سه شنبه, 03 مرداد 1396  

جدیدترین مطالب

ماسه،-نخل-و-برنو-از-سواحل-لرنشین-خلیج-فارس-می-گویند
   محسن خواجه گیری لیراوی /بلوکات پادریه به عنوان بخشی از جامعه لُر...
از-بوم-گرایی-و-هویت-قومی-تا-توسعه-ی-لرستانات
   اشکان خورشیدوند / نخبگان ما تا چه حد در خصوص مرگ شهرام محمدی ، آدرینا...
معرفي-جلگه-ی-چم-کلان
   احمد لطفی /چم كلان نام جلگه اي سرسبز و خرم است كه در ساحل جنوبي...
آنچه-خوار-آید-روزی-به-کار-آید-نادیده-گرفتن-زبان-های-لری-در-ایران
   حسین زمانیان /مشاهدات بیانگر وسواسی ست که در کجا و چگونه نام بردن لر...
مروری-بر-اقوام-و-مردمان-لُر-جنوب
   محسن خواجه گیری لیراوی /  لرهای جنوبی به چندین گویش و لهجه های مختلف...
خبرگزاری-مهر-لرها-را-از-ایران-حذف-کرد
  به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، خبرگزاری مهر در اقدامی عجیب یک نقشه...
سردار-کیخاله-یا-کیقباد-خان
   احمد لطفی /سردار کیخاله یا کیقباد خان ابن سلیمان خان ابن عابد خان ابن...
چه-طور-شد-که-اصفهان-لرستان-و-چهارمحال-بختیاری-را-بلعید
  رضا ساکی: تغییر مرز میان لرستان، چهارمحال‌وبختیاری کار ساده‌ای نیست اما...
قم-رود-چیست-؟-نکاتی-مهم-در-باب-پروژه-انتقال-آب-موسوم-به-قم-رود
   حمید لطفی / طرح موسوم به انتقال آب الیگودرز در شرق لرستان به قم در...
در-عصر-تشنگی-سیمره-نشین-ها؛-طرح-های-ملّی-به-کدام-سمت-جاری-می-شوند؟
   علی باجلان /طرح ملی چیست ؟و چرا فقط طرح هایی که مربوط به انتقال منابع...
 

 
 

درد نامه پدر "ستیا" نوزاد بختیاری که به علت خالی بودن کپسول اکسیژن در راه اعزام از ايذه به اهواز،‌ درگذشت

 

تقدیم به روح پاک همه ی کودکان سرزمینم که به خاطر نبود حداقل امکانات دنیای ما را ترک و پدران و ما دران داغداری که به آینده چشم می دوزند. این مطالب را با شجاعت و بدون پرده می نویسم نه برای خود خواهی خود و جلب ترحم کسانی که به وظیفه قانونی خویش در قبال مردم عمل نمی کنند بلکه...

 

 

در پی انتشار خبری با عنوان "كپسول اكسيژن خالي، جان دختر بختياري را گرفت" در نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، هژیر کیانی، پدر نوزاد متوفی، که خود از اهل قلم منطقه می باشند و سابقه دیرینه همکاری با نشریه لور و سایر رسانه های لر دارند، دردنامه زیر را برای انتشار در اختیار لور قرار داده است.

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، پیش از هرچیز مصیبت وارده را به خانواده محترم کیانی تسلیت عرض می کند و امیدوار است انتشار این دردنامه ها، چنان که مقصود نویسنده هم همین است، هشداری باشد به مردم و مسئولان قوم بختیاری و مناطق لرنشین، حادثه ای که امروز برای نورسیده هژیر عزیز رخ داده، می تواند در کمین دیگر مردم ما نیز باشد، به امید روزی که شاهد انتشار چنین اخباری نباشیم.

 

متن کامل نوشتار هژیر کیانی به شرح زیر است:

 

تقدیم به روح پاک همه ی کودکان سرزمینم که بخاطر نبود حداقل امکانات دنیای ما را ترک و پدران و ما دران داغداری که به آینده چشم می دوزند.

این مطالب را با شجاعت و بدون پرده می نویسم نه برای خود خواهی خود و جلب ترحم کسانی که به وظیفه قانونی خویش در قبال مردم عمل نمی کنند بلکه بخاطر حفظ جان انسان هایی که به شکل های مختلف در منطقه بختیاری که هربار شاهد یک مصیبت دردناک می باشیم می نویسم و بخاطر حفظ جان نوزادان و انسان هایی که بی گناه و معصومانه تحت بد ترین شرایط بخاطر نبود امکانات یا در بین راه جان خود را از دست می دهند یا امکانات کافی برای نجات جان آنان در کوتاهترین زمان وجود ندارد.

ساعت 11 شب  20 آذرماه 92 فرزند اینجانب به دنیا می آید  

پرستاران نوزاد را به بخش نوزادان بیمارستان ایذه که تنها دو یا سه دستگاه انکیباتور در محیطی وحشت آلود آنجا بستری و توصیه می کنند تا فردا اینجا می ماند فردا به بیمارستان اهواز و پس از رزرو جا در صورتیکه باشد منتقل می کنیم.

نوزاد تا فردای روز بعد در وحشتکده بیمارستان ایذه دوام می آورد و فردای آن روز پیش از ظهر در یک دستگاه انکی باتور که با طناب به کف و صندلی های آمبولانس محکم شده است در بدترین شرایط آب و هوایی و بارندگی و طوفان و جاده پر چاله چوله ایذه اهواز منتقل می کنند پدر نوزاد را ملزم می کنند تا با دو دست دستگاه را محکم نگهدار و با پاها مانع از تکان های دستگاه شود تا به اهواز برسند و یک پرستار که از تمام وجود خود مایه می گذارد تا با این وضعیت امکانات به ادامه حیات نوزاد کمک کند. پرستاری که به گفته خود وی اولین بار است که همچنین ماموریتی به وی داده می شود.

شرایط جوی و چاله چوله و جاده لیز مانع از انتقال به موقع نوزاد می شود تکان های شدید و چاله چوله های جاده که بارها همراهان نوزاد را به بالا پرتاب می کند و نوزادی که با تکان های شدید گریه های او در آن شرایط رمقی برای پدر نمی گذارد زمان به سرعت می گذرد و در میانه های راه تنفس کودک به هم می ریزد و صدای گریه های معصومانه اش در هوای شرجی و دم کرده آمبولانس که تنفس را برای همراهان نیز دشوار نموده اس در هم می آمیزد و پدری که جز استمداد از خدا و تلاوت قرآن هیچ دسترسی ندارد نه راه بازگشت و نه راه پیش هیچ کدام یاری نمی کند.

کنتور دستگاه از اتمام اکسیژن خبر می دهد و ضربان قلبی که بالای 195 را نشان می دهد. پرستار به راننده می گوید هرجا امکان پارک و توقف دارد بایستد تا اکسیژن تعویض شود. دقایقی بعد با توقف راننده آمبولانس شدت باد سرد بیرون مانع از باز شدن درب عقب آمبولانس می شود (به گفته پرستار باد سرد با توجه به شرایط نوزاد  خطر زنده ماندن را کاهش می دهد) کپسول تعویض می شود اما دقایقی بعد کپسول دوم هم تمام می شود و این یعنی اینکه هر دو کپسول تست نشده و خالی بوده اند. جسم نحیف کودک و انقباض و انبساط شدید قفسه سینه امیدهای پدر را نا امید می کند تماس های پرستار با اورژانس 115 بی فایده است و کسی پاسخگو نیست و هیچ جواب روشنی و امید بخشی دریافت نمی کند.

صدای گریه نوزاد دست و پا زدن های مکرر و هوای وحشت آلود امبولانس و راه طولانی ایذه اهواز حدود 20 دقیقه نوزاد با تلاش پرستار و هوادهی دستی ادامه می یابد جعبه کوچک مخصوص و کپسول کوچک اکسیژن را باز می کنیم اما باز هم خالی ست. تلاش پرستار و طلب کمک های مکرر از اورژانس باز هم به جایی نمی رسد.

در وردوی شهر اهواز به اولین درمانگاه یا اورژانس می رسیم وارد محوطه می شویم ابتدا از دادن کپسول اکسیژن مضایقه می کنند، پدر، نوزاد را تنها می گذارد و با ورود به اورژانس با خواهش و التماس و گرو گذاشتن کارت کپسول را تحویل می گیرد بر روی کپسول برچسب تست وجود دارد! درست پس از چند دقیقه حرکت به سمت بیمارستان و در هیاهوی شهر اهواز و تنها پس از 3 دقیقه اکسیژن تمام می شود یعنی اینکه این دستگاه هم خالی بوده پرستار همچنان با یک دست هوادهی دستی را انجام می دهد و با یک دست گوشی و معرفی کد و هزاران خواهش و التماس از مرکز اورژانس اهواز تقاضای رسانیدن کپسول می کند اما باز هم فریادش به جایی نمی سد موقعیت خود را اعلام می کند( نرسیده به بیمارستان سینا) و فاصله 20 دقیقه ای تا بیمارستان و خواهش های پرستار( آقا تو رو خدا یه کد بفرستید نوزاد به اکسیژن نیاز دارد ابتدا می گویند همانجا باشید تا ما برسیم دقایقی بعد می گویند  شما حرکت کنید ما در مسیر خودمان را می رسانیم هنوز بعد از ده روز اورژانس نرسیده است و...

نوزاد در بخش مراقبت های ویژه بستری می شود

روزهای بعد به دلیل تنش های وارد شده هیچگاه تنفس نوزاد رو به بهبودی نرفت... تزریق بیش از اندازه سرم در بیمارستان ایذه سبب افزایش قند خون نوزاد شده است تلاش بخش نوزادان و تقاضای والدین برای انتقال بی نتیجه می ماند چرا که امکان انتقال با شرایط نوزاد امید بخش نیست

روز چهارشنبه یعنی حدود یک هفته بعد که نوزاد با کمک بخش  nicu  بیمارستان سینا امکان تغذیه با شیر مادر را پیدا می کند تماس تلفنی با والدین برای شیر و مسیر دهدز تا اهواز که امکان انتقال فوری شیر وجود ندارد، شیر فریزر شده یه توصیه بخش nicu  به اهواز می رسد سحرگاه روز بعد تماس تلفنی بخش nicu  و اینکه نوزاد به دلیل عدم بازگشت وضعیت تنفسی از دنیا می رود ...

و شاید همه ی مقاومت  وتلاش و بهانه های نوزاد پس از یک هفته  برای نوشیدن  یک بار شیر مادر بود... تا آرامشی ابدی بیابد و دنیای مار را برای همیشه ترک کند و در جوار روح پاک حضرت معصومه(س) که لقب مبارکش، نام کودک بود آرام بگیرد

آری فرشته ی کوچولو " ستیا" یSetiya- -معصوم حالا در بین ما نیست اما "ستیا" های دیگری در راهند و به توجه و مسئولیت پذیری ما انسان ها سخت نیازمندند تا با معرفت انسانی خویش و احترام به کرامت انسانی مراقبت کنیم و چه بسا فرشتگان کوچکی که در این راه وحشتالود بخاطر نبود امکانات جان می دهند و هیچکس نمی داند...

حالا والدین "ستیا" به احترام همه ی کودکان این سرزمین و برای تسکین آلام خود و آرزوهای به خاک رفته شان آرزوی بزرگتری دارند و تاسیس یک موسسه خیریه به نام " ستیا" برای آموزش فرهنگ سازی و دفاع و حمایت از فرشتگانی که در این سرزمین محروم به دنیا می آیند و خواهند آمد

تا دیگر هیچ مادری داغ فرزند نبیند و نوزادان پاک و معصوم ما بجای یک هفته مقاومت و نبرد هفتاد ساله شوند .

 باتشکر- هژیر کیانی پدر ستیا کیانی که بخاطر نارسایی اکسیژن دنیا ما را ترک کرد

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 محسن 1392-10-03 16:26
بخدا گریه ام گرفت
خیلی وقته که نام پزشکی با پول گره خورده
 
 
#2 فارسانی 1392-10-10 15:51
درود بر قلم پاکت و تسلیت به خاطر مسیبت سنگینت. ما لرها تاوان وفاداری و سادگی زیاد خود را میپردازیم.
 
 
#3 وکیل آنلاین 1392-10-15 12:24
خدا کودکان سرزمینم را دوست دارد
 
 
#4 سمانه 1393-04-01 08:03
جای تاثر دارد ستیاهای دیگر در راه هستند ولی باز هم محکوم به مرگ اند حکایت سیدای عزیز ماست که دقیقا به همین علت ها چند روزی است در خرم آباد جان داد...
دادرس کجاست!!!
 
 
#5 مهران 1395-07-07 01:45
این همه تعصب لری و بختیاری تو این سایت منتشر میشه.هر بار شهر و دیارو مردمی انتخاب میشن تا یه جوری ثابت بشه اینا عصاره قوم لر هستن.
ای وای که همه این تاریخ به اصطلاح بزرگ نتونست کمی اکسیژن بشه تا این کودک عزیز زنده بمونه.
شرم آوره .اگه تعصب قوم و ... دارید آستین بالا بزنید.و شهرها تونو آباد کنید.
اینا نون آب نمیشن