دوشنبه, 29 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
 

 
 

زیر آب رفتن یک روستای بختیاری در سد گتوند، لحظه غرق شدن خاطرات و باورهای یک فرهنگ + ویدئو

 

پیش از این پیرمرد هم قطعا افراد بسیاری از غرق شدن گذشته خود گریسته‌اند؛ اما این یکی اقبال به تصویر کشیده شدن یافته تا مویه‌هایش به گوش خیلی‌هایمان برسد ...

 

برای دانلود ویدئو اینجا کلیک کنید:

http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1393/6/9/414705_243.flv

 

در زیر سد توسعه، یک دره غرق شد           فرهنگ لر فدایی "تولید برق" شد

(شعر از مقداد رحیمی)

 

به گزارش لور به نقل از تابناک، سد گتوند که از ‌آغاز فعالیت‌های عمرانی تا بهره‌برداری و آبگیری، به واسطه حاشیه‌هایش حضور پر رنگی در رسانه‌ها داشت و به سدی شناخته‌ میان مردم تبدیل شد، مدتی است‌ در فازهای جدید آبگیری خود، بر پایه برنامه‌ریزی‌ها سرزمین‌های جدیدی را می‌بلعد و آه و فغان بسیاری را به آسمان بلند می‌کند.

آن گونه که اعلام شده، روستاهای متعددی در مناطق گوناگون که در گذشته زمین‌ها و املاکشان تملیک شده، در محدوده آبگیر دریاچه پشت این سد هستند و یکی پس از دیگری غرق خواهند شد و برای همیشه لقب «آبادی» را از دست خواهند داد؛ امثال روستای «پرنوشته» که چند روزی است همه گذشته ساکنانش را با خود به زیر آب برده و به جایش، غمی فراموش نشدنی به روستا‌نشینانی که باید کوچ کنند، ارزانی داشته است.
هرچند حکایت پرنوشته با حکایت روستاهای مدفون ‌پیش از این یا روستاهایی که قرار است در آینده زیر چرخ‌های توسعه غرق شوند، تفاوت چندانی ندارد، کافی است به روایت دوربین خبرنگار خوز نیوز سری به حال و روز پیرمردی بزنیم که کنار قبرستان ده نشسته و مویه کنان با زادگاهش وداع می‌کند تا دستمان بیاید این اتفاق به ظاهر معمولی تا چه اندازه می‌تواند رنج‌آور و تلخ باشد.
پیرمرد آنچنان با نزدیکان، اقوام و قوم خویش خفته در خاک خود سخن می‌گوید و با ایشان وداع می‌کند که پس از آن دیدن مزایای توسعه سخت می‌شود؛ اما این دست گلایه‌ها برای جلوگیری از بهره‌بردای کامل سد خیلی کم‌مایه به نظر می‌رسد و بی‌گمان خود پیرمرد هم این را می‌داند و با آن کنار آمده است.
این در حالی است که وقتی می‌شنویم هیچ مقام و مسئولی در روز وداع این مردم با سرزمین و زادگاهشان حضور نیافته، ماجرا فرق خواهد کرد. گویی این روز مهم برای اهالی روستا، نه برای مسئولان دولتی، نه نمایندگان مجلس و نه حتی دست‌اندرکاران ساخت سد روز خاصی نبوده که برایش برنامه خاصی تدارک ببیند، حال آنکه بزرگ‌ترین رویداد تاریخ آبادی در حال رقم خوردن است و در روندی معکوس، آب به آبادانی ختم نشده و برای سیراب شدن مزارع و ساکنان پایین دست سد گتوند، امثال این پیرمرد هزینه‌ای سنگین پرداخت کرده‌اند.
از این تلخ‌تر وقتی است که می‌بینیم پرنوشته‌ای‌ها از خوش‌شانس‌ترین روستانشینان محدوده حوزه آبگیر سد بوده‌اند و پیش از ایشان، در روستاهایی مانند «چاله تاک»، روستاییان زمانی جلای وطن کردند که آب به خانه‌هایشان رسیده بود. زمانی که هنوز بر سر میزان مبلغ دریافتی برای واگذاری زمین‌هایشان توافق نکرده بودند و رسیدن آب، موجب شد دست خالی از دیار خود راهی مکان جدید روستا شوند.
از این روی پرنوشته‌ای خوش‌شانس‌ترند که توانسته‌اند با دیار خود وداع کنند و چه بسا مانند این پیرمرد، پیش از رفتن دلی سبک کنند و بعد راه ‌تن پیش بگیرند؛ راهی که به سرزمین ایشان ختم نمی‌شود و در پایان آن، شهرک‌هایی است که رنج و مشقت روستانشینان در پیدایش آن نقشی نداشته و به دل خیلی‌هایشان نمی‌چسبد؛ اما چاره چیست؟
پاسخ به این پرسش می‌تواند موضوع بحث‌های متعددی میان کار‌شناسان و مسئولان باشد، ولی آنچه روشن است، این مویه‌های غمناک می‌تواند با دلداری تسکین بیابد، ولی به شرطی که کسی احساس وظیفه کند؛ کسی که نگران مشکلات روستانشینان است، از مهاجرت ایشان به شهر‌ها نگران است، عواقب کوچاندن ایشان را ‌بررسی کرده و نسبت به این ملت که تاوان توسعه شهر‌ها را می‌پردازند، احساس دین دارد. کسی که ظاهرا نیست که اگر بود، وداع روستانشینان با دیارشان اینچنین غریبانه برگزار نمی‌شد!

 

 

 

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 بختیاری 1393-06-10 09:42
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشت ...
خون یارانت پر ثمر گشت..
بیاد شهید بهنام محمدی 13 ساله و همرزمانش که جان دادند تا مردم در آسایش باشند...
 
 
#2 راهداریان 1393-06-10 13:22
شنیدیم مهمانی که نخواهند آب زیرپایش می کنند ولی این مردم که خود میزبان بوده اند . این دیگر چرا ؟ چه کسی پاسگوی زیر آب رفتن یک زندگی ست ؟ چه کسی مسئول از بین رفتن یک طبیعت یک فرهنگ یک خاطره ی تاریخی است .
 
 
#3 مینجایی 1393-06-15 12:57
در زیر سد توسعه یک دره غرق شد
فرهنگ لر فدایی تولید برق شد
 
 
#4 ebrahim 1393-06-15 13:08
شاعران منتظر کدام مصیبتند که بسرایند؟ بسم اله..
 
 
#5 کوروش 1394-06-12 04:47
من لر گر ساکت بنشینم لر نیستم
مطمئن باشید با این مشکلات و بی عدالتی های که برای قوم لر آورده اید بجای نخواهید رسید.صبر مردمان خطه لربختیاری دیگه تموم شد منتظر انقلاب مشروطه ای دگر باشید..