پنج شنبه, 04 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

بیرانوند: پرتاب هایم در فوتبال نتیجه بازی دال پلان است

  

در یک صحنه ۶، ۷ پرسپولیسی جلوی من ظاهر شدند تا به طرق مختلف جلوی پرتاب دست مرا بگیرند که اتفاقاً مزدک میرزایی هم در حین بازی به آن اشاره کرد.

 

به گزارش لور به نقل از بونگ نیوز؛ گفتگو با علی رضا بیرانوند و غلامرضا رضایی، گل زن و گل ساز نفت تهران برابر پرسپولیس...


غلامرضا، چرا به پرسپولیس گل زدی، شادی نکردی؟
من هفته اول هم که به پرسپولیس گل زدم، شادی نکردم. خدا را شکر که این بار هم همین‌طور شد، یعنی گل زدم و خوشحالی نکردم. وقتی با پاس خوب ایمان مبعلی موفق شدم گل بزنم، از گلزنی‌ام خوشحال شدم اما به احترام هواداران پرسپولیس شادی نکردم چون آنها را دوست دارم. هوادارانی که قبل از بازی هم کلی مرا تشویق کرده بودند.
‌ ولی عده‌ای می‌گویند چون می‌خواهی به پرسپولیس برگردی، شادی نکردی؟
اصلاً، نفت به هیچ بازیکنی اجازه خروج و پیوستن به تیمی دیگر را نمی‌دهد، به همین دلیل هیچ بازیکنی در نیم‌فصل از نفت جدا نخواهد شد.
‌ ‌ علیرضا؛ تو چندمین پاس ‌گلت را در این فصل به امیرارسلان مطهری دادی؟
من شروع مجددهای زیادی داشتم اما این شروع مجددها معمولاً مقابل تیم‌های بزرگ بیشتر به چشم می‌آید. پاسی هم که به امیرارسلان مطهری دادم، دومین پاس گلم بود که البته با ضربه پا می‌دادم.
‌ ‌ علیرضا، واقعاً در تمرینات روی پاس گل کار می‌کنی؟
من با محسن سیدی مربی دروازه‌بان‌های نفت خیلی تمرین می‌کنم، حتی روزهایی که تمرین هم نداریم، من با مربی دروازه‌بان‌ها کار می‌کنم. الان هم به شما بگویم اگر غلام و ارسلان گل نمی‌زدند، کار من به چشم نمی‌آمد، همان‌طور که در تیم امید هم پرتاب دست‌ها و پاس‌ گل‌هایی مثل الان داشتم اما از این پاس‌ها آن‌طور که باید و شاید خوب استفاده نمی‌شد.
‌ ‌ غلامرضا، دروازه‌بانی به جز بیرانوند به تو پاس گل داده؟
بله به من پاس گل از طریق دروازه‌بان داده شده است.
‌ ‌ چه دروازه‌بانی و به چه شکل به تو پاس گل داده؟
در فجرسپاسی که بودم، حسین آشنا از روی چند ضربه شروع مجدد به من چند پاس خوب داد البته نه با دست بلکه با پا ضربه دراپ می‌زد اما الان انصافاً هم علی بیرانوند و هم وحید شیخ‌ویسی شرایط خیلی خوبی دارند.
‌ ‌ غلامرضا، اصلاً می‌دانی که کدام دروازه‌بان‌ها در پرتاب دست یا کلاً پاس گل دادن تبحر دارند؟
روی پاس‌هایی که علیرضا پرتاب می‌کند، با هم از قبل هماهنگ می‌کنیم. پاس‌های علی‌آقا جادویی است و امیدوارم حداقل ۶، ۷ بار دیگر از این پاس گل‌های جادویی به من بدهد.
‌ ‌ غلامرضا، نگفتی چه کسی پاس‌های گل مثل بیرانوند در فوتبال ایران و یا اروپا می‌دهد؟
در فوتبال خودمان که فکر نمی‌کنم دروازه‌بانی داشته باشیم که مانند علیرضا پرتاب دست داشته باشد و پاس گل بدهد و در فوتبال اروپا هم من پاس‌های گل اولی نویر را خیلی قبول دارم و فکر می‌کنم بهترین باشد.
‌ ‌ علیرضا، دروازه‌بانی را در فوتبال‌مان دیده‌ای که بیشتر و بهتر از خودت پاس گل بدهد؟
اگر حمل بر خودستایی نباشد، باید بگویم فعلاً ندیده‌ام که دروازه‌بانی بیشتر و بهتر از خودم پاس گل بدهد. واقعاً روی این پرتاب‌ها کار می‌کنم. شاید باور نکنید وقتی دو دروازه‌ رودرروی هم می‌کاریم، پرتاب‌های من به قوس هجده قدم دروازه حریف می‌رسد. البته الان دستم را خوانده‌اند.
‌ ‌ چه دروازه‌بان‌هایی را خیلی در پرتاب دست بلند قبول داری؟
من فکر کنم پرتاب دست‌های عیسی اندوی که قبلاً در ذوب‌آهن بود، خیلی خوب بود. الان در پرتاب دست، حریف برای خودم ندیدم اما به لحاظ شروع مجدد با پا واقعاً نیلسون را خیلی قبول دارم چون او ضربات شروع مجددش با پا خیلی خوب است و توپ‌های پشت دفاعش حرف ندارد.
‌ ‌ خارج از تمرین فوتبالی چه نکته‌ای را در پرتاب‌هایت تأثیرگذار می‌دانی؟
در بازی محلی ما عشایر‌ها بازی محلی‌ای به نام «دال‌پلا» هست که آن را در لرستان خودمان انجام می‌دهند که ۴ آجر با فاصله معین می‌کارند و چهار آجر دیگر را هم جلوتر با فاصله مشخص جلوی آنها می‌کارند، افراد باید این سنگ‌های سنگین را به سمت آن ۴ آجر سنگی که در مقابل قرار دارد، بیندازند. این تمرین خیلی در قدرت و پرتاب دست به من کمک کرد چون پرتاب سنگ‌ها به فاصله دور بسیار سخت و دشوار است که کسی بخواهد آنها را به فاصله ۴۰ متری پرتاب کند.
‌ ‌ واقعاً تو گفتی پرتاب دست‌هایت از عابدزاده بلندتر است؟
من هیچ‌وقت چنین جسارتی نکردم چون انگشت کوچیکه آقای عابدزاده هم نمی‌شوم. اصلاً اگر الان هم خوب پرتاب دست دارم از آقای عابدزاده الگوبرداری کردم.
‌ ‌ غلامرضا، پاس‌های گل و پرتاب‌های دروازه‌بان‌تان شانسی نیست؟
پرتاب‌های علیرضا اصلاً شانسی نبوده، او واقعاً برای این پرتاب‌‌ها کار می‌کند و زحمت می‌کشد و به هیچ وجه پرتاب‌ها و پاس گل‌های علیرضا شانسی نبوده. پرتاب‌های بیرانوند جادویی است و لنگه ندارد.
‌ ‌ گل اولت به پرسپولیس خطا بود؟
به هیچ وجه خطایی انجام ندادم. من بدنم را انداختم جلوی دفاع حریف و الان هم با احترام به کارشناسان داوری می‌گویم من هیچ خطایی روی میثم حسینی انجام ندادم. سبک فوتبال من قدرتی است و اتفاقاً بعضی از داوران هم اعتقاد دارند که مانند فوتبال انگلیسی هر خطایی را نباید خطا گرفت.
‌ ‌ علیرضا؛ درباره پرتاب دست‌های تو، خاطره زیادی از زبان بچه‌های نفت شنیده‌ایم…
در تمرینات نفت هم زیاد پاس گل از روی پرتاب می‌دهم چون آفساید ندارد و اتفاقاً چند بار هم که دروازه روبه‌رو کاشتیم، وقتی پرتابم از دروازه مقابل گذشته، علی‌آقا به من هشدار داده کوتاه‌تر بیندازم.
جدا از این من می‌خواهم به یک نکته جالب دیگر هم اشاره کنم که در یک صحنه ۶، ۷ پرسپولیسی جلوی من ظاهر شدند تا به طرق مختلف جلوی پرتاب دست مرا بگیرند که اتفاقاً مزدک میرزایی هم در حین بازی به آن اشاره کرد.
‌ ‌ تو به برنامه ماه عسل رفتی و یک‌جورهایی بعد از آن برنامه خیلی محبوب‌تر شدی.
نمی‌دانم؛ اول فکر کردم کار خاصی انجام دادم یا اینکه چیزی اهدا کردم یا اصلاً باید چیزی اهدا کنم اما خوشحالم که در آن برنامه واقعیت‌های زندگی‌ام را مطرح کردم و از سختی‌های فراوان، جلوی باشگاه خوابیدن‌هایم و… حرف زدم. من ۹ سال است که در نفت هستم. شاید باور نکنید که یک سال دور میدان آزادی شب‌ها می‌خوابیدم. پس از آن مسئولان تیم نفت فهمیدند و جایی در نمازخانه به من دادند و یک تخت گوشه نمازخانه گذاشتند. الان هم هیچ ابایی از تکرار آن حرف‌ها ندارم و خدا را شکر که در راه رسیدن به اهداف اصلی‌ام قرار گرفته‌ام.
‌ ‌ غلامرضا، علیرضا در برنامه ماه عسل شجاعانه حرف زد، واقعاً تو هم این شجاعت و شهامت را داری که واقعیت‌های ناگفته زندگی‌ات را به زبان بیاوری؟
اگر نگفتم برای این است که کسی تا به حال از من نپرسیده اما حالا می‌گویم تمام فوتبالیست‌ها به سختی به اهداف‌شان رسید‌ه‌اند و شاید تعداد انگشت‌شماری فوتبالیست باشند که بگویند با زحمت نه‌چندان زیاد به بالاها رسیده‌اند. من در شیراز متولد شدم. در خانواده‌ای کاملاً متوسط و معمولی، پدرم بنّای ساختمان بود و ما سه تا برادر خیلی از روزها را برای کارگری و کمک به پدرم به سر کار می‌رفتیم. این‌ها را گفتم که بدانید من هم خیلی کارگری کردم و افتخار می‌کنم که پس از سپری کردن روزهای بسیار سخت حالا به سطح بالای فوتبال رسید‌ه‌ام و الان لذتش را می‌بینم. شاید باور نکنید؛ روزهایی می‌شد که پول نداشتم سر تمرین بروم و به ناچار پیاده مسیر طولانی را می‌رفتم و اینکه آرزو داشتم یک کفش خارجی داشته باشم و همیشه می‌گفتم اگر یک کفش خارجی داشته باشم، به لیگ برتر می‌روم و گل می‌زنم. اولین کفش خارجی‌ام را هم با پولی که از جوانان فجر گرفتم، خریدم. ۵۰ هزار تومانش را از تیم جوانان گرفتم و ۴۰ هزار تومان بقیه پولش را برادرم علیرضا که ستاره فوتبال ایران و اهواز بود، داد و من با همان کفش‌های کوپا بهترین بازی‌ها را انجام دادم. شاید باور نکنید علاقه زیاد و شدیدی به کفش دارم و به قول بعضی از دوستانم یک‌جورهایی کفش‌باز هستم!
‌ ‌ علیرضا؛ صحبت از قرار گرفتن مجددت در لیست کروش است، این بار که دعوت شوی، خط نمی‌خوری؟
دعوت به تیم‌ملی همیشه افتخار است اما بازیکنی نیستم که فقط دعا کنم دعوت شوم چون حالا آن‌قدر انگیزه دارم که می‌خواهم به تیم ملی کشورم خدمت کنم.