سه شنبه, 09 خرداد 1396  

جدیدترین مطالب

اولین-کتاب-نثر-به-زبان-لُری-مینجایی
   توضیحاتی در خصوص کتاب متن های ادبی (فارسی_لری مینجایی)   سایز...
انتخابات-لرستان-و-دنیایی-که-به-کام-پوپولیسم-شد-تحلیلی-بر-انتخابات-شورای-اسلامی-شهر-خرم-اباد
  ابراهیم خدایی / انتخاب های موج سالارانه و غیر قابل پیش بینی دارای ریسک...
برنامه،جهت-وهویت-مدرن-لر-گفتارچهارم-جغرافیای-سیاسی-وهارتلند-لرها
  شیح جهانگیر محمودی /مولفه هویتی دیگری که باید قومیت لر به آن توجه کند،...
اشتراکات-اعراب-خوزستان-و-مردم-لُر
   محسن خواجه گیری لیراوی /علاوه بر اشتراکات مذهبی بسیاری از طوایف عرب...
گزارش-تصویری-20-اردیبهشت-نکوداشت-خرم-آباد
   نشریه اینترنتی لور / سال گذشته هنگامی که سازمان گردشگری شهر خرم آباد...
شال-و-قبا-لباس-مشترک-سرزمین-لر
   محسن خواجه گیری لیراوی / آنچه تصاویر قبل از متحدالشکل کردن لباس در...
به-مناسبت-روز-خلیج-فارس-خلیج-واژه-ای-لُری-ست
   محسن خواجه گیری لیراوی /در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل "...
اقوام-و-تمسخر-قومیتی-از-دیدگاه-قرآن-لری-لیراوی
    محسن خواجه گیری /خداوند مئن قرآن ایفرمایه :  ای مردم شمانه وه یه زن...
ایل-لری-کرمان
  احد رستگار فرد /ایل بزرگ لری از ایلات بزرگ استان کرمان و رابُر است، لری...
بهتر-است-اول-خودمان-را-نقد-کنیم
   ابوالفضل بابادی شوراب /در فضای مجازی خواندم و دیدم که یکی از مجریان...
 

 
 

درد نامه پدر "ستیا" نوزاد بختیاری که به علت خالی بودن کپسول اکسیژن در راه اعزام از ايذه به اهواز،‌ درگذشت

 

تقدیم به روح پاک همه ی کودکان سرزمینم که به خاطر نبود حداقل امکانات دنیای ما را ترک و پدران و ما دران داغداری که به آینده چشم می دوزند. این مطالب را با شجاعت و بدون پرده می نویسم نه برای خود خواهی خود و جلب ترحم کسانی که به وظیفه قانونی خویش در قبال مردم عمل نمی کنند بلکه...

 

 

در پی انتشار خبری با عنوان "كپسول اكسيژن خالي، جان دختر بختياري را گرفت" در نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، هژیر کیانی، پدر نوزاد متوفی، که خود از اهل قلم منطقه می باشند و سابقه دیرینه همکاری با نشریه لور و سایر رسانه های لر دارند، دردنامه زیر را برای انتشار در اختیار لور قرار داده است.

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، پیش از هرچیز مصیبت وارده را به خانواده محترم کیانی تسلیت عرض می کند و امیدوار است انتشار این دردنامه ها، چنان که مقصود نویسنده هم همین است، هشداری باشد به مردم و مسئولان قوم بختیاری و مناطق لرنشین، حادثه ای که امروز برای نورسیده هژیر عزیز رخ داده، می تواند در کمین دیگر مردم ما نیز باشد، به امید روزی که شاهد انتشار چنین اخباری نباشیم.

 

متن کامل نوشتار هژیر کیانی به شرح زیر است:

 

تقدیم به روح پاک همه ی کودکان سرزمینم که بخاطر نبود حداقل امکانات دنیای ما را ترک و پدران و ما دران داغداری که به آینده چشم می دوزند.

این مطالب را با شجاعت و بدون پرده می نویسم نه برای خود خواهی خود و جلب ترحم کسانی که به وظیفه قانونی خویش در قبال مردم عمل نمی کنند بلکه بخاطر حفظ جان انسان هایی که به شکل های مختلف در منطقه بختیاری که هربار شاهد یک مصیبت دردناک می باشیم می نویسم و بخاطر حفظ جان نوزادان و انسان هایی که بی گناه و معصومانه تحت بد ترین شرایط بخاطر نبود امکانات یا در بین راه جان خود را از دست می دهند یا امکانات کافی برای نجات جان آنان در کوتاهترین زمان وجود ندارد.

ساعت 11 شب  20 آذرماه 92 فرزند اینجانب به دنیا می آید  

پرستاران نوزاد را به بخش نوزادان بیمارستان ایذه که تنها دو یا سه دستگاه انکیباتور در محیطی وحشت آلود آنجا بستری و توصیه می کنند تا فردا اینجا می ماند فردا به بیمارستان اهواز و پس از رزرو جا در صورتیکه باشد منتقل می کنیم.

نوزاد تا فردای روز بعد در وحشتکده بیمارستان ایذه دوام می آورد و فردای آن روز پیش از ظهر در یک دستگاه انکی باتور که با طناب به کف و صندلی های آمبولانس محکم شده است در بدترین شرایط آب و هوایی و بارندگی و طوفان و جاده پر چاله چوله ایذه اهواز منتقل می کنند پدر نوزاد را ملزم می کنند تا با دو دست دستگاه را محکم نگهدار و با پاها مانع از تکان های دستگاه شود تا به اهواز برسند و یک پرستار که از تمام وجود خود مایه می گذارد تا با این وضعیت امکانات به ادامه حیات نوزاد کمک کند. پرستاری که به گفته خود وی اولین بار است که همچنین ماموریتی به وی داده می شود.

شرایط جوی و چاله چوله و جاده لیز مانع از انتقال به موقع نوزاد می شود تکان های شدید و چاله چوله های جاده که بارها همراهان نوزاد را به بالا پرتاب می کند و نوزادی که با تکان های شدید گریه های او در آن شرایط رمقی برای پدر نمی گذارد زمان به سرعت می گذرد و در میانه های راه تنفس کودک به هم می ریزد و صدای گریه های معصومانه اش در هوای شرجی و دم کرده آمبولانس که تنفس را برای همراهان نیز دشوار نموده اس در هم می آمیزد و پدری که جز استمداد از خدا و تلاوت قرآن هیچ دسترسی ندارد نه راه بازگشت و نه راه پیش هیچ کدام یاری نمی کند.

کنتور دستگاه از اتمام اکسیژن خبر می دهد و ضربان قلبی که بالای 195 را نشان می دهد. پرستار به راننده می گوید هرجا امکان پارک و توقف دارد بایستد تا اکسیژن تعویض شود. دقایقی بعد با توقف راننده آمبولانس شدت باد سرد بیرون مانع از باز شدن درب عقب آمبولانس می شود (به گفته پرستار باد سرد با توجه به شرایط نوزاد  خطر زنده ماندن را کاهش می دهد) کپسول تعویض می شود اما دقایقی بعد کپسول دوم هم تمام می شود و این یعنی اینکه هر دو کپسول تست نشده و خالی بوده اند. جسم نحیف کودک و انقباض و انبساط شدید قفسه سینه امیدهای پدر را نا امید می کند تماس های پرستار با اورژانس 115 بی فایده است و کسی پاسخگو نیست و هیچ جواب روشنی و امید بخشی دریافت نمی کند.

صدای گریه نوزاد دست و پا زدن های مکرر و هوای وحشت آلود امبولانس و راه طولانی ایذه اهواز حدود 20 دقیقه نوزاد با تلاش پرستار و هوادهی دستی ادامه می یابد جعبه کوچک مخصوص و کپسول کوچک اکسیژن را باز می کنیم اما باز هم خالی ست. تلاش پرستار و طلب کمک های مکرر از اورژانس باز هم به جایی نمی رسد.

در وردوی شهر اهواز به اولین درمانگاه یا اورژانس می رسیم وارد محوطه می شویم ابتدا از دادن کپسول اکسیژن مضایقه می کنند، پدر، نوزاد را تنها می گذارد و با ورود به اورژانس با خواهش و التماس و گرو گذاشتن کارت کپسول را تحویل می گیرد بر روی کپسول برچسب تست وجود دارد! درست پس از چند دقیقه حرکت به سمت بیمارستان و در هیاهوی شهر اهواز و تنها پس از 3 دقیقه اکسیژن تمام می شود یعنی اینکه این دستگاه هم خالی بوده پرستار همچنان با یک دست هوادهی دستی را انجام می دهد و با یک دست گوشی و معرفی کد و هزاران خواهش و التماس از مرکز اورژانس اهواز تقاضای رسانیدن کپسول می کند اما باز هم فریادش به جایی نمی سد موقعیت خود را اعلام می کند( نرسیده به بیمارستان سینا) و فاصله 20 دقیقه ای تا بیمارستان و خواهش های پرستار( آقا تو رو خدا یه کد بفرستید نوزاد به اکسیژن نیاز دارد ابتدا می گویند همانجا باشید تا ما برسیم دقایقی بعد می گویند  شما حرکت کنید ما در مسیر خودمان را می رسانیم هنوز بعد از ده روز اورژانس نرسیده است و...

نوزاد در بخش مراقبت های ویژه بستری می شود

روزهای بعد به دلیل تنش های وارد شده هیچگاه تنفس نوزاد رو به بهبودی نرفت... تزریق بیش از اندازه سرم در بیمارستان ایذه سبب افزایش قند خون نوزاد شده است تلاش بخش نوزادان و تقاضای والدین برای انتقال بی نتیجه می ماند چرا که امکان انتقال با شرایط نوزاد امید بخش نیست

روز چهارشنبه یعنی حدود یک هفته بعد که نوزاد با کمک بخش  nicu  بیمارستان سینا امکان تغذیه با شیر مادر را پیدا می کند تماس تلفنی با والدین برای شیر و مسیر دهدز تا اهواز که امکان انتقال فوری شیر وجود ندارد، شیر فریزر شده یه توصیه بخش nicu  به اهواز می رسد سحرگاه روز بعد تماس تلفنی بخش nicu  و اینکه نوزاد به دلیل عدم بازگشت وضعیت تنفسی از دنیا می رود ...

و شاید همه ی مقاومت  وتلاش و بهانه های نوزاد پس از یک هفته  برای نوشیدن  یک بار شیر مادر بود... تا آرامشی ابدی بیابد و دنیای مار را برای همیشه ترک کند و در جوار روح پاک حضرت معصومه(س) که لقب مبارکش، نام کودک بود آرام بگیرد

آری فرشته ی کوچولو " ستیا" یSetiya- -معصوم حالا در بین ما نیست اما "ستیا" های دیگری در راهند و به توجه و مسئولیت پذیری ما انسان ها سخت نیازمندند تا با معرفت انسانی خویش و احترام به کرامت انسانی مراقبت کنیم و چه بسا فرشتگان کوچکی که در این راه وحشتالود بخاطر نبود امکانات جان می دهند و هیچکس نمی داند...

حالا والدین "ستیا" به احترام همه ی کودکان این سرزمین و برای تسکین آلام خود و آرزوهای به خاک رفته شان آرزوی بزرگتری دارند و تاسیس یک موسسه خیریه به نام " ستیا" برای آموزش فرهنگ سازی و دفاع و حمایت از فرشتگانی که در این سرزمین محروم به دنیا می آیند و خواهند آمد

تا دیگر هیچ مادری داغ فرزند نبیند و نوزادان پاک و معصوم ما بجای یک هفته مقاومت و نبرد هفتاد ساله شوند .

 باتشکر- هژیر کیانی پدر ستیا کیانی که بخاطر نارسایی اکسیژن دنیا ما را ترک کرد