شنبه, 06 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

تنش های مجازی بر سر مسأله لک؛ لزوم جایگزینی توهمات مجازی با تأملات عقلانی

 

دکتر حسن رضا یوسفوند/

برخی لکها در گروه های مجازی گرد هم آمده اند  که همه آن ها ادعا دارند هدفشان خدمت به لک است  اما در برخی از آن گروه ها در فضای مجازی  تلگرام و نیز برخی سایت ها و وبلاگ ها بد خلقی های  کلامی ...

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، دکتر حسن رضا یوسفوند: فضای مجازی یا سایبری فضای است که در آن زمان و مکان  وجود ندارد، در فضای مجازی  که می توان آن را واقعیت های زندگی امروز بشری دانست و امید است بتوان در پرتو آن به اطلاعات بهتر و سریعتر دسترسی پیدا کرد، متاسفانه  انگار در کشور ما هر تکنولوژی و ابزار جدیدی می آید  به جای آنکه بتواند   در جهت آرامش و راحتی ما عمل کند وسیله ای می شود برای تخریب و نابودی بیشتر!

اتومبیل را نگاه کنید این ابزار به جای اینکه   باعث رفاه بیشتر شود سالانه تعداد بیشماری  در اثر بی احتیاطی   از بین می روند، آلودگی را برای ما افزایش داده، ترافیک را برای ما به وجود آورد است. سرنوشت تلگرام در مناطق ما هم چیزی شبیه  بسیاری از وسایل دیگری که وارد کشور شده است که از آن درست استفاده نمی شود، در جامعه شناسی به این ناهماهنگی تکنولوژی و فرهنگ «تاخر فرهنگی»  یا پس افتادگی فرهنگی نام گفته می شود بدین معنی که ابزار و تکنیک  می آید اما فرهنگ استفاده از آن با تاخیری چند ساله هرگز نمی اید.

شبکه تلگرام به جای اینکه بتواند منشا تبادل اطلاعات  بشود تقریبا چیزی شده برای توهین  و تخریب و عقده های حقارتی که در برخی وجود داشته است و به دلایلی نتوانسته ایم آن ها را بروز دهیم   و در این فضای گمنامی   یا مجازی   شرایط بروز آن مهیا شده است! از دیگر ویژگی های که این شبکه ها دارد این است که انواع  افراد متفاوت و با زمینه های فرهنگی متفاوت، سنی، علمی و .. در یک گروه عضو هستند که  در بسیاری از موارد هیچ سنخیتی با هم دیگرندارند.

در این بین  برخی لکها در گروه های مجازی گرد هم آمده اند  که همه آن ها ادعا دارند هدفشان خدمت به لک است  اما در برخی از آن گروه ها در فضای مجازی  تلگرام و نیز برخی سایت ها و وبلاگ ها بد خلقی های  کلامی بین افراد مختلف صورت می گیرد که عموما هر کدام از آنان خود را مدعی سینه چاک لک می دانند و در این زمینه گروه ها و افراد دیگر را متهم به انواع  صفت ها و القاب و عناوینی که نشات گرفته از زمینه های خانوادگی و فرهنگی آنان است می کنند و باعث شرم انسان است که چنین افرادی چنین الفاظی را بر زبان می رانند.

«لک» به عنوان یکی از قدیمی ترین  مردمان بومی ایران در جغرافیایی که هم اکنون از لحاظ  استانی بین چهار استان تقسیم شده است زندگی می کنند.  

این طور به نظر می رسد  که بر روی لک و فرهنگ لک و مشخصه های فرهنگ لکی تقریبا توافقی یکسان در بین گرایش های مختلف لکی وجود دارد، همچنین از اینکه همه گروه ها، لک ها را یکی از اقوام اصیل ایرانی می دانند هیچ گونه شک و شبهه ای در بین آنان وجود ندارد، اما آنچه مورد اختلاف شدید این گروه ها است در مورد منشا مردمان لک است  سه گروه در این زمینه وجود دارد در هر گروه با توجه به گرایش گروه مورد علاقه  از اقوام دیگری تعدادی کُرد و لُر  هم وجود دارد. هر کدام از طرفین  استدلال های  دارند که  مدعایشان قابل بحث و گفتگو می باشد. 

اول: لک؛ باورمندان به جدا بودن مردمان قوم لک، لکها را مردمانی می دانند که  در عین اشتراک  فرهنگی با اقوام مجاور و دیگر اقوام ایرانی، با توجه به بعد جمعیتی و زبانی و پوششی  و حتی سرزمین مشخص، لک را یک گروه قومیتی  می دانند که به مانند دیگر اقوام ایرانی ساکن این مرز بوم و دوست دارند به همین نام خوانده شوند و هر نامی را که در تاریخ  از قبیل لر، کرد به آنان داده اند را مغرضانه و ناشی از سادگی و صداقت  یا بی  توجهی مردمان لک می دانند و در این را  به نظر می رسد هدفشان این  است که با آگاهی دادن به مردمان لک  خود را لر و کُرد ندانند بلکه لک بدانند و برای رسیدن به این کار دنبال تشکیل استانی به نام لکستان یا هر عنوان دیگری در کنار 31 استان دیگر کشور می باشند که از این طریق بتوانند فرهنگ خود را حفظ کنند زیرا  معتقدند فرهنگ لکی به نام همسایگان مجاور و به کام آنان می باشد و نام لک  در این میان با توجه به صاحب خانه بودن آن ناچیز است و باید این وضعیت تغییر کند.

دوم: لرهای لک؛ غیر از خود لک ها، در بین این گروه که تعدادی از تیره های مختلف لُر  ازقبیل مینجایی و اقلیتی بختیاری هم وجود دارد که در عین اینکه دوستدار و طرفدار لک هستند اما واقعیت بی همتای قوم لک را قبول ندارند و لک را یک شاخه از قوم لُر می دانند و برای استدلال های خود به منابع بسیار تاریخی  و حکومت های وقت  که به نام لُر از قبیل اتابکان لُر، والی های لُر و نام گذاری استانی به نام لُرستان برای مناطق لک  ارجاع می دهند؛ و می گویند پدران لک ما تا همین دهه اخیر خود را لُر می دانسته اند، چه اتفاقی  افتاده و چگونه است که به یک باره لک در برابر لُر قد علم کرده است؟

این گروه مقوله لک ها و مخصوصا لکستان را یک  دسیسه  برای تضعیف و انسجام هویتی قوم لُر می دانند که  ریشه  آن  به خارج  از مناطق لک نشین می رسد گرچه توسط گمراهانی از خود لک ها مورد پذیرش قرار گرفته است و لذا این گروه نیز هدف خود را آگاهی لک ها می دانند  و می گویند لُرستان هر چند اقلیتی مینحایی  دارد ولی اکثریت ساکنان آن لک هستند و باید فرهنگ لک را در این استان غالب نمود زیرا از این طریق می توان جلوی بحث لکستان و لک گرایی (جدا از لُر) گرفته  می شود و حتی می توان  لک های ساکن  استان های همجوار را زیر چتر لک در سایه  نام لُرستان آورد؛ در غیر این صورت تدوام این وضعیت را در بلند مدت به ضرر لُرستان (اعم از لک و مینجایی و ...) می دانند که هم مانع توسعه در لُرستان می شود، هم تجزیه  سرزمین لُرستان را به استان های دیگر به همراه خواهد داشت. این گروه  به همراه گروه های  لک مخصوصا  لک های ساکن لُرستان  و ایلام (زیرا در این دو استان لک و لُر همسایه کُرد ها هستند و تقریبا اتحادی نانوشته با هم دیگر دارند اما در کرمانشاه فقط لک ها در همسایه کُرد ها هستند) طرفداران اندیشه کُرد لک  را مورد اتهام قرار می دهند  که  آنان فریب خورده رسانه های  کوردی مخصوصا از نوع  برون مرزی آنان می دانند که  با توجه به اشتراکات مخصوصا   زبانی  لک ها با کُرد ها، به دنبال  جدایی لک ها از لُرستان هستند  که با تشکیل استانی به نام لکستان؛ لکها  را ضمیمه فرهنگی  کُردستان بکنند.

سوم: کُردهای لک؛ افراد فعال این گرو ها که محدودی از کُرد ها هم در آن ها فعال هستند،  نه تنها لک ها، بلکه تمام تیره های لُر را کُرد می دانند و برای استدلال های خود به منابع تاریخی و اشتراکات فرهنگی (به جز دین) ارجاع می دهند و اظهار می دارند که در تمام منابع تاریخی  معتبر لُر  را جزی از قوم کُرد دانسته اند، این گروه مخصوصا  آنانی که رگ های کُرد ی گرایش های شان قوی تر است لک را لُر می دانند البته نه لُری که در تقابل با کرد است، بلکه لُری که جزئی از بدنه اصلی  کُرد است و  البته در برخی از منابع و نوشته های آنان  بیشتر مراد و منظورشان از لُری همین چیزی  است که لک ها و لُرها  به آن «لک» می گویند. این گروه ها تفاوت های لهجه ای و گویشی بین گروه های مختلف کُردی و لُری را چیزی طبیعی فرض می کنند و مصداق های آن را در بین فرهنگ و قومیت های  دیگر برای مثال ذکر می کنند و این تفاوتها را نه تنهایک ضعف نمی دانند بلکه نشانه قوت و غنای فرهنگی کُرد میدانند.

  هر کدام از  گروه های سه گانه  ذکر شده  در بسیاری از موارد استدلال خود را برحقّ  و  دیگری را متهم به نادانی و ناآگاهی می کنند و طرف مقابل را فریب خورده ای می داند  که در دام صحبت های دیگران افتاده است و خود و گروه خود را  افرادی می دانند که از قدرت تجزیه تحلیل فوق العاده ای برخوردارند.

 سوالی که مطرح می شود اینست که این تنش و اتهامات به یکدیگر دادن چقدر می تواند به فرهنگ لکی و مردمان لک کمک کند و چقدر می تواند باعث وحدت و انسجام بین اقوام مختلف ایرانی شود؟ اگر بخواهیم جوابی روشن  به این سوال بدهیم  می توان گفت این تنش ها ، توهین ها و تهمت ها به همدیگر نه تنها نمی تواند هیچ کمکی به مردمان لک  و فرهنگ لک بکنند بلکه بر عکس نابودی و اضمحلال بیشتر فرهنگ  لکی  را به همراه خواهد داشت  و از  طرفی  دیگر منشا تنش ها و ستیزهای بیشتر را با اقوام همجوار  باعث می شود که از بسیاری از جهات  ویژگی های مشترک فرهنگی و حتی روانشناختی  بسیاری با لک ها دارند. تداوم  این موضوع در بعد ملی برای کشور و در ابعاد خرد تر برای توسعه و آبادانی منطقه زیان های بسیار به همرا دارد.

 حال با توجه به اینکه در بین این سه گروه طرفداران  پر و پا قرصی  با استدلهای قوی وجود دارد.  سوالی که مطرح می شود این است که این دوستداران فرهنگ ایرانی و لک با توجه به اختلاف نظرهای که در مورد منشا وابستگی یا یگانه بودن قومی لک وجود دارد چه راهکاری می توانند ارایه دهند که ضمن احترام به  به فرهنگ دیگر قومیت های همجوار، این اختلافات  در بین گروه ها مختلف لکی در فضای مجازی کاهش و بیشترین دستاورد را برای توسعه و آبادانی و حفظ فرهنگ مناطق لک نشین داشته باشد؟

آیا فضای مجازی و به طور خاصّ شبکه های اجتماعی فضای مناسبی برای بحث و تبادل نظر در این باره است؟ آیا عُقلا و خردمندان (مخصوصا از خود جمعیت لک زبان) نباید در فضاهای معتبرتر دانشگاهی، رسانه ای، تخصی و عمومی به طرح این پرسش ها بپردازند و اجازه ندهند فضای توهّم زا و پُرتنش مجازی پیشتاز طرح این دغدغه های فرهنگی و اجتماعی باشد؟