سه شنبه, 10 اسفند 1395  

جدیدترین مطالب

دکتر-کزازی-باباطاهر-همدانی-لُر-لک-زبان-است
  تهیه و تنظیم گزارش: رضا حسنوند /در اينكه بابا طاهر همداني است لر است و...
برنامه،-جهت-و-هویت-مدرن-لر-گفتار-سوم-تاریخ-لُر-چراغ-راه-آینده-قسمت-اول
  شیخ جهانگیر محمودی / برای آغاز درباره تاریخ لر با نگرش مترقیانه نیاز...
فهمیده-ام-برای-چه-ما-خاک-میخوریم
  فهميده ام براي چه ما خاک مي خوريماز بي عدالتي همه جا خاک مي خوريمرحمت...
روحانی-لُر-ها-را-دوست-ندارد
   علیرضا کرمی، اهواز / بعد از گذشت قریب به چهارسال از ریاست جمهوری...
توزیع-کتاب-مردم-شناسی-قوم-بختیاری
  مردم شناسی قوم بختیاریتافیف : حمیدرضا کاویانی چگنی موضوع : معرفی و...
بیانیه-استقرار-نظام-شایسته-سالاری-لرستان
    مردم شریف و نجیب استان لرستان استاندار ارجمند و مدیران محترم ادارات...
آموختن-زبان-مادری-هم،-«حق-مسلم-ماست»
    محسن کرامتی مقدم /۲۱ فوریه (۳ اسفند) از طرف سازمان یونسکو به عنوان...
عرض-تسلیت-سایت-لور-به-همکار-محترممان-جناب-عبدالرضا-قاسمی-سردبیر-پایگاه-یافته
  کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام  جناب آقای...
حق-خرم-آباد-و-حق-به-خرم-آباد
   / روزبه کلانتریبه عنوان لُری که در خارج از خرموئه (خرم‌آباد) و خارج از...
علیراست
  مهدی ویس­ کرمی/ نگاهی به منش و سبک زندگی هنرمندان مردمی مانند مرحوم...
 

 
 

نقدی بر باستان گرایی؛ «دیرینگی» و «بدوّیت» منبع ایجاد ارزش نیست

 

ابراهیم خدایی/

باستان زدگی جامعه ایرانی در طول صدسال اخیر ضربه‌های زیادی به جنبش‌های بوم گرا وارد کرده است تا جایی که فعالان بومی به‌جای پیگیری مطالبات برحقّ خود، دنبال «نخود سیاه» رفته‌اند!

 

                                                                                                      

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران): باستان‌گرایی یعنی این‌که در شناخت و ارزیابی یک اجتماع انسانی بیش از آن‌که وضعیت امروز آن‌ها ملاک قرار گیرد، به گذشته دور و دورتر آن‌ها توجه شود، این انحراف می‌تواند تا جایی پیش برود که به‌جای آن‌که میراث باستانی، میراثی در خدمت مردم امروزین اجتماع باشند و به بهبود زندگی امروزین کمک کنند، مردم امروزین سربازان و پاسداران آن میراث باستانی تصور می‌شوند!

در گونه‌های افراطی باستان‌گرایی، به‌گونه‌ای از هزاره‌های دور ستایش می‌شود که گویا «بدویت» یک ارزش ذاتی دارد، در این نگرش هر یک از داشته‌های جامعه امروزین اگر ریشه در هزاره‌ها نداشته باشد ارزش خود را از دست می‌دهد گویا معدن اصلی ارزش «دیرینگی» و «بدویت» و تغییر و ترقّی نکردن در طول تاریخ است! لذا اگر چوقا (چوغا)، زبان لکی، مینجایی یا جنوبی یا آیین گِل عاشورای لرستان را نتوانیم به ریشه‌های باستانی وصل کنیم، ارزشمند بودن آن‌ها مورد تردید قرار می گیرد!

باستان زدگی جامعه ایرانی در طول صد سال اخیر ضربه‌های زیادی به جنبش‌های بوم گرا وارد کرده است تا جایی که فعالان بومی به‌جای پیگیری مطالبات برحقّ خود، دنبال «نخود سیاه» رفته‌اند! شاید اولین کسانی هم که ما را دبنال این نخودسیاه فرستادند مستشرقین و مسافران اروپایی بودند. این مسافران در غالب سفرنامه های خود نخستین متون لُرشناسی و ایران شناسی را بر جای نهاده اند. آن ها در مسافرت به سرزمین ما، به منابع معتبری دسترسی نداشتند، هرودوت و تاسیت می خواندند و در آثار تاریخی این نویسندگان قدیمی هم چیزی از ایران جدید نبود بلکه سخن از کوروش و سکا و امثال ان بود، آن ها تصور می کردند لابد در طول این چند هزار سال اتفاقات مهمی در سرزمین ما رُخ نداده است و لذا با دیدن هر طایفه ای خیال می کردند دارند همان مردم باستانی را می بینند و اگر نام ان را در کتابهای خود سرچ کنند حتما ریشه های باستانی اش را خواهند یافت!

به هر حال، ریشه باستان گرایی هرچه باشد، حقوق «زبان لکی» در اجتماع، سیستم آموزش‌وپرورش و آموزش عالی ایران، شبکه‌های استانی کرمانشاه، لرستان و ایلام، رسانه‌های چاپی محلّی و سراسری هیچ ارتباطی به قدمت داشتن یا نداشتن آن ندارد! این‌که اثبات شود این زبان، همان زبان معاشقه «آدم و حوا» بوده است و یا این‌که طی دوسه قرن اخیر به خاطر فلان تحولات فرهنگی و زبانی ایجاد شده است، نه حقی به حقوق این زبان می افزاید و نه چیزی از حقوق آن کم می کند!

لکی به طور طبیعی باید زبان رایج در رسانه‌ها، مطبوعات و مدارس مناطقی باشد که به این زبان تکلم می‌کنند یا بدان نیاز و علاقه دارند، این حق و جقوق از آن جا ناشی می‌شود که لُرهای لک زبان صاحبان اجتماع خویشند و اگر این رسانه‌ها، مطبوعات و مدارس متعلق به این مردمند پس باید در اختیار ایشان و بلندگوی ایشان باشند، و ایشان تصمیم بگیرند در این نهادهای فرهنگی به چه زبانی صحبت شود!

بنابراین برای اثبات مشروعیت مطالبات علاقمندان زبان لکی (و هر زبان دیگری) این همه اصرارهای باستان گرایانه، مقایسه کردن واژگان یا دستور زبان با فلان زبان ‌کهن و باستانی، ریشه‌یابی آن در زبان‌های ایران باستان یا کاسیت و امثال آن واقعا نیاز نیست.

اهمیت و ارزشمندی چوقا به عنوان لباس لرهای بختیاری نیز ارتباطی با باستانی بودن یا نبودن آن ندارد، چوقا اعتبارش را از «میثاق مشترک» مردمی می گیرد که آن را به عنوان نماد خود احترام می‌گذارند، هرآینه اگر این «میثاق مشترک» و «احترام» از بین برود چوقا تمام ارزشش را از دست می‌دهد ولو این‌که لباس خود کوروش (پادشاه هخامنشی) یا شوتروک ناخونته (پادشاه عیلامی) بوده باشد و برعکس اگر این میثاق و احترام افزایش یابد چوقا ارزشمندتر می‌شود ولو این‌که تا پیش از زمان پهلوی هیچ عکس و نشانی از آن نداشته باشیم!

آیین «گِل» در عاشورای خرم‌آباد و لرستان نیز با داشتن یا نداشتن ریشه‌های باستانی (و این‌که مثلا در شاهنامه فردوسی بدان اشاره شده یا نشده) نه چیزی بر مشروعیت و اعتبارش افزوده می‌شود و نه کاسته می‌شود، این ارزیابی را نیز باید به تصمیم‌گیری مردم امروزی موکول کرد.

البته، نگارنده می‌پذیرد که در بسیاری مواقع و مخصوصا در جامعه باستان زده ایران، یک‌راه برای جلب توجه و حمایت مردم و ایجاد میثاق مشترک و احترام عمومی، نمایش ابعاد باستانی است، یعنی وقتی می‌خواهیم مردم را به احترام گذاشتن به این عناصر فرهنگی دعوت کنیم، تأکید بر باستانی بودن و دیرین بودن به کار می‌آید، اما این تأکید نباید کار را به‌جایی برساند که این اصل تقویت شود که «هرچه باستانی است ارزشمند است و هرچه باستانی نیست ارزش چندانی ندارد» این نه عقلانی است و نه به منفعت مردم ما!

آن چه منبع ارزش است حمایت و پذیرش مردمی است، باستانی بودن یکی از ابعادی است که می‌تواند به این پذیرش و حمایت کمک کند! اما این همه تأکید بر باستانی بودن ما را از عوامل دیگر بسیج مردمی غافل کرده است!

انحرافات باستان گرایانه یک نمونه بارز از آسیبی است که نگارنده آن را با اتکاء به دو مفهوم «قوم بانی» و «قوم یابی» تحلیل می‌کنم؛

در رویکرد قوم بانی، وظیفه جنبش بوم گرا حراست و پاسبانی از «میراث مشترک»ی است که تصور می‌شود در طول هزاره‌ها به دست مردم امروز رسیده است و اینک با توجه به تحولات مدرنیته در خطر نابودی است. اما در رویکرد قوم یابی وظیفه جنبش بوم گرا رساندن اجتماع به «میثاق مشترک»ی است که محصول انتخاب و اراده و آگاهی مردم باشد. طبیعتا آن «میراث مشترک» یک پایه و سرمایه ارزشمند برای دست یافتن به «میثاق مشترک» است، بنابراین قوم بانی و قوم یابی دوروی یک سکه هستند و تقریبا جدا از یکدیگر قادر به موفقیت نیستند. (برای اطلاع بیشتر درباره این دو مفهوم به مقاله «لُرها و بومی گرایی؛ از قوم بانی تا قوم یابی» در سایت لور مراجعه کنید).

اما در فعالیت های بومی مردم لُر، غالبا رویکرد قوم بانی غلبه دارد و فراتر از این به نوعی «باستان گرایی افراطی» دچار است که بوم گرایی را با جدال ها و تنش ها و کشفیات و جعلیات باستانی اشتباه گرفته است. ارتباط دادن طوایف کنونی لُر با اقوام باستانی (همچون وصل کردن سگوند و ساکی به اقوام سکا یا کاسیت) یا سکه های باستانی (وصل کردن طایفه دریکوند به سکه دریک!!)، وصل کردن لباس های سنتی امروزین (مثل چوقا) به بناهای باستانی (مثل چغازنبیل) که اغلب تنها و تنها اشتراکات لفظی کاملا اتفاقی هستند و یا ادعاهایی مبنی بر این که کتیبه های فلان سلسله باستانی به زبان لکی یا بختیاری بوده اند، یا زبان لکی تنها زبانی است که بدوی و بدون تغییر مانده است و مادر زبان های ایرانی است، یا این که لرها جانشین مردم خوزی و خوزی ها جانشین مردم عیلامی و کاسی هستند ... اغلب نه تنها حاوی هیچ اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ و فرهنگ بومی ما نیستند بلکه بوم گرایی لُریاتی را تبدیل به کاریکاتوری مضحک می کنند که هیچ جذابیتی برای مردم امروز ندارد و مردم آن را جدّی نمی گیرند و «میثاق مشترک» پدید نمی آید.

به عبارت دیگر وجود احتمالی برخی میراث های باستانی در فرهنگ و تمدن لُر نه فقط در خدمت ایجاد میثاق مشترک نیست بلکه برعکس باعث می شود مردم در میان این ادعاهای بیهوده باستان گرایانه، از ارزش و اهمیت واقعی و ذاتی فرهنگ بومی غافل شوند. لذا به فرض مثال اگر ما در پی تقویت جایگاه زبان لکی در میان مردم هستیم بهتر است بر مسایلی چون اهمیت این زبان برای برقراری ارتباط میان مردم لُرستان، تولید سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماعی، نقش آن در موسیقی و ادبیات بومی، اهمیت آن برای تقویت هویت بومی قوم لک به عنوان یکی از لوازم انسجام و توسعه اجتماعی محلّی و ملّی، نقش آن در ایجاد تعلق مردم به سرزمین و جامعه خویش و ممانعت از گریز سرمایه های انسانی منطقه، توانمندی آن برای انتقال مفاهیم و عواطف و امثال ان تأکید کنیم، این همه تأکید یک جانبه (و غالبا اشتباه و مجعول) بر بدوی و باستانی بودن ارزشی بر ارزش های این زبان نمی افزاید.

 

:: در همین زمینه:

* لُرها و بوم گرایی؛ از قوم بانی تا قوم یابی

http://loor.ir/essay/6016-.html

 

* آیا لُر قومی «اصیل» است؟ آیا برای «اصالت» باید کوشید؟

http://loor.ir/essay/6035-.html