شنبه, 06 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

لرستان و مردمش غرامت چه چیزی را قرار است پرداخت کنند؟

 

حسین عیسوند اسدی /

این میزان آب برابر با آبی است که سالانه کلان شهر تهران را سیراب می کند در حالی که کل  شهرها و روستاهایی که مشمول بهربرداری از این آب انتقالی هستند به زحمت جمعیتی برابر با یک میلیون و هفتصد هزار ...

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور؛ پروژه ی انتقال آب از رود بختیاری در شرق لرستان (الیگودرز) به حوضه ی مرکزی و استان قم که همواره بانام مبهم "قمرود" از آن یاد می شود از سال ۱۳۸۲رسما توسط ریاست جمهوری وقت محمود احمدی نژاد به بهربرداری رسید، فاز یک این پروژه سالانه ۱۸۳میلیون مترمکعب آب از لرستان به حوضه ی مرکزی و قم انتقال می دهد و قرار است این میزان تا سال۱۴۱۰به ۲۴۰ میلیون مترمکعب افزایش یابد(فازدوم).

این میزان آب (۱۸۳میلیون مترمکعب) برابر با آبی است که سالانه کلان شهر تهران را با ۱۳میلیون واندی جمعیت سیراب می کند در حالی که کل  شهرها و روستاهایی که مشمول بهربرداری از این آب انتقالی هستند به زحمت جمعیتی برابر با یک میلیون و هفتصد هزار دارند،به عبارتی دیگر کل جمعیت شهرستان های قم، محلات،خمین، خوانسار، گلپایگان،ساوه و شهرهای نیمور وسلفچگان برابربا ۱۶۹۶۰۱۷ می باشد. 

سوالی که اینجا پیش می آید این است که مازاد این آب انتقالی که حجم بسیار قابل توجه ی هم هست صرف چه می شود؟کشاورزی، تفریحی، صنعتی یا ...؟

بی شک اگر هدف تامین آب شرب شهرها و شهرستان های مذکور باشد تنها ربعی ازحجم آب انتقالی پاسخگوی کامل و چه بسا بیشتر از نیاز شرب مردمان ساکن شهرهای فوق است. 

اما اگر برای کشاورزی و تفریحی و مقاصدی غیر ازشرب مورد استفاده قرارمی گیرد که قطعا چنین است باید به محکمه ی درونی و انسانی خویش رجوع کنیم که آیا روا است که استانی به نام لرستان که آماربیکارانش گاها به ۵۰٪ می رسد و تنها منبع درآمد مردمش از راه کشاورزی و دامپروی است خود درتشنگی و فقر بماند تا استان ها و شهرستان های ثروتمند مذکور علاوه بر برخورداری از صنعت، گردشگری، معادن غنی، مراکز مهم علمی و تفریحی، بودجه های کلان و... با آبی که حکم حیات وتنها  منبع درآمدرا برای مرد لر دارد کشاورزی کنند و فضای سبز بیارایند؟

اگر هدف ما تولید محصولات کشاورزی برای کمک به اقتصاد کشور است کدامین منابع خاکی و اقلیمی غنی تر از لرستان که در یک قدمی اولین ورودی تونل انتقال آب است کدامین منطق و علم این را می پذیرد که ما میلیارد ها دلار پول و سال ها زمان وقت صرف کنیم که از ناحیه ی حاصلخیز با اقلیم مناسبی  که در یک قدمی منابع آب است آب را منتقل کنیم به کیلومترها دورتر به کویری شوره زار که از نظر علم مهندسی کشاورزی و خاک بی ارزشترین و فقیرترین خاک های جهان است! و تحت هیچ شرایطی محصولی اقتصادی و حتی نزدیک به اقتصادی هم ندارد.

مگر به لرستان و مردم لر چه گوهر و بهای  داده شده است که اکنون به بهایش تمام دارایی شان مطالبه می شود؟ 

این پروژه های انتقال آب که دردهه ی اخیر در سرزمین های لرنشین از جمله لرستان وچهارمحال بختیاری به مرحله ی اجرا در آمد ویا در دست اجرا است بی شک کشور و مردم لر را در دهه های پیش رو و حتی هم اکنون وارد فجایع فرهنگی و زیستی محیطی جبران ناپذیری کرده و خواهد کرد  به این علت که سرزمین های لرنشین (لرستانات) فاقد صعنت پیشرفته و یا منبع درآمد قابل توجه ی هستند و دولت ها هم هیچگاه در چشم انداز های صنعتی و آینده نگری خود، لرستان و مردم را ندیده و قدمی مثبت و چشمگیر برایش بر نداشته اند و تنها چشم امید مردم لر به رودخانه ها، منابع آبی و خاکی و کشاورزی شان هست که آن را هم از آن گرفته و می گیرند مردمی که هیچ راه درآمدی ندارند مجبوربه مهاجرت از زادگاه خویش هستند و سرنوشت مهاجرین چیزی جز خاموش فرهنگی و هویتی نخواهد بود و مشکلات افزایش جمعیت شهرها و هزاران مشکل دیگر که مطرح کردن همه ی آنان از حوصله ی این بحث خارج است را نیز باید به پیامدهای منفی اینگونه پروژه ها افزود. 

متاسفانه نمایندگان مردم لر هم هیچگاه گامی مثبت و مفید برای مردم خویش بر نداشته اند یا نتوانسته اند حریف این ظلم ساختارمند شوند، آن ها هم تنها در زمان انتخابات از صداقت و دلپاکی مردم لر برای جمع آوری رای برای خویش سوءاستفاده کرده و می کنند.