دوشنبه, 29 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
 

 
 

لُرها و بومی گرایی؛ از قوم بانی تا قوم یابی

 

 ابراهیم خدایی/

ممکن است بین این دو جریان چالش نیز ایجاد شود، مثلا رویکرد قوم یابی ایجاب کند که در لباس محلّی تغییراتی بدهند با شرایط زمانه معاصر سازگار شود در حالی که مدافعان حفظ میراث فرهنگی قومی (رویکرد قوم بانی) ...

 

 

ماهنامه گفتار ما، شماره هفتم - ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی): بومی گرایی، محلی گرایی و قوم گرایی هر سه اصطلاحاتی هستند که در این متن می توانند جایگزین همدیگر شوند، احتمالا باید جنبش های قومی را بخش یا نوعی از جنبش های محلی و بومی شمرد، به عبارت دیگر قوم گرایی از زیرمجموعه های محلی گرایی و حتی شاید معادل آن است، محلی گرایی یا بومی گرایی را می توان «حمایت یا ممانعت از تغییرات اجتماعی در یک محلّ برای دفاع از منافع آن محلّ و مردمش» تعریف کرد. وقتی مردم یک روستا به دنبال تأمین منافع خود در چالش با شهرستان خویش هستند می توان آن ها را یک جنبش محلّی گرا خواند به همین ترتیب وقتی یک استان، کشور یا حتی یک مجموعه کشور (مثلا اتحادیه اروپا) برای بهبود شرایط خویش در رقابت و چالش با جریان های فرامحلی و غیر بومی باشد نیز مشمول محلی گرایی می شود.
در حالی که محلی گرایی ما را بیشتر متوجه «محل و سرزمین» می کند، اصطلاح «قوم گرایی» بار انسانی و فرهنگی بیشتری دارد و ما را متوجه «مردم و فرهنگ» می کند. در ادبیات سیاسی-اجتماعی امروز ایران کلمه «قوم» با حساسیت خاصی تحت فشار قرار دارد، بنابراین بسیاری از ما تصور دقیق و شایسته ای از این اصطلاح نداریم، معمولا تلاش می شود هویت قومی در ردیف هویت های واپس گرا، نژاد گرا، قبیله ای، سنّتی، متعصبانه و خُشک معرفی شود. این تصور چنان مسلط است که حتی گاهی خود قوم گرایان (فعالان قومی) از این برچسب تبرّی می جویند.
این تلقی رایج از قومیت در ادبیات اجتماعی ایران معاصر برندگان و بازندگانی داشته است، هواداران اسمیلاسیون (یکسان سازی فرهنگی) از یک سو و تجزیه طلبان از سوی دیگر، برندگان این گونه تعاریف هستند. تجزیه طلبان از نارسایی مفهوم قومیت سوء استفاده می کنند تا جامعه را وادار کنند از ایشان به عنوان «ملت»، «خلق» و امثال آن یاد کند که دامنه مطالبات آن ها از جنبش قومی فراتر است و معمولا به دنبال ایجاد تغییرات سیاسی کلان تر، تأسیس دولت ملّی مستقل و امثال آن هستند.
در این میان بازندگان اصلی کسانی هستند که قصد دارند بدون ایجاد تغییر اساسی در هویت ملی یا نظام کشورداری (تجزیه) به مطالبات قومی خود برسند، معمولا نمونه بارز این جنبش ها در ایران امروز، «لرها» و «گیلک ها» هستند که هم از نظر جمعیتی و هم از نظر فرهنگی برای تحت تأثیر گذاشتن جامعه ایرانی شرایطی حتی به مراتب بهتر از اقوامی چون عرب و کرد دارند اما غالبا جنبش هایشان در حاشیه می مانند و جدّی گرفته نمی شوند، زیرا روایت های غالب کنونی چیزی را به نام «قوم گرایی» و «بومی گرایی» به رسمیت نمی شناسد، دو روایت غالب کنونی یکی «تجزیه طلبی» است و دیگری «یکسان سازی»، هیچ یک از این دو مقصد در قاموس فعالان قومی لر (لک، مینجایی و بختیاری) و بیشتر اقوام ایرانی نمی گنجد، اما گفتمان آلترناتیو نیز وجود ندارد، گفتمانی که بدون نزدیک شدن به تجزیه طلبی یا فرو رفتن در یکسان سازی به این مردم کمک کند در عین حفظ میراث فرهنگی، در راستای به روز رسانی و رونق و بالندگی بیشتر موسیقی، زبان، سبک زندگی، پوشش، خانه سازی، شهرسازی و.. خود گام بردارند.
این بومی گرایی، محلّی گرایی و «قوم گرایی» که می تواند جایگزین دو گفتمان غالب (تجزیه طلبی و یکسان سازی) بشود، اغلب شامل دو فرایند است؛


الف) قوم بانی: به معنی ممانعت از تغییر یا پاسبانی و نگهبانی از قومیت و هویت خویش؛ در این فرایند فعالان فرهنگ محلّی می کوشند به دفاع از «میراث مشترک» خودی همّت کنند، آن ها سعی می کند زبان، سرزمین، هنر، ارزش ها و هنجارهای مشترک خود را در برابر تهاجم کشنده حفظ کنند، در این فرایند کانون اصلیِ توجه «میراث مشترک» قوم است (مثلا در عرصه زبان بر لزوم حفظ واژگان کُهن زبان محلی تأکید می کند).
گاهی اوقات به نظر می رسد میان قوم بانان و هواداران یکسان سازی فرهنگی که در نکاه اول دو قطب متضادّ هستند یک توافق نانوشته وجود دارد و آن این که سنت ها و فرهنگ های بومی و کهن غیر قابل تغییر و به روز رسانی هستند، مثلا پوشش قومی و بومی لُر همان لباس اجدادی است و امکان تغییر و به روز رسانی در آن وجود ندارد.

ب) قوم یابی: به معنی بازتعریف، بازسازی و بازیابی قومیت و هویت خویش، در این فرایند فعالان فرهنگ قربانی می کوشند در ساز و کارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و… جهان معاصر امکانات جدیدی برای به روز رسانی زبان، سرزمین، هنر و ارزشها و هنجارهای خود بیابند به گونه ای که در رقابت با نیروهای بیرونی بتوانند گلیم خویش را از آب بکشند. در این فرایند، کانون اصلی توجه «میثاق مشترک» قوم است (مثلا در عرصه زبان بر لزوم داشتن فرهنگستان برای واژه سازی به زبان محلی، یا ایجاد رسم الخط و امثال آن تأکید می کند).

نباید پنداشت که فرایند های «قوم بانی» و «قوم یابی» دو فرایند جداگانه هستند، هرچند حتی ممکن است بین این دو جریان چالش نیز ایجاد شود، مثلا رویکرد قوم یابی ایجاب کند که در لباس محلّی تغییراتی بدهند با شرایط زمانه معاصر سازگار شود در حالی که مدافعان حفظ میراث فرهنگی قومی (رویکرد قوم بانی) مخالفت کند و تغییر مذکور در لباس سنّتی را تحریف و تخریب هویت خویش بیانگارند.
با وجود این چالش، اگر جریانات قوم یابی و قوم بانی از همدیگر تفکیک شوند ماهیت خود را از دست می دهند، اگر در قوم یابی افراط شود، تغییرات فرهنگی آن چنان زیاد می شود که از قومیت و محلّیت چیزی باقی نمی ماند، برعکس اگر در قوم بانی افراط شود نیز جنبش قومی چنان مضحک و متحجّر می شود که جایی در زندگی معاصر مردم نمی تواند پیدا کند.

 

 

مقصد بومی گرایی

در حالی که تلقّی عمومی اینست که قوم گرایان به دنبال حفظ سنّت ها و میراث فرهنگی هستند (رویکرد قوم بانی) اما این فقط بخش کوچکی از مطالبات قومی و محلّی است، بومی گرایی (قوم گرایی) متشکل از دو فرایند مکمّل قوم بانی و قوم یابی، مجموعه متنوع تری از هدف ها را پیگیری می کند (در این باره در یادداشت «پتانسیل های قومیت و هویت محلی در توسعه مناطق لُرنشین» که در «شماره ششم» گفتار ما چاپ شد بیشتر صحبت کرده ام):
الف) قومیت به عنوان یک «سرمایه اجتماعی» در خدمت توسعه منطقه درآید؛ در حالی که سرمایه اقتصادی به معنی در اختیار داشتن مقادیر زیادی ارزش اقتصادی (پول، ثروت) است و سرمایه فرهنگی نیز به میزان دانش، مدارک تحصیلی و اطلاعات اشاره می کند، سرمایه اجتماعی عبارت است از هر چیزی که بتواند میان انسان ها پیوندی ایجاد کند، هر انسان یا جامعه ای پیوندهای بیشتری داشته باشد، همگرایی و همدلی اش بیشتر خواهد بود و بهتر می تواند به «همکاری» برسد.
ب) توجه به قومیت زمینه را برای کشف، معرفی و تقویت استعدادهای محلی فراهم آورد؛ بومی گرایان معتقدند فرمول های کلان و جهانشمول توسعه اگر با ملاحظات محلّی و بومی همراه نشود نه فقط نقشی در بهبود جوامع نخواهد داشت بلکه برعکس، ممکن است با تخریب همان بافت های محلّی به بحران های اجتماعی و اقتصادی دامن بزند، بنابراین ایشان در تلاشند با تمرکز بیشتر بر «محل» و «قومیت» به دنبال کشف، بازیابی و تقویت استعداد های محلّی و یا شناسایی آسیب ها و ویژگی های آسیب زای محلّی باشند.
ج) قومیت «انسجام اجتماعی» و حس تعلّق به سرزمین و مردم خویش را تقویت کند؛ یکی از فاکتورهای هرگونه توسعه و مشارکت اجتماعی و اقتصادی، این است که مردم به سرزمین محل زندگی خویش علاقمند باشند و منافع آن را رعایت کنند. هویت قومی یک هویت مدرن اما برپایه سنت و فرهنگ محلی است که می تواند در رشد این حس تعلق به کار گرفته شود. فراتر از هویت قومی، هویت ملی چنین کاری را می کند و فروتر از هویت قومی، هویت های شهری و محلی تر نیز در همین راستا گام بر می دارند. طبیعی است سطح و کیفیت هویت قومی متفاوت از هویت ملی و هویت های محلی تر است، به عبارت دیگر تقویت هویت قومی می تواند هیچ تضاد و منافاتی با تقیت هویت های ملی و محلی تر نداشته باشد، همان طور که هویت ملی با استفاده از نمادها و پتانسیل های ملی تا حدی می تواند مؤثر باشد، اما نمی تواند جای هویت قومی را پر کند.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن