شنبه, 01 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
حماسه-قلعه-گلاب-و-غریبانگی-دختران-لر
   حمید لطفی / در تاریخ همواره زنانی ستایش می شوند که پا به پای مردانشان...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت
   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به...
زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
 

 
 

جوان‌ترهای موسیقی احترام پیشکسوتان را نگه دارند/ موسیقیِ خوب تاثیرگذار است


محمد میرزاوندی خواننده ترانه حماسی «دایه دایه» می‌گوید: انقلاب شد و من آهنگ "تا نفس دارم می‌جنگم" را خواندم و مادرم با همان زبان لری گفت: "یه خو" (یعنی این خوب است).

 

 

 

به گزارش منار، سخن از موسیقی لرستان که می‌شود ناخوداگاه به یاد آهنگ‌های حماسی و خوانندگانی همچون رضا سقایی و محمد میرزاوندی می‌افتیم.

آهنگ‌هایی که با محتوای حماسی خود شور دیگری به جبهه و رزمندگان می‌داد.

به خصوص خوانندگانی که با اجرای زنده در جبهه‌ها، حال و هوای دیگری را خلق می‌کردند.

در این بین نام "محمد میرزاوندی" برای لرستانی‌ها آشناست. همان خواننده‌ای که برای سه سال متوالی 64، 65 و 66 به‌عنوان خواننده برتر کشور انتخاب شد.

وی متولد 1321 در خرم‌آباد است.

محمد میرزاوندی می‌گوید: پدرم آن‌موقع کارمند فرمانداری کل بود. از 13 سالگی وارد عرصه موسیقی شدم.

میرزاوندی با بیان این جمله که "پدر و مادرم نمی‌گذاشتند من موسیقی کار کنم" ادامه می‌دهد: انقلاب شد و من آهنگ "تا نفس دارم می‌جنگم" را خواندم و مادرم با همان زبان لری گفت: "یه خو" (یعنی این خوب است).

وی ادامه می‎دهد: آهنگ‌های فراوانی خواندم و از سال 64 تا سه سال متوالی رتبه برتر کشوری را به‌عنوان یک خواننده لرستانی کسب کردم. موسیقی لرستان تا سال 68 که من سکته کردم در کشور اول بود.

در سال 68 شهرام ناظری و بیژن کامکار با اجرای سمفونیک، مقام اول کشوری را از آن خود کردند.

از او پرسیدم از موسیقی لرستان راضی هستید جواب داد: آنطور که باید راضی نیستم. قبلا استاد رشیدی بود. سال 40 سال 50 استاد سقایی بود. سال 56 من بودم.

ادامه می‌دهد: سازها عوض شده‌اند. هیچکس دیگر به موسیقی لرستان گوش نمی‌دهد. موسیقی که در کشور اول بود، هنوز هم می‌تواند اول باشد.

میرزاوندی می‌گوید: قدیم قدیم است. نمی‌شود آنرا عوض کرد. 35 -40 ساله‌ها به موسیقی‌های قدیمی گوش می‌دهند، ولی 20 ساله‌ها دنبال تجددگرایی هستند.

این خواننده لرستانی از انتظارات خود می‌گوید: تقلید نباشد. از رضا سقایی، از من، از استاد رشیدی، از استاد ایرج رحمانپور. این خوانندگان صدای خود را داشته‌اند. سبک خود را داشته‌اند. تقلید نکرده‌اند.

وی در رابطه با سازهای موسیقی لری می‌گوید: موسیقی لری باید با ساز کمانچه همراه باشد نه ارگ و سن سایزر. من خودم وقتی به آهنگی که از سن سایزر در آن استفاده شده باشد گوش می‌دهم گوشم را می‌گیرم و خاموش می‌کنم. سازها را کم کنند. کمانچه و تنبک باشد. دف هم باشد. کمانچه طرفداران زیادی دارد. با وبولن سن و ویولون آلتو موسیقی را به‌صورت محلی قوی کنند. کمانچه و باس هم کار را قوی می‌کند و پایش به کشور دیگه کشیده می‌شود. موسیقیِ خوب تاثیرگذار است.

میرزاوندی تاکید می‌کند که جوان‌ترها باید کار کنند. من 45 سال کار کردم. جایگاه موسیقی آن‌زمان در کشور قوی‌تر بود. رزمی-حماسی بود. به‌عنوان جایگاه اول موسیقی در کشور جا افتاده بود. موسیقی لری و کردی طرفدار داشت. لری اول بود و کردی دوم. متاسفانه الان اهالی موسیقی اهمیت لازم را به جنگ اهمیت نمی‌دهند.

این خواننده لرستانی در ادامه می‌گوید: تازگی‌ها وطن را خواندم . 50 ساز ارکستر سمفونیک در تهران ضبطش کرده‌اند. قرار است به‌زودی منتشر شود.

میرزاوندی در مورد خاطرات دوران دفاع مقدس با خنده می‌گوید: آن‌زمان در گروه موسیقی ما استاد کریمی‌پور، دربندی، حجتی، فیروز گودرزی بودند. همگی در جبهه بودیم. توپخانه بزرگی بود که ابعاد خیلی بزرگی داشت. 100 تا توپ چیده بودند. ما اجرا کرده بودیم خوابمان می‌آمد. فرمانده گفته بود فعلا توپ نیندازید که این گروه موسیقی برنامه اجرا کنند و بروند. یکی از افراد گروه بیرون رفت و گفت من سرپرست گروهم در حالیکه من سرپرست بودم. منظور خاصی نداشت فقط می‌خواست صدای توپ بشنود. به فرمانده گفت توپ بیندازید. توپ را شلیک کردند تا چند دقیقه روی سرم همه پر شد از گلوله.

وی به حال می‌آید و با گلایه از جوان‌ترهای موسیقی می‌گوید: خواننده‌ها حق پیش‌کسوتی را ادا نمی‌کنند. با استاد فرج علی‌پور صحبت کردم. میگفت آن احترام و عزت قدیم دیگر نمانده است. هر نوازنده‎ای که کمانچه می‌زند خودش می‌خواند. در حالی‌که خوانندگی دوره آموزشی می‌خواهد. باید با پیانو هماهنگ باشد. خواننده‌ها باید بیشتر تمرین کنند. احترام کم شده. خواننده‌های جوان 5 یا 10 سال دیگر که پیشرفت کردند و تازه ورودها احترام لازم را به آنها نگذاشتند، درک می‌کنند.

میرزاوندی در پایان می‌گوید: نوازنده‌ها فقط خودشان را می‌بینند. کمی صبر داشته باشند تا به جایگاه قابل قبولی در موسیقی برسند.

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن