چهارشنبه, 29 شهریور 1396  

جدیدترین مطالب

دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
 

 
 

هزار و یک ترفند ضد مفاخر ملی جامعه بختیاری

 

 محسن حیدری /
سناریوی معمول و تکراری ترور شخصیت های ملی جامعه بختیاری همچنان ادامه دارد، بعد از سریال سرزمین کهن اخیراً نیز رمانی با عنوان «هزار و یک جشن» منتشر شده که همان راه را رفته ...

 

سریال ترور شخصیت سردار اسعد و صمصام دو رهبر بزرگ بختیاری و افتخار مشروطه خواهان آزادی گستر ایران ادامه دارد. سریال سرزمین کهن در سال 92 عکس سردار اسعد را در منزل شخصیت منفی فیلم آویزان کرد و بعد که با اعتراض مردم مواجه شد گفت اشتباه شده است. سریال کلاه پهلوی در سال 94، شخصیت منفی فیلم که در دهی به نام سامان (منطقه بختیاری) حکمرانی محلی می کند شخصیت منفی به نام صمصام بود!

اخیراً نیز رمانی با عنوان «هزار و یک جشن» به قلم «محمد محمودی نورآبادی» توسط انتشارات «شهرستان ادب» منتشر شده که همان راه را رفته و برخی جوایز دولتی را از آن خود کرده است. این داستان که ظاهراً برای روایت تاریخ انقلاب نوشته شده، به تحریف تاریخ معاصر ایران همت گماشته و کوشیده است با جابجا کردن مرز خدمت و خیانت، نام «صمصام بختیاری» که از حاکمان متدین و نیکوکار منطقه بختیاری و نخست وزیر عصر مشروطیت و برخوردار از تایید و حمایت قاطع علمای نجف و قم و تهران بوده است را خدشه دار کند.

حوادث این کتاب در سال 1329 شمسی می گذرد که محمدرضا شاه پهلوی با همسر مصری خود؛ ملکه فوزیه متارکه کرده و تصمیم به ازدواج با ثریا اسفندیاری بختیاری می ‌گیرد.

داستان در فضای طایفه‌ ای از ایل بختیاری می ‌گذرد. «صمصام خان» بزرگ چهار قبیله است: گل جمالی، پورکمالی، شاهکرمی و قبیله راوی داستان؛ «نوروز» که کدخدایش مصطفی قلی است. قرار است مجموعه جشن ‌هایی در سراسر ایران به میمنت ازدواج محمدرضا شاه پهلوی و ثریا اسفندیاری بختیاری برگزار شود. بخشی از جشن کشوری، سهم این طایفه بختیاری است که در استان فارس ساکن هستند.

نوروز تنها درس خوانده طایفه است. او پسر ملاخلیفه است. پدرش باسواد و ملای آبادی بوده و قرآن درس می ‌داده و همه او را به دلیل مخالفت با صمصام خان و همین طور مصطفی قلی؛ کدخدای آبادی می ‌شناسند. مردی که اهل دین و ایمان بوده ‌است و آگاه کردن مردم و مهربانی و همدلی با آنها را به عنوان شیوه مبارزه انتخاب کرده بود اما در این راه توسط مصطفی قلی مسموم شده است.

نوروز دل باخته «زیبا»؛ دختر مصطفی قلی است. تنها هدفش جلب رضایت صمصام خان و مصطفی قلی است تا بتواند به وصال زیبا برسد.

صمصام خان که در منطقه تحت سیطره‌ اش خود را قبله عالم می ‌خواند، با زیرکی هرکسی را مشغول به کاری می کند. خوانین چهار قبیله را با هم به رقابت وادار می کند؛ معلم آبادی را به طراحی جشن و میرزا احمد را علی رغم میل باطنی به خرید وسایل مورد نیاز جشن مجبور می کند؛ بچه ‌های مدرسه هم به جای درس خواندن مشغول تمرین سرود برای جشن هستند.

صمصام خان که ضعف‌ها و قوت‌های آدم ‌های قبیله را می ‌داند، قوت‌ها را تضعیف می کند و از ضعف‌ها به نفع خود استفاده می ‌کند. صمصام خان می داند که ضعف نوروز، دل بستن به زیبا است پس قول صحبت با مصطفی قلی کدخدا را می دهد.

نوروز هم با وجود پدری متدین و با سواد و نقاط قوتی مانند تحصیلات عالی در این ساختار فاسد آلوده می ‌شود و با قاتل پدرش در مهیا کردن بساط جشن، همداستان می ‌شود. برادرش صادق را به خواندن سرود می گمارد و حتی نزدیک است که او را به کشتن دهد. خواهر جوانش را به رقص در مجلس جشن صمصام خان و همدوشی با اولاده ها و خان زاده ها و بلر انگلیسی وا می دارد و ارزش‌هایش را زیر پا می گذارد. لبش به نجسی مشروب می رسد و کاهل نماز می شود. حتی نیرنگ می زند و شایعه می ‌سازد تا به هدفش که به دست آوردن زیبا است برسد. هدفی که در نهایت با غرق شدن زیبا در آب رودخانه خروشان ناکام می ماند.

صمصام خان گویا همه این ها را می بیند و زیر نظر دارد. فرهنگ مجیزگویی و تملق و چاپلوسی را نهادینه می کند. در این داستان، لرها غرق در زبونی هستند و از آن همه دلاوری هایی که سخنش در گذشته ها در میان بوده تنها تیر درکردن‌های هوایی خان زاده ‌های مست و ملنگ مانده است که آن هم بر تن دختری بی گناه و مظلوم می نشیند. خان در روز روشن ملاخلیفه و غریب را می کشد اما برای حفظ قدرت ظاهری، صدقه پیش کش می ‌کند.

اکثر حوادث در قلعه صمصام و خانه اربابی کدخدا و اتاقک برات و خانه کوچک نوروز و میرزا احمد میگذرد. همه اهالی ظلم و ستم اربابان را پذیرفته ‌اند. تا اینکه بذرهایی که ملاخلیفه با آوردن میرزا احمد به آبادی و حمایت و رسیدگی از برات و دیگر افراد تنگدست و ضعیف بوجود آورده، ثمر می‌دهد. برات تفنگ خان زاده را به زور می گیرد و گلوله ‌ای میان کلاه زرکوب صمصام خان می‌نشاند و او را می‌کشد و بعد در میان جنگل گم میشود و تبدیل به اسطوره ای نامیرا در میان مردم منطقه می‌شود!

با نگاهی گذرا به این داستان سرایی دولتی، باید بگویم برخلاف میل نویسندگان دولتی که خواستار محو نام صمصام هستند، او یک افتخار ملی است و در قلب همه لرها بخصوص بختیاریها و آزادیخواهان ایران قرار دارد.

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 بختیاری 1396-05-19 04:10
نام صمصام ربطی به صمصامالسلطنه بختیاری ندارد.خواهشا به اندازه کافی درکشور ساز تفرقه وجود دارد شما دیگه این موضوع را به بختیاری ها متصل نکنید. آتش به پا نکنید بی جهت.
 
 
#2 mojtaba 1396-05-21 10:49
بعضی جریانات در صدا وسیما قصد خدشه دار کردن نقش مثبت بختیاری ها در مشروطه را دارند ،بعنوان مثال :1-هفته پیش کارشناس برنامه در ارتباط با اعدام شیخ فضل الله بطرز مشکوکی از بین سران مشروطه نام سردار اسعد را بزبان می آورد.2-کارشناس دیگری در تلویزیون کمک مالی ونفتی شیخ خزعل را باعث توانمندی بختیاری ها دانست ،درصورتی که در آن سالها بخش مهمی از درامد نفت دراختیار بختیاری ها بود .
 
 
#3 حقگو 1396-05-25 01:54
درپاسخ به مجتبی عرض کنم که شورایی با کارکردنظارتی وقضایی اقدام به صدورحکم به اعدام شیخ فضل الله نوری دادند.یکی نفر از ان شورا هم سردار اسعد بود. این واقعیت داره.دروغ نیست.اما همه باید بدانند که وقتی می گویند شورا ممکن است در اعضای شورا نظر مخالف با اعدام هم بده است. اما مجموع نظرات آن شورا تصمیم به اعدام بوده است.لذا نظرشخص یاشخصی سردار اسعد نبوده است.فقط اعضا ی شورا خبراز نظر همدیگر دارند نه کس یا کسان دیگر.هیچ کدام از آن چندنفر اعتراف به اعلام نظر سرداراسعد نکرده است.اگر سندی هست که سرداراسعد رای فردی ویا وتو داشته پس رو کنند. درغیراین صورت دروغ محض است.ما خوانندگان باید بدانیم کار شورایی با فردی متفاوت است.واگرکسی ادعایی بدون سند دارد باطل است.
 
 
#4 محمد 1396-05-25 12:02
پاسخ به کامنت 1:
عزیز دلم. خود نویسنده رمان دقیقا نوشته وقایع این رمان در ایل بختیاری می گذرد. در متن کتاب بارها به این مساله تصریح شده. شما از کجا می فرمایید ربطی به بختیاری ندارد؟!