چهارشنبه, 06 ارديبهشت 1396  

جدیدترین مطالب

تاثیر-سبد-رای-محسن-رضایی-بر-انتخابات-96
  غلامعلی دهقان عضو شورای مرکزی و سخنگوی حزب اعتدال و توسعه...
بیانیه-کمیته-صیانت-از-آب-چهارمحال-و-بختیاری-در-پاسداشت-۲۸-فروردین
  کمیته صیانت از آب چهارمحال و بختیاری در پاسداشت ۲۸ فروردین 1393...
  مجری برنامه بر لُر بودن آقای بیرانوند تاکید دارداما شوربختانه فرزند...
هیچ؛-سهم-لرستان-و-قوم-لر-از-کتب-درسی
  کتاب مطالعات اجتماعی ششم دبستان چند سالی است که بدون کم و زیاد کردن...
معرفی-کتاب-شهر-های-تاریخی-لُرستان-فیلی
  معرفی اجمالی کتاب حاضر در سه فصل تنظیم شده است. در فصل نخست به کلیات...
بالاخر-روحانی-لرها-را-رویت-کرد
   حسین زمانیان / در دولت روحانی نیز بسان دولتهای پیشین هیچ گامی در جهت...
ریشه-یابی-اسامی-ایلات-لُر
  ابراهیم خدایی /وجود اسامی جانوری در ایل‌وندهای لرستان، مثل بسیاری از...
پاسخ-به-برخی-انتقادات-درباره-تاریخ-لُر-چراغ-راه-آینده
  شیخ جهانگیر محمودی /«هیچ سندیتی درمطالب مطروحه دراین گفتارنیست.»اما این...
چرا-اکثریت-مردم-لُر-ناآگاه-به-ضرورت-های-زمان-خود-هستند-؟
  حسین عیسوند اسدی /متاسفانه در میان این همه کتاب بی محتوای ایل و نیای من...
گزارش-شب-شعر-بهارونه-لیراوی
    شب شعر بهارونه لیراوی شب هفتم فروردین در روستای بنه احمد لیراوی...
 

 
 

پاسخ به برخی انتقادات درباره تاریخ لُر چراغ راه آینده

 

شیخ جهانگیر محمودی /
«هیچ سندیتی درمطالب مطروحه دراین گفتارنیست.»اما این سخن روشن است که کاملا بی پایه است.زیرا درهمه موارد اسناد و مدارک ارائه شده است، الاّ شاهنامه خوانی لُر ها ...

 

جهانگیرمحمودی: درباره گفتارتاریخ لرچراغ راه آینده انتقاداتی به دست من رسیده که در زیربه آن می پردازم.

 

انتقادنخست:

 

«هیچ سندیتی درمطالب مطروحه دراین گفتارنیست.»اما این سخن روشن است که کاملا بی پایه است.زیرادرهمه موارد اسناد ومدارک ارائه شده است.الاّشاهنامه خوانی لرها که باتوجه به وضوح آن ازارائه سند خودداری شده است. اتفاقامنتقددیگری گفته درلرها فقط قوم لک شاهنامه خوانی داشتندودیگرلرها فقط اخیرادربختیاری هادر دوره مشروطیت گرایش به شاهنامه خوانی پیدانمودند.امااین سخن درست نیست زیرا اولا: عمق وژرفای وابستگی به شاهنامه دربختیاری ها درهمان دوره آنقدرزیادبود که درجنگ ایران وروس برپایه آن  جان می دادند.دراین باره سامان فرجي بيرگاني نويسنده مقاله ‌«چرا بختياري‌ها شاهنامه مي‌خوانند» به آن پرداخته که بختياري‌ها در جنگ ايران و روس با نيرو گرفتن از شاهنامه در برابر دشمن سلحشورانه پيکار مي‌کردند، چنانچه در اين باره مي‌نويسد: [از آن جمله در خاطرات ژنرال پرمولوف فرمانده روسي جنگ‌هاي ايران و روس مي‌خوانيم که دسته‌اي از ارتش ايران که بختياري ناميده مي‌شدند، همواره پيش از شروع به جنگ اقدام به خواندن شاهنامه و حماسه‌هاي ملي ايران مي‌کردند. آنها پس از خواندن اين داستان‌ها چنان تشجيع مي‌شدند که هيچ چيز جز مرگ جلوي آن‌ها را نمي‌گرفت... / هفته‌نامه آنزان ـ نهم دي ماه 87. شماره: 65... روشن است که چنین تهییج وهیجانی تاسرحدپذیرش مرگ نمیتواند دوروزه به وجود آید.بلکه نیازبه قرون واعصاراست.علاوه برآن در مورد سابقه شاهنامه خوانی در زمان نادر شاه افشار که درجنگ های نادرمستوراست.وقتی که نادر شاه توانست حکومت را بدست بگیرد بر تمامی ایران حاکم شود، طوایف لر وی را به عنوان شاه ایران قبول نداشتند؛ به همین دلیل ایلات لر در سرزمین دهدشت با نادرشاه وارد جنگ شدند که این جنگ منجر به شکست لرها شد. پس از اینکه لرها در این منطقه شکست خوردند؛ نادرشاه اولین کاری که انجام داد کشتن شاهنامه خوانان بختیاری بود .علت انجام این کار توسط نادرشاه از بین بردن اعتماد به نفس و نیرویی بود که شاهنامه در بختیاری ها ایجاد می نمود و پس از آن شاهنامه خوانی تا مدتها ممنوع شد.یکی از دلایل اصلی علاقه مندی بختیاری ها به شاهنامه ساده و قابل فهم بودن آن و استفاده از کلمات پارسی و همچنین وجود داستانهای رزمی است که با روحیه بختیاری ها سازگاربود.باتوجه به اینکه چهارصدسال پیش نادرشاه حکومت می کردبایدگفت شاهنامه چندقرن طول کشیده تا زمان نادرنقش تهییج کننده تاهنگام مرگ داشته باشد.این هاهمه نشان می دهدکه وابستگی لربه شاهنامه اززمان جنبش شعوبیه بوده است.واین وابستگی به سبب ایران خواهی بوده است.مقابله لرهابانادر به دلیل سُنی بودن ودرمرتبه دوم تُرک بودن وی بود.اما پس ازمدتی باوی همراه شدند ودرجنگ های هند وغیره با همان سبک شاهنامه خوانی مبارزات سلحشورانه ای کردندوپیروزی های شگفت انگیزی کسب نمودند.این زمینه سازی هابود که منجربه حکومت لری وانسانی کریم خان زندشد.البته همراهی بانادرشاه بیشترریشه در انگیزه ملی داشت.

 

انتقاددوم:

 

«مقاله درصدددفاع ازتمرکزگرایی است ولرهاراسربازان تمرکزگرایی معرفی می کند.لرها هرگاه تمرکزگرایی کرده اندضررنموده اند» این نگارنده عقیده داردهرگونه عدم تمرکزی درپرتو تمرکزگرایی ممکن است.درواقع رابطه این دوپدیده رابطه ای دیالکتیکی است.لذا هیچ کدام بدون دیگری امکان ندارد.موضوع صله ارحام درگفتاردوم نشان دادکه نگارنده گونه ای عدم تمرکز رادرپرتوتمرکزگرایی خواهان است. یعنی آسمیله زیشن قومی وصله ارحام وابستگان قومی(لرها) که رابطه نسبی بایکدیگردارندپررنگ ترازآسمیله زیشن با اقوام دیگرایران است.البته این رابطه سببی نیزآنقدرکمرنگ نیست که به راختی بگسلد. لرها بایکدیگررابطه نسبی دارندوالبته این قوم بااقوام دیگرایران رابطه سببی دارد.روشن است که رابطه نسبی مهمترازرابطه سببی است. این برداشت روشن می سازد که گرچه اقوام بایددرکل بایکدیگرانسجام داشته باشنددردرون بایداتحادوانسجام بیشتری داراشوند.همچنین می آموزد که همه اقوام حق دارند باتوجه به تمایزشان ازنوعی خودگردانی بهره مندشوند.این اقوام شامل عرب ها،لرها،کردها وترک ها،بلوچ ها وغیره است.درباره ضررلرهاازتمرکزگرایی گرچه نگارنده به آن شکل که منتقدمی گویدموافق تمرکزگرایی نیستم درزیرپاسخ خواهم داد.

 

انتقادسوم:

 

«این مقاله افکارپان ایرانیستی راترویج می نماید ومخالف عرب هاست»نخست درباره مخالفت باعرب هابگویم.بی گمان این برداشت غیرواقعی است چنانچه ازبحث فوق به دست آمدکه وفق دیدگاه صله ارحام همه اقوام حق دارند درچارچوب وحدت ملی خودگردانی داشته باشند.لیکن موضوع عرب ها بیشتر مربوط به عیلامی هااست  واینکه عرب ها گمان می کنندبازمانده عیلامی ها هستند.درحالیکه تاریخ حضورآنان درایران اندکی به دوره شاپورساسانی وسپس به بعدازحضوراسلام تاقرون اخیرمیرسد.آنهامیراث عیلامی ها وخوزهاراازخودمیدانندوماراآریایی می نامنددرحالیکه همه این سخنان افسانه است.نگارنده کوشیده است که بابیان مدارک واستنادات تاریخی روشن سازدکه عیلامی هاوخوزها همان لرها بوده اند ودرنتیجه میراث آنها ازماست .ازجمله به استنادتاریخ آورده ام که اهوازازقوم لرکه همان خوز=هوزاست می باشد. نتیجه این بحث درگفتارچهارم تحت عنوان اهوازهارتلندلرها روشن شده است.مادرآنجاروشن کرده ایم که اگرلرها به استنادتاریخ برتمرکزبرهارتلند(قلب جغرافیای) لر تاکیدکنندچگونه می توانند به قدرت وثروت ورفاه برسند وباتوجه به سلوک مهربانانه میان لرها وعرب ها می توانند حقوق آنهارانیزاجرانمایند.دراین صورت روشن می شود که چگونه با دفاع ازمرزهای ایران سربازان پرسودی برای ایران خواهندبود.یعنی هم خودسودبسیارببرند وهم اینکه به ایران برسانند.همه اقوام باید رابطه تز(ملی گرایی) وآنتی تز(قوم گرایی) رابه مرحله سنتزبرسانند.درغیراینصورت نه ازتاک، نشان ماندونه ازتاک نشان.لذا هم قوم تلف می شود وهم ایران واین بسیارخطرناک است.ازاینجاست که خواهیم فهمیدکه همه مابایدپان ایرانیست باشیم، ضمن اینکه برحقوق قومی خویش نیزبایدتاکیدکنیم.بایدبرای کسب حقوق قومی باضدیت با ایران گام نزنیم بلکه راه حلی بجوییم که جمع(سنتز)هردوباشد. این نگارنده باوردارد که راه حل اهوازوخوزستان هارتلندلرها می توانداین اقتداررابه ما دهد. وحقوق قومی را درکنارسربازایران بودن به دست آوریم.

 

انتقادچهارم:

 

«این گفتاراتابکان ووالیان لررانادیده گرفته که حکومت های غیرمتمرکزداشته اند»چون بنای من برپاسخ اختصاری است اینکه خصوصا اتابکان لر دردوران عباسیان ومغول ها وتیموریان وغیره بوده اند ودردوره صفویه به آسانی به حکومت ملی وشیعه آن پیوستند.لذا آن دوره که حکومت ملوک الطوایفی ازیکسو وازسوی دیگر دربرابربیگانگان چون خلفای عباسی مغول ها وغیره بوده اندرانمی توان باشرایط فعلی یکسان دانست . این سلسله افزون براتابکان لرخدمات بزرگ دردفاع ازایران وهمچنین خدمات اقتصادی وفرهنگی وغیره داشته اند.