دوشنبه, 03 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
 

 
 

پتانسیل های قومیت و هویت محلی در توسعه مناطق لُرنشین

 

ابراهیم خدایی /

قومیت می تواند به عنوان یک سرمایه اجتماعی به خدمت جامعه درآید و حس تعلّق به سرزمین و مردم خویش را تقویت کند، توجه به قومیت، زمینه را برای کشف، معرفی و تقویت استعدادهای محلی فراهم می آورد ..

 

گفتار ما، شماره 6 (فروردین 1395) ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه تهران): مردم لُر از جمله گروه های جمعیتی قابل توجه در کشور ایران، دارای تنوع درونی بالا و شاخه های متعدد از لُرهای مینجایی و لک تا لُرهای بختیاری و جنوبی و ... در بخش وسیعی از سرزمین ایران، شامل کمابیش ده استان کشور هستند، پتانسیل عظیمی از همکاری، همدلی و همزبانی میان مردم کرمانشاه، همدان، ایلام، لرستان، چهار محال و بختیاری، خوزستان، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بوشهر وجود دارد و در قالب "قومیت" متجلی است، اما از آن جا که تقسیمات رسمی کشور مبتنی بر استان هاس، در ساز و کارهای فعلی جامعه ایرانی، هیچ تمهید کارآمدی برای استفاده از این پتانسیل وجود ندارد و اگر هم گاهی فرصت ظهور بیابد بیشتر در قالب همکاری های متقابل استانی است.

به عبارت دیگر جمعیت  چندین میلیونیِ لُرها در ایران می توانند با استفاده از ظرفیت هویت قومی خویش، گام های بلندی برای توسعه کشور و استان های لرنشین بردارند و زمینه یک همکاری منطقه ای را بر مبنای قومیت فراهم کنند که با افزایش مشارکت عمومی، برخی هزینه ها را از دوش اجتماع و دولت بکاهد، به عنوان مثال در شرایطی که موسیقی بختیاری از جمله اشتراکات استان های لرستان، خوزستان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری است، چه لزومی دارد جشنواره ها و فعالیت های فرهنگی در این حوزه محدود به قالب های استانی باشند؟ آیا پیاده کردن یک برنامه در زمینه مذکور اما محدود کردن آن به یک استان خاص اتلاف منابع نیست؟ چرا بختیاری های خوزستان نتوانند در برنامه های فرهنگی بختیاری های لرستان مشارکت کنند و برعکس؟

به همین شکل در زمینه های زیست محیطی، مثلا در قضیه حفاظت از جنگل های بلوط، سمندرلرستانی، منابع آبی و... توجه به قومیت به عنوان یک زمینه همکاری فرا استانی می تواند نقشی در افزایش مشارکت و کاهش هزینه ها داشته باشد.

از دو مثال فوق مهمتر، اهمیت قومیت زمانی درک می شود که متوجه انتقادات اخیری که از سوی رویکردهای توسعه محلی، توسعه پایدار، توسعه قومی، مشارکتی، انسانی و امثال آن به نظریه های رایج توسعه باشیم (نک: ازکیا 1392، ویلیس 1393).

عنبری این انتقادات را این طور خلاصه کرده است:

"در سال های اخیر، مهم ترین انتقادات به توسعه، از منظر محیط شناختی و فرهنگ صورت گرفته است. توسعه حاضر راتوسعه با ضرایب خط بالا توصیف می کنند. در واقع امروزه همگان پذیرفته اند که رشد اقتصادی ]به تنهایی[، توسعه محسوب نمی شود. بنابر اهداف مختلف رشد، نحوه توزیع آن گاهی به توسعه منجر می شود و در گاهی اوقات توسعه بدفرجامی در پی دارد که موجب هدر رفتن بخش مهمی از دستاوردهای ملی و حتی تولید ناخالص ملی می شود. الگو برداری توسعه از کشورهای صنعتی جز بر اساس رشد نابرابر پایه ریزی نمی شود. توسعه با الگو برداری از غرب، پیامدهایی مانند نابرابری، تخریب طبیعت و آسیب به بقای انسان به دنبال دارد. این نوع توسعه مخاطره آمیز و بدفرجام در بهترین حالت موجب دسترسی برگزیدگان جامعه به سبک زندگی کشورهای ثروتمند می شود و در عین حال حاشیه نشین کردن اکثریت مردم را نیز به همراه می آورد" (عنبری 1390: 348-349).

در مقابل این گونه توسعه تقلیدی و وارداتی، می توان از توسعه محلی و یا بوم آورد سخن گفت: "توسعه بوم آورد اساسا در راستای پایداری و پیشرفت حرکت می کند و به برقراری روابط هماهنگ بین انسان و طبیعت می اندیشد" (عنبری 1390: 349).

اصلاح رویکرد های فرهنگی و سیستم سیاسی و اداری  کشور، با مبنا قرار دادن هویت های محلی و قومی، می تواند منجر به تغییرات زیر شود تا زمینه برای تمرکز زدایی، دستیابی به توسعه محلی پایدار، بوم آورد و رهایی از توسعه وارداتی و تقلیدی و بدفرجام فراهم آید؛

الف) قومیت به عنوان یک «سرمایه اجتماعی» در خدمت توسعه منطقه درآید؛ در حالی که سرمایه اقتصادی به معنی در اختیار داشتن مقادیر زیادی ارزش اقتصادی (پول، ثروت) است و سرمایه فرهنگی نیز به میزان دانش، مدارک تحصیلی و اطلاعات اشاره می کند، سرمایه اجتماعی عبارت است از هر چیزی که بتواند میان انسان ها پیوندی ایجاد کند، هر انسان یا جامعه ای پیوندهای بیشتری داشته باشد، همگرایی و همدلی اش بیشتر خواهد بود و بهتر می تواند به «همکاری» برسد. گروهی که پیوندهای کمی میان اعضایش وجود دارد دیرتر می تواند هماهنگی و مشارکت ایشان را برانگیزد. به عنوان یک مثال روشن، زمانی که تیم گهر دورود در ورزشگاه آزادی تهران دربرابر تیم های پرسپولیس و استقلال صف کشید طبیعی بود هواداران کم شمار دورودی نمی توانستند از تیم خود در برابر خیل هزاران نفری هواداران تیم های پایتخت نشین به خوبی حمایت کنند، بدین ترتیب دورودی ها می کوشیدند از «قومیت لُر» به عنوان بهانه ای برای کشاندن مردم بیشتری به ورزشگاه استفاده کنند (خدایی 1391).

به همین ترتیب زمانی که در مجلس شورای اسلامی درباره قوانین و یا طرح های اقتصادی و... بحث می شود، در نهایت رأی اکثریت تعیین کننده مصوبه های نهایی خواهد بود، طبیعی است کلان شهری همچون تهران با چند جین نماینده و سایر استان های بزرگ کشور که هرکدام تعداد بیشتری نماینده دارند، می توانند بهتر مطالبات خود را پیش ببرند، در این میان استان های کوچک لرنشین مثل ایلام و کهگیلویه و بویراحمد که دو یا سه نماینده بیشتر ندارند همواره منزوی و نمایندگانی با تأثیر ناچیز باقی خواهند ماند، لذا تشکیل فراکسیونی بر مبنای قومیت در مجلس (فراکسیون لُرها) می تواند یک هم افزایی مؤثر و مفید برای منطقه و کشور باشد.

ب) توجه به «قومیت» زمینه را برای کشف، معرفی و تقویت استعدادهای محلی فراهم آورد؛ در فراز پیشین گفته شد تبدیل قومیت به «سرمایه اجتماعی»، شرایط مردم لُر را در معادلات ملی، منطقه ای و جهانی تقویت می کند، اما در لایه های عمیق تر، می کوشد با تغییر نگاه لُرها به خویش، سرزمین و فرهنگ لُر، نکاتی را بیابد که فرمول های جهانی و وارداتی توسعه کمتر به آن توجه کرده اند.

زمانی نظریه های مربوط به توسعه به دنبال الگوهای ساده و جهان شمولی بودند که در تمام جوامع کاربرد داشته باشند، مثلا گمان می شد اگر افزایش جمعیت در فلان جامعه منجر به توسعه شده است، باید در جامعه دیگری نیز همین کارکرد را داشته باشد، در حالی که ممکن است جامعه دوم در نتیجه افزایش اندکی در جمعیت فعلی اش نیز دچار بحرانی بشود که نه فقط در دست یافتن به توسعه ناکام بماند، بلکه مشکلات جدیدی نیز بدان افزوده شود، برعکس زمانی نیز رویکرد عمومی این بود که هر جامعه ای بتواند جمعیت را کنترل کند و افزایش ندهد به توسعه نزدیکتر است، در حالی که امروزه می بینیم بسیاری از جوامع به نتایجی عکس آن رسیده اند، در واقع مساله جمعیت و اغلب مسایل توسعه ای را باید با نگاه به وضعیت و شرایط محلی هر جامعه، به صورت موردی و محلی، بررسی کرد.

مسلط بودن توسعه تقلیدی و وارداتی که ناشی از صدور آن ها از مراجع قدرت جهانی است، باعث شده مردم جوامع ضعیف نتوانند به درستی شرایط واقعی خود را ارزیابی کنند تا بر مبنای آن ارزیابی بتوانند اقدام به نظریه پردازی و برنامه ریزی برای توسعه سرزمین و مردم خویش بکنند. مردم لُر به خاطر  مسلط بودن این الگوها عادت داده شده اند بر اساس معیارهای وارداتی قضاوت کنند و از همین رهگذر است که از پوشیدن لباس خود، سخن گفتن به زبان خود، حتیدیدن زیبایی ها و استعداد های سرزمین خود احساس خوبی ندارند.

مثلا در زمینه های هنری، رسانه های مقتدر غیر لری و گاه غیر ایرانی توانسته اند ذائقه و سلیقه  مردم را به گونه ای دست کاری کنند که زیبایی و جزئیات ارزشمندی که در موسیقی لُری هست، یا ممکن است به وجود بیاید، درک نکنند، بدین ترتیب موسیقی لری به عنوان یک سرمایه فرهنگی ارزشمند از رونق بیفتد و در معرض تهدید انواع موسیقی تهرانی یا غربی قرار بگیرد.

ادامه روند موجود به معنی حبس بخش زیادی از انرژی ها و پتانسیل های محلی است که در واقع همین ها سرمایه های واقعی ملی هستند. اگر لرها نتوانند پتانسیل های بومی لرستان و گیلک ها پتانسیل های بومی گیلان را فعال کنند، در واقع سرمایه های اصلی ایران بلااستفاده مانده اند!

مثلا تقویت هر یک از موسیقی های محلی ایران در نهایت تقویت موسیقی ایرانی است.

ج) قومیت حس تعلّق به سرزمین و مردم خویش را تقویت می کند؛ ترجیح دادن منافع و مصالح جامعه محل زندگی خود بر منافع شخصی دستاوردهای مفید بسیاری برای جامعه و افراد آن دارد، به عنوان مثال اگر مردمی روستای محل زندگی خود را دوست داشته باشند حاضر نمی شوند در ازای نفع کمی که به خودشان می رسد ضربه مهلکی به روستا بزنند، اما اگر این حس تعلق نباشد فرد حاضر است یک درخت بلوط تنومند را که فرضا ارزش ریالی آن برای محیط زیست سرزمینش پنج میلیون تومان باشد را بسوزاند و آن را تبدیل به دو کیلو زغال بکند که حداکثر پنج هزارتومان می ارزد! حال تصور کنید همین فرد خود منصب مدیریتی حساسی بنشیند و همین رویکرد فردگرایی و خودخواهی را داشته باشد، تکلیف بودجه های کلان و طرح های عظیمی که به دست وی باید اجرا شود چه خواهد شد؟

یکی از آسیب های مهم مناطق لرنشین، چه در میان مردم عادی و چه در میان مسئولین (که غالبا از همین مردم هستند)، فقدان همین احساس تعلق است، تا زمانی نه چندان دور، لرها در قالب های طایفه ای و روستایی و عشایری خویش احساس تعلق های شدیدی داشتند، تا جایی که هر فردی حتی بدون حضور سایر اعضای طایفه از منافع جمعی دفاع می کرد و ممکن بود تمام هستی و حیات خویش را بر سر این حس تعلق بدهد، به دنبال تضعیف ساختارهای طایفه ای و عشایری، مهاجرت، رشد شهرنشینی، تضعیف خویشاوندگرایی و در عین حال عدم تثبیت ساختارهای مدرن، حس تعلق اجتماعی نیز در میان لرها تضعیف و فردگرایی و غارت گری نسبت به سرمایه های جمعی شده است، به گونه ای که مردم جامعه ملی خود را «مال دولت» می انگارند و هر گونه برداشت بی رویه از منابع آن را نوعی زرنگی و نه خیانت تلقی می کنند، حال ان که همین مردم چنین خیانتی نسبت به طایفه خود را بر نمی تابند.

هویت قومی یک هویت مدرن اما برپایه سنت و فرهنگ محلی است که می تواند در رشد این حس تعلق به کار گرفته شود. فراتر از هویت قومی، هویت ملی چنین کاری را می کند و فروتر از هویت قومی، هویت های شهری و محلی تر نیز در همین راستا گام بر می دارند. طبیعی است سطح و کیفیت هویت قومی متفاوت از هویت ملی و هویت های محلی تر است، به عبارت دیگر تقویت هویت قومی می تواند هیچ تضاد و منافاتی با تقیت هویت های ملی و محلی تر نداشته باشد، همان طور که هویت ملی با استفاده از نمادها و پتانسیل های ملی تا حدی می تواند مؤثر باشد، اما نمی تواند جای هویت قومی را پر کند.

به عنوان مثال حس تعلق به تیم های ورزشی ملی مشارکت بسیاری از مردم را تقویت می کند، اما برای به مشارکت درآوردن بسیاری دیگر از مردم کافی نیست، برخی که برای حمایت از تیم ملی حاضر نیستند به ورزشگاه ها بروند برای حمایت از تیم استان یا ورزشکار هم محله ای خودشان حاضرند این رنج را به جان بخرند.

مثال ورزشی فوق در تمام ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... نیز کاربرد دارد. یعنی به همین ترتیب با تقویت حس تعلق محلی مردم می توان مشارکت و عملکرد آن ها را در تمام ابعاد اجتماعی بر پایه حس تعلق تقویت کرد.

نگارنده آگاه است که استفاده از پتانسیل قومیت در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور در کنار مزیت های فوق قطعا همراه با تهدیدها و دغدغه هایی هست، اما در این نوشتار از این دغدغه ها که غالبا رنگ و بوی امنیتی دارند نتوانستیم بحث کنیم و فقط به این نکته اشاره می کنم که استفاده از پتانسیل های قومیّت همچون استفاده از هر ظرفیت دیگری باید همراه با مدیریت عقلانی و معتدل باشد وگرنه هر ظرفیتی با تمام ابعاد مثبتش می تواند در اثر سوء مدیریت تبدیل به تهدید شود.

 

منابع

ازیکا، مصطفی (1392). توسعه و مناقشات پارادایمی جدید، جلد اول. تهران: کیهان

خدایی، ابراهیم (1391). هویت فرهنگی محلی، ملی و جهانی و ورزش فوتبال: مطالعه تطبیقی باشگاه های پرسپولیس تهران و گهر دورود لرستان(. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به راهنمای ناصر فکوهی.

عنبری، موسی (1390). جامعه شناسی توسعه از اقتصاد تا فرهنگ. تهران: سمت

ویلیس، کتی (1393). نظریه ها و تجربه های توسعه. ترجمه: حسین ایمانی جاجرمی. تهران: پژواک

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 علی 1395-02-14 10:22
دورود استاد
احساس تعلق به قومیت یک حق است برای همه احاد بشر