دوشنبه, 04 بهمن 1395  

جدیدترین مطالب

مردم-بوشهر-در-سوگ-جانفشانان-فاجعه-پلاسکو-تصاویر
مردم بوشهر برای همدردی با آتش نشانان و ادای احترام به شهدای آتش نشان...
کوهدشت-در-مرز-بحران-«کم-آبی»
به گزارش میرملاس نورالدین نوریزدان / معاون شرکت آب و فاضلاب لرستان/ در...
زه آسُن اَل گُدشتین شیرپیایل(از افق ها گذشتین شیرمردان مرد)وه افتوهم تنا...
حادثه-مرگبار-برای-کارکنان-شرکت-نفت-گچساران-نشت-گاز-جان-۳-نفر-را-گرفت
صبح امروز سه نفر از کارکنان شرکت نفت گچساران که مشغول نشت یابی خط لوله...
شهرستان-دلفان-در-دستورکار-ویژه-وزارت-کشور-قرار-گرفت
معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منطقه‌ای وزارت کشور به جذب ۷ میلیارد...
رونمایی از کتاب «جامعه شناسی مسجد سلیمان»اثر: دکتر بهروز مرادی | نشر...
مقاله "سیمای زن در شعر شاعران زن لرستانی"نویسندگان: دکتر طاهره صادقی...
مقاله کشتار لُرها به دست قشون رضا شاه بیانگر اسناد و مدارک معتبر کشتار...
احیای-بیمارستان-قدیم-مسجد-سلیمان-حواشی
در جلسه ای با حضور علی عسکر  ظاهری نماینده مردم مسجدسلیمان،لالی، اندیکا و...
راه-یابی-مجلس-مچاله‌خوانی-تویسرکان-به-جشنواره-تئاتر-فجر
سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تویسرکان از راه یابی "مجلس...
 

 
 

اتهام واپسگرایی به جنبش قوم یابی لُرها واقعیت نیست، ناشی از ترس است! / گزارشی از یک بحث تلگرامی

 

باید تعریف درستی از مرزهای بوم گرایی با تجزیه طلبی و یکسان سازی بکنیم. جنگ ما با هیچکدام از این دو نباید تعبیر به کمک به دیگری باشد، این ها دو شیطان هستند که به ...

 

اردشیر بهرامی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی): شامگاه شنبه 13 آذرماه 1395، طبق اعلام قبلی یک جلسه پرسش و پاسخ مجازی، در گروه تلگرامی «جامعه لرتباران ایران» با حضور ابراهیم خدایی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی) و مدیریت بحث من (اردشیر بهرامی) و غلامرضا طاهری صورت گرفت، آن چه در پی می آید گزارش این جلسه است که دربرگیرنده خلاصه مباحث و أهمّ پرسش و پاسخ هاست.

 

صحبت های ابتدایی جلسه (ارائه توسط ابراهیم خدایی)

 

اول) بوم گرایی چیست؟
بوم گرایی مورد نظر من در این بحث یک رویکرد در واکنش به تندروی های تمرکزگرایانه ی جهان گرایان و ملی گرایان و نادیده گرفته شدن فرهنگ ها و هویت های بومی در فرایند توسعه است، به آن قوم گرایی و محلی گرایی هم می توان گفت، اما من بیشتر از بوم گرایی استفاده می کنم زیرا متأسفانه در ادبیات فارسی امروز قوم گرایی چنان بد تعبیر شده است که گاهی از آن به عنوان برچسب و دشنام استفاده می شود.
در بوم گرایی و قوم گرایی مورد نظر بنده، ما می خواهیم به توسعه برسیم، مشکلات لرها از قبیل فقر، بیکاری و بی سوادی و ... را حلّ کنیم اما نه با پا گذاشتن روی فرهنگ و هویت بومی منطقه بلکه برعکس با در نظر گرفتن آن ها و اندیشیدن و بازاندیشیدن درباره آن ها.
در این رویکرد نه فقط نیازی نیست موسیقی، زبان، لباس، نمادها، دل بستگی ها، حافظه تاریخی و در یک کلام هویت بومی لُر قربانی توسعه شود بلکه برعکس ما برای دست یافتن به توسعه پایدار راهی جز تکیه، توجه و ملاحظه این هویت نداریم، هیچ یک از هویت های ملّی، دینی یا انسانی (جهانی) نیز جایگزین هویت بومی نیستند، هر کدام سر جای خود کارایی دارند اما نمی توانند هویت بومی را نادیده بگیرند. هویت «اسلامی»-«ایرانی» ما می تواند در شخصیت حسین (ع) پیام هایی «جهانی» ببیند، اما این پیام ها در قالب یک سنّت «بومی» (مثل گل مالی) است که می تواند وجود مردم را احاطه کند.
این سطوح چهارگانه : 1-مذهبی، 2-محلّی؛ 3-ملّی، 4-جهانی
تفاوت های ماهوی با هم دارند که باعث می شود نتوان از یکی به جای دیگری استفاده کرد، ممکن است یکی بر سه تای دیگر غلبه کند، یکی کمرنگ و دیگری پر رنگ شود، اما این که سه سطح دیگر کاملا از بین بروند شدنی نیست و هر گونه تلاش برای از بین بردن بقیه نتایجی جز خشونت و افراطی گری ندارد، خشونت های هیتلر، رضاشاه، داعش، صرب ها و خشونت های استعمارگران قدیم و جدید همه در این چارچوب قابل تحلیل هستند و نتیجه تلاش برای چیره کردن یک بُعد هویت بر ابعاد دیگر هستند.
یک مثال روشنگر در این زمینه «موسیقی» است، چه کسی می گوید ما برای فهم، ارتباط یا گسترش موسیقی ایرانی یا خارجی (جهانی) لازم است موسیقی لُری را از بین ببریم، آیا موسیقی لُری جا را بر موسیقی ملّی یا جهانی تنگ کرده است؟ در بیشتر عناصر فرهنگی نیز همین مسأله حاکم است، موسیقی بومی ما نه فقط جای دیگران را تنگ نکرده بلکه از بین رفتن آن می تواند ضربه ای به دنیای موسیقی باشد.
این مقدمه لازم بود تا هدف و انگیزه بنده از سال ها فعالیت قومی و بومگرایی در نشریه لور (Loor.ir) به اجمال روشن شود و بتوانم موضوع اصلی این بحث که معرفی دو مفهوم «قوم بانی» و «قوم یابی» است را مطرح کنم.

دوم) از قوم بانی تا قوم یابی
در شرایط کنونی کشور ما جریان های غالب «مذهبی» «ملی» و «جهانی» اجازه هر گونه خودنمایی به جریان «محلّی» (بومی) را نمی دهند، این جریانات غالب معتقدند قوم گرایی نسبتی با دنیای امروز ندارد و حرکتی واپس گرایانه، مرتجع و فاقد نوآوری است، همین تعابیر اتفاقا باعث شده است جریانات بوم گرا مخصوصا در میان لُرها که جریانات ملّی و مذهبی در میان ایشان غالب تر از تُرک، کُرد، عرب و حتی فارس است، حقیقتا اینگونه نیز بشود؛ امروزه می بینیم کسانی که از قومیت لُر دم می زنند اغلب باستان گرا، گذشته ستا، مخالف تغییر، فاقدنوآوری، غریبه ستیز و مخالف تعامل و ارتباط فرهنگی هستند.
من برای رهانیدن جنبش بوم گرایی و قوم گرایی ایران از این مهلکه که باعث می شود ظرفیت های فرهنگ بومی نه فقط در خدمت توسعه و رونق کشور قرار نگیرد بلکه برعکس فقط عامل تنش و چالش و توسعه ستیزی بشود دو مفهوم ساخته ام و دو روی سکه ی بوم گرایی را از هم جدا کرده ام تا بهتر بتوانیم ماجرا را بفهمیم.

الف) قوم بانی: به معنی ممانعت از تغییر یا پاسبانی از قومیت و هویت بومی خویش؛ در این فرایند فعالان بوم گرا می کوشند به دفاع از «میراث مشترک» خودی همّت کنند، آن ها سعی می کند زبان، سرزمین، هنر، ارزش ها و هنجارهای مشترک خود را در برابر تهاجم کشنده حفظ کنند، در این فرایند کانون اصلیِ توجه «میراث مشترک» قوم است (مثلا در عرصه زبان بر لزوم حفظ واژگان کُهن زبان محلی، یا یافتن و ترویج دوباره لغات کهن تأکید می کند).

ب) قوم یابی: به معنی بازتعریف، بازسازی و بازیابی قومیت و هویت بومی خویش، در این فرایند فعالان بوم گرا می کوشند در ساز و کارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... جهان معاصر امکانات جدیدی برای دگرگون کردن زبان، سرزمین، هنر و ارزشها و هنجارهای خود بیابند به گونه ای که در رقابت با نیروهای بیرونی بتوانند گلیم خویش را از آب بکشند. در این فرایند، کانون اصلی توجه «میثاق مشترک» قوم است (مثلا در عرصه زبان بر لزوم داشتن رسم الخط، یا تولید واژگان جدید تأکید می کند).
فکر می کنم حالا امکان نقد و فهم بهتر جنبش بومگرایی لُر (که برخی از آن به لُرگرایی نیز تعبیر می کنند) فراهم است. حالا باید پرسید آیا «بوم گرایی لُریاتی» جنبشی در خدمت مردم لُر است یا قصد دارد آن ها را به خدمت بگیرد؟

کسانی که بیشتر تمایلات قوم بانی دارند اغلب به گونه ای از هویت قومی صحبت می کنند گویا این هویت و قومیت ازلی، ابدی و فرابشری است و ما حقّ نداریم درباره تجدیدنظر درباره آن قدمی برداریم. این تفکر مدعیست زبان، موسیقی و هویت لُری به ما به ارث رسیده است و ما نیز موظیفیم آن را حراست کنیم و هر گونه تجدیدنظر و گریز و گذار از آن خیانت، خودباختگی و نابخشودنی است.
اما از دید قوم یابی، قومیت و هویت در خدمت مردم است و نه برعکس. لذا هرگاه ما ببینیم در هویت بومی مان اشکالی هست (مثلا یک رسم داریم که الآن به ضررمان است، مثل برخی فاتحه خوانی ها که پدر صاحب مُرده را زنده می کنند) از آن گذار می کنیم و سعی می کنیم یک هویت بومی دیگر تولید کنیم (یک رسم مناسب تر برای فاتحه خوانی جا می اندازیم).
در رویکرد قوم بانی به سختی می توان با قومیت ها و فرهنگ های دیگر تعامل و داد و ستد کرد، اما در قوم یابی به اسانی می توان داد و ستد و حتی کُپی برداری کرد.
روشن است که افراط در هر یک از دو رویکرد «قوم بانی» و «قوم یابی» جنبش بوم گرایی را به مهلکه می برد، قوم بانی افراطی همان نژادپرستی و قوم پرستی است که ره به ارتجاع و خشونت خواهد سپرد و قوم یابی افراطی نیز ما را آن قدر بی ریشه می کند که عملا فرق زیادی با همان خودباختگی و از خودبیگانگی نخواهد داشت.

سوم) نمونه هایی از قوم بانی و قوم یابی در میان لُرها
بخش خیلی زیادی از جنبش بوم گرایان لُر تا سال های اخیر به «قوم بانی» منحصر بود و دستاوردهای اندکی داشت. این جنبش عبارت بود از:
تکرار و باز تکرار آهنگ های کهن، نگارش آرشیوهای لغات کُهن (فرهنگ لغت)، ثبت و ضبط پوشاک محلّی، حفظ طوایف، نگارش کتاب های تاریخ و باستان شناسی، ریشه یابی انساب افراد و قبایل.
اما در سال های اخیر یک رشته فعالیت های قوم یابانه در میان لرها آغاز شده است که به نظر می رسد ابتدائا مرهون شبکه اینترنت و اخیرا فضای مجازی است، این فعالیت ها عبارتند از:
خلق نمادهای جدید (مثلا علامت دوکلیکی لُر)، استفاده های نو از نمادهای کهن (مثل تبدیل سربند گُلونی به شال گردن)، تأکید بر مطالبات جدید (مثل نیاز به فرهنگستان لُری، مطالبه تشکیل فراکسیون لُرها)، اسم گذاری های جدید درون قومی (مثل نام لری مینجایی) و...
روشن است که فعالیت های قوم بانی، نسبت به فعالیت های قوم یابی ذاتا از توسعه و دنیای نو دورتر هستند، اما هرچه بومگرایان لُر بیشتر به سمت قوم یابی حرکت می کنند بیشتر به واپسگرایی و ارتجاع متهم می شوند، به عبارت دیگر اگر بوم گرایان لُر وقتشان را در گذشته ها و فرهنگ بومی پیشین شان بگذارنند، دنبال ثبت واژگان کُهن باشند، نمادهای قدیمی را تعمیر و تقدیس کنند، درباره اجدادشان فکر کنند و... کمتر به واپسگرایی متهم می شوند، گاه حتی مورد تشویق ملّی گرایان و جهانی گرایان قرار می گیرند. اما آن گاه که دنبال خلق رسم الخط جدید باشند، فرهنگستان مطالبه کنند تا کلمات تازه به زبان شان اضافه شود، از شبکه های تلویزیون مطالبه فیلم سینمایی و ساختن کلیپ های جدید و امروزین بکنند، از نحوه استفاده از لهجه شان در سریال ها انتقاد بکنند بیشتر متهم به واپسگرایی می شوند!

چیزی که آشکار است این اتهام «واپسگرایی» واقعیت ندارد زیرا نگاه قوم یابان کاملا به جلوست نه پس! این مخالفت ها و اتهام زنی ها ناشی از «ترس» و «نگرانی» جنبش های ملی گرا و جهانی گرا از إحیاء هویت های بومی است.

چهارم) کارکردهای جنبش بوم گرا
جنبش بوم گرایی لُری (ترکیبی از قوم بانی و قوم یابی) به دنبال آنست که؛
الف) قومیت به عنوان یک «سرمایه اجتماعی» در خدمت توسعه منطقه درآید؛ در حالی که سرمایه اقتصادی به معنی در اختیار داشتن مقادیر زیادی ارزش اقتصادی (پول، ثروت) است و سرمایه فرهنگی نیز به میزان دانش، مدارک تحصیلی و اطلاعات اشاره می کند، سرمایه اجتماعی عبارت است از هر چیزی که بتواند میان انسان ها پیوندی ایجاد کند، هر انسان یا جامعه ای پیوندهای بیشتری داشته باشد، همگرایی و همدلی اش بیشتر خواهد بود و بهتر می تواند به «همکاری» برسد. قومیت یکی از فرصت های ما لرهاست که با استفاده از آن می توانیم به گرد هم جمع شویم و در حالی که امروزه شرایط نامطلوبی در زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داریم از هم افزایی قومی برای تغییر این شرایط استفاده کنیم.

ب) توجه به قومیت زمینه را برای کشف، معرفی و تقویت استعدادهای محلی فراهم آورد؛ بوم گرایان معتقدند فرمول های کلان و جهانشمول توسعه اگر با ملاحظات محلّی و بومی همراه نشود نه فقط نقشی در بهبود جوامع نخواهد داشت بلکه برعکس، ممکن است با تخریب همان بافت های محلّی به بحران های اجتماعی و اقتصادی دامن بزند، بنابراین ایشان در تلاشند با تمرکز بیشتر بر «محل» و «قومیت» به دنبال کشف، بازیابی و تقویت استعداد های محلّی و یا شناسایی آسیب ها و ویژگی های آسیب زای محلّی باشند.

ج) قومیت «انسجام اجتماعی» و «حس تعلّق به سرزمین و مردم خویش» را تقویت کند؛ یکی از فاکتورهای هرگونه توسعه و مشارکت اجتماعی و اقتصادی، این است که مردم به سرزمین محل زندگی خویش علاقمند باشند و منافع آن را رعایت کنند. هویت قومی یک هویت مدرن اما برپایه سنت و فرهنگ محلی است که می تواند در رشد این حس تعلق به کار گرفته شود. فراتر از هویت قومی، هویت ملی چنین کاری را می کند و فروتر از هویت قومی، هویت های شهری و محلی تر نیز در همین راستا گام بر می دارند. طبیعی است سطح و کیفیت هویت قومی متفاوت از هویت ملی و هویت های محلی تر است، به عبارت دیگر تقویت هویت قومی می تواند هیچ تضاد و منافاتی با تقیت هویت های ملی و محلی تر نداشته باشد، همان طور که هویت ملی با استفاده از نمادها و پتانسیل های ملی تا حدی می تواند مؤثر باشد، اما نمی تواند جای هویت قومی را پر کند.

 

پرسش و پاسخ

 

 

 

اردشیر بهرامی (پژوهشگر حوزه فرهنگ مناطق لرنشین) ضمن تشکر از آقای خدایی و طرح موضوع بدیع و بسیار مهم توسط ایشان در حوزه هویت گرایی، بوم گرایی در جامعه کنونی لرها، اینگونه مقدمه ای نسبتاً طولانی برای سؤال خود می کند: 
فهمی که بنده از دیدگاه های شما دارم این است که یکی از آفت های اصلی «جنبش بوم گرایی» در جامعه لرها «باستان گرایی» است که به اعتقاد بنده این افراط گرایی عجیبی داریم و در چنگ زدن و متوسل شدن به تاریخی پر از ابهام - که شاهان و سلسله ها افتخار می کنیم بی آنکه درکی درست و عمیق از فرهنگ آن زمان داشته باشیم- موجب شده کمتر به نقد شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی امروز جامعه که سرپوش و مُخدری جهت تسکین بر مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه لرها همچون فقر، بیکاری، مهاجرت، خودکشی، و بحران های هویتی است. چگونه می توانیم ضمن به رسمیت شناختن ارزش ها و افتخارات لرها در دوران باستان، تاریخی، اسلامی و معاصر (انقلاب مشروطه) و انقلاب، از این آفت نسل جوان امروز، رهایی یافت و به بررسی و شناخت زمینه های درونی «توسعه محلی و بومی» در شرایط فعلی پرداخت. لازم به اشاره است جامعه ما زمانی می تواند به تاریخ و تمدن چندین هزار ساله خود افتخار کند که امروز از حداقلی سطوح توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی را داشته باشد. در حالی که بر کسی پوشیده نیست مناطق لرنشین علیرغم پتانسیل های درونی توسعه بسیار گسترده در زمینه توسعه یافتگی در وضعیت نامطلوبی هستند و بیکارترین و محروم ترین استان ها هستند.
راهکار چیست؟ آیا با توسعه بومی و بوم گرایی می توانیم استعدادها و ظرفیت ها را برای توسعه بکار گرفت؟ چگونه میتوانیم با بوم اندیشی و بوم گرایی ظرفیت های انسانی و سرزمینی را برای توسعه بسیج نمود؟

خدایی ضمن تأیید و همرایی با بخش اول مقدمه بهرامی اینگونه اظهار امیدواری می کند:
اولا از دقت نظر شما سپاسگزاری می کنم جناب دکتر! درباره باستان گرایی کاملا با شما موافق هستم.
در پاسخ به سوال اخیرتان بنده بسیار به بومگرایان لُر امید دارم. جناب سالاورند گفتند ما جوانان لر زورمان به لرهای متولد قبل از دهه شصت (احتمالا غیر از بنده و شما) نمی رسد. اما به اعتقاد من به زودی خواهد رسید. در لری مثلی داریم که می گوید: لکی: کُر قی راس مکئ باؤه مچمی!.. مینجایی: پا میش باریک بوه پا بره کُلُفت! ...آینده از آن جوانان است.

غلامرضا طاهری به عنوان یکی از مدیران کنفرانس «قوم بانی و قوم یابی» در جستجوی رهکار می گردد. با توجه به کل مباحث ارائه شده چه پیشنهاداتی برای اتحاد و وحدت قوم لر دارید؟ با توجه به اختلافات عمیقی که طی قرنها در بین اقوام لر معمولا دولت های مرکزی ایجاد می کردند. 
بهروز می گوید: فرمایشات جناب خدایی چنان محکم و توضیحات چنان کامل بود که جای هیچ مخالفتی نمی ماند . اما پرسش و مشغولیات ذهنی همچنان باقی است و این خوب است . لذا دو سوال از ایشان داریم:
آیا ماندن اکثر آیین و سنت ها و موارد دیگر را مدیون همین بوم بانان و اصرار انان بر اصالت خود، نیستیم؟ و دیگر اینکه بهتر نیست برای اهداف مطالبات قومی از هر نوع، اساتید و عزیزان خبره ی قوم ، در صدد تشکیل یک تشکل فراگیر که شامل همه ی لرها باشد، باشند ؟ زیرا بنظر می اید این عرق قومی که در اکثر و چه بسا همه ی لرها وجود دارد ، از تفرق به سوی تجمع خواهد رفت .
خدایی در پاسخ به جناب طاهری: دست یافتن به ترکیب صحیحی از قوم بانی و قوم یابی در حال حاضر در اولویت ماست. مثلا جلوی افراط جوانان لر در پرداختن به عیلام و کاسی و پارسی و هخامنشی و.. را بگیرید تا کمی حواسشان به دنیای امروز جلب شود.

بهزاد: می شود یک سیستم با پشتیبانی مسئولین و اقوام تشکیل داد به عنوان فعالان لُر و در راه تبلیغ و ترویج سیاست های ابتدایی برای مطالبات به وجود آورد؟
جناب خدایی برای پاسخ به سوال آقای بهزاد می گوید: وارد همکاری و همراهی شدن با قومیت هایی مثل گیلک به ما کمک زیادی می کند که بر تجزیه طلبان و یکسان سازان هر دو غلبه کنیم. ایران از آن ماست، جمعیت بیشتر ایران از آن ماست نه از تجزیه طلبان است و نه از یکسان سازان. در طول تاریخ هم ایران نه مال فاشیست ها و یکسان سازان بوده و نه مال تجزیه طلبان، مردم یاران همیشه بوم گرا بوده اند.

 بهزاد این در ارتباط با موضوع مباحث مطرح شده این سوال را مطرح نمودند:

چرا با این که کردها سالهاست قومیت و فرهنگ خودشون رو حفظ کردند هیچ موقع قوم گرا خوانده نمی شوند و کلا موج منفی پشت سرشان نیست؟ ولی لرهایی که همیشه سنگ دین کشور (و مردم رهگذر) رو به سینه می زنند و خدمات زیادی به هم وطن های خودشون در طول تاریخ دادن همیشه زیر بار توهین ها و تحقیرات هستند. لطفا دلیل این رفتار و راهکار مقابله با اون رو ذکر کنید.
دکتر خدایی با اشاره به دو جریان غالب در ایران در ارتباط رابطه با مسایل هویتی به ایشان این گونه پاسخ دادند: 
جریان اول: جریان پان ایرانیست هاست که دنبال نابودی اقوامند.
جریان دوم: جریان تجزیه طلبان (از برخی اقوام است که جهت جلوگیری از تنش اسم نمی برم) که به دنبال نابودی ایران هستند.
بقیه اقوام این وسط بازنده هستند، من به طور خاص از دو قوم لُر و گیلک نام می برم. لُرها و گیلک ها سهم بسیاری از جمعیت کشور دارند، اما نه منافعشان در تجزیه طلبی است و نه در استقرار پان فارسیسم به چیزی می رسند. اگر به وضعیت تدریس زبان ها دقت کنید می بینید هیچ کس حقی برای لر و گیلک قایل نیست، اما قومیت های تجزیه طلب یا جریانات یکسان ساز و قوم کُش هر دو تدریس می شوند.

شهاب الدین یکی از حاضرین کنفرانس، با اشاره به وضعیت کنونی جنبش های اجتماعی و فرهنگی لریاتی این سوالات را مطرح نمودند که:
لرها باید چکار کنند؟ چه موضعی در پیش گیرند؟ آیا باید مثل اقوام تجزیه طلب باشند تا مورد توجه قرار گیرند یا نه روش بهتری وجود دارد؟. آیا اتحاد همه ایلات لر و مطالبه قانون حق قوم خود به نتیجه می رسند یا اتحاد قوم و ادعای استقلال طلبی و تجزیه طلبی؟
دکتر خدایی با اشاره به ظرفیت های قانونی موجود در جمهوری اسلامی ایران و حقوق اجتماعی قوم لر اینگونه به تبیین مسأله پیش رو می پردازد: در نظام جمهوری اسلامی تمام مسیرهای قانونی برای بوم گرایی باز است. از تدریس زبان گرفته تا شبکه های استانی و غیره همه چیز هست، اما اجرایی شدنش به پایمردی ما بستگی دارد. به اعتقاد من هیچ مانع حقوقی در حال حاضر پیش روی بوم گرایان لُر نیست، ممکن است مانع حقیقی باشد. اما مانع حقوقی نداریم. درست است که جناب حداد عادل علناً با تدریس زبان ما مخالفت کرد و در عوض با تدریس زبان های دیگران به خاطر فشارشان تسلیم شد اما این ربطی به ذات جمهوری اسلامی ندارد. کافیست ما هم به نمایندگانمان فشار بیاوریم، فراکسیون لُرها تشکیل شدنی است.

مجتبی کاهدی: آقای خدایی در مثال هایی که از قوم بانی و قوم یابی ذکر کرده اید نمونه هایی از زبان و حوزه های فرهنگی دیگر آورده اید، اگر امکان دارد در حوزه سیاست هم کمی در این باره توضیح دهید. مثلا آیا در رفتار انتخاباتی لرها هم این دو روی سکّه بوم گرایی وجود دارد؟
ابراهیم خدایی با ذکر مصادیقی از انتخابات مناطق لرنشین اینگونه پاسخ می دهد: مثل بقیه موارد، عموم مردم لُر از دریچه قومبانی به انتخابات نگاه می کنند، مثلا با شعار «برا روژ تنگ شمشیر روژ جنگ» از محسن رضایی حمایت می کنند، یا در مجلس اخیر از لرهای کاندیدا در تهران حمایت کردند و ۹ نفر از نمایندکان تهران لُرتبار شدند. در رویکرد قوم بانی حمایت از هم طایفه و همتبار صورت می گیرد، اما رویکرد قوم یابی تا کنون خیلی کم در عرصه انتخابات و سیاست لرها فرصت ابراز وجود پیدا کرده است. اینجا دیگر صحبت از فراکسیون لرها، منافع لُرها، تشکیل احزاب متمرکز بر منافع لُرهاست و نه فقط صحبت از لر بودن یا نبودن.

غلامرضا طاهری: نظر شما در مورد آن گروه از لرهایی که تحت تاثیر جریانات ایران ستیز و تجزیه طلب، مفاخر و داشته های ملی، میهنی را نفی میکنند، چیست؟ آیا آنان جاده صاف کن های نا آگاه بی مزد و مواجب و شاید آگاه بامزد و مواجب تجزیه طلبان هستند، یا خیر؟.

خدایی در پاسخ به طاهری اندیشه خود را این گونه بیان می کند: من فکر می کنم اینها بیش از آن که تحت تأثیر جریانات ایران ستیز باشند، از لج جریانات پان ایرانیست است که به برخی مفاخر ملّی که خودشان از افتخارات ما لرها هم هستند (مثل کوروش) پشت می کنند. در هر حال دوستداران ایران باید فکری بکنند که جلوی افراط یکسان سازان و تجزیه طلبان هر دو گرفته شود و حق بوم ادا شود.

بهزاد می گوید: منظورم یک گروه اجتماعی تحصیل کرده که بتونه نگرش ها رو به عوام جامعه انتقال بده، منظورم این است که می شود کارگروهای اجتماعی تشکیل داد این مطالب رو که از اتاق فکر لر تباران نشئت میگره و بهترین و تخصصی ترین راهکاره رو به همگان انتقال داد. که شخصی افراط نکند؛ شخصی به گذشته بر نگردد؛ شخصی ساز جدایی نزند و ...

جناب مؤیدی درخصوص قسمت دوم بحث آقای خدایی"بومی سازی"یاداور می شود که منظورمان ازطرح این اصطلاح، همان فرایندی است که طی ان، یک محصول یا پدیده، یا زبان و لهجه و گویشی در یک محدوده و گستره جغرافیایی خاص اماده شود و خود را تثبیت شده ببیند. در واقع ما زمانی یک زبان را بومی می شناسیم که بتواند در یک کشور، یا گستره جغرافیایی بتواند با بوم های مختلف ارتباط برقرار کند و تعامل ایجاد کند و خود را به نحو اکمل و اتمم معرفی کند و جایگاه خود را باز یابد.

آقای طاهری: تاسیس یک پژوهشکده قوم لر تا چه حد به بوم گرایی کمک می کند و لازمه آن چیست؟

دکتر خدایی نیز معتقد است: داشتن رسانه بر پژوهشکده اولویت دارد؛ چنین پژوهشکده ای باید توسط اساتید لر پی گیری شود.

 

اردشیر بهرامی خطاب به آقای خدایی می گوید: در همین فضای مجازی گروه ها و کانال های عمومی و تخصصی بی شماری در حوزه جنبش های لریاتی, لرگرایی فعالیت دارد و هر کدوم از اینها در حوزه فعالیت دارند و اگر برنامه ای برای ساماندهی آنها تداریک دیده بشه میتواند هم افزایی و اتحاد و اشتراک را ایجاد کند... همین گروه بیش از 2300 نفر حضور دارند.. این گروه ها چگونه در فضای واقعی جامعه می توانند ایفای نقش کنند؟
استاد خدایی در نهایت می گوید: باید پای قوم بانی و قوم یابی مان را از تلگرام بگذاریم بیرون. خیلی از مواردی که عرض کردم (مثل نماد دوکلیکی، رسم الخط، واژه سازی و..) محدود شده اند به تلگرام. قدم هایی برداشته می شود، مثلا جناب باقرزاده که دیشب در گروه با ایشان اشنا شدم واژگان مهندیس لری مینجایی را چاپ کرده! ما باید از طریق کتاب، حزب، انتخابات، رسانه، مجله، همایش و... قدم از تلگرام بگذاریم بیرون.

کلام آخر
آقای دکتر خدایی این پژوهشگر و جامعه شناس در جمع بندی مختصر و مفید خود با اشاره به سالم بودن فعالیت ها و پویش های اجتماعی فرهنگی هویت گرایی لرها (جنبش های بوم گرایی و قوم یابی) در درون ملت بزرگ ایران و همگام و همسو با حفظ تمامیت ارضی میهن اسلامی – ایرانی اینگونه بحث خود را به پایان می رساند:
همتبارن عزیز ما ابتدا باید تعریف درستی از مرزهای بوم گرایی با تجزیه طلبی و یکسان سازی بکنیم. جنگ ما با هیچکدام از این دو نباید تعبیر به کمک به دیگری باشد، این ها دو شیطان هستند که به جان وطن ما (ایران) افتاده اند. یکی دارد تمامیت ارضی میهن اسلامی را تهدید می کند. دیگری دارد حقوق مردم و واقعیت های فرهنگی و قومی شان را انکار می کند.

 

 

کانال تلگرامی لور