یکشنبه, 02 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
 

 
 

حماسه قلعه گلاب و غریبانگی دختران لر

 

 حمید لطفی /
در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان می جنگند و آنگاه  که پای حیثیت و آبرویشان در میان باشد از جان میگذرند و دختران قلعه گلاب چنین بودند ...

 

در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان می جنگند و آنگاه که پای حیثیت و آبرویشان در میان باشداز جان میگذرند و دختران قلعه گلاب چنین بودند.
اگر روزی گذرتان به منطقه ممسنی افتاد حتما از رودخانه زهره بپرسید آن روز تلخ چه دید و چگونه دختران پریشان و بی پناه لر را در سینه پرمهرش خاموش کرد، ماجرا از انجا اغازشد که حدود دویست سال پیش و در زمان سلطنت محمدشاه قاجار بزرگان طایفه بکش ممسنی به این نتیجه رسیدند که خان طایفه صلاحیت و کفایت لازم را ندارد و بهتراست جای خود را به شخص بهتری بدهد، و دراین میان شخصی بنام قاید غلام به جد از یکی از مشاهیر طایفه به نام ولی دفاع کرد و موفق شد ولی را به خانی برگزیند.

دوران ولی خان را می توان دوران پر فروغ و شکوه طایفه بکش دانست هرچند که تغییر اخلاق و خودسری هایش ضربه بزرگی برای ایل بودخصوصا آنجا که ناشکری کرد و قایدغلام که مدام او را به مردم داری نصیحت میکرد به زندان انداخت و درحالی که به او بدگمان شده بود از ترس میل داغ برچشمانش نهاد و بینایی اش را از او سلب کرد.

بی شک حذف و نبود شخص زیرک ودانایی چون قاید غلام در رقم خوردن اتفاقات دردناک اینده بی تاثیر نبود، دولت مرکزی که ازقدرت گرفتن ولی خان در منطقه ممسنی و کهگیلویه و بویراحمد در هراس بود برای سرکوبی اش قشون فرستاد ولی خان به یک قلعه محکم و نفوذ ناپذیر پناه برد اما از آنجا که تاب مقاومت در برابر توپ های قشون مرکزی را نداشت با نیروهایش قلعه را به سمت منطقه ماهور ترک کرد وی همراهانش را دو دسته کرد دسته نظامیان همراه خودش و دسته دیگر یعنی زنان و دختران را به همراه پسرش باقر به سمت قلعه گلاب فرستاد که در اختیار رفیق دیرینه اش خواجه حسین بود فرستاد
خواجه حسین شخص مورد اعتمادی درنظر ایشان بود اما وقتی قشون برای دستگیری زنان و دختران ولی خان به سمت قلعه گلاب امدند خواجه حسین خیانت کرد وپس از انکه بااهل وعیال خود قلعه را ترک کرد انجا را دراختیار قشون دولتی گذاشت!

قلعه گلاب مشرف به رودخانه زهره بود و اگر خواجه خیانت نمیکرد یقینا به این راحتی سقوط نمیکرد...
القصه اینکه معدود نیروهای همراه باقر پسر ولی خان تا اخرین فشنگ جنگیدند اما درنهایت توسط قشون دولتی دستگیر شدند و اینک وقت زنان و دختران بود!
آنچنان که در کتب تاریخی این منطقه امده است چون کار بدینجا کشید این شیرزنان وقتی از مقاومت مردان ناامید شدند گیس ها را بهم گره زدند و دونفر ،دونفر خود را از بالای قلعه به درون رودخانه زهره می افکندند و آن روز مردم اطراف که از سروصدای زنان ودختران گرد قلعه جمع شده بودند کبوترانی را می دیدند که از بام قلعه به پرواز درمی آیند و در آغوش خروشان زهره آرام میگیرند ...
آن روز رنگ زهره آبی نبود زهره از خون دختران لر سرخ رودی شده بود که دیوانه وار خود را به صخره ها میزد و نعره های غریبانه سرمی داد ...

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 بویراحمد 1396-05-29 18:16
با درود:من در اواخر زمستان 95 با گروهی از دوستان به این دژ رفتیم ، این دژ بر فراز کوهی قرار گرفته وبرای ورود به ان می بایست از راه باریکی گذشت که بصورت پله کانی است وبسیار خطر ناک ، خرابه های ان هنوز وجود دارد که با سنگ رودخانه (برد هرار) وگچ ساخته شده است ،دیوار های ان حدودا در بلندای 80 متری از کف رود ساخته شده است ،خدا می داند زنان دلیر لر در ان زمان برای حفظ ابروی خود چه حماسه ای خلق کرده اند ،زیرا پریدن از این بلندی دل شیر می خواهد ونام لر.