یکشنبه, 28 آبان 1396  

جدیدترین مطالب

کورش-قانون-یکسان-و-فرهنگ-ثابتی-را-به-ملل-مختلف-تحمیل-نمی-کرد
  علی باجلان / در این روزگار که بیشترین تهاجمات نسبت به فرهنگ های بومی...
سامان-فرجی-بیرگانی-به-سوگ-پدر-نشست
  پدر محترم همکار عزیزمان، سامان فرجی بیرگانی، نویسنده و فعال فرهنگی و...
کریستف-کلمب-باشیم-اما-کشفیات-مان-در-حدّ-«شباهت-دو-کلمه»-نباشد-آیا-در-قفقاز،-پاکستان-و-اندونزی-لر-داریم؟
  ابراهیم خدایی / در تمام زبان های دنیا کمابیش همین حروفی که ما در فارسی...
پیشنهاد-مکان-یابی-مرکز-سیماشکی-عیلامی-در-خرم-آباد
  دکتر محمد بهرامی / احتمالا این دژ که شواهدی از آن در لایه های زیرین...
صدا-و-سیما،-صدای-مردم-لُر-را-بشنود
  لهراسب قلی پور لوایی / لُر قومی است که در طول تاریخ از ایران دفاع کرده...
لک-داغستان-با-لک-لرستان-ارتباطی-با-هم-ندارند-«اسم-های-مشابه»-میان-همه-فرهنگ-ها-و-مناطق-جهان-وجود-دارد
  عیسی قائدرحمت/ خطاهای ناشی از شباهت اسامی اخیرا در موارد متعددی مثل لک...
مخالفت-شوراى-علمى-بازبينى-با-پخش-سريال-«سرزمين-مادرى»-لزوم-اعاده-حیثیت-از-سردار-اسعد-بختیاری
  مصاحبه های غیرکارشناسانه برخی از مدیران و هم چنین کارگردان سریال نه...
سرزمین-کهن-و-امکان-گشودن-گره-ای-که-در-دست-صدا-وسیماست
  سامان فرجی بیرگانی / در ماجراهای سدّ گتوند، تونل کوهرنگ، سریال سرزمین...
فوتبال؛-ابزاری-برای-هویت-خواهی-جامعه-لر
  ابوالفضل بابادی شوراب/  تیم هایی همچون نفت مسجدسلیمان ، گهر دورود ،...
دالالا-اثری-نو-از-حسین-حسین-زاده-رهدار
   حسین حسین زاده رهدار /دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا...
 

 
 

دالالا; اثری نو از حسین حسن زاده رهدار

 

 حسین حسین زاده رهدار /
دالالا برای آموزش لالایی لری به مادران است تا بتوانند کودکان خود را از ابتدا با زبان لری  آشنا کنند.

سر تال ( مقدمه ) :
 
ایگوم سی خوت بیار آبوی
یه دَو دی خوت زمار آبو

دی لالا نَه سی خوت گوتمه تا وَ دا اوبیدنته ئنو بوینُم . تا مبادا خانه و مال و کاشانه ات روزی بیوار 1 بماند برای این که همیشه نقشی از تو بر تمدار سینه ام بافته و همه ی هستی ام را دار این تمدار کرده بودم.

دی لالان ِ سی خوت گوهتم تا گیر اومییَنته وَ نو بوینُم! که دیدم چگونه قلب مادرت چون تِردِه بلالی 2 بر چاله ی بیخالیهای آهن و دود و سیمان ، خوشی های روزگارانش را گوهرانه بر دامنه های مونگشت مُشت مُشت به زیر گورِ هر خاکستانی می فرستاد و در سوگ خان طلاهایش ، نرینگیهای کی لُهراسب را مُهره ای همخوابه ی میخک میکند تا به گَردن دنا بیآویزد ، مگر گاهی شاید کُری پست سرش بَو بَو کند و دختری بگوید : بَو واس.

لاوَه لاوَه دایانِه سی تو موئِم تا هَنی وِه دی اومایِنِت بئینِم !
برای تویی که روزی از کرانه های گاماسب تا دشتهای پُرنون و طشتهای پُرخون ممسنی دربه در، کوه به کوه و مال به مال در سروده ای سراسیمه به دنبالش می گشتم . تا به تو بگویم گرچه چون تال دَشکه ای 3 باریک شده ایم ولی هنوز گُسسته نشده ایم.

دا لالا نِ سی تو گُهدمه تا یه دَو دِی زِمار وابیدنته بِوینُم.
گاشا 4 بخواهی تباری را شیفته و پریشان خود کنی و برای دامریم ات علیمردانی ، تا زآن پس در آوازهای بازستَن ِ5 ستاره ای خالک طلا در شادیانه و برشورآهنگ لبان دالویی شاه دُندالی شوی .
به تو بگویم که مشکدوغ پریناز هنوز به دار ملار زندگانی در رفت و آمد زمانه آواز دُودُو ،دُو، دُو... سر می دهد و تو نگذاری بلازه تش و چاله اش 6 به سردی بگراید . ای که تو چون تَرنُم زیبای شلیل و یاریار عاشقانه ی سرزمین اَنارهای خدا خووکِرده ی 7 بلواس و شیوند و کُتُکی 8. سوگند به بوی نان تیری که از انبار گندمزاران سوسن برخاسته است آنگاه که عشق را بین آدمیان تقسیم کردند تو آن غم شیرینی بودی که به جانم رخنه می زدی . و آنگاه که تو چشمه ی کُهرنگم شدی و پاله بَهرت می کردند برایت دلتنگ هایم را کَیل 9 می کردم و گمان نمیکردم روزی فریاد دالالائی شوم تا از سینه های درد آگین مادران پای در زنجیر مار روهای دُندال 10 را جاری باشم.
با توام ! ای شیرین شهر دلفان م !
لاوَه لاوَه دایَل اَری تو موشم تا عِه دوآرَه عِه دی هَتِنِت (هاتِنِت) بوئینِم.
آنگاه که به روله ات می گفتی " روله زنجیری وه پامه " " خیالت وَشت چشیامه " و خیال تو هم چون وَشَن یا باد توامان با بارانی بود که از چشمان من هم جاری میشد و چه زیبا به فرزندت توصیه و نصیحت می کردی که " اومام وه شئر رهدارت / روله هالی مکو جامه " 11چه زیبا مرا شرمنده خود کرده ای .
ای مادر شیرین لُردگانی من !
آنگاه که در خشکسالی لبخند گرفتار آمدی لالاهایی های تو همان کِل و گاله های خودمانیی بود که در قطناسی داینی داینی 12 ، هیجاری را با جنگرش 13 به خداوندگاران کَه پَر 14می کرد .
حالا کَهره ی15 دلم را قربانی کدامین فرزندت کنم ای تو که هم سان بازیباترین سروده هایم برابر می شوی ای که چون هلیکی 16و آراستگی تُرنه 17های مادرم وقتی بافته ی موهایش را در مقابل خورشید گره گشا می کرد تا شانه ای چوبی توامان با آفتاب بر زلفانی بکشد که دست قَسَمی به آن اشاره می رفت . ای که با حنا و میخک و میلَو18 همزاد شده ای تو همیشه همان :
هلیکی تُرنه ها دامی !
تو دا لالا لالا لامی !

" رهدار "


بیوار bivar : بی سرزمین
2 - تِردِه بلالی : بلالی سوخته
3- دَشکِه dashke : نخ نازک
4 - گاشا gasha : گاهی شاید
5 - بازِستَن bazestan : رقصیدن
6 - بلازه ی تش و چاله : رقص آتش اجاق
7 - خدا خوو کِرده : مقدس
8 - بلواس ، شیوند ، کُتُک : نام سه مکان در بختیاری خوزستان که میوه ی انارشان در گذشته زبان زد بود .
9 - کیل kayl : پیمانه
10 - ماررو های دُندال : مادر و فرزندهای غمگنانه ترین سوگسروده ها
11 – من در شعر رهدارت جاری شدم و تو فرزندم جای مرا خالی مگذار .
12 – قحطی انسان ، داینی نام آوازی .
13 -جِنگِر jenger : چنگکی در باد زدن خرمن .
14 - کَه پَر kah par : دانه را از کاه جدا کردن . خرمن کوبیده را به دم باد زدن .
15 – کَهرهkahre : بزغاله
16- هَلیکی HALIK : صاف و آراسته شدن گیسو
17 – تُرنِه torne : گیسوی تاب داده دو سوی صورت زنان لُر.
18 – مِیهلَوMEHLAV : دانه گلابی وحشی . که مثل میخک بافته و به گردن می آویختند .

 

اضافه کردن نظر

نظرات خود را، حداکثر در 800 کاراکتر، به خط فارسی بنویسید. نظرات حداکثر ظرف 72 ساعت بازبینی می شوند و در صورت تایید و صلاح دید مدیریت سایت به نمایش در می آید.

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات  

 
#1 مهدی ممبینی 1396-07-09 03:18
سلام،چه جور میشه این کتاب رو تهیه کرد؟؟
 
 
#2 موگویی 1396-08-02 18:34
سلام جناب ممبینی این کتاب هنوز چاپ نشده تو مراحل چاپه انشاله اگر چاپ شد حتما اطلاع میدم خدمتتون ارادتمندم محمد مومنی موگویی