چهارشنبه, 25 مرداد 1396  

جدیدترین مطالب

زاده-ی-تهران،-متولد-لرستان-گذری-کوتاه-بر-لرهای-هداوند-استان-تهران
   مهدی محرابی /تنها موردی که بین همه طوایف این ایل مشترک است، با افتخار...
از-رسمیت-بخشیدن-روی-کاغذ-تا-پاسداشت-واقعی-زبان-لکی
   علی باجلان / در جغرافیای لُر نشین از شمالی ترین نقاط آن یعنی کلهری و...
  مادر زليخا از نوادگان عارف واصل و مروج تفكر تشيع، سيد علي سياهپوش در...
  کانال تلگرامی صدای ازنا / رامین دربندی ، هنرمند نامدار و با استعدادی...
ای-کاش-لرها-نسبت-به-منافع-سرزمین-خود-«بی‌طرف»-نبودند
  مهدی ویس‌کرمی/ چندی قبل بالاخره کابینه‌ی پیشنهادی دکتر حسن روحانی...
وزارت-حبیب-الله-بی-طرف-و-خطر-غیر-مسکون-شدن-خوزستان،-چارمحال-بختیاری-و-لرستان
   سامان فرجی بیرگانی / او نماد ساختار قومیت زده و تفکر قوم گرایانه و...
  آتنا همت‌پور کودک روشندل خرم‌آبادی، عنوان ویژه جشنواره رضوی را کسب کرد....
هزار-و-یک-ترفند-ضد-مفاخر-ملی-جامعه-بختیاری
   محسن حیدری / سناریوی معمول و تکراری ترور شخصیت های ملی جامعه بختیاری...
بازگشت-حبیب-الله-بی-طرف-به-وزارت-نیرو،-نشانه-عزم-دولت-روحانی-بر-انتقال-رودهای-کارون-و-دز-به-کویر-مرکزی
   سامان فرجی بیرگانی / دولت های اصولگرا و اصلاح طلب همواره تحت یک سیاست...
زبان-لکی-از-سوی-لرستان-ثبت-ملی-شد
  زبان لکی در فهرست ملی میراث‌ ناملموس قرار گرفت. به‌گزارش میراث‌آریا،...
 

 
 

حِکات بَلیل به زونهِ بختیاری بُربُرودی

 
یِه روزی یَکی اِز دوستون بَلیل گفت : ای بلیل ! اَیر مو انگیر بخورُم ، آیا حرُمَه ؟

 

حکایت بهلول و آب انگور به گویش بختیاری

یِه روزی یَکی اِز دوستون بَلیل گفت : ای بلیل ! اَیر مو انگیر بخورُم ، آیا حرُمَه ؟

بَلیل گفت نه ! پرسید؟ ایر بعد اِز خوردن انگیر زیر اَفتُو دراز بکشُم  ،

آیا حرومَه ؟ بلیل گفت : نه !

پرسید پَه چطورَه که ایر انگیرِِن مین کیزه ای بریزیم و بِلیمس

زیر نور اَفتُو و بعد اِز مدتی بنوشیمِس حرُمهَ ؟

بَلیل گفت سیل کن ! مو  یکِلِه اُو ریزم به ری تو . آیا دردِت اییا ؟

گفت : نه ! بلیل گفت : ایسِه یه کمی خاک نرم پاشُم به ریت .

آیا دردت اییا ؟ گفت : نه! بعدِس بلیل خاک و اونِه وایَک قاطی کِرد

 و یه گلولَه گلی درست کردو محکم زیدس به پِشنی پیاکه .

پیاکه هَواری کِرد و گفت سرُم اِشکست .

بلیل وا تعجب گفت : سیچه ؟ مو که کاری نَکِردُم ای گلولَه هَمو

 خاک و اُوَ کِه قاطیسون کِردُم  و تو نَوا احساس درد کنی ،

اما مو سرتِه اِشکنادُم تا تو دییَه جرات نکنی  احکام خدانه بشکنی !!

واژه ها :

زون (زبان)         اَفتُو ( آفتاب)    یکِلِه ( یک مقداری)   

    کیزَه (کوزه)      پشنی ( پیشانی )           پیاکه ( آن مرد )

 

برگرفته از: کوهستان سرد الیگودرز - حاتمی

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 احمد 1393-04-30 10:23
سه لام لطفا منبعش را ذکر کنید با تشکر فراوان