سه شنبه, 25 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
 

 
 

جامعه امروز لر و لزوم بازنگری و به‌روزرسانی تعاریف

 

احد رستگار فرد/  

زدودنِ غبار تعاریف مألوف از چهره‌ی جامعه لر و مشاهده و نمایاندن واقعیت آن نیازمند شهامت و تحملِ در هم شکافتنِ باورهای بسیار و درانداختن تعاریف نوین است.

 

 

احد رستگارفرد، گفتار ما (شماره دهم، شهریور 1395): به صورت خودخواسته و درون‌زا و یا به صورت، اجبار از بیرون، طی پروسه‌ای طولانی مدت یا بر اثر پیشامدهای ناگهانی و پیش‌بینی‌نشده؛ تغییرات آهسته و پیوسته سرگرم شکل‌دهی ساختار و چهره‌ی جوامع بشری هستند. تغییر به هر شکل و با هر سرعتش مؤلفه‌ای است که هر جامعه زنده انسانی دایماً در حال تجربه کردن آن است. به طور کلی تغییرات نقش مهمی در معماری و شکل‌دهی روابط و ساختارهای درونی و ناپیدا و نیز چهره بیرونی جوامع و به تبع آن‌ها تمدن‌های بشری دارند. تغییرات به عنوان یک عامل، بر روند رشد و بلوغ و شکوفایی جوامع تأثیرات مثبت یا منفی دارند.

با این همه تغییرات به خودی خود و به تنهایی نمی‌توانند تعیین‌کننده بقاء یا زوال یک جامعه باشند. آنچه که بقاء یا مرگ یک جامعه را مشخص می‌نماید؛ نحوه‌ی روبرو شدن آن جامعه با عوامل ایجاد تغییر و خود تغییرات است. اینکه یک جامعه تا چه حد درک درستی از عوامل ایجاد تغییرات داشته باشد؛ و چگونه آن عوامل را برای حفظ و بقای خود هضم و جذب نماید و موج تغییرات را در جهت توانمندتر شدن و به پیش رفتن خود مدیریت نماید، تعیین‌کننده رشد یا رکود، دوام یا زوال، قدرت یا ضعف و ... آن جامعه است.

از جمله مهم‌ترین تغییرات هر جامعه‌ای، تغییرات جمعیتی است. صرف‌نظر از علت وقوع آن، این تغییرات می‌توانند بر ساختار فرهنگی، گستره جغرافیایی، محدوده فرهنگی و از همه مهم‌تر تعریف حدود و ساختارهای قدرت، تقسیم‌بندی‌های درونی، اقتصاد و ... یک جامعه تأثیرگذار باشند. بدیهی است هر جامعه‌ای که نتواند تغییرات جمعیتی خویش را به موقع و به نحوی درست درک کند و به صورت پویا و پیوسته نسبت به باز تعریف خود اقدام نماید؛ در درازمدت دچار جمود تعریفی و پس از آن ارائه تصویری مبهم و موهوم از خود خواهد شد. تعریفی غیر واقعی که دید نادرستی از چیستی و هستی آن جامعه ارائه می‌دهد. این دید نادرست و تعریف نارسا منجر به سرگردانی و از هم پاشیدگی زیرمجموعه‌ها و محو شدنِ حدود و هویت و در نهایت تلاشی و از بین رفتن آن جامعه خواهد شد.

جامعه مردم لر، به عنوان یک جامعه کهن و تاریخی، از آن دست جوامعی است که در طی دوران تا حدود زیادی هویت فرهنگی و جغرافیای انسانی خود را تا به امروز حفظ کرده‌اند. با این همه رخدادهای اواخر دوره قاجار تا ظهور قزاقِ سلطه‌جویی بنام رضاخان، تأثیرات منفی ژرفی بر پویایی و رشد این جامعه داشته‌اند. هولوکاست سرکوب لرها به دست رضاخان، ارمغانی بجز درد و رنج‌های فراوان و به تبع آن از پا درآمدن جامعه مردم لر نداشت. گویی به یک‌باره گستره جمعیتی لرها مشتمل بر؛ لرهای فیلی (لک، ملکی، مینجایی و کلهر)، لرهای ممسنی، لرهای بختیاری (هفت لنگ و چهار لنگ)، لرهای بویراحمدی و لرهای جنوبی و حتی لرهای ثلاثی ساکن محدوده اراک تا همدان، دچار سکوتی سهمگین و خوابی ابدی شد.

دهه‌ها طول کشید تا جامعه لر بتواند از زیر بار این همه رنج و درد بیرون بیاید. این خواب درازمدت باعث شد تا جامعه مردم لر برای مدت‌های مدیدی نتواند به باز تعریفی درونی و مدرن و به‌روزرسانی چیستی و چگونگی خود بپردازد؛ و همواره سعی نماید تا با استفاده از تعاریف مقدس گونه‌ی موجود در منابع مکتوب قدیمی و بدون توجه به حقایق و شرایط موجود خود را بشناسد و بشناساند. تعاریفی منجمد از قرون گذشته، که عمدتاً توسط نویسندگان و سیاحان غیر لر (ایرانی و خارجی) گزارش‌شده‌اند و از نقاط ضعف بسیاری رنج می‌برند. مهم‌ترین این نقطه ضعف‌ها عبارت‌اند از:

1-    نادیده گرفتن کلیت جامعه گسترده مردم لر

2-    بی‌توجهی به زیرشاخه‌های متعدد و خرده‌فرهنگ‌های متنوع درون جامعه لر (یکدست پنداری)

3-    استنباط بر پایه مشاهدات، داده‌ها و اطلاعات اندک و گاه غیر واقعی؛ و تعمیم آن به کلیت جامعه لر (عام انگاری)

4-    دسته‌بندی بر اساس مؤلفه‌های غیرعلمی و محدود، نظیر سلسله نسب و نژاد

5-    اطلاق نام یک بخش کوچک بر بخشی بزرگ‌تر و یا تمامیت جامعه لر، نظیر نامیدن یک ایل با نام یک تیره از آن

6-    اطلاق یک نام کلی و فراگیر بر بخشی کوچک از جامعه مردم لر.

7-    آشنا نبودن و نداشتن اشراف و آگاهی کامل این گزارشگران غیربومی با جامعه، فرهنگ، زبان و ...

8-    نسخه‌برداری و بازنویسی اقوال و روایات دیگران بدون اعتبارسنجی آن‌ها.

به طور کلی ناتوانی این تعاریف در فهم تمایزات، تشخص و تفکیک نمودن زیرشاخه‌های لر از کل جامعه لر و کشف تشابهات و ارتباطات فی مابین آن‌ها و در نهایت گرد هم آوردن و کنار هم چیدنشان نقص عمده این تعاریف است.

بنا بر آنچه گفته شد چنین تعاریفی نمی‌توانند تصویری درست از چیستی جامعه امروزی لر را در ذهن افراد این جامعه ترسیم کنند؛ و خود انگاره این جامعه از خویش بسیار مبهم، از هم گسیخته و جزیره‌ای شده است. به همین دلیل است که امروزه شاهد دو برداشت کاملاً متضاد از نام و پیکره جامعه لر هستیم.

دو برداشتی که یکی با تنها خود را لر دانستن و دیگری با خود را لر ندانستن، بر اثر محدود نگری و اطلاق نام جامعه لر بر تنها بخشی از بدنه آن؛ به یک اندازه به کلیت نام و پیکره وسیع جامعه لر صدمه و لطمه می‌زنند؛ و بقاء آن را به خطر انداخته‌اند.

بنا بر آنچه که گفته شد، بقای هویتی جامعه و مردم لر در گرو بازنگری موشکافانه تعاریف گذشته و به‌روزرسانی آن‌ها و ارائه تعریفی درست، علمی، واقعی و فراگیر از خود بنا بر نیازها و هستی امروزش است. این جامعه اگر خواهان حفظ هویت و هستی هستار فرهنگی خویش است، می‌بایست خود را به روشنی بشناسد و بداند که چیست و چگونه است؛ آنگاه این جامعه می‌تواند به پویایی و رشد خود امیدوار گردیده و به بازآفرینی خود و به دست آوردن جایگاه حقیقی‌اش اندیشه کند.

همان‌گونه که در ابتدای مقاله گفته شد، تغییرات عامل اصلی هستند که نیاز به باز تعریف را به وجود میاورند؛ بنابراین جامعه مردم لر برای به دست آوردن یک تعریف نو و مدرن بایستی به بررسی تغییرات پیش‌آمده طی چند سده اخیر به ویژه سده گذشته، عمر خود بپردازد. به طور کلی، عمده‌ترین این تغییرات عبارت‌اند از:

1- تغییرات جمعیتی

 

مهاجرت:

امروزه با توجه به جابجایی‌های گسترده جمعیتی که به دلایل گوناگون و طی دوران متمادی در درون جغرافیای جامعه لر رخ داده بسیاری از تقسیم‌بندی‌های ایلی و طایفه‌ای دست‌خوش تغییراتی عمده گردیده‌اند. فلذا شایسته است در تقسیم‌بندی‌های جدید، معیارهای نظیر نژاد و نیای فرضی مشترک و... را که وجاهت علمی‌شان کمرنگ‌تر شده است، بجز در مباحث تاریخی به فراموشی بسپاریم. این مهاجرت‌ها را می‌توان به سه دسته زیر تقسیم‌بندی کرد:

الف) از بیرون به درون: شامل تمامی غیر لرهای که وارد و ساکن جغرافیایی لرنشین شده‌اند؛ مانند اعراب، سادات، گرجی‌ها، ارامنه، یهودیان، ترک‌ها و ... که گروه‌های از ایشان همچون سادات و ترک‌ها در طی قرن‌ها به علت قرابت‌های دینی، ضمن حفظ مشخصات خود، تماماً هویت زبانی و فرهنگی لری گرفته‌اند. گروه‌های نیز از گرجی‌ها، ارامنه و یهودیان در طی قرون هویت زبانی و دینی و فرهنگی لری گرفته‌اند. گروه‌های نیز از گرجی‌ها، ارامنه و یهودیان در طی قرون هویت زبانی و تا حدودی فرهنگی لری گرفته، اما همچنان هویت دینی و مشخصات خود را حفظ کرده‌اند.

ب) از درون به بیرون: شامل تمامی لرهای که به صورت گروه‌های قابل توجه جمعیتی، خواسته یا  ناخواسته و به هر دلیلی به خارج از جغرافیای کهن لرنشین رفته و در آنجا ساکن شده‌اند؛ مانند لرهای بختیاری ساکن افغانستان و یا لرهای مینجایی ساکن قزوین که همچنان هویت و زبان لری خود را حفظ کرده‌اند؛ و نیز آن دسته از لرهای که به مرور و در دسته‌های کم جمعیت به سایر نقاط کشور و جهان مهاجرت کرده‌اند.مانند افرادی که بنا به دلایل کاری و تحصیلی به نقاط متنعم‌تر مهاجرت کرده‌اند.

ج) درونی:

1- بین نحله‌ای؛ مانند گراوندهای ساکن مناطق اطراف چم‌چید شهرستان دورود که اصالتاً از لرهای لک بوده‌اند اما اینک هویت مینجایی گرفته‌اند. یا رشنوهای ساکن الشتر که اصالتاً از لرهای مینجایی بوده‌اند اما اینک هویت لکی گرفته‌اند.

2-درون نحله‌ای؛ مانند جایدری‌های ساکن خرم‌آباد که اصالتاً از لرهای مینجایی پل‌دختر بوده‌اند و اینک هویت مینجایی خرم‌آبادی گرفته‌اند.

اهمیت توجه به مهاجرت‌ها زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم جامعه لر تنها طی نیم‌قرن گذشته، آمیختگی نژادی و فرهنگی بسیاری با سایر جوامع نژادی و فرهنگی پیرامون خود و فراتر از آن داشته است. این آمیختگی شامل مهاجرت‌های از درون به بیرون و از بیرون به درون است. در این میان مهاجرت از درون به بیرون به علت حجم زیادش تا حدی باعث گسترش مرزهای جغرافیایی حوزه لرنشین به مناطق پیرامون آن گردیده است.

به بیانی دیگر جمعیت قابل‌توجهی از لرها در استان‌های ثروتمند و پیشرفته‌ای، مانند، قم، تهران، البرز و... و یا کشورهای نظیر آلمان، سوئد، نروژ و ... ساکن گردیده‌اند؛ که هر یک این جمعیت‌ها علیرغم چند نحله‌ای بودنش می‌توانند در آینده نزدیک سازنده یک کلنی همگن و یا نحله جدیدی فراتر از مرزهای جغرافیایی جامعه لر باشد. نمونه قبلاً تجربه‌شده این مورد را می‌توان در لرهای ساکن قزوین مشاهده کرد که طی سالیان متمادی تبار مشترک لری آن‌ها، چند نحله بودنشان را کمرنگ نموده و یک نحله لرتبار همگن را باز تولید نموده. این نحله جدید ریشه‌های در مناطق و نحله‌های گوناگون لر دارد اما خود درختی مستقل با شاخه‌های فراوان است؛ بنابراین بایستی در هنگام تقسیم‌بندی‌های مردم لر به این‌گونه جوامع نیز توجه بشود.

 

رشد جمعیت:

اگر تقسیمات رده‌ای یک قرن پیش جامعه لر را، از بالا به پایین، به صورت؛ قوم، ایل، طایفه، تیره، خاندان و خانواده در نظر بگیریم؛ طی نیم‌قرن اخیر، رشد چندین برابری جمعیت مردم لر؛ از نظر روانی، انتظارات رده‌ای اجزای درونی این جامعه را بالاتر برده است. به بیانی دیگر تصورات افراد بخش عشیره‌ای جامعه لر، هر رده را بر اساس جمعیت آن رده تعریف می‌نماید.

برای نمونه؛ یک خانواده به عنوان کوچک‌ترین رده شامل یک پدر، یک مادر و چند فرزند می‌شود. چند خانواده یک خاندان، چند خاندان یک تیره، چند تیره یک طایفه و در نهایت چند طایفه یک ایل را می‌سازند. حال اگر جمعیت هر خانواده را به طور متوسط ده نفر فرض کنیم، طبق تصور بخش عشیره‌ای، هر خاندان حداقل جمعیتی بیش از بیست نفر و هر تیره حداقل جمعیتی بیش از چهل نفر و هر طایفه دستکم جمعیتی بیش از هشتاد نفر و هر ایل دستکم جمعیتی بیش از یک‌صد و شصت نفر خواهد داشت.

با توجه به ضریب رشد جمعیتی جامعه لر طی یک قرن گذشته، پس از یک‌صد سال و در نسل چهارم، جمعیت این ایل در حدود یک هزار و پانصد نفر خواهد شد. به همین ترتیب در طی این دوره صد ساله هر فرد، تبدیل به نیای مشترک دست کم چهل و دو نفر شده است. بدیهی است، این چهل و دو نفر به واسطه داشتن نیایی مشترک در چهار نسل پیش و جمعیتی که بیشتر از جمعیت یک خاندان است؛ خود را در داشتن تیره‌ای که تا سد سال پیش وجود خارجی نداشته است، محق بدانند؛ و به همین ترتیب است برای یک خاندان و یک تیره و یک طایفه و یک ایل و یک قوم. این امر سبب می‌شود؛ تا زیرشاخه‌ها سهم بیشتری از مهم دانسته شدن و به رسمیت شناخته شدن را برای خود قائل شوند و جایگاهی را، آن‌چنان که خود متصور هستند، در ساختار پیکره و درون جامعه مردم لر طلب نمایند. قطعاً بی‌توجهی به این مهم می‌تواند باعث بروز نگرانی‌ها و اقداماتی تلافی‌جویانه و احساسی از طرف گروه‌های این‌چنین در پی داشته باشد.

 

2 - تغییرات معیشتی:

از اواسط دهه بیست و اوایل دهه سی قرن حاضر بدین سو، به وجود آمدن شغل‌های جدیدی همچون کارهای دولتی، خدماتی، فنی و ... از یک سو و نیاز جمعیت رو به فزونی جامعه لر به کارهای نسبتاً پرسودتر و تا حدی آتیه‌دارتر و نیز رفاه و امکانات متمرکز در مناطق شهری از سویی دیگر، باعث مهاجرت گسترده به شهرها و گسترش زندگی شهری در مناطق لرنشین شد. این روند که در سال‌های دهه شصت و هفتاد به اوج شدت و حدت خود رسید به تدریج دگرگونی‌هایی را در روابط درون گروهی، توقعات و نگرش مردم لر ایجاد کرد. از جمله تأثیرات این پدیده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

الف) کمرنگ‌تر شدن پیوندهای عشیره‌ای به دلیل تغییر الگوی اقتصادی وابسته و اشتراکی ایلی، و رشد فردگرایی منبعث از استقلال مالی.

ب) افزایش مهاجرت به شهرها و درهم آمیختگی فرهنگی و زبانی و سلسله نسبی گروه‌های مختلف مردم لر ساکن شهرها و تا حدی محو شدن مرزبندی‌های روشن جغرافیایی ایشان.

ج) ورود عناصر غیر لر جدید به بدنه جامعه لر و درهم آمیختگی فرهنگی و زبانی و سلسله نسبی گروه‌های مختلف مردم لر با ایشان.

د) ظهور نسل جدیدی که برخلاف نیاکانش خود را بیشتر منسوب به شهر زادگاهش می‌داند تا متعلق به یک طایفه و یا حتی یک نحله خاص. این نسل هویت خویش را پیش از هر چیزی با توجه به شهرش تعریف می‌کند و پس از آن پیوندهای ایلی و عشیره‌ای.

ه) فروپاشی ساختار قدرت سیاسی عشیره‌ای در درون جامعه لر.

و) افزایش تماس‌ها با جوامع غیر لر، به مدد وسایل ارتباطی و رسانه‌های ارزان و نیز سرعت در جابجایی و مسافرت.

 

نتیجه‌گیری:

بنا بر آنچه که گفته شد برای داشتن تصور و ارائه تصویری درست از آنچه که هستی و چیستی امروز جامعه مردم لر نامیده می‌شود، پیش از هر چیزی باید بپذیریم که این جامعه نسبت به گذشته خود دست‌خوش تغییرات گسترده‌ای گردیده است؛ و هرگونه تلاشی برای تعریف این جامعه، در هر زمینه‌ای، بدون در نظر گرفتن تغییرات رخ داده اگر کاری غیرممکن نباشد،  غیرعلمی و عبث است. لازمه این مهم دست شستن از تعاریف موجود و لمس پیکره‌ی جامعه امروزی مردم لر، به دور از پیش‌داوری‌های گذشته است. البته زدودنِ غبار تعاریف مألوف از چهره‌ی جامعه لر و مشاهده و نمایاندن واقعیت آن نیازمند شهامت و تحملِ در هم شکافتنِ باورهای بسیار و درانداختن تعاریف نوین است.

برای مثال؛ طبق آنچه که در تغییرات معیشتی گفته شد، یکی از این باورها که باید کنار گذاشته شوند، سعی مداوم در ارائه تقسیم‌بندی‌های تباری و نژادی و تلاش برای منطبق کردن آن‌ها بر جغرافیای فرهنگی، جمعیتی، زبانی و ... امروزۀ مناطق لرنشین است. باید پذیرفت که تقسیمات تباری یک بررسی در زمانی است که بیشتر در مباحث تاریخی همچون ریشه‌یابی نژادی کاربرد دارد. امروزه با پراکنده شدن طوایف لر در شهرهای مختلف و درهم آمیختنشان با دیگر طوایف لر و فرهنگ‌های غیر لری، شاهد ظهور حوزه‌های فرهنگی مبتنی بر هسته‌های شهری هستیم. شهرهایی که گذشته از قدمت، نژاد ساکنان اولیه، وسعت و جمعیت امروزشان، به ویژه در مناطق لرنشین؛ عمدتاً بر لبه‌ی مرزهای بین نحله‌ای یا بین ایلی بناشده‌اند. برای نمونه می‌توان به دو شهر دورود و خرم‌آباد هر دو در استان لرستان اشاره کرد که اولی تقریباً در مرز لرهای مینجایی، لک و بختیاری؛ و دومی در مرز لرهای مینجایی و لک بناشده‌اند.

حال در نظر بگیرید بخواهیم با استفاده از تبارشناسی جایگاه یکی از این دو شهر را در بدنه جامعه لر بازنمایی کنیم، واقعاً این شهرها را باید ذیل کدام یک از نحله‌های لر قرارداد؟ قطعاً نمی‌توان پاسخی به این پرسش داد؛ زیرا از یک سو بافت جمعیتی و فرهنگی چند لایه و در هم آمیخته و تا حدود زیادی مشابه؛ امروز هر یک از این دو شهر اجازه چنین کاری را به ما نمی‌دهند و از سوی دیگر، علیرغم وجود رقابت‌های درونی، خود انگارۀ شهر محور ساکنینِ این شهرها، در همه زمینه‌ها (زبان، فرهنگ، پیوندهای خانوادگی و ...) خود را به عنوان یک اجتماع مشخص و یک ساختار فراتباری، می‌پندارد.

در گام بعدی که در اینجا باز تعریف نامیده می‌شود؛ بایستی از میان تعاریف موجود آنچه را که با واقعیت امروز و نیازهای آینده نزدیک و دور جامعه لر همخوانی دارند حفظ و در صورت نیاز بسط داده؛ و سایر تعاریف کنار گذاشته شوند. همچنین بایستی نسبت به تشریح و ابهام‌زدایی از برخی تعاریف موجود اقدام کرده و تا حد امکان آن‌ها را شیواتر و دقیق‌تر مطرح نموده و جانی دوباره بخشید.

به مثال قبل بازمی‌گردیم. امروزه برای ارائه تقسیم‌بندی مدرن و درستی از جامعه مردم لر، بایستی به هستارهای شهری که هر یک آمیخته‌ای از فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف مردم لر هستند توجه شود. هر یک از این هستارها بر گرد یک شهر شکل‌گرفته‌اند؛ و غالباً چند هستار همسایه در کنار هم یک مجموعه فرهنگی و زبانی تا حدی متمایز از سایر مجموعه‌های همچون خود را تشکیل داده‌اند. با توجه به اینکه جامعه لر، تاکنون نیازی به چنین تقسیم‌بندی‌های درونی نداشته است، طبیعی است که در مجموعه تعاریف خود، واژگانی برای بازنمایی تمامی این مجموعه‌های مبتنی بر هستارها و یا سطوح بالاتر آن‌ها را نداشته باشد.

 در سطح یک هستار می‌توان با استفاده از نام یک شهر و تشریح دقیق حدودش، آن هستار را مشخص کرد. مثلاً هرسینی که به هستار شهر هرسین در استان کرمانشاه اشاره دارد؛ اما برای اشاره به مجموعه هستاری که هستار هرسینی یکی از زیرمجموعه‌های آن است باید از چه واژه‌ای استفاده کرد؟

بنابراین در اینجا ناچار به استفاده از واژگانی نو برای مشخص کردن این سطوح هستیم. بدیهی است که ارائه تعاریف جدید، که تعاریف و واژگان موجود از بیان و بازنمایی آن‌ها ناتوان‌اند، نیازمند ابداع و تخصیص واژگانی نو و گویا است؛ و از آنجا که هدف از ارائه این تعاریف جدید نمایش چیستی و هستی واقعی و امروزی جامعه لر است؛ قطعاً به همراه ارائه هر تعریف، واژگانی کاربردی‌تر، واژگانی متروک و واژگانی متولد خواهند شد. البته مطرح‌شدن و رواج چنین واژگانی زمان بر به نظر می‌رسد؛ زیرا غالباً پذیرش پدیده‌های جدید از سوی جامعه با مقاومت‌های روبرو می‌شوند و این روندی کاملاً طبیعی است. یکی از راهکارهایی که می‌تواند موجب تسریع این روند بشود، اتخاذ رویکردی بومی در انتخاب واژگان نو و آشنا برای عموم است که از یک سو دقت لازم برای مشخص کردن هر بخش از هر سطح را داشته باشند و از دیگر سو، نافی تعاریف جا افتاده و قابل‌قبول و کاربردی قبلی نباشند.  

همچنین، از آنجا که نخبگان و خواص یک جامعه، به مثابه شاخک‌های حسی هستند که بسیار زودتر از سایر اقشار جامعه پدیده‌های نو را تشخیص می‌دهند و نسبت به آن‌ها حساس می‌شوند، بروز انواع نگرانی از جانب این گروه که عمدتاً دغدغه‌مند و دلسوز کلیت جامعه لر و یا هر یک از نحله‌های گوناگون آن هستند، امری کاملاً عادی و قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد.

هرچه این حساسیت‌ها و مقاومت‌ها بیشتر باشد، می‌توان بیشتر امیدوار بود که چنین جامعه‌ای در درون خود استعداد و آمادگی بیشتری برای حرکت رو به جلو و اشتیاق فراوان‌تری برای ترمیم خود و رسیدن به انسجام و پیشرفت دارد؛ بنابراین بروز چنین عکس‌العمل‌های را باید به فال نیک گرفته و با آغوشی باز به استقبال آن رفت؛ زیرا باعث می‌شود تا گفتمان‌های جدید در میان فرهیختگان جامعه رواج یافته و روند باز تعریف، هویت و شتاب بیشتری به خود گرفته و در جهت درست به پیش رود. قطع به یقین استفاده درست، علمی و دلسوزانه از این فرصت گفتمان می‌تواند باعث ایجاد یک نوع همدلی و همگرایی در میان این قشر از جامعه مردم لر بشود. علاوه بر چکش‌کاری و پرداخت تعاریف ارائه‌شده، رواج این گفتمان متضمن حرکت رو به جلو به‌روزرسانی دایمی تعاریف جامعه لر مبتنی بر تغییرات در آینده خواهد شد. این همان عاملی است که بقا و تشخص یک جامعه را تا چندین دهه بعد بیمه می‌کند.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#31 لر اصیل 1395-07-12 19:38
فکر کنم کامنت 25.26.27.28 آنچنان کوبنده و دندان شکن بوده که سرگیجه گرفتی و پرت و پلا می گویی تازه شانس باهات یار است که به لطف عیسی جان و این سایت که جانبدارانه از شما حمایت می کند همه پاسخ های مرا منتشر نمی کند والا تا الان هفت کفن پوسیده بودی برای خودتان القاب کذایی خلق می کنید از همنشینی با آدمی تجزیه که می خواست شمال را از ایران جدا کند و از تعریف و تمجید ترک های جدایی طلب به وجد می آیید و از جدال با ملت لر که هر چه دارید از لرها دارید لذت می برید رضا خان که به دورغ گفتی لک بوده دشمن سر سخت لرها بود چه کسانی تهران فتح کردند حتمآ آنها هم لک بودند شما که به دورغ عادت دارید خلاصه مطلب شما با جنگ و ستیز با لرها هیچی نصیبتان نمی شود و فقط خود را ضایع و نابود می کنید.
________________
نشریه فرهنگی و اجتماعی لور: مخاطب عزیز آرام باشید و بر اعصاب خود مسلط باشید. ضمنا نشریه لور هیچ تعهدی بابت انتشار کامنت ها ندارد، مخصوصا بیشتر کامنت های جنابعالی و جناب لک اندیش معمولا ارتباطی با مطالب سایت ندارد و نباید منتشر شود.
لطفا تجدید نظر بفرمایید و فقط درباره با مطلب اصلی سایت نظرتان را بنویسید. بحث های دو نفره را در فضاهای دیگری مطرح کنید نه در بخش کامنت های این سایت!
 
 
#32 لک اندیس 1395-07-12 20:35
برادر عیسی من با نظر شما که این بحث ها با موضوع مقاله جناب رستگار بی ارتباط است موافقم ولی هتاکان به قوم شهید داده لک بی پاسخ نخواهند ماند برادر گلم همانطورکه مستحضرید کسی از این آقایان هتاک از طرف لک اندیش کامنت داده بود که من لک اندیش رفرنس برای گفته هایم ندارم لذا از همگان عذر خواهی میکنم لذا از قبل لک اندیش پیام داده بود که رفرنسها اینهایندایرانم قلزم شیران باتمام ستارگان قومیش از گزند کسانیکه میخواهند قومی را لگدمال واز داشته هایش استفاده ی شهرتی ببرند همواره در امان باد ودرود بی پایان بر قاید خوبیها قایدزحمت ورحمت وجمله ی طلایی مالکهاکه زاو برآمد

___________
لور: مخاطب عزیز، لطفا رعایت فرمایید و در بخش کامنت ها، فقط درباره مطلب اصلی سایت اظهار نظر کنید.
 
 
#33 وفایی 1395-07-14 05:40
یکی ازاصول نقد,احترام متقابل است.ازتمامی دوستان میخواهم که ضمن احترام یکدیگرازتوهین بپرهیزند.امیدوا رم فرهنگ ضعیفی که درخاورمیانه حاکم است وایجاب میکندکه هرکس بخودش حق بدهد وزبان,فرهنگ واهلیت دیگری رونادیده بگیردآنقدررشدفر هنگی داشته باشدکه مشکلاتشان را با دیالوگ حل کنند.چندوقت پیش درفضای مجازی بافردی بحثم شدکه لکهاهویت مستقل دارندو کوردنیستندودکتر فرامرزشهسواری استاددانشگاه ایروان ارمنستان درمجله ایران وقفقازشماره۱۴سا ل۲۰۱۰صفحه۷۹ثابت کرده که زبان لکی بهیچ وجه درطبقه بندی گویشهای کوردی قرارنمیگیرد واین اشتراکات بصورت طبیعی بین تمامی زبانهای شمالغربی ایران مشاهده میشود.اماطرف مقابل که خودش راآرش لکستانی معرفی کرده بودپافشاری میکردتااینکه من ازاوخواستم چندجمله لکی باترجمه فارسی بنویسدکه دیدم دیگه جوابمونداد اونجا بودکه فهمیدم نفوذی پانها بوده.اینان ابتدا شک ایجادمیکنندوسپس واردعملیاتهایشا ن میشون
 
 
#34 نیک اندیش 1395-07-14 13:51
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.این فرد اگر ریگی به کفش ندارد چرا با نام قومیتی خاص پیام میدهد؟چرا با حرفهایش سعی در ایجاد انزجار و تنفر دارد؟چطوراست در تمام سایتها و وبلاگهای استان حضور دارد مگر کار و شغلی بجز نوشتن کامنت ندارد؟یکسری حرف"بدون سند"میزنه مشخصه که از اتاق فکری خاصی تغذیه میشه.چیزیکه میگه اصلا تاریخ نیست بلکه دوست داره تاریخ باشه.حرفهاش سراسر توهم محض است فرق افسانه و تاریخ را نمیداند.البته این معلوم الحال مأموریتش کاملا مشخصه.هدفش اینه که از تلرانس واشتراکات فرهنگی با خیمه شب بازی برای نفوذ درمناطق لر و لک نشین نفوذ کنند.اینها هدفشون آبهای آزاده.میخان دشمن را با دشمن ازبین ببرند.آیابرای برون رفت ازمشکلات اجتماعی واقتصادی این مجادلات بیحاصل وبحثهای فرساینده کمکی بمردم رنج کشیده مامیکند؟آیابدخو اهان نمیخواهندمامسیر را کج برویم ودرچاله اختلاف,تنش,محرو میت وفقراقتصادی بیفتیم؟؟؟
 
 
#35 میرمقدم 1395-07-14 15:10
کر ودختر پلی درشمال شهرستان پلدختراست ونام شهرپلدخترنبوده. بالاگریوه(بالان شین)هم ایل نیست بلکه مجموعه ای از ایلات میر,دریکوند,جود کی,دیناروند,باز گیر,بهاروند,پاپ ی,رشنو,کردعلیون د,قلاوند,مرادعل یوند و سگونداست که درمیان بالاگریوه است.مسیوچریکف درسفرنامه خود به طوایف بالاگریوه اشاره میکند و ده طایفه بزرگ را نام میبرد که مسکن آنها درخرم آباد,دره شهر,پلدختر,معمو لان,ویسیان,سپید دشت,دورود,دهلرا ن,شوش,اندیمشک,ب روجرد,دزفول,حسی نیه,الوارگرمسیر ی است.درکتاب شناسنامه اجتماعی فرهنگی لرستان که توسط دفتراموراجتماعی استانداری تهیه شده درص۳۵آمده که هیچ آمارمستندودقیقی درباره جمعیت قومیتهای ایران وجودندارد وتمام آمارها تخمینی وتخیلی است حالاشماطبق کدام منبع اینقدرقاطعانه دم از۵۰ درصدمیزنی؟مگردر برگ سرشماری نام قومیت ثبت شده؟شمادرتمامی سایتهاهمین حدسیات روکه ازمعبرعقل عبورنمیدی رومیگی بعدبخاطراینکارا ت چقدپول میگیری؟
 
 
#36 جمشیدی 1395-07-14 17:27
کریمخان دررستم التواریخ اثرمحمدهاشم آصف خودراچنین معرفی میکند؛اگرشما ما را لرساده بی وقوفی پنداشته اید اشتباه کرده اید.چهل سرو تلفیقی است واین سروده ها هیچوقت گویشور مستقلی نداشته است وتنها شیوه وسبک ادبی رایجی میان زاگرس نشینان بوده.اعدادشمارش ماازهندگرفته شده و لک هم واژه ای هندیست هر صد کیندارکا میشود یک لک.واحدپول پاراگوعه گورانی,واحدپول تاجیکستان سامانی,واحدپول گرجستان لاریست.درشمال هندشهرلکهنو,درس وعدشهری بنام لکسا,درچادشهری بنام لک چاد و شهری بنام لر داریم در اوکراین شهری بنام کرج و ساکی داریم در بوسنی شهری بنام بلوچ داریم ولی اینها بجز تشابهات اسمی هیچ ربطی بما ندارند.جنابی که خود را"لک اندیش"نامیدی زلقی درست است که شما نوشتید زلکی که بهره برداری بکنید.دراصل۱۹و۲ ۰قانون اساسی آمده که مردم هرقوم ازحقوق مساوی برخوردارن بعدبه"لر"توهین میکنی ومیگی خدایاکشورم حفظ باد!!!واعظ غیرمتعظی شما…
 
 
#37 دلق مرقع 1395-07-14 20:12
درکتاب شاهنشاهی ساسانی اثردکترتورج دریایی استادتاریخ دانشگاه لس آنجلس ص۴۸آمده؛امپراتو ر روم نیروهای ارمنی رابکمک خسروپرویزفرستاد .درتاریخ ایران باستان اثروزین افضل ص۲۳۲آمده؛شهربرا زسردارخسروپرویز سال۶۱۳میلادی انطاکیه ودمشق وسال۶۱۴باکمک ۲۶ هزار یهودی اورشلیم راتصرف کرد.هراکلیس امپراتوربیزانس درعوض آتشکده آذرگشنسب آذربایجان راویران کردو۶۲۷خسرو را شکست داد وتیسفون پایتخت ساسانی راتصرف کرد.درکتاب شاهنشاهی ساسانی ص۵۰آمده که همراه باعقب نشینی وشکست ساسانیان بزرگان و وابستگان به ایران از سوریه و عراق فرار کردند و ۶۳۰ میلادی هراکلیوس تمام سرزمینهای غربی ایران تا تیسفون راگرفت.حالاهرچی گشتم مطلبی یا اشاره ای ازآنچه توگفته بودی جناب اندیش نیافتم.بعداگه رفتن سوریه چرازمان قاجاربرگشتن؟یعن ی بعدازهزارو دویست سال؟دکتردریایی درص۱۸۴زبان ساسانی روفارسی میانه,پارتی و یونانی ذکرکرده.پس چرا اطلاعاتت غلطه؟هااااااا
 
 
#38 لک اندیس 1395-07-15 01:27
برادر ارجمندم وبی آلایشم جناب قاید رحمت در بخش لر پیا سایت لور کامنتهای مرا با افزودن ویا حذف برخی عبارات زمینه توهیم به قوم بزرگ لررا خودشان فراهم کرده اند مثل کامنتهای قبلی همین بخش که از طرف من پیام داده بودند ومعلومه کامنتهای من عمق جان برخیها را از ریشه سوزانده کلماتی ناشایست به کامنتهای من اضافه شده که عین کفد تست
 
 
#39 بهاروند 1395-07-16 22:57
کشور روآندا در آفریقاست و از دو قبیله سیاهپوست هوتو و توتسی تشکیل شده.استعمار بلژیک برای اینکه براحتی روآندا را تصرف کند و قدرت بومیان را توسط خودشان و بدون هزینه دفع کند بینشان تفرقه انداخت آنان عمدأ به توتسی ها که جمعیتشان کمتر بود بیشتر توجه میکردند و به آنها گفتند که شما قدی بلندتر,پوستی روشنتر و استخوان بندی کوچکتری دارید درصورتیکه هرخارجی که به روآندا میآمد فرقی بین توتسی و هوتو نمیدید و امکان تشخیص سخت بود.تاقبل استعماررابطه توتسی و هوتو دوستانه بود وفرهنگ وعقایددرهم آمیخته ویکسانی داشتند ولی القاعات استعمارگران بلژیک موجب غرورتوتسی شد وباخروج بلژیک در۱۹۶۲چندسال بعدوحشتناکترین وقایع قرن۲۰بوقوع پیوست ودرسایه بیتفاوتی سازمان ملل۸۰۰هزارتوتسی بدست هوتوقتل عام شدندکه مسبب آن فقط منافع استعمارگران بود.فیلم هتل روآندا ساخته سیدنی پولاک را ببینید.جنگ باشعارهای خوب شروع میشوداما پایانش تلخست