتیکی بین دیدگاه‌های علمی و زمینه محلی شناخت. بدون شناخت زمینه و بدون دانستن روش علمی قادر به شناخت و تغییر جامعه نیستیم".

این پاراگراف از جمله نقاط اتفاق نظر ماست مشروط بر این که منظور این نباشد که «زمینه محلی» فقط محلی برای پیاده شدن راه حل های جهان شمول علمی باشد، ضمن پذیرش امکان وجود اشتراک میان زمینه های محلی مختلف و امکان تعامل تجربه و نظریه با جوامع دیگر، معتقدم نظریه های علوم انسانی از جنس علوم طبیعی نیستند و لذا بدون بومی شدن و محلی شدن قابل اتکاء نخواهند بود.

روزی در محفلی صحبت از لزوم راه اندازی رشته لرستان شناسی بود، حاضری گفت مگر فرانسه یا آمریکا به این چیزها پرداختند که پیشرفت کردند، ایشان توجه نکرده بودند که اتفاقا آن چه ما امروزه به عنوان جامعه شناسی یا روان شناسی و امثال آن می خوانیم و تدریس می کنیم در ذیل این عنوان های دهن پرکن و جهان شمول عملا «فرانسه شناسی» و «آمریکا شناسی» بودند.

در این زمینه تز دکتری و بیشتر مقالات دکتر مجتبی ترکارانی مصداق بارز و ستودنی از تلاش نخبگان جوان لرستان برای بهره بردن از علوم جدید در راستای نیازهای جامعه لرستان است اما بسیاری از این کار ها بیشتر «بومی کردن تحقیق اجتماعی» است (مثلا اینجا را بینید) در حالی که ما دنبال «بومی کردن نظریه اجتماعی» هستم، مثلا این که نظریات نخ نمای نوسازی راجرز را در لرستان آزمون کنیم و فی المثل نتیجه بگیریم «خانواده گرایی» مانع توسعه در روستاهای لرستان است به معنای بومی کردن جامعه شناسی نیست بلکه یک «تسلیم شدن» محض دربرابر معیارها و شیوه نگاه دیگران به خویش است.

مثلا اگر در جامعه فرانسه از بین رفتن طایفه ها (شاید به بیان دورکیم همبستگی مکانیکی) منتج به تشکیل جامعه مدنی شد، دلیل نمی شود در لرستان هم همان اتفاق بیفتد، در لرستان اگر طوایف از بین بروند لزوما جامعه مدنی لرستان تقویت نمی شود بلکه به احتمال زیاد تهران و پاریس تقویت می شوند، زیرا طوایف و نسبت های خویشاوندی، در غیاب احزاب و تشکل های مدنی، قوی ترین  زنجیره های جامعه ما هستند، زنجیر بگسلد هر مهره ای جایی می رود، در فقدان سرمایه اجتماعی و پیوند اجتماعی میان مردم ما، یک فرصت طلایی برای غارت بیشتر و تضعیف بیشتر از سوی جوامع پیشرو نهفته است.

آری من نیز در این «آرزو» می توانم شریک باشم که ای کاش زنجیره و حلقه وصل طوایف نبودند اما در این «اقدام» شریک نیستم که طوایف تخریب شوند.

کره شمالی قربانی چیست؟

آقای ترکارانی مثال آورده اند "من معتقدم که حتی اگر دولت و یا سرمایه‌داری را و استثمار و... را شر مطلق بدانیم. باید ببینیم ما چه مشکلاتی داشته‌ایم و چه ضعف‌هایی درونی داشته‌ایم که این شر‌های مطلق در ما نفوذ کرده اند و در دیگران نفوذ نکرده‌اند؟ چرا شر مطلق در کره جنوبی مایه رفاه شده و نبودش در کره شمالی مایه قحطی!"

بنده اتفاقا معتقدم مقایسه دو کُره می تواند به مفاهمه کمک کند، هر چند در پاراگراف بعدی به خاطر ایجاد امکان رفرنس دادن به منابع علمی این مثال را عوض خواهم کرد، کره شمالی قربانی پیاده کردن فرمول های جهانی بدون محلی کردن آن ها شد.

دکتر ناصر فکوهی در یکی از سخنرانی های خود (که می توانید آن لینک آن را در انتهای این مطلب ببینید و حتما سفارش می کنم گوش کنید) به جای سخن گفتن از دو کره به مقایسه وضعیت کوبا و مکزیک در مقایسه با هندوستان و برزیل پرداخته است، از دیدگاه وی کوبا قربانی پیاده کردن فرمول جهانی کمونیسم و مکزیک قربانی پیاده کردن فرمول جهانی سرمایه داری شده است.

این درحالی است که در کشورهای آمریکای لاتین (مخصوصا برزیل) و هندوستان تلاش جامعه برای دست یافتن به نسخه های بومی از توسعه نتیجه داده است و با وجود این که هنوز در این کشورها شاهد فقر و مشکلات اقتصادی و اجتماعی (که به قول آقای فکوهی بازمانده تاریخ استعماری هستند زیرا پیش از استعمار هر دو منطقه مرفه و آبادتر از اروپا بوده اند) هستیم اما روند رو به رشدی دارند. دکتر فکوهی به عنوان مثال از ان جی او های خاص هندوستان و همچنین نظریه اعتبارات خُرد به عنوان نظریه هایی در راستای بومی کردن توسعه در این کشورها نام می برد.

نمونه دیگر اصلاحاتی است که ژاپنی ها در الگوهای مدیریتی غربی (تایلریسم و فوردیسم) ایجاد کردند و با بهره بردن ارزش های خانوادگی، سامورایی و بومی شان، الگویی ژاپنی طرح ریزی کردند که توانست این جامعه را تا حد زیادی سوار بر تغییرات جهانی بکند (ایمان حقیقی 1384).

منابع:

:: مجتبی ترکارانی: نگاه به درون و نقد خودی مبنای توسعه درون‌زای لرستان

:: حقیقی، ایمان (1384)، «توسعه اقتصادی ژاپن و عوامل کلیدی آن»، در: راهبرد توسعه، سال اول شماره 4،  لینک دانلود: http://www.ensani.ir/storage/Files/20101210194820-61.pdf

:: فکوهی، ناصر (1393) ، سخنرانی در همایش «بررسی تاریخی مسئلۀ توسعه در ایران»، ١٣٩٣/٠٢/٣٠، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران،

نشانی برای دانلود بخش اول: http://simafekr.tv/fileattach2014053050002154599_lq-(1).mp4

نشانی برای دانلود بخش دوم: http://simafekr.tv/fileattach2014053352207286600_lq-(2).mp4

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 ترکارانی 1394-05-05 16:53
جناب خدایی.از نوشته خوبتان استفاده کردم.امید که بتوانیم در یک گفتگوی سالم و به نقاط فهم مشترکی برای توسعه لرستان دست یابیم.
 
 
#2 عماد جعفری پور 1394-05-05 16:59
بسیار عمیق و امیدبخش است این سخن
.
پیام اصلی و بنیادی نشریه لور این است که لازم است بپذیریم " ما تافته جدا بافته نیستیم، انسانی هستیم مثل انسان‌های دیگر" بنابراین باید بکوشیم با چشم های خود به خودمان و دنیا بنگریم، مهمترین انتقادی که ما از جامعه لر، و در درجه اول نخبگان، اهل فکر و قلم، داریم همین است که باید سعی کنیم قضاوتمان از خود و دنیا تحت تأثیر دیدگاه خودمان باشد نه این که عینا نظریات و معیارهای وارداتی را پیاده کنیم.
 
 
#3 لرستانی 1394-05-05 18:39
جناب آقای خدایی در تمام جوامعی که توسعه را با تأخیر آغاز کرده اند نمی توان نقش اساسی "دولت های توسعه گرا" را نادیده گرفت .ژاپن و آلمان در اواخر سده نوزدهم یا برزیل ،کره جنوبی ،سنگاپور ، هند و ..در دوران پس از جنگ جهانی دوم نمونه هایی از چنین دولت های توسعه گرایی به شمار می روند.پیشینه تاریخی ،فرهنگی و ساختار اجتماعی بعضا متفاوتی داشته اند ولی در اغلب نمونه هایی که شما به عنوان الگوهای موفق توسعه از آن ها نام برده اید قواعدی کلی حکم فرما بوده است از قبیل گرایش این دولتها به مدرنیزاسیون ،افزایش اقتدار ملی ،تعامل با بخش خصوصی و رشد و گسترش سرمایه داری و نظام اقتصادی بازار.اغلب این دولت ها (خصوصا آلمان و ژاپن)دارای پیشینه اقتدارگرایی هم بوده اند اما همانطور که در نوشتارهای قبلی هم اشاره کردم در جریان توسعه اقتصادی به تدریج "شهرنشینی" گسترش می یابد ،سطح سواد و آگاهی عمومی بالا می رود و
 
 
#4 لرستانی 1394-05-05 18:56
..و طبقه متوسط شهری شکل می گیرد.در اوضاع و احوال جدید طبقات اجتماعی جدید و به ویژه نخبگان در صدد مشارکت در دولت وانعکاس نظرات خویش در آن برمی آیند بنابراین تقاضا برای "توسعه سیاسی" افزایش می یابد این دگرگونیها خود موجب تنش میان ساختار دولت اقتدارگرا ،ترکیب طبقات اجتماعی و سطح توسعه اقتصادی می شود در نتیجه واکنش هایی را در میان مردم ،نهادهای مدنی جامعه و دولت برخواهد انگیخت که در اغلب موارد منجر به اصلاحات دموکراتیک صلح آمیز در چنین جوامعی هم شده است!می خواهم بگویم در اغلب این جوامع علیرغم ویژگی های فرهنگی و اجتماعی و پیشینه تاریخی بعضا متفاوت روال کلی توسعه چندان متفاوت نبوده است و حتی می توان خط سیر آن را با دقت معین کرد.تحزب و انتخابات مبتنی بر آن شاید اکنون با جامعه طایفه گرای لرستان بیگانه باشد ولی از کجا معلوم که تحولات آتی روزی ضرورت آن را ایجاب نکند؟!
 
 
#5 لرستانی 1394-05-05 19:07
علی الخصوص که همین ویژگی خود به تدریج در حال از میان رفتن است .شما انسجام و یکپارچگی طوایف لرستان را با 50سال پیش از این مقایسه بفرمایید. طوایف دیگر آن کل واحدی نیستند که در گذشته بودند !ساختار اجتماعی طایفه ای میراث گذشته است ودر جامعه ای که شرایط عینی آن یکسره با گذشته متفاوت شود خواه ناخواه دچار تحول و دگرگونی خواهد شد .
--------------------
ابراهیم خدایی: جناب لرستانی عزیز، ای کاش نظر مفصل و ارزشمندتان را به صورت یک مطلب مدون جهت انتشار در اختیار لور قرار می دادید.
با نظرتان هم درباره نقش دولت و هم درباره روند کمرنگ شدن طوایف و احتمال نهادینه شدن تحزب پذیرفته ام.
من از این مساله صحبت می کنم که لازم است نگاهمان به مساله توسعه را بومی کنیم، این نگاه بومی شاید به این نتیجه برسد که لازم است طوایف کمرنگ شوند و دولت فلان نقش را بر عهده بگیرد (یا برعکس).
قطعا اگر ما برخی الگو های فرنگی را ملاک قضاوت قرار بدهیم لازم است در تخریب و بدنامی طوایف بکوشیم، اما با توجه به توضیحاتم در این مطلب و مطالب قبلی، آیا شما قبول دارید تخریب طوایف (و البته نه روند تدریجی تضعیف یا تغییر کارکرد آن ها) به ضرر لرستان است؟
من معتقدم که لرستان بدون طوایف همان ذره تعلق خاطری م که در دل مردمش به جامعه وجود دارد را از دست می دهد (بارها گفته ام طوایف معدن ایجاد تعلق میان افراد و جامعه، ایجاد سرمایه اجتماعی و ایجاد اعتماد اجتماعی هستند و بدون طوایف در لرستان کسی کسی را نمی شناسد زیرا نهاد دیگری برای پیوند اجتماعی وجود ندارد).