سه شنبه, 25 مهر 1396  

جدیدترین مطالب

مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز
  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر...
روز-پزشک-و-یادی-از-پزشک-افسانه-ای-لرستان
   رضا فرهادی / جریان زندگی، خصایص و مبارزات دکتر اعظمی شباهت کم نظیری با...
ایرج-خوانی،-نماد-درخشان-بومیابی-در-شعر-و-موسیقی-لرستان
   ابراهیم خدایی /نه فقط در مقام کلام و موسیقی که در بینش نیز ایرج شباهتی...
لرستان-و-شبح-امیر-احمدی
   دکتر روزبه کلانتری / چند روز پیش در خبرها آمده بود که لانۀ قدیمی...
جایگاه-قوم-لُر-بختیاری-و-درخت-تنومند-و-ریشه-دار-هویت-لُریاتی
  ابوالفضل بابادی شوراب/ بختیاری ها سال هاست است که از هویت عشایری و...
 

 
 

سردار کیخاله یا کیقباد خان

 

 احمد لطفی /
سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن پاشا خان ابن مظفرخان فردی از تیره اولادشه یا عبدشاه ابن بماشه (بمانشه)، و طایفه کولیوند از کلان ایل سلسله بوده که در زمان نادر شاه افشار به همراه تنی چند از مردم لرستان و به احتمالی مناطق چگنی و نورآباد و الشتر به جنگ افغان ها و بیرون راندن آنها می نمایند ...

 

احمدلطفی- مدرس دانشگاه پیام نور بدره، سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن پاشا خان ابن مظفرخان فردی از تیره اولادشه یا عبدشاه ابن بماشه (بمانشه)، و طایفه کولیوند از کلان ایل سلسله بوده که در زمان نادر شاه افشار به همراه تنی چند از مردم لرستان و به احتمالی مناطق چگنی و نورآباد و الشتر به جنگ افغان ها و بیرون راندن آنها می نمایند و سپس در فتوحات نادری به هندوستان شرکت می نماید و حدود هفت سال به منطقه نمی آیند. زمانی که کیخاله به یاری نادرشاه می رود جوانی است که تازه نامزد کرده است، و هنگامی که بر می گردد نامزدش حدود بیست سال و خودش فردی بیست و هفت ساله شده است. بعد از آن که نادرشاه به ایران سر و سامانی میدهد و القاب و الطافی به سپاهیان خود مینماید، کیخاله یا کیقبادخان نیز از این مواهب بی نصیب نمی گردد و با دست پر و قباله ی برخی از زمین های الشتر به نام وی از جمله بسطام الشتر به منطقه می آید. آنچه که معمرین اولیشه یا عبدشه برایم نقل کرده اند زمان آمدنش به الشتر و دیدار با نامزدش صحنه ی زیبا و رمانتیک و عاطفی است و اگر کارگردانی همین صحنه از تاریخ مردم ایلیاتی را به تصویر بکشد خالی از لطف نخواهد بود. ریشسفیدان و گیس سفیدان قوم، بارها این داستان را نقل کرده اند و می گفتند زمانی که کیخاله با دو تا از همرزمانش از کوه گرین به طرف دشت الشتر و سیاه چادرهای کولیوند در حرکت بودند، وقتی به نزدیک چشمه رسیدند زنها و دخترها از جمله نامزد کیخاله لب چشمه بودند و در حال برداشتن آب و پرکردن مشک های آبشان بودند که سه سوار نظامی به چشمه نزدیک شدند و از زنها طلب آب نمودند، وقتی که نامزد کیخاله به نامزدش آب داد و او کلاه خود نادری به سر داشت، پرسید شما ‌کیخاله را در جنگ ندیدی و از او خبری نداری؟ تا کلاه خود را از سر برداشت که بگوید من کیخاله هستم، دختر تا چشمش به کیخاله افتاد، کاسه پر آب را بر زمین زد و بدون برداشتن مشکش با سرعت تمام به طرف سیاه چادر ها رفت، و به طایفه و تیره کوچکشان مژده آمدن کیخاله را به آبادی داد. عده ای اشک شوق ریختند. بزرگ قوم فوری دستور داد بروند ساز و دهل بیاورند، زنها سور و سات عروسی بر پا کنند و چیت جا یا مکانی برای عروس و داماد بر پا کنند. آبادی روحی تازه و نشاطی مضاعف یافت. دو سوار را هم به گرمی پذیرفتند و امشب عروسی بر پاشد و آمدن این رزمندگان را به میان ایل و تبارشان جشن گرفتند. حاصل این ازدواج چند فرزند بود که نام برخی از آنها، محمدتقی و کلکه و غلامرضا و پیرزاد و محمد شفیع و ... می باشند. کیقبادخان (کیخاله) برادری به نام کاو (کاوه خان) داشته است. از کاو فرزند زیادی به جا نمانده است و اقلیتی که در بسطام هستند معروف به هوز بهرام می باشند و احمدبگ ابن بهرام دارای شش پسر می باشد و در بسطام الشتر زندگی می نمایند. نوشتن شجره کیخاله را از جلد اول کتاب تبارشناسی لرستان، که به قلم حجت الله حیدری در سال ۱۳۸۴ شمسی توسط انتشارات افلاک چاپ شده است، اقتباس کرده ام. مرحوم کدخدا آقا رضا از نوادگان پیرزاد ابن کیخاله میباشد که شاعری توانا بوده است و یک قطعه شعر به نام «کله» از وی به یادگار مانده است و جناب آقای حیدری در جلد دوم کتابش آن را به زیور طبع رسانده است. از جمله اعقاب آن در سیمره و یا شهرستان دره شهر و روستای «گل زرد» و چمکلان و مهدی آباد، میتوان عیسی نژادها و کریمی ها و جانپرور ها و کولیوندها و معیری نژادها و جمالی ها را نام برد. شجره دودمان کریمی سیکان به ترتیب نسل خانم طلا و موسی و هما و ماهدوستی و مادر صیدعلی پیری همگی فرزند کربلایی کریم ابن جمشیر(جمشید) ابن شمشیر ابن روشن ابن پیرزاد ابن کیخاله ابن سلیمان خان ابن عابدخان ابن پاشاخان ابن مظفر خان را میتوان نام برد. همچننین از نسل کلکه می توان عبدالرضا و محمد رضا و حسین رضا و حسن رضا و قمر و نیری جان و طاهره همگی ابن رضا ابن علی عسگر ابن علی مولا یا علی میت ابن علی نقی ابن کلکه (کل رضا) ابن کیخاله را نام برد که در روستای شاپور آباد جنب روستای محمد علی آباد الشتر زندگی می نمایند .

 

معرفی اعقاب کاوه خان و کیقباد خان

 

کاو(کاوه خان) برادر کیخاله بوده، آنطور که صید جعفر ابن صید موسی ابن ملا آواخت ابن صید موسی از نوادگان محمد تقی ابن کیخاله به نگارنده گفته است، کاو (Kauw)، فردی متین و با وقار و سهم دار (سهمناک و زهر دار) و قدرتمند بوده، که هیچ کس نمی توانست به چهره ی وی دقیق شود و یا به راحتی با او سر صحبت باز کند. کاو در حقیقت برادر بزرگ کیخاله (کیقباد خان) بوده و از لحاظ اجتماعی فردی جدی و با انضباط بوده است. نسل کاو (کاوه خان) تعداد نفراتشان کمتر از نسل کیخاله (کیقباد خان) می باشد. نسل کیخاله، در روستاههای گل زرد و چمکلان و مهدی آباد تابع شهرستان دره شهر و روستاهای بسطام و محمد علی آباد و شاپور آباد و ... در شهرستان الشتر زندگی می نمایند.

 

نکته سوم درباره فرزنداناین دو برادر یعنی کاو و کیقباد خان این است که اعقاب دختری و پسری کاوه در بسطام و چم تکله زندگی می کنند و تعدادشان محدود است و البته کاو برادر بزرگتر بوده و کیقباد برادر کوچکتر بوده است. یکی از فرزندان کیخاله، محمدتقی بوده که شامل خانواده های علی و علیداد عیسی نژاد و سعید کریمی ابن محمد تقی ابن خدامراد ابن کربلائی ملا آواختی ابن صید موسی، بزرگ و سینه ملا یعنی بدون معلم قرآن خوان می شود و در خوابی که می بیند و گویا نشانی قرآنی به او میدهند و این قرآن الان در دست اعقاب اوست و یکبار که آتش سوزی میشود این قرآن به حکم خدا در برابر چشمان همه آبادی به پرواز می آید، و بر درختی می نشیند (الله اعلم بالصواب). البته نوادگان کاوه و کیقباد از این قرآن کرامات فراوانی از او ملاحظه کرده اند و خانواده های رضائی در خرم آباد هم از نواگان محمد تقی می باشند.

 

کربلایی ملا آواخت (ملا آواختی) ابن صید موسی معروف به (صید موسی سیاه، به دلیل اینکه فردی سبز گون بود) ابن ... ابن محمدتقی ابن کیخاله، از نوادگان کیخاله بوده که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی می زیسته است. ایشان دارای سواد عالی بوده و در گیاه شناسی و مسائل عطاری و عالم به قرائت و معنای قرآن و دعا نویسی در الشتر و سیمره (دره شهر) بوده است. وی از دوستان میر صید محمد خان هاشمی در سیمره و توشمال مهدی خان ابن کحیا کولیوند در الشتر بوده اند. این شاعر و گیاه شناس داروگر و ملای دانا و عامل به دین و اخلاق، به دلیل سواد و دینداریش مورد احترام خاص تا عام بود. ایشان با پای پیاده سه بار به زیارت حضرت امام حسین (ع) و شهدای نینوا به کربلا می رود. به عبارت امروزی ملا آواخت از پیر غلامان ابا عبدالله الحسین (ع) بوده است. وی در فعالیت ییلاق و قشلاق بین سیمره و  الشتر به همراه فرزندانش از جمله خدامراد و صید موسی دوم و وایه مراد به کار کشاورزی و دامداری و امر ملایی و دعا نویسی و مجالست با بزرگان سیمره و الشتر اوقات خود را سپری می کرد. در اواخر عمر شاعر که میر غلام هاشمی در عنفوان جوانی بودند و بارها به پدرش میر صید محمد خان گفته بود بگذار من دیوانخانه و قلعه ای بسازم و رهبری جماعتی از رعایا و قیطول هایی را داشته باشم، خواسته ی او همواره از طرف پدرش نادیده گرفته می شد تا اینکه میر غلام به حضور کربلایی آواخت می رسد و از او میخواهد که به نزد پدرش وساطت کند. میر غلام می گوید ملا شما با پدرم دوست هستی، مگر کلام و علم نافذت او را قانع نماید تا اجازه دهد دیوخان و دارای قیطول و رعیت شوم و در یک کلام بطور مستقل زندگی نمایم. کربلایی آواختی به حضور صید محمد خان هاشمی میرود، و با چند بیت شعر، خواسته ی فرزندش میر غلام را به سمع و نظر وی می رساند. وی ابتدا می گوید:

 

میر هی تو میری ژه نوه ی میران / پشته عقیلی ، صاحب تدبیری

 

فرزند عزیزه، میوه باغته (منظورش میر غلام است) / هم شادی ، هم چشم ، هم چراغته

 

میرصیدمحمخان می گوید: ملا آواخت بین بچه های من فرق مگذار. به زبان محلی و دوستانه می گوید این فرزندت از لحاظ مادر هم جایگاه ویژه ای دارد و درست است که همه بنی آدم از زن متولد میشوند ولی همانطور که گلها بوی متفاوت دارند، فرزند های آنها هم متفاوتند. از طرفی تا در قید حیات هستی و افراد سخن ترا اطاعت می کنند این کار را انجام بده، تو خودت میدانی روزی که بمیری او برای جانشینی تو مناسب خواهد بود. صید محمد خان بعد از شنیدن پندها و توضیحات کربلایی آواخت، اجازه ی استقلال و ساختن قلعه را به میر غلام می دهد. باقی اشعار پند آمیز به قرار زیر بوده است:

 

ایواره نور ندارو "یانه" بی چراخ / ساگه ندارو درخت بی برگ و بی شاخ

 

منظور کربلایی اواخت این بوده که غروب و اوایل شب، خانه نوری ندارد و درخت بدون شاخه و برگ سایه ندارد. شاید میخواهد بگوید پیر شدی و مرگ در کمینت است، بگذار فرزندانت نیز سامان و سایبان و چراغی داشته باشند. شاعر ادامه میدهد:

 

"میر" تاگه زنی ای دنیا ایسه و دینته /  ورنه روژ مردنت آو جانشینته

 

یعنی تا امروز زنده ای به فرزندت استقلال و قدرت بده، تو خوب میدانی تا که بمیری او جانشینت خواهد بود.
"میر" هر ژن ژن بو و هر زاده فرزند / هر گل بویی دارد هر شکری قند

 

مزه شکر هندوستان با شکر مازندران / اما ای "میر" این کجا و آن کجا

 

برخورد کربلایی ملا آواخت با توشمال مهی خان (مهدی خان) کولیوند چنگیزی

 

مرحوم توشمال کحیا (kahya) کولیوند دارای سه پسر به نامهای مهدی خان و خیراله و فرج اله داشته است و همگی جزو خوانین چنگیزی به حساب می آیند. در یکی از صبحهای دل انگیز بهاری یا تابستان، مرحوم کربلایی آواخت، از کل (koel) یا کله (koelah) با تفنگ سه تا کبک را می کشد. وی بعد از شکار کبک عازم منزل میشود در بین راه، توشمال مهدی خان کولیوند را می بیند به رسم ادب، به او می گوید: سلام، اما وی در جواب می گوید سلام سرپنام، یعنی ناسلام. کربلایی آواخت از این برخورد و جریانی که بین آنها اتفاق افتاده، بسیار ناراحت میشود فی البداهه به توشمال مهدی خان پاسخ می دهد و می گوید :

 

مهدی خان، سلام از آسمان آید برزمین / جواب سلام بد می گویی ای گور (گبر) لعین

 

خان کولیوند وقتی می بیند کربلایی آواخت ناراحت شده، میگوید: من منظور بدی نداشتم، از روی بغض و کینه چنین نگفتم، بلکه منظورم این است که تو مردی ملا و با شخصیت هستی، چرا به این کار مبادرت ورزیدی؟ یعنی به "کله" رفته ای و کبک کشته ای، این کار را باید به بچه هایت واگذار می کردی.

 

کربلایی آواخت از این محاوره و شعر بستن به خان کولیوند، تا حدودی ناراحت می شود، که چرا نسنجیده، سخن گفته است. کربلایی آواخت به علت این اشتباهی که کرده و برای آرامش وجدانش، با اصرار زیاد سه کبک را به مهدی خان میدهد و هر چه مهدی خان هدیه را قبول نمی کند، ولی در نهایت چون ملا زیاد اصرار میکند، توشمال کبک ها را می برد.

 

معرفی مشهدی موسی کریمی ابن کربلایی کریم

 

مشهدی موسی ابن کربلایی کریم ابن جمشید ابن شمشیر ابن قریش ابن روشن ابن پیرزاد ابن کیخاله کولیوند، از افراد متدین و مهماندار و مهمان نواز و مهربان است. مادرش از دودمان یا تیره هواسعلی کولیوند می باشد و از نسب پدری به سردار کیخاله یا کیقبادخان کولیوند می رسد. مشهدی موسی فردی صلح طلب و با تقوی بود آنچه که اعقاب و اقربایش میگویند تا آخر عمر کشمش و انگور نخورد، به دلیل اینکه شنیده بود، شراب از انگور است. آنطور که بزرگترها می گفتند ایشان مقلد حضرت آیت الله العظمی بروجردی بود. وی همواره در تلاش بود، در کار دامداری و کشاورزی به صورت عمده فعالیت می کرد. آنطور که مرحوم خانجان (ناصر) میر
برای نوه مشهدی موسی یعنی مرحوم نورالله کریمی در تهران نقل کرده بود، گفته بود: زمانی که موسی از الشتر تازه آمده بود و گویا اجاره و مالیات آخرین والی پشتکوه از طایفه میر، طلب می نماید کمبود و نواقص آن را با طیب خاطر می پردازد. وی در آن زمان چندها نفر در منزلش نان خور بوده و در اداره گله ها و رمه هایش را اداره می کردند. آن مرحوم به همراه پدرش با دایی های هواسعلیش ییلاق و گرمسیر در بین الشتر و سیمره در حال آمد و رفت بودند، ولی بطور رسمی بین سال های ۱۲۹۵ تا سال ۱۳۰۰ از الشتر که به سیمره می آیند، دیگر بر نمی گردند. همانطور که ذکر شد فردی بخشنده و نسبت به اقوام و فامیل و افراد ضعیف و رهگذر نهایت مهربانی و همکاری را از خود نشان میداد. در یک نزاع محلی پسر دومش محمدحسن در جوانی با این که فقط یک بچه نوزاد داشت، ابتدا زخمی و در کمتر از شش ماه از دنیا رفت، اما بخاطر این که خونریزی و کینه بیشتر نشود، مصالحه کرد و از مسببین نزاع و قتل گذشت نمود. ایشان با میر غلام هاشمی رفت و آمد داشت و به ادب و کمال و انسانیت مشهدی موسی احترام می گذاشت. و در امور محلی از ایشان مشورت می گرفت. اینها همه وجاهت و با اصالت بودن وی را میرساند. سایر افراد از نسل پیرزاد، در کشاورزی، حلاجی و ساختن ابزار کشاورزی و فعالیتهای اینچنینی سرآمد بودند. از میان آنها باید به ابراهیم بگ و حاتم بگ ابن لامع اشاره کرد. مشهدی موسی دارای سه پسر به نامهای حسین خان، محمد حسن و عزیز و یک دختر هم به نام صورت داشت. مشهدی موسی در سال ۱۳۵۰ شمسی چهره در نقاب خاک کشید .

 

تا آنجایی که نگارنده تحقیق کرده است، عده ای از اعقاب کیخاله (کیقباد خان) درحال حاضر به نهاوند مهاجرت کرده اند و فامیلی سلگی را برای خود برگزیده اند. جمعی دیگر حداکثر روستای محمد علی آباد در الشتر را تشکیل داده اند. همچنین فرزندان کیخاله در روستاهای شاپور آباد و بین دار(بسطام) و چم تکله به صورت منسجم و پراکنده زندگی می کنند. بقیه هم در شهرستانهای خرم آباد و دره شهر و روستاها و نواحی آن دو شهر به زندگی خویش می پردازند.

 

در پایان این نکته را یادآوری می کنم، سالها از مرگ بزرگان جامعه ما از جمله سردارکیخاله (کیقباد خان) کولیوند می گذرد، اما آنچه همیشه باقی است تلاش و مسئولیت پذیری آیندگان برای شکوفایی کشور و پویایی آن و داشتن هویت و الگوهای کوچک، بزرگ و متوسط در تمام زمینه های اجتماعی و سیاسی و مذهبی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی در مقیاس بومی محلی و استانی و کشوری و در نهایت الگوهای جهانی که به همه ی بشریت تعلق دارند مانند پیامبر آخرالزمان (ص) که الگو و نمونه ی حسنه برای همه ی عصرها و نسلهاست. کیخاله و اعقابش و بطورکلی چهار ستون لرستان و پنج ستون ایلام همگی شیعه ی دوازده امامی هستند و دوست داشتن اهلبیت پیامبر(ع) جذبه ای عاطفی و ایمانی است که از کودکی تا مرگ به صورت جریانی پیوسته در زندگی فردی و اجتماعی ما حضوری گسترده و چشمگیر دارد.

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

 

تازه ها

توسعه-استان-قم-در-سایه-مظلومیت-الیگودرز  نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر باز کرد.متن خبر؛نخستین نیروگاه آبی کشور...
پیام-معاون-پژوهش-مجمع-تشخیص-به-جشنواره-لری-تمدار-بیت   علی رضایی میرقائد /عاون پژوهش مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی به یازدهمین جشنواره شعر منطقه ای «تمدار بیت» ویژه...
زبان-لکی-از-سوی-لرستان-ثبت-ملی-شد  زبان لکی در فهرست ملی میراث‌ ناملموس قرار گرفت. به‌گزارش میراث‌آریا، کمیته ثبت‌ملی میراث‌ناملموس دیروز...
دانلود-کتاب-متن-های-ادبی-لری-مینجایی  کتاب " متن های ادبی لری مینجایی " اولین کتاب به نثر روان لُری می باشد که توسط مصطفی باقرزاده نویسنده جوان...
امامزاده-سیف-الدین-محمد-بابا-سیف-الدین   احمد لطفی /امامزاده سیف الدین محمد معروف به امامزاده بابا سیف الدین، مرقد مطهرش در ضلع شرقی دهستان ارمو و...